ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

امیرالمؤمنین علیه السلام و بیت المال

ابن ابی الحدید، در باره نفوذ و تأثیر کلام امام علی علیه السلام می نویسد:


پس از فرمایش علی به عاصم، وی، از مکانی که در آن نشسته بود، حرکت نکرد، مگر اینکه عاصم، لباسهای کهنه و مندرس را به در کرد و لباس نو پوشید.[۵۱]
احتیاط امام علی علیه السلام در بیت المال
عثمان بن حنیف، از دودمان اوس، با برادرش، سهل بن حنیف، در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله اسلام را پذیرفتند و همیشه از یاران علی علیه السلام به شمار می آمد. علی علیه السلام او را به جای عبدالله بن عامر، پسرخاله عثمان بن عفان، به استانداری بصره منصوب کرد. روزی، او، دعوت فرد پولداری را پذیرفت و سر سفره رنگین وی نشست. این کارِ عثمان بن حنیف، به امام علی علیه السلام گزارش شد. آن حضرت، ناراحت شد و ضمن
نامه اعتراض آمیزی[۵۲]، مطالب بسیار مهمی را گوشزد کرد. در آغاز یادآوری می کند
:



پسر حنیف! به من گزارش داده اند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به میهمانی خویش فراخوانده و تو، به سرعت، به سوی آن شتافته ای، خوردنیهای رنگارنگ، برای تو آورده اند و کاسه های پر از غذا، پی در پی، جلوی تو می نهادند! گمان نمی کردم میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان: با ستم، محروم شده و ثروتمندان آنان، بر سر سفره، دعوت شده اند. بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن و آن چه را به پاکیزگی و حلال بودنش، یقین داری، مصرف کن!
ألا و إنَّ لکلِّ مأمومٍ إماماً یَقْتَدِی به و یستِضی ءُ بنور علمه! ألا و إنَّ إمامکم قد اکتفی من دنیا بِطِمْرَیهِ و من طُعَمِهِ بِقُرْضَیهِ … فوالله! ما کَنَزْتُ من دُنْیاکم تِبْراً و لا ادَّخَرْتُ من غنائمها وَفْراً و لا أعْدَدْتُ لبالی ثوبی طمْراً و لا خُرْتُ من أرضها شِبْراً و لا أخذتُ منه إلّا کقُوتِ أتانٍ دَبِرَهٍ و لهی فی عینی أوْهی و أهْوَنُ من عَفْصَهٍ مَقِرَه
آگاه باش! هر پیروی را، امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش، روشنی می گیرد.
آگاه باش! اما شما، از دنیای خود، به دو جامه فرسوده و دو قرص نان، رضایت داده است … .
پس سوگند به خدا! من از دنیای شما، طلا و نقره ای، نیاندوخته و از غنیمتهای آن، چیزی، ذخیره نکرده ام! بر دو جامه کهنه ام، جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا، حتی یک وجب، در اختیار نگرفتم! … دنیای شما، در چشم من، از دانه تلخ درخت بلوط، ناچیزتر است
و لو شئتُ لَاهتدَیْتُ الطریقَ إلی مُصفّی هذا العسلِ و لُبابِ هذا القَمْحِ و نسائجِ هذا القَزِّ و لکن هیهات أنْ یَغْلبنی هوای و یَقُودَنی جَشعی إلی تخّیرِ الأطعمه ـ لعلّ بالحجازِ أوْ الیمامهِ مَنْ لا طَمَعَ له فی القُرْصِ و لا عهد له بالشِبَعِ ـ أو أبیْتَ مِبْطاناً و حولی بطونٌ غَرْثی و أکبادٌ حَرّی؛
من، اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم، برای خود، غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس، بر من چیره گردد و حرص و طمع، مرا وا دارد که طعامهای لذیذ برگزینم در حالی که در حجاز یا یمامه، کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز، شکمی، سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم، شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته، وجود داشته باشد!
&lt ;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>آیت الله حسن زاده، در باره عثمان بن حنیف، می نویسد:
وی، تربیت شده دست مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و به درجات عالیه از کمال، رسیده بود. و عمر نیز به او عقیده داشت و جمع آوری خراج منطقه وسیعی از حکومت را، به او واگذار کرده بود. پس از او، امام علی علیه السلام وی را، به عنوان والی بصره، منصوب کرد.
و اینکه امام علی علیه السلام به مجرد خطای کوچکی (حضور بر سر سفره اشرافی) او را توبیخ کرده، دلیل بر مقام و منزلت اوست.
سپس، آیت الله حسن زاده، در باره هدف از تشکیل چنان مجلسی، احتمالاتی را مطرح می کند. احتمال سوم، عبارت است از اینکه: دعوت کنندگان، از مخالفانِ امام علی بوده اند و خواسته اند با غذاهای آنچنانی، دلِ عثمان را بربایند و او را به طرف معاویه جذب کنند، از این رو، امام علی علیه السلام او را توبیخ کرده است&lt ;/SPAN>.
امام علی علیه السلام پس از توبیخ عثمان، شیعیان خویش را به الگو قرار دادن سیره و رفتار خویش، دعوت کرده و در دو کلمه، سیره عملی خویش را به جهانیان معرفی کرده است:
الف) او، از لباس و زینت دنیا، به طمرین (دو جامه ازار و رداء)، بسنده کرده است.
ب) و از خوراکیها و لذائذ دنیا به دو قرص نانِ جو، بسنده کرده است.[۵۳]
امام علی علیه السلام در حالی، این گونه زندگی می کرد که خلفا و
رهبران حکومتهای دیگر آن عصر، زندگیهای افسانه ای ـ که قابل پذیرشِ کمتر کسی می تواند باشد ـ داشته اند
.
ابن ابی الحدید، می نویسد:
سبب اینکه امام علی علیه السلام دو لباس داشته، این است که یکی اِزار، برای پوشاندن بدن، و یکی رداء، برای پوشاندن سر بوده است. ـ سپس می گوید: ـ روایت شده که علی به جز روزهای قربان (اعیاد) غیر از نان، خورشت دیگری نداشت.[۵۴]
سوء استفاده نکردن از مقام
اشعث بن قیس ـ که از سردمداران منافقان و از دشمنان سرسخت حضرت علی علیه السلام بود ـ[۵۵] به خیال اینکه با دادن چشم روشنی، تحت عنوان هدیه، می تواند به علی علیه السلام نزدیک شود، حلوایی را، شب هنگام، به د
رب منزل علی علیه السلام می رساند. حضرت از او می پرسد
: «آیا بخشش است یا زکات و یا صدقه؟ زکات و صدقه، بر ما اهل بیت، حرام است.» او، در پاسخ می گوید: «هدیه است.» علی علیه السلام در پاسخ می گوید: «زنان بچه مرده، بر تو بگریند! آیا از راه دین، وارد شدی که مرا بفریبی یا عقلت آشفته شده و یا جن زده شدی آیا هذیان می گویی؟.»
و الله لو أُعْطِیتُ الأقالیمَ السبعه بما تحتَ أفلاکها علی أنْ أعصی اللهَ فی نَمْلهٍ أسْلُبُها جُلْبَ شعیرهٍ ما فَعَلتُهُ! و إنَّ دنیاکم عندی لأهون من وَرَقهٍ فی فمِ جَرادَهٍ تَقْضَمُها! ما لعلیٍّ و لِنَعیمٍ یَفنی و لذهٍ لا تبقی …[۵۶]
سوگند به خدا! اگر هفت اقلیم را، با آنچه در زیر آسمانهاست، به من دهند، تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچه ای، ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد! و همانا دنیای آلوده شما، نزد من، از برگ جویده شده دهان ملخ، پست تر است! علی را با نعمتهای فناپذیر و لذتهای ناپایدار چه کار؟
<B& gt;نگرانی امام علی نسبت به بیت المال به هنگام مرگ
علی(ع) به اهالی مصر، در باره اهتمام و نگرانی نسبت به بیت المال، می نویسد:
و إنّی إلی لقاءِ الله لَمشتاقٌ و حُسْنِ ثوابِهِ لَمُنْتَظِرٌ راجٍ، و لکنَّنی آسَی أنْ یَلِی أمر هذه الأُمه سُفَهاؤُها و فُجّارُها، فیتخذوا مالَ الله دُوَلاً[۵۷]؛
همانا، من، برای ملاقات پروردگار، مشتاق و به پاداش او، امیدوارم، لکن از این اندوهناکم که بی خردان و تبهکارانِ این امت، حکومت را به دست آورند، آنگاه، مال خدا را دست به دست بگردانند.
سیره و روش امام علی علیه السلام حساسیت و نگرانی نسبت به بیت المال است. این حساسیت و اهتمام، در حدی است که آن حضرت را رنج می دهد و هیچ گاه، حتی دم مرگ، وی را رها نمی کند.
در باره دقت و احتیاط امام علی علیه السلام در هزینه کردن بیت المال، مطالب و رویدادهای فراوانی، در کتابهای تاریخ و حدیث، رسیده است که سبب تعجب و شگفتی خواننده را فراهم می کند و جز از مولا علی علیه السلام چنین گفتار و کرداری قابل قبول نیست. جهت رعایت اختصار، از گزارش آنها، خودداری می شود.[۵۸]
عدالت در استفاده از بیت المال
اگر گفته شود: «نهج البلاغه، کتاب عدالت و علی علیه السلام مجری و شهید راه عدالت است»، کلامی دور از حقیقت نیست.
بی گمان، اگر نهج البلاغه، عدالت را تفسیر و معنا نمی کرد، آیات قسط و عدل قرآنی، بدون تفسیر می ماند و علی علیه السلام در مدت کوتاه حکومتش، عدالت را اجرا نمی کرد، عدالت پس از پیامبر(ص)، اجراکننده ای را به خود نمی دید.
اجرای عدالت، کار بسیار دشواری است و جز از افرادی همانند علی علیه السلام امکان پذیر نیست؛ زیرا، اجرای عدالت و عدالت خواهی، همراه با مشکلاتِ طاقت فرسایی است که برای هر کسی، قابل تحمل نیست.
بی گمان، قسط و عدالت، از مهمترین اهداف بعثت انبیای الهی بوده و جامعه اسلامی، بدون عدالت، معنا ندارد. از این رو، امام علی علیه السلام نهایت تلاش را در اجرای عدالت اسلامی، در تمامی ابعادش، بویژه در استفاده از بیت المال کرده است تا آنجا که در باره اش گفته شده: قُتِلَ علیٌّ لشدَّهِ عدالته.
آنچه ملاحظه می شود، برخی از فرمایشهای آن حضرت، در باره رعایت عدالت در هزینه کردن بیت المال است
.
۱
ـ رعایت عدالت با خویشان
در خطبه دویست و بیست و چهارم، در مقام تبیین قبح ظلم و دوری از آن و اهتمام به رعایت حقوق مردم در بیت المال، می گوید:
و الله! لَأنْ أبیتَ علی حَسَکِ السَعدانِ مُسَهَّداً أوْ أُجَرَّ فی الأغْلالِ مُصَفَّداً، أحبُّ إلیَّ من أنْ ألْقیَ اللهَ و رسولَهُ یومَ القیامه ظالِماً لِبَعْضِ العباد و غاصِباً لِشیی ءٍ فی الحطام
و الله! لقد رأیْتُ عقیلاً و قد أملق حتّی استَماحَنی من بُرِّکم صاعاً، و رأیتُ صبیانَه شُعْثَ الشعُو
رِ، غُبْرَ الألوان من فَقْرِهم کأنَّما سُوِّدَتْ وجوهُهْم بالعِظْلِمِ و عاودَنی مُؤکَّداً و کَرَّرَ علیّ القولَ مُرَدِّداً فأصْغَیْتُ إلیه سمعی، فظَّنَ أنّی أبیعُهُ دینی و أتَّبعُ قیادَهُ مُفارقاً طریقتی، فأحْمَیْتُ له حَدیدهً، ثم أدْنَیْتُها من جِسْمِهِ لِیَعْتَبِر بها، فضجَّ ضجیجَ ذی دَنفٍ مَن ألَمِها، و کاد أنْ یَحْتَرِقَ من مِیْسَمِها. فقلتُ له: «ثَکَلَتکَ الثواکل! یا عقیل! أتَئنُّ من حدیدهٍ أحماها إنسانُها لِلَعِبِهِ و تَجُّرُنی إلی نارٍ سَجَرها جَبّارُها لِغَضبِهِ؟ أتَئنُّ من الأذی و لا أئِنُّ من لَظیً؟»؛[۵۹]

سوگند به خدا! اگر بر روی خارهای سعدان، به سر ببرم و یا با غل و زنجیر، به این سو و آن سو کشیده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پیامبرش را، در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان، ستم، و چیزی از اموال را غصب کرده باشم!
به خدا سوگند! برادرم، عقیل، را دیدم که به شدت، تهیدست شده و از من، درخواست داشت تا یک مَنْ از گندمهای بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی، دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده بود، گویا با نیل، رنگ شده بودند. پی در پی، مرا دیدار و درخواست خود را تکرار می کرد. چون گفته های او را گوش فرا دادم، پنداشت که دین خود را به او واگذار می کنم و به دلخواه او، رفتار، و از راه و رسم عادلانه خود، دست برمی دارم. روزی، آهنی را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم. پس چونانِ بیمار، از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: «ای عقیل! گریه ک
نندگان بر تو بگریند! از حرارت آهنی، می نالی که انسانی، به بازیچه، آن را گرم ساخته، اما مرا، به آتش دوزخی می خوانی که خدای جبارش، با خشم خود، آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز، می نالی و من از حرارت آتش الهی ننالم؟».

۲
ـ تقسیم عادلانه بیت المال
ابن ابی الحدید، در شرح خطبه نود ـ که معروف به اشباح شده و پس از مرگ عثمان، ایراد شده است ـ می نویسد:
علی علیه السلام پس از تعریف و تمجید برخی از یاران، بر منبر رفت. ضمن بیان مطالبی از گذشته، گفت:
&l t;SPAN dir=rtl>«مبادا، گروهی از شما که دنیا، آنان را در بر گرفته و برای خود، زمین و املاک فراوانی فراهم ساخته، و بر اسبهای راهوار، سوار، و کنیزکان زیبا و خوشرو را، به خدمت گرفته اند، اگر آنان را، به حقوق خودشان، بازگردانم (کنایه از گرفتن بیت المال) ناراحت و ناخشنود گردند
!».
سپس حضرت خطاب به مردم می گوید:
چون فردا، فرا رسد، صبح زود، پیش من آیید که نزد من، اموالی است، باید میان شما تقسیم کنم و باید همه مسلمانان، چه عرب و چه عجم و چه کسانی که مقرّری می گیرند و چه کسانی که مقرّری نمی گیرند، پیش من بیایند. برای شما و خودم، از خدا، آمرزش می خواهم.
ابن ابی الحدید، به نقل از استادش، ابوجعفر اسکافی، می نویسد:
این گفتار، نخستین سخنانی بود که عده ای را خوش نیامد و موجب کینه توزی شد. چون فردا رسید، علی به کاتب خود، عبیدالله بن ابی رافع، فرمان داد، نخست، از مهاجران شروع کند و به هر یک از آنان، سه دینار، و سپس به هر یک از انصار نیز، سه دینار و سپس به دیگران، چه سفید و چه سیاه، هر یک، سه دینار بدهد. در این هنگام، سهل بن حنیف، می گوید: «ای امیر مؤمنان! این مرد، دیروز، غلام من بود و امروز، او را آزاد کرده ام، آیا به او، سه درهم و به من نیز سه درهم می دهی؟». علی گفت: «به او، همان مقدار که به تو می دهم، باید داده شود؛ زیرا، هیچ کس را بر دیگری، جز به تقوا، برتری نیست.»
ابن ابی الحدید، سپس می گوید:
طلحه و زبیر، به هنگام بیعت با علی گفتند: «ما، به شرطی با تو بیعت می کنیم که ما را در حکومت، شریک گردانی.» علی به آن دو گفت: «شما، در بیت المال، همانند خود من هستید و من، برای خودم، از یک برده حبشیِ بینی بریده، حتی یک درهم بیشتر از بیت المال، برنمی دارم و این دو پسر من نیز، همین گونه اند.»
۳
ـ نادیده گرفتن خویشان، در مجازات
و الله! لو أنَّ الحسنَ و الحسینَ فَعَلا مثلَ الذی فَعَلْتَ، ما کانَتْ لهما عندی هوادَهٌ، و لا ظَفِرا منّی بإرادهٍ، حتّی آخذ الحقَّ منهما و أُزیحَ الباطلَ عن مَظْلَمَتَهما؛[۶۰]
سوگند به خدا! اگر حسن و حسین، چنان می کردند که تو انجام دادی، از من، روی خوش نمی دیدند و به آرزو نمی رسیدند، تا آنکه حق را، از آنان بازپس ستانم و باطلی را که به ستم پدید آمده، نابود سازم.
آیت الله حسن زاده، در شرح این نامه می نویسد:
آنچه مایه تأسف شدید است، اینکه نامه، خطاب به یکی از خویشاوندان امام علی است. بیشتر، بر این باورند که او، عبدالله بن عباس است که پس از کشته شدن محمد بن ابی بکر، نوشته شده؛ زیرا، او فکر کرد که حکومت، از دست آنان خارج می شود و آنان، از حقوق شرعی، محروم می شوند. از این رو، از بیت المال بصره، برای آینده اش ذخیره کرده.[۶۱]
ابن ابی الحدید، می نویسد: «پس از رسیدن نامه به دست عبدالله بن عباس، ن
امه ای را در جواب، خطاب به امام علی علیه السلام به این مضمون می نویسد
:
پس از عرض سلام؛ نامه شما، به دستم رسید … به جان خودم قسم! همانا، حق و سهم من از بیت المال، بیشتر از چیزی است که برداشته ام!».[۶۲]
پس از آن، حضرت، نامه دیگری خطاب به او می نویسد.
در هر صورت، امام علی علیه السلام، در این نامه، خطاب به ابن عباس، سوگند یاد می کند که اگر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام این کار را می کردند، حضرت، با آنان، نیز چنین برخوردی می کرد و نزدیکی آن دو به حضرت، سبب نمی شود که از مجازات آن دو، چشم پوشی کند.
۴
ـ اجرای عدالت هرچند بر ضرر خود باشد
علی علیه السلام در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر، مبنی بر اینکه «چرا در تقسیم بیت المال، به گونه یکسان عمل کرده و سهم آنان را، بیشتر نکرده است؟» می گوید:
و أمّا ما ذَکَرْتُما من أمر الأُسْوَهِ، فإنَّ ذالک أمْرٌ لَمْ أحْکُمْ أنا فیه برأیی و لا وَلِیتُهُ هویً منی، بل وَجَدْتُ أنا و أنتما ما جاء به رسولُ الله، صلی الله علیه و آله و سلَّم، قد فُرِغَ منه، فلم أحْتَجْ إلیکما فیما قد فَرَغَ اللهِ من قَسْمِهِ و أمْضی فیه حُکْمَهُ؛
و اما اعتراض شما که «چرا با همه، به تساوی رفتار کردم؟»، این، روشی نبود که به رأی خود و یا با خواسته دل خود، انجام داده باشم، بلکه من و شما، این گونه رفتار را، از دستورالعمل های پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلّم، آموختیم که چه حکمی آورد و چگونه آن را اجرا کرده است. پی در تقسیمی که خدا به آن فرمان داد، به شما نیازی نداشتم.
امام علی علیه السلام می داند که اگر طلحه و زبیر را راضی نگه ندارد و با آنان، همان گونه رفتار کند که با دیگران رفتار می کند، آنان، تحمل نمی کنند و از درِ خانه علی رفته و بیعت، شکسته و در پی آن، توطئه خواهند کرد و در نتیجه، حکومت را در معرض نابودی قرار می دهند، با این وصف، امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال و حق مردم، مصلحت سنجی نمی کند و حاضر نمی شود که بیت المال، عادلانه تقسیم نشود.
۵
ـ رعایت عدالت، حتی با حدخوردگان
آن حضرت، در خطبه صد و بیست و هفت، خطاب به خوارج، پاره ای از آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بدان عمل کرده، برمی شمارد، از جمله:
و قد علمتم أنَّ رسولَ الله صلی الله علیه و آله قَطَعَ السارقَ و جلد الزانی غیرَ الْمُحْصَنِ ثمَ قَسَمَ علیهما من الفی ءِ؛[۶۳]
شما می دانید همانا، رسول خدا صلی الله علیه و آله دست دزد را برید و زناکاری را که همسر نداشت، تازیانه زد و سپس آنان را از غنائم (بیت المال)، بهره داده است.
علی علیه السلام بر این باور است که باید حقیقت و مُرِّ اسلام، عملی شود. اگر کسی گناه کرده، باید به همان مقدار، مجازات شود، ولی این گناه و مجازات، سبب محروم شدن از حقوق شهروندی و سهمیه اش از بیت المال نمی شود، همان گونه که خویشاوندی و یا موقعیت اجتماعی، سبب افزایش سهمیه از بیت المال نمی شود.
۶
ـ برابری حقِ تمام مسلمانان در بیت المال
آن حضرت، در نامه چهل و سوم، به مصقله پسر هبیره شیبانی، پس از بازخواست و توبیخ وی به جهت رعایت نکردن اصل عدل و انصاف در بیت المال، می نویسد:
ألْاو إنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ و قِبَلَنا، من المسلمین، فی قسمهِ هذا الفی ء، سَواءٌ یَرِدون عندی علیه و یَصدُرونَ عنه؛
آگاه باش! حقِ مسلمانانی که نزد من یا پیش تو هستند، در تقسیم بیت المال، مساوی است! همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من بگیرند.[۶۴]
۷
ـ اجرای عدالت، از وظایف حاکم است
از جمله مطالبی که در فرمایشهای علی علیه السلام در باره بیت المال به چشم می خورد و بر آن تأکید شده، عبارت است از اینکه اجرای عدالت، از وظایف اصلی و اساسی حاکم اسلامی است و در هیچ شرایطی، نباید از آن چشم پوشی کند.
أیُّها الناس! إنَّ لی علیکم حَقّاً و لَکم علَّی حقٌ فأمّا حقُّکم علَّی فالنصیحهُ لکم و توفیرُ فیئکم علیکم؛[۶۵]
ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من، حقی واجب شده است: حقِ شما بر من، آن است که از خیرخواهی شما، دریغ نورزم، و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم
.
استرداد بیت المال
از جمله روشهای امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال، برگرداندن چیزهایی است که از بیت المال، به غارت رفته است. در خطبه پانزدهم، در باره بیت المال تاراج شده می گوید:
و الله! لو وجدتُهُ قد تَزَوَّجَ به النساءُ و مُلِکَ به الإماءُ، لرددتُهُ؛ فإنَّ فی العدلِ سَعَهٌ و مَنْ ضاقَ علیه العَدْلُ، فالجور علیه أضیق؛
به خدا سوگند! بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می گردا
نم، گرچه با آن، ازدواج کرده و یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا، در عدالت، برای عموم گشایش است و آن کسی که عدالت، بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است
.
ابن ابی الحدید، در شرح این خطبه می نویسد:
عمر و عثمان، خلیفه دوم و سوم، قطایع[۶۶] فراوانی را از زمینهای بیت المال، به اقوام و خویشان بخشیده بودند. علی، این خطبه را بر اساس گزارش کلبی، از ابی صالح، از ابن عباس، در روز دوم خلافتش، ایراد کرد و در آغاز خطبه گفت: «ألا! إنَّ کُلَّ قطیعهٍ أقطعها عثمانُ و کلُّ مالٍ أعطاه من مالِ الله، فهو مردودٌ فی بیت المال، فإنَّ الحق القدیم لا یبطله شی ءٌ».
ابن ابی الحدید، سپس در مقام تفسیر فرمایش علی علیه السلام می نویسد:
هرگاه اداره حکومت بر اساس عدل و انصاف، برای حاکم، موجب تنگی و سختی باشد، اداره آن بر اساس ظلم، تنگنایی بیشتر را ایجاد می کند؛ زیرا در صورت دوم، افرادی برای جلوگیری از ظلم در برابر حاکم قد علم می کنند.
ابن ابی الحدید، سپس می نویسد:
بر اساس گزارش کلبی، علی، فرمان داد تا ابزار جنگی و شترانی که به عنوان زکات، در خانه عثمان بود، به بیت المال برگردانند و اما ابزار جنگی که علیه مسلمانان به کار نرفته بود و اموال شخصی عثمان را مورد تعرض قرار نداند.
وقتی این خبر به گوش عمروعاص، در شهر ایله، در منطقه فلسطین رسید، نامه ای برای معاویه فرستاد و در آن نوشت: «هر کاری که ممکن است انجام بده که پسر ابی طالب، همه اموالی را که تو جمع آوری کرده ای خواهد گرفت.»[۶۷]
آثار خیانت در بیت المال
روشن است که هر گناه، یک اثر وضعی و یک اثر تکلیفی دارد. خیانت و غارت بیت المال نیز، افزون بر حرمت تکلیفی و عذاب قیامت، آثار وضعی ویژه ای در همین دنیا دارد.
آنچه در این بخش، ملاحظه می شود، برخی از آثار وضعی خیانت به بیت المال از نگاه امام علی علیه السلام است& lt;SPAN dir=ltr>.
1ـ رسوایی در دنیا
امام علی علیه السلام در نامه بیست و ششم، ضمن بیان برخی از توصیه ها و سفارشها برای مأموران مالیاتی، در باره خیانت به بیت المال، مطالبی را گوشزد کرده است. آن حضرت، خیانت به بیت المال را، مساوی با خیانت به امت اسلامی دانسته و گفته است:
إنَّ أعظمَ الخیانه خیانهُ الأُمَّهَ و أفْظَعُ الغَشِّ غِش الأئمه؛[۶۸]
همانا، بزرگترین خیانت، خیانت به ملت، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با امامان است.
سپس در ارتباط با آثار و پیامدهای خیانت به بیت المال گفته است:
مَنِ استهان بالأمانه و رَتَعَ فی الخیانه و لمْ یُنَزَّه نَفْسَهُ و دینَهُ عنها، فقد أحَلَّ بنفسه الذلَّ و الخِزْیَ فی الدنیا و هو فی الآخرهِ أذلّ و أخزی؛[۶۹]
کسی که امانت (بیت المال) الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند و خود و دین خویش را پاک نسازد، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
۲ـ ذلت در پیشگاه الهی و پستی در آخرت
علی علیه السلام در خطبه صد و بیست و ششم ـ که در باره عدالت و دادگری صادر شده ـ می گوید:
لو کانَ المالُ لی، لَسَوَّیْتُ بینهم، فکیف و إنَّما المالَ مالُ الله! ألا و إنَّ إعْطاءَ المالِ فی غیر حقِّهِ تبذیرٌ و إسرافٌ و هو یَرْفَعُ صاحِبَهُ فی الدنیا و یَضَعَهُ فی الآخره و یُکْرِمُهُ فی الناس و یهینه عند الله؛
اگر اموال (بیت المال) از خودم بود، به گونه ای مساوی، در میان مردم تقسیم می کردم، تا چه رسد که جزء اموال خداست! آگاه باشید! بخشیدن مال به آنان که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است، [هرچند] ممکن است در دنیا، ارزش دهنده آن را
بالا برد، اما در آخرت، پست خواهد کرد! و [هرچند
] ممکن است که در میان مردم، گرامیش دارند، اما در پیشگاه خدا، خوار و ذلیل است.
همان گونه که ملاحظه می شود، امام علی علیه السلام از جمله آثار و پیامدهای خیانت در بیت المال را خواری در محضرِ مقامِ ربوبی و پستی در عالم آخرت، دانسته است.
۳ـ بی اعتمادی
امام علی علیه السلام منذَر، پسر جارود عبدی، را که از قبیل
ه عبدالقیس بود، به بخشداری منطقه ای از کشور اسلامی، منصوب کرد و لکن او، به بیت المال خیانت کرد و با بذل و بخششهای بی حساب و کتاب به دوستان و خویشان، بیت المال را غارت کرد. این خبر به امام علی علیه السلام می رسد. آن حضرت در نامه ای تند، ضمن توبیخ و عزل، او را احضار می کند
.
و لئنْ کان ما بلغنی عنکَ حقاً، لَجَمَلُ أهلِکَ و شِسْعُ نَعْلِکَ، خیرٌ منکَ و مَنْ کان بصفتک فلیس بأهلِ أنْ یُسَدَّ به ثَغرٌ أوْ یُنْفَذَ به امر، أوْ یُعلی له قدرٌ، أوْ یشْرَکَ فی أمانَهٍ، أوْ یُؤمَنَ علی جبایِهٍ!فأقْبِلْ إلیَّ حینَ یصلُ إلیک کتابی هذا. إنْ شاءِ الله؛
اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش تو، از تو، باارزش تر است. و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه می تواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او، بالا رود، یا شریک در امانت باشد و یا از خیانتی دور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا. ان شاء الله.[۷۰]
۴ـ بی بهره شدن در دنیا
در نامه بیستم ـ که خطاب به زیاد بن ابیه، جانشین عبدالله بن عباس، والی بصره، نوشته شده ـ او را از خیانت بر بیت المال برحذر می دارد و می نویسد:
و إنّی اُقْسِمُ باللهِ قَسَماً صادَقاً، لئِن بَلَغَنی أنّکَ خُنْتَ مِن فی ءِ المسلمین شیئاً صغیراً أوْ کبیراً، لَأَشُدَّنَّ علیکَ شَدَّهً تَدَعُکَ قلیلَ الوفر، ثقیلَ الظَهْرِ ضئیلَ الأمرِ؛
همانا من، براستی به خدا سوگند می خورم که اگر به من گزارش کنند که در بیت المال، خیانت کردی، کم و یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه عیال، در مانی و خوار و سرگردان شوی.
۵ـ کشته شدن با شمشیر
علی علیه السلام در نامه چهل و یکم ـ که در مقام توبیخ و نکوهش شدید از خیانتکاران به بیت المال، صادر شده ـ پس از بیزاری و نفرین بر خیانتکاران بیت المال، ضمن دعوت آنان به خداترسی و برگرداندن اموال به غارت رفته، فرد خیانتکار را تهدید به کشتن با شمشیر می کند:
فاتق الله! و ارْدُدْ إلی هؤلاءِ القوم أموالَهُم؛[۷۱]
از خدا بترس و اموال بیت المال را ـ که از این مردم بوده ـ به آنان بازگردان.
سپس آن حض
رت در مقام تهدید و مجازات خیانتکار می فرماید
:
فإنَّکَ إنْ لمْ تفعلْ، ثم أمْکَننی اللهُ منکَ، لَأُعْذِرَنَّ إلی الله فیکَ و لأضْرِبنَّکَ بسیفی الذی ما ضربتُ به أحداً، الاّ دَخَل النارَ؛[۷۲]
اگر اموال به غارت رفته بیت المال را برنگردانی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفری خواهم کرد که نزد خدا، عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را می زنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گشت.
منابع:
سایت سراج وسایت بنیاد نهج البلاغه


http://maghalats.mihanblog.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید