ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب

در يك جمع بندى كلى از چند تعريفى كه ذكر شد، مى توان «اضطراب» را به عنوان احساس رنج آورى كه با يك موقعيت ضربه آميز كنونى يا با انتظار خطرى كه به شيئى غيرمعين وابسته است، تعريف كرد.

ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب

تعاريف «اضطراب»

در يك جمع بندى كلى از چند تعريفى كه ذكر شد، مى توان «اضطراب» را به عنوان احساس رنج آورى كه با يك موقعيت ضربه آميز كنونى يا با انتظار خطرى كه به شيئى غيرمعين وابسته است، تعريف كرد.

به عبارت ديگر، اضطراب مستلزم مفهوم ناايمنى يا تهديدى است كه فرد منبع آن را به وضوح درك نمى كند.

تعريف «ايمان»
حضرت على(عليه السلام) مى فرمايند: ايمان بر چهار ركن و پايه قرار داده شده است، آن چهار پايه عبارتند از: صبر، يقين، عدل و جهاد.

«صبر» يعنى پايدارى بر انجام واجبات، خوددارى از معاصى و بردبارى در مقابل ناملايمات و سختى ها.

«يقين» يعنى يقين به وجود خدا، روز جزا، ثواب و عقاب و معارف حق.

«عدل» يعنى اعتدال در اخلاق، اعمال، دادگرى و عدم تعدّى به حقوق ديگران.

«جهاد» يعنى كوشش و فداكارى در راه ترويج خداپرستى، ارشاد و هدايت انسان ها و جلوگيرى از بى دينى، دنياپرستى، ظلم و بيدادگرى

ايمان مذهبى و كاهش اضطراب
در تعاليم اسلامى، روش ها و شيوه هاى گوناگونى براى مقابله با اضطراب ذكر شده اند. اصلى ترين عامل براى رسيدن به آرامش، حفظ آن و غلبه بر اضطراب، «ايمان به خداوند» بيان شده است.

حضرت على(عليه السلام) در روايتى كوتاه مى فرمايند: «آمِن تَأمَن» ايمان بياور تا در امان باشى. آن حضرت همچنين ايمان به خدا را مساوى با آرامش و امنيت مى دانند و مى فرمايند: «الايمانُ امان» ايمان همان امنيت و آرامش است. ويليام جيمز روان شناس معروف قرن بيستم مى گويد: «ايمان بدون شك، مؤثرترين درمان اضطراب است.»

ايمان به خداوند آثار متعددى دارد و هر يك به شيوه اى خاص در رفع اضطراب و ايجاد آرامش مؤثرند. در ادامه، به برخى از اين آثار و چگونگى آرام بخشى آن ها اشاره مى شود:

الف. خوش بينى
يكى ازاثار ايمان مذهبى، خوش بينى به جهان خلقت و هستى است. ايمان مذهبى به تلقّى انسان از جهان شكل خاصى مى دهد، به اين نحو كه آفرينش را هدفدار و هدف را خير و تكامل و سعادت معرفى مى كند.

طبعاً اين طرز تلقّى از جهان ديد انسان را نسبت به نظام كلى هستى و قوانين حاكم بر آن خوش بينانه مى سازد. ويليام جيمز مى گويد: «قيافه دنيا در نظر مردم با ايمان فرق مى كند; چرا كه مردم مذهبى به طور كلى قبول دارند كه هر واقعه و امرى كه به زندگى آن ها ارتباط دارد، انعكاسى از مشيّت الهى است.»

حالت فرد باايمان در كشور هستى، مانند حالت فردى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانين و دستورهاى حكومتى آن كشور را صحيح و عادلانه مى داند، به حسن نيت گردانندگان اصلى كشور نيز ايمان دارد و قهراً زمينه ترقّى و تعالى را براى خودش و همه افراد ديگر فراهم مى بيند و معتقد است: تنها چيزى كه ممكن است موجب عقب ماندگى او بشود تنبلى و بى تجربگى خود او و انسان هايى مانند اوست كه مانند او مكلف و مسؤولند.

از نظر چنين شخصى، مسؤول عقب ماندگى او خودش است، نه تشكيلات كشور و هر نقصى وجود دارد از آنجاست كه او و امثال او وظيفه و مسؤوليت خويش را انجام نداده اند. اين
انديشه طبعاً او را با خوش بينى و اميدوارى به حركت و جنبش وا مى دارد و براى غلبه بر مشكلات، از هيچ تلاشى فروگذار نيست
.

اما يك فرد بى ايمان در كشور هستى، مانند فردى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانين كشور را فاسد و ظالمانه مى داند و چاره اى جز پيروى ندارد. درون چنين فردى همواره پر از عقده، كينه و اضطراب است.

او هرگز به فكر اصلاح خودش نمى افتد. چنين كسى هرگز از جهان لذت نمى برد و جهان براى او همواره مانند يك زندان هولناك است و سبب بروز اضطراب در وجود او مى شود. قرآن كريم مى فرمايد: «و مَن اَعرض عَن ذكري فاِنَّ له معيشةً ضنك» (هركس از توجه و ياد من رو برگرداند، زندگى سخت و پر از فشارى خواهد داشت).

آرى، ايمان است كه زندگى و شرايط سخت و پر پيچ و خم آن ر در درون جان ما و براى ما آسان مى كند و مانع فشار عوامل روحى و اضطراب آور مى شود.

ب. روشن دلى
يكى ديگر از آثار ايمان مذهبى «روشن دلى» است. انسان همين كه به حكم ايمان مذهبى جهان را به نور حق و حقيقت روشن ديد، همين روشن بينى فضاى روح او را روشن مى كند و در حكم چراغى مى گردد كه در درونش روشن شده باشد.

چنين فردى به خوبى مشكلات را مى بيند و درك مى كند و با روشنايى نور ايمان و در پرتو عنايات خداوند متعال، به حل مشكلات مى پردازد و كمتر دچار اضطراب مى شود.

برخلاف او، يك فرد بى ايمان جهان در نظرش پوچ است، تاريك است، خالى از درك و بينش و روشنايى است و به همين سبب، خانه دلش هم در اين تاريك خانه اى كه خود فرض كرده، تاريك است و راه حل رفع مشكلات و رفع اضطراب حاصل از آن ها بر او بسته است.


ج. اميدوارى


فرد با ايمان با ابزار خوش بينى و در پرتو روشن دلى، به نتيجه مطلوب تلاش هاى خود اميدوار است. در منطق فرد باايمان، جهان نسبت به تلاش هاى او بى طرف و بى تفاوت نيست، بلكه دستگاه آفرينش حامى افرادى است كه در راه حق و حقيقت و درستى و عدالت و خيرخواهى تلاش مى كنند: «ان تَنصُروا اللّهَ يَنصُركُم» (محمد: 7); اگر خدا را يارى كنيد (در راه حق گام برداريد) خداوند شما را يارى مى كند.

اجر و پاداش نيكوكاران هرگز هدر نمى رود: «اِنَّ اللّهَ لا يُضيعُ اَجرَ المُحسنين» (توبه: 90); فرد با ايمان به كمك خداوند اميدوار است و در بحران هاى زندگى و براى دست يابى به اهدافش دست يارى به سوى خدا دراز مى كند و اين اميد به خدا مانع از ابتلا به اضطراب مى شود.

د. اطمينان خاطر


انسان فطرتاً جوياى سعادت خويش است و از تصور رسيدن به سعادت، غرق در مسرّت مى گردد، اما از فكر يك آينده شوم همراه با محروميت، سخت دچار دلهره و اضطراب مى گردد. آنچه مايه سعادت انسان مى گردد، دو چيز است:

1. تلاش

2.اطمينان به شرايط محيط.

موفقيت يك دانش آموز معلول دو چيز است: يكى سعى و تلاش خودش و ديگرى مساعدت و آمادگى محيط مدرسه و تشويق و ترغيب و تقدير اوليا و مربيان مدرسه. يك دانش آموز كوشا اگر به محيطى كه در آنجا درس مى خواند و معلمى كه آخر سال او را ارزيابى مى كند، اعتماد نداشته باشد و نگران يك رفتار غيرعادلانه باشد، در تمام
ايام سال دلهره و اضطراب سراپاى وجودش را مى گيرد
.


تكليف انسان با ايمان با خودش روشن است و از اين ناحيه، اضطرابى دست نمى دهد; زيرا اضطراب از شك و ترديد پديد مى آيد. انسان درباره آنچه به خودش مربوط است، شك و ترديد ندارد. آنچه انسان را به اضطراب و نگرانى مى كشاند و آدمى تكليف خويش را درباره او روشن نمى بيند جهان است.

آيا كار خوب فايده دارد؟ آيا صداقت و امانت بيهوده است؟ آيا با همه تلاش ها و انجام وظيفه ها، پايان كار محروميت است؟ اينجاست كه دلهره و اضطراب در مهيب ترين شكل ها رخ مى نمايد.

ايمان مذهبى، به حكم اين كه به انسان، كه يك طرف معامله است، نسبت به جهان، كه طرف ديگر معامله است، اعتماد و اطمينان مى بخشد، دلهره و نگرانى نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زايل مى سازد و به جاى آن، به او آرامش خاطر مى دهد.

هـ.لذت معنوى


يكى ديگر از آثار ايمان مذهبى، برخوردارى بيش تر از يك سلسله لذت هاست كه «لذت معنوى» ناميده مى شود. انسان دوگونه لذت دارد: يك نوع لذت هايى است كه به يكى از حواس انسان تعلّق دارد و در اثر برقرارى ارتباط ميان يك عضو با جهان خارج حاصل مى شود; مانند لذتى كه چشم از ديدن و گوش از راه شنيدن و دهان از راه چشيدن و لامسه از راه تماس مى برد.

نوع ديگر لذت هايى است كه با عمق روح و جان آدمى مربوط است و به هيچ عضو خاصى مربوط نيست و تحت تأثير برقرارى رابطه با يك ماده بيرونى حاصل نمى شود; مانند لذتى كه انسان از احسان و خدمت، يا از محبوبيت و احترام، و يا از موفقيت خود يا موفقيت فرزند خود مى برد كه نه به عضو خاصى تعلّق دارد و نه تحت تأثير مستقيم يك عامل مادى خارجى است.

لذات معنوى از لذات مادى، هم قوى ترند و هم پايدارتر. لذت عبادت و پرستش خدا براى كسانى كه قدر آن را مى دانند از اين گونه لذات است. عابدان عارف، كه عبادتشان همراه با حضور و خضوع و استغراق است، بالاترين لذت ها را از عبادت مى برند. در زبان دين، از «طعم ايمان» و «حلاوت ايمان» ياد شده است.

ايمان حلاوتى دارد فوق همه حلاوت ها، لذّت معنوى آن گاه مضاعف مى شود كه كارهايى از قبيل كسب علم، احسان، خدمت، موفقيت و پيروى از حس دينى ناشى گردد و براى خدا انجام شود و در قلمرو «عبادت» قرار گيرد. بالاترين و بهترين تأثير لذت معنوى كاهش و رفع اضطراب ناشى از عوامل درونى و بيرونى است.


و. كاهش ناراحتى ها


بشر در زندگى، خواه ناخواه، همچنان كه خوشى ها، شيرينى ها، به دست آوردن ها و كام يابى هايى دارد، رنج ها، مصايب، شكست ها، از دست دادن ها، تلخى ها و ناكامى هايى نيز دارد و روشن است كه بشر موظّف است با طبيعت دست و پنجه نرم كند، تلخى ها را به شيرينى تبديل نمايد.

اما برخى از حوادث جهان مثل پيرى قابل پيش گيرى و يا برطرف ساختن نيست. انسان، خواه ناخواه به سوى پيرى گام برمى دارد، چراغ عمرش رو به خاموشى مى گرايد و ناتوانى، ضعف، پيرى و ساير عوارض چهره زندگى را دگرگون و فرد را ناراحت مى كنند.

علاوه بر اين، انديشه مرگ و نيستى، چشم بستن از هستى، جدايى از كسانى كه به آن ها دل بستگى داشته است، رفتن و جهان را به ديگران واگذاشتن، به نوعى ديگر انسان را رنج مى دهد و سبب اضطراب مى شود.

ايمان مذهبى در انسان نيروى مقاومت مى آفريند و تلخى ها را قابل تحمّل مى گرداند. انسان با ايمان مى داند هر چيزى در جهان حساب معيّنى دارد و اگر واكنش در برابر تلخى ها به نحو مطلوب باشد، به فرض اين كه خود اين تلخى غير قابل جبران باشد، به نحوى ديگر از طرف خداوند متعال جبران مى شود.

پيرى به حكم اين كه پايان كار نيست و به علاوه، يك فرد با ايمان همواره فراغت خويش را با تلاش و كوشش و عبادت و انس با ذكر خدا پر مى كند، مطبوع و دوست داشتنى مى گردد، به طورى كه لذت زندگى در دوره پيرى براى مردم خداپرست از دوره جوانى بيش تر مى گردد.

قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان با آنچه در چشم فرد بى ايمان مى نمايد، انتقال از دنيايى فانى و گذرا به دنيايى باقى و پايدار و از جهانى كوچك تر به جهانى بزرگ تر است. مرگ منتقل شدن از جهان عمل و كشت به جهان نتيجه و محصول است.

از اين رو، چنين فردى نگرانى ها و اضطراب خويش را از مرگ، با كوشش در كارهاى نيك، كه در زبان دين «عمل صالح» ناميده مى شوند، برطرف مى سازد و از نزديك شدن مرگ دچار اضطراب نمى شود.


و. سكينه (آرامش خاطر)
«سكينه» در لغت، به معناى وقار، س
نگينى و آرامش استبرخى آن را به هيئت خاص جسمانى معنا كرده اند كه از آرامش اعضا حاصل مى شود افراد مؤمن داراى نوعى آرامش و اطمينان هستند كه هرگونه وحشت و دو دلى از آن ها زايل مى شود.

اين آرامش زاييده ايمان است. افراد باايمان هنگامى كه به ياد قدرت بى پايان خداوند متعال مى افتند، اميدوار مى شوند و در پرتو آن مشكلات خود را حل شده مى بينند.

ويليام جيمز مى گويد: «همان طور كه امواج خروشان و غلطان اقيانوس نمى تواند آرامش و ژرفاى آن را برهم زند و امنيت آن را پريشان سازد، شايسته است كه دگرگونى هاى سطحى و موقت زندگى، آرامش درونى انسانى را كه عميقاً به خداوند ايمان دارد، بر هم نزند; چرا كه انسان متديّن واقعى، تسليم اضطراب نمى شود و توازن شخصيت خويش را حفظ مى كند و همواره آماده مقابله با مسائل ناخوشايندى است كه احتمالا روزگار برايش پيش مى آورد

خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: «ثُمَّ اَنزَل اللّهُ سكينتَهُ على رسولِه و علىَ المؤمنين.» و آرامش را بر كسانى كه بهره اى از ايمان را داشته باشند، نازل مى فرمايد

علاّمه طباطبائى صاحب تفسير الميزان، «سكينه» را از ماده سكون به معناى آرامش دل دانسته اند; آرامشى كه انسان در عزم و اراده خود دارد و هيچ گونه اضطراب و نگرانى به خود راه نمى دهد; مانند شخص حكيم; يعنى كسى كه داراى ملكه اخلاقى (حكمت) باشد كه نسبت به كارهاى خودش چنين آرامشى دارد.

اين آرامش را هم از خواص ايمان بر شمرده اند. سپس ايشان برای واضح شدن معناى «سكينه» مقدّمه اى ارائه مى دهند.


«انسان روى غريزه فطرى، كارهاى خود را با تعليق انجام مى دهد; يعنى يك سلسله مقدّمات عقلى كه مشتمل بر مصالح زندگى و مؤثر در سعادت واقعى و موافق با غرض صحيح اجتماعى است، ترتيب داده و از آن ها نتيجه مى گيرد كه چه كارى را بكند و چه كارى را نكند، در صورتى كه روى اسلوب فطرت مشى كند.

و جز آنچه براى سعادت حقيقى اش سودمند است، در نظر نگيرد، اين كار فكرى با آرامش خاطر و بدون هيچ گونه تزلزل و اضطراب انجام مى گيرد، ولى در صورتى كه به زندگى مادى چسبيده و از هوا و هوس خود پيروى كند، امر بر او مشتبه شده و نيروى وهم و خيال با فريبندگى و آرايشگرى مخصوص به خود در افكار و انديشه هايش مداخله مى كند.

و از طرفى، از راه راست منحرفش ساخته و از طرف ديگر، او را در تصميم خود سست و در اقدام به كارهاى سخت و سنگين، مضطرب مى نمايد.»

وى شخص مؤمن را همچون كسى مى داند كه بر تكيه گاهى استوار و پايه اى ويران نشدنى تكيه زده و امور خود را بر معارف حقّه و اعتقادات غيرقابل شك و شبهه، مبتنى ساخته است. او در كارها طبق فرمان الهى اقدام مى كند و چيزى را متعلّق به خودش نمى داند تا ترس از بين رفتنش را داشته باشد.

شخص مؤمن از فقدان چيزى اندوهگين نمى شود و براى تشخيص خير و شر دچار اضطراب و دودلى نمى گردد. در ادامه، ايشان شخص بى ايمان را همچون افراد بى سرپرستى مى داند كه به كارشان رسيدگى نمى شود و خيالات و احساسات شوم، از هر طرف بر آن ها حمله كرده آن ها را دچار اضطراب شديد مى كند.

www.akhlagh.net

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor
صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه -آموزش مجازی قران ونهج البلاغه
ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب. ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب. ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب. ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید