ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ادیان و مذاهب روم باستان

اديان و مذاهب روم باستان


جغرافياى تاريخى انسانى روم قديم
تا
ريخ مدون روم (ايتالياى فعلى ) به قرن هشتم قبل از ميلاد
مى رسد.
((در دوره هاى ما قبل تاريخ ، دو قوم كه داراى اصل مختلف بودند، روم را اشغال كردند. يكى از اين دو، مردم مديترانه اند كه پايدارتر بودند و با اهالى كرت و پلاسژهاى يونان خوي
شى داشتند.  دسته دوم را هند و اروپائيان چادر نشين تشكيل مى
دادند كه مانند اشغالگران نواحى هند، يونان و ايران از شمال آمده بودند.))(98) هجوم آريائى ها مخصوصا سلت ها به آن سرزمين در اثناء هزاره دوم ق .م . بوده ، اين اقوام و قبايل ((لاتين )) نام داشته و سرزمين آنها را ((لاتيوم )) گفته اند. در قرن هشتم قبل از ميلاد، قوم ((سابين )) به نواحى شرقى شبه جزيره فرود آمدند. بنابراين در قرن
هشتم قبل از ميلاد ((لاتين ها)) در ميان ((اتروسكانها)) در شمال و ((يونانيها)) در جنوب قرار گرفتند. در اواخر قرن سوم ق .م ((كارتاژها)) كه در برابر نفوذ و سلطه روم مقاومت مى كردند، درهم شكسته شدند و روم بر تمام حوزه درياى مديترانه استيلا يافت . كار روم به جائى رسيد كه مدتى دراز بر جهان تفوق و استيلا يافت . در طول اين تاريخ طولانى ، همان طور كه ذخائر ثروت و اندخته هاى اموال ديگر ملل دائما به شهر ((روم(( فرو مى ريخت ، مبادى و عقايد و آداب آنها نيز به آن كشور حمل مى شد و در عقايد و اديان اصلى رومى ها نفوذ مى يافت . شهر ((رم )) در ابتدا يكى از قصبات و بلاد كوچك قوم لاتين بود. در قرن ششم ق .م . با مهاجرت قبائل به رم ، اين شهر در تاريخ پديدار شد(99(


عقايد باستانى روم
آئين رومى ريشه در اديان بدوى دارد و محصولى است از عقايد صادراتى هند و اروپا و يونان و عقايد شرقى ، كه دچار دگرگونى بعدى شد: ((مذهب روميان قديم داراى هيچ تاريخ اساطيرى<SPAN dir=ltr& gt; براى افراد خدايان نبوده و براى آنها هيچگونه نسب نامه يا عروسى و زواجى و يا زاد و ولدى و هيچگونه افسانه پهلوانى پرستش پهلوانان و يا افسانه خلقت و مرگ و زندگانى اخروى نساخته اند.
خلاصه آنچه كه هومر و هسيود با ان طول و تفصيل براى خدايان يونان ايجاد كرده اند، رومى ها فاقد آن مى باشند…))(100) دين باستانى روم ، نمودى از توتم پرستى و جان پرستى بدوى بوده است ؛ تئتم پرستى به صورت اعتقاد به گياهان& lt;/SPAN> مقدس و حيوانان مقدس . ((بعضى از خانواده ها نام توتم داشتند؛ مانند ((پورسى اى)) كه از كلمه ((پوركوس )) مشتق است و خوك معنى مى دهد… روى علامت بخشهاى نظامى روم قديم گرگ و گراز و عقاب منقوش بود. كلمه لاتين ساسركه معنى مقدس و پليد هر دو را در بر دارد، با كلمه تابو مطابقت مى كند. ايام شومى وجود داشت كه در آن روزها نبايد گفتار مخصوص و اسرار دينى را بيان كرد… در روزهاى سعيد، به زبان آوردن نام بعضى از خدايان ممنوع بود. جان پرستى رومى در اطراف انسان ، ارواح بسيارى را جاى داد ولى آثارى از آنها باقى نگذارد. به ياد بود اين ارواح مراسمى بكار مى بردند و آنان را خشنود مى ساختند. اين نيروهاى بدون شخصيت را يك كلمه خنثى يعنى ((نومن )) كه جمع آن ((نومينا)) است ، مشخص مى ساخت . اين ارواح به ((مانا)) ى بدويان شباهت داشت .
ولى مجموعه اى از وحدت مادى منتشر در جهان را آشكار نمى ساخت . اين ارواح در اشياء مادى برقرار بودند و امور معين را مراقبت مى كردند. مثلا يك روح بر زمين باير حكومت داشت ، ديگرى بر كود دادن مزرعه و ديگرى بر شخم زنى ، وجين كارى و غيره رياست داشت . ((وارون )) اين ارواح را داراى قدرت الهى مى داند و انان را خدايان كامل ((دى سرتى )) كه لاتين آن ((دى كرتى )) است ، مى شناسد. هر انسانى ، همزادى يعنى ((ژينوس )) (گينوس ) همراه داشت . كرگ لينگر مى نويسد: ژينوس ديوى است كه توليد مى كند، چون ((كاى )) مصريان نيروى فراوانى توليد مى كند و مى بخشد، در حجله زفاف ساكن است ، با انسان متولد مى شود و با او مى ميرد. به انسان فهم مى دهد و خصلت و اخلاق او را مى سازد. هر زنى در خود يك نيروى باور كننده موسوم به ((ژونو)) داشت … جان پرستى با جادو همراه بود. رومى با تصوير و با حركات و كلمات تفكر مى نمود و جقيقتى را كه مايل بود، ايجاد مى كرد. براى تاءمين دفاع از شهرها، حلقه جادوئى دور آنها قرار مى داد.))(101)


خدايان رومى
ارواح به تدريج به صورت خدا در آمدند، و روميان بدون اينكه بدانند اينها خدا هستند يا رب النوع عليه السلام به عبادت آنها مى پرداختند.
((ژونون))، رب النوع ارواح حامى زنان بود. و اين ، حكايت از دوران كهن عصر مادر سالارى دارد. ((ترمينوس خدا)) عامل وحدت ارواح پراكنده بود و ((ژانوس )) خداى واحد حاصله از تركيب
خدايان (ارواح
گوناگون ): ((ژانوس دو صورت داشت ، يكى از شهر مراقبت مى كرد و ديگرى خارج از شهر را نگهبانى مى كرد تا كسى بدون صلاحيت در آن راه نيابد… ژانوس ‍ خداى آغازها نيز بشمار مى رفت … ماه ((ژانوس )) همان ((ژانو آريوس )) و ((ژانويه )) است . الهه هاى متعدد كانون ، به صورت يك الهى به نام ((وتسا)) در آمد و در معبدى به شكل كلبه اى گرد و كوچك مورد ستايش قرار گرفت . در قديمى ترين معبد روم ، راهبات (زنان راهبه ) پاكدامن يعنى وستالها آتش مقدس را نگهدارى مى كردند. در ميان تمام ارواح ابتدائى ، ژينوس هاى مردان براى هر فرد باقى ماند، شايد براى اينكه نوع كار مردان با زنان تفاوت داشت . الهه كشاورزى رب النوع نيكوكار، بونادئا نگهدار بيشه اى مقدس در نزديكى روم بود
هركول رب النوع قدرت … حامى پدران خانواده بود… تثليت رومى عبارت بود از: ((ژوپي
تر))، مارس (خداى جنگ و خداى جنگجويان شهرى ، كوايرى نوس
(خداى صلح و مردمان صلح طلب ).))(102)


پانتئون خدايان رومى
اين پانتئون ، تقليدى از يونان و شرق بود به اين صورت كه : ((الهه هاى لاتين : ((مينرو))، رب النوع قديمى ((فالدى ))ه
ا را ((اتروسك ))ها پذيرفتند و بر روم تحميل
كردند. اين خدا با ((اتنه )) همسان گشت و نگهبان كارگران گرديد، ولى رب النوع سياست و جنگ بشمار نرفت . تثليث قديمى روم (ژوپيتر + مارس + كوايرينوس ) جاى خود را به تثليت جديد (ژوپيتر + ژونون + مينرو) داد. ((دى يان ))، كه عبادتگاه او نزديك درياچه ((نمى ئ بود، توسط ((اتروسك ))ها وارد دين روم شد و با ((آرتميس )) همسان گرديد. ((قورتونا)) رب النوع بخت و اقبال و غيبگوئى ، ((ونوس )) رب النوع ((آرده)) را مانند ((ژونون )) در روم ، يعنى ارواح بارورى كه سابقا هر يك از آنها در يك زن</SPAN& gt; ساكن بوده ، در خود جمع مى كند. اين رب النوع سپس با ((آفروديت )) همسان گشت((هرمس )) به صورت ((عطارد)) تغيير شكل داد. ((مركور)) از كلمه ((مركز)) يعنى كالا و جنس است و خداى تجارت بشمار مى رود. ((آپولون )) و ((پوزئيدون )) كه آن را با نپتون )) يكى ساختند و سابقا خداى ابهاى جارى بود، بعدا خداى اقيانوس گرديد. هراكلس با هركول برابر گرديد و دمتر با سرس برابر شد. قبل از نفوذ افسانه هاى يونانى ، روميان داراى تصورات بسيار ساده بودند و افسانه هائى كه به خدايان انان مربوط باشد نداشتند، از اين رو افسانه هاى يونان را پذيرفتند(103) در روم باستان خدايان به دو بخش تقسيم مى شدند: خدايان مردمى و شخصى و خدايان دولتى و رسمى . فهرست خدايان دولتى به قرار ذيل است : اناپرنا، كارمانتا، كارنا، سرس ، كونسوس ، ديواانگرونا، فلاسر، فونوس ، فلورا، فورينا، ژانوس ، ژوپيتر، لارنتا، لارس ك ليبر، مارس ، ماتر، ماتوتا، نپترنوس ، اپس ، پاليس ، پومونا، پورتونوس ، كرينوس ، ساتورنوس ك تلوس ، وجوويس ، وستا، ولكانوس ، ولترنوس ، ژونو، ونوس ، اپولو، مى نروا، مركورى (104)


مراسم دينى
روميان باستان عقايد خويش را در قالب مراسم فردى و جمعى ، ملى و خانوادگى ابراز مى داشتند
.
به اين صورت كه : ((يك رومى پارسا در كانون خانواده ، اهل خانه و حتى بردگان خود را براى نماز و هديه كردن خوراكى براى الهه هاى خانگى ، جمع مى كرد.))(105)
پيدايش روحانيت رومى ؛ از آنجا كه در تلقى روميان ، مذهب به معنى عقد رابطه بين دو طرف بوده است و انجام و انعقاد اين عقد رابطه بايد صحيح و دقيق صورت گيرد، ((احتياج به كشيش يا پيشواى روحانى در ميان ايشان بوجود آمده است ؛ براى آنكه در تحت هدايت و راهنمائى او بتوانند تشريفات و رسوم عبادتى را كما هو حقه بى هيچ زياده و نقصانى به انجام برسانند.))(106) روحانيت رومى پاسدار دين دولتى روميان بوده است . روحانيان ، كارمندان دولت و متصدى اجراى مراسم همگانى بوند: ((شاه قبلا در راءس روحانيون قرار داشت ، ولى بعد كسى را به جاى او قرار دادند كه پادشاه قربانى ها نام داشت . پس از شاه سه نفر روحانى قرار داشتند؛ پس ‍ از روحانيان ، كاهنان قرار داشتند… پس از الغاء سلطنت ، ((پون تيف )) اعلى ، قادرترين روحانيون گرديد.))(107)
ژورنال (42 125 ق . م ) در قصيده معروف خود درباره زنان و ملاقات هاى مخفى آنان در ((معبد دل آراى ايزيس )) گفتگو مى كند و شعبده بازى روحانيون خواجه سيبل را آشكار مى سازد…(108)
در تمام دوران قيصرى روم ، وظيفه انجام تكاليف دينى به عهده عمال و قضاوت ذى شاءن بوده كه آنان را ((ماژيسترات )) لقب داده بودند و آنها بيشتر به وظايف مدنى مى پرداختند؛ گر چه بعدها تكاليف مذهبى و هدايت دينى را عمال مذهبى ((پونتى فيس )) به عمل مى آوردند.(109)


فرجام
محافظه كاران رومى از نفوذ اديان خارجى نگران شدند و براى نشان دادن عكس العمل ضد آنها، به تجليل و تكريم مراسم روم پرداختند. در عهد امپراطورى مراسم قديم رسميت يافت . پرستش پادشاه تجديد گرديد. شعرائى مانند هوراس (64 48 ق .م ) و ويرژيل (70 19 ق . م ) به تكريم امپراطور پرداختند كه امر نيك و صلح بى نظير را به مردم جهان داده است .
در هر حال ، با نفوذ افكار شرقى ، كيش جديدى بر ضد مراسم امپراطورى برپا گرديد و چون پيروز شد، به كار آنان و ديگران پايان داد. اين دين ، مسيحيت نام داشت .(110)


كتاب شناسى
به فارسى اوضاع تاريخى ، سياسى ، اجتماعى روم باستان ، ن . ك : مرتضى راونى /تاريخ اجتماعى ايران ، جلد اول ، تهران . 1358. 345 370 + پيشينه
عقيدتى ، اديانو مذاهب داخلى و
خارجى روم باستان . ن . ك : فليسين شاله / تاريخ مختصر اديان بزرگ/. + جان ناس / تاريخ جامع اديان + شناخت خدايان و اساطيرمستقل و مشترك روم و يونان . ن . ك : پير كريمال / فرهنگ اساطير يونان و رم . 2 جلدى .


www.lailatolgadr.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید