ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران

بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران

زندگی سیاسی امام حسن(ع) در عصر رسول الله(ص) بخش دوم

 

بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران

 

بازگشت به آغاز
اشکالى بود که مناسب دیدم بدان اشاره کنیم و بعضى از پاسخ ‌هاى که مى توان در رد آن داد.در اینجا مى خواهیم اشاره کنیم که آوردن حسنین علیهماالسلام براى مباهله به این عنوان بود که آن دو، فرزندان رسول اکرم صلى الله علیه و اله هستند – هر چند فرزند دخت گرانقدر آن حضرت بودند – تا دیگر مجالى براى انکار یا شک و تردید براى احدى باقى نماند.
اینان خود اقرار دارند که ((این آیه دلالت دارد که هر چند حسنین فرزندان دخت پیامبر بودند، با این حال مى توان گفت : آن دو پسران رسول اکرم صلى الله علیه و اله بودند، زیرا پیامبر صلى الله علیه واله وعده داده بود که فرزندان خود را بخواند و آن دو را خواند.))
این اقدام رسول اکرم صلى الله علیه و اله معانى و مفاهیم
مهمى در بر داشت، زیرا علاوه بر آنچه در فوق بدان اشاره کردیم و همان طور که قبلا متذکر شدیم، هدف رسول خدا صلى الله وعلیه و اله این بود که برداشت تنفرآور جاهلیت را در مورد فرزندان زایل سازد نه فرزندان دختر)).این عقیده موجب مشکلات فراوان روانى، اجتماعى، اقتصادى و غیره مى شد و منطقى جز منطق جاهلیت و تعصبات کور نداشت .
آنچه باعث مى گردد که انسان نسبت به وضع مسلمانان اندوهگین باشد، این است که مى بینیم پس از رسول اکرم صلى الله علیه و اله اصرار ورزیدند که همان برداشت جاهلى از فرزند باقى بماند، چنان که در آرا و فتاواى فقهى آنان کاملا منعکس شد؛ از این آیه قرآنى ذیل را مختص فرزندان پسر دانستند، بدون این که براى فرزندان دختر سهمى قائل باشند؛ این آیه مى فرماید:
((یوصیکم الله فى اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین ؛))
حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسران، دو برابر دختران ارث برند.))
ابن کثیر گوید: ((گفته اند: اگر انسان چیزى را به فرزندان خویش هبه یا وقف کند، تنها فرزندان بلافصل و یا فرزندان پسرانش مى توانند از آن بهره مند شوند، و در این باره به قول شاعر استدلال کرده اند که گفت :
(( بنونا بنو آبنائنا و بناتنا        بنوهن ابناء الرجال الاباعد))
(( فرزندان ما، فرزندان پسران مایند، اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بیگانه اند.))
عینى گفته است : ((دانشمندان قواعد دستورى عرب، این فراز از شعر را گواه گرفته اند بر جواز تقدیم خبر بر مبتدا، و کارشناسان مسائل ارث، آن را هم دلیل بر این گرفته اند که تنها پسران پسر مى توانند از مال ارث ببرند و هم این که پیوند مردمان به یکدیگر، از طریق پدران است ؛ فقها نیز در باب وصیت از آن استفاده کرده و علماى معانى و بیان در بحث تشبیه آن را به کار برده اند.))
قرطبى در تفسیر خود نقل مى کند که : ((مالک بن انس، فرزندان دختر را در چیزى که وقف فرزند یا فرزند فرزند شده، سهیم نمى دانست .))
مالک، همان فردى است که اهتمام عباسیان درباره اش به جایى رسید که مى خواستند مردم را به زور وادار سازند که به کتاب او (موطاء) عمل کنند.
آن گاه که منصور اموال عبدالله بن حسن را گرفت و فروخت و در بیت المال مدینه گ
ذاشت، مالک بن اءنس مخارج خود را از عین این اموال برداشت . هرگاه منصور مى خواست کسى را والى مدینه کند، ابتدا با مالک مشورت مى کرد.
آرى این مالک با این خصوصیات است که چنین نظرى دارد و از آن دفاع مى کند.
محمدبن حسن شیبانى مى گوید:
((اگر کسى براى فرزند فلان کس وصیت کرد و آن کس، هم فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر، وصیت از آن فرزند پسر است نه فرزند دختر.))
آرى، خداى بزرگ این مفهوم منفور جاهلى را لغو کرد، اما اینان به پیروى از جو سیاسى و در جهت اجراى اهداف حاکمان عباسى و اموى، که در صدد تثبیت این مفهوم بودند، گام برداشتند و آن را همچنان حفظ کردند و تا جائى پیش رفتند که آن را در نظرهاى فقهى خود نیز منعکس کردند.
از طرف دیگر، لازم بود تا فرصت از کینه توزان و منحرفان که در آینده نزدیک از این مفهوم منفور براى رسیدن به مقاصد سیاسى در ارتباط با موضوع امامت و خلافت و رهبرى پس از رسول اکرم (ص) و درست در ارتباط با شخص کسانى که پیامبر(ص) آنان را که در قضیه مباهله با خود بیرون برد و در حدیث کسا و آیه تطهیر و دیگر مواردى که فعلا مجال ذکر آن نیست، به اکرام و گرامیداشت آنان پرداخت، بهره بردارى و سوء استفاده خواهند کرد گرفته شود، زیرا کسانى که پس از رسول اکرم (ص) خواهان خلافت بودند، در سقیفه چنین احتجاج کردند که ما اولیا و عشیره رسول خداییم و نیز ما عترت پیامبریم و با رسول خدا در پیوند خویشاوندى از دیگران نزدیک تریم .
امویان که روى کار آمدند، همین روش را پیمودند؛ طرح جهنمى آنان و هم دیگران در جهت تضعیف اهل بیت (ع) و برکنارى آنان از صحنه سیاسى و زعامت اسلامى و در نهایت، نابودى تبلیغاتى، سیاسى، اجتماعى و روانى و حتى جسمانى آنان حرکت مى کرد و نوک تیز حملات آنان اولا و بالذات متوجه کسانى بود که خداى سبحان تطهیر کرده و رسولش آنان را براى مباهله با اهل کفر و لجاج با خود بیرون برده است .
از بین بردن اهل بیت (ع) به نحوى که بیان کردیم، بر ایشان کارى مشکل و سخت و از سویى از هر چیز مهم تر بود، زیرا امت اسلامى مطالب فراوانى از پیامبر اکرم (ص) درباره آنان شنیده بودند و کاملا آگاه بودند که آیات قرآنى فراوانى در شاءن آنان نازل شده است که بیانگر فضایل آنان است، تا چه رسد به موضع گیرى هاى بسیار پیامبر(ص) که هیچ کس نمى توانست آن را نادیده گرفته یا لااقل تحریف و دگرگون جلوه دادن
آن به سادگى امکان پذیر نبود.
آرى، براى همین بود که امویان تلاش داشتند تا وانمود کنند که تنها آنان نزدیکان پیامبر(ص) و اهل بیت اویند، تا جایى که ده تن از بزرگان اهل شام در برابر سفاح سوگند خوردند که تا زمانى که مروان کشته شد، جز بنى امیه نزدیکانى براى پیامبر یا اهل بیتى که از او ارث ببرند، سراغ نداشتند.
اروى، دختر عبدالمطلب، این مساءله را براى معاویه، گوشزد کرد و گفت : ((و پیامبر ما بود که پیروز شد و نصرت و پیرزوى از آن او شد، اما پس از او شما و ما مسلط شدید و احتجاج کردید که با رسول خدا قرابت و خویشاوندى دارید…))
کمیت، شاعر اهل بیت، چنین مى سراید:
(( و قالوا ورثناها اءبانا و امّنا              ولا ورثتهم ذاک امّ و لااءب))
((گفتند که آن را پدر و مادرمان براى ما به ارث گذاشته اند، در حالى که آن را نه مادرى برایشان به ارث گذارده بود و نه پدرى .))
ابراهیم بن مهاجر مى گوید:
(( اءیهاالناس اسمعوا اءخبرکم
عجبا زاد على کل عجب …
عجبا من عبد شمس انهم
فتحوا للناس اءبواب الکذب
ورثوااحمد فیما زعموا
دون عباس بن عبدالمطلب
کذبوا و الله ما نعلمه
یحرز المیراث الا من قرب))
((اى مردم ! گوش فرا دهید تا شگفتى را که از همه شگفتى ها بالاتر است براى شما بیان کنم ؛ عجب از بنى عبد شمس که در دروغگویى را بر روى مردم گشوده اند و مدعى اند که آنان تنها وارث پیامبر بوده اند، نه عباس بن عبدالمطلب ؛ به خدا دروغ گفته اند و آنچه ما مى دانیم، ارث به خویشاوند نزدیک مى رسد نه خویشاوند دور.))
رسول اکرم (ص) به هنگام تقسیم خمس بنى نضیر یا خیبر، بنى عبد شمس ‍ را از جمله نزدیکان خود خارج کرد، و چون عثمان و جبیر بن مطعم اعتراض کردند و گفتند: نزدیکى بنى عبد شمس و بنى هاشم به یک اندازه است، حضرت از آنان نپذیرفت . این داستان در تاریخ معروف است و به تواتر نقل شده است .
سپس عباسیان روى کار آمدند و همین را در پیش گرفتند و وانمود کردند که آنان نزدیکان محمد(ص) پیامبر خدایند، تا بدین ترتیب حکومت خویش را شرعى جلوه دهند؛ حتى هارون بر مز
ار پیامبر حاضر شد و عرض کرد: ((السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابن عم)). در مقابل، امام کاظم علیه السلام پیش رفت و فرمود:((السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابه)). چهره هارون درهم شد و خشم و غضب بر او مستولى گشت .
عباسیان در ابتداى روى کار آمدن، رشته وصایت و دعوت خویش را به امیرالمومنین علیه السلام پیوند دادند و در استفاده از عواطف و احساسات جریحه دار مردم، از ظلم و ستم و دردهایى که علویان و اهل بیت علیهماالسلام از سوى گذشتگان آنها(امویان) تحمل کرده بودند، سود جستند، اما دیدند اگر بخواهند حکومت خویش را تحکیم بخشند، دیگر نمى توانند به وجود کسانى که با على علیه السلام پیوند خویشاوندى نزدیکترى از آنان دارند، به پیوند دادن خود با امیرالمومنین علیه السلام ادامه دهند ؛ از این رو بعضى از اصول و پایه هاى فکرى و عقیدتى مردم را به بازى گرفتند. مهدى عباسى (آن طور که به نظر مى رسد، مبتکر و صاحب اصلى این فکر باید پدرش منصور باشد) فرقه اى تاءسیس کرد که ادعا نمود:
((امامت بعد از پیامبر خدا صلى الله علیه و اله به عباس بن عبدالمطلب، سپس به پسرش عبدالله و سپس به فرزندش على رسید، و همچنین تا این سلسله به عباسیان منتهى شد. بیعت با على بن ابى طالب علیه السلام را صحیح و معتبر مى شمردند، زیرا عباس،خود،آن بیعت را صحیح و نافذ دانسته بود، نیز ادعا مى کردند که ارث مال عموست، نه دختر، و از این رو حق خلافت از طریق فاطمه علیه السلام به حسن و حسین نمى رسد و در اظهار و تثبیت این ادعا کوشش فراوانى کردند.))
تا جایى که شاعر بنى عباس چنین سروده است :
(( اءنى یکون و لیس ذاک بکائن           لبنى البنات وراثه الاعمام))
((چگونه مى شود که میراث عموها براى دختر زادگان باشد، در حالى که چنین نیست و نخواهد شد.))
او با این بیت به پول فراوانى دست یافت .
این مطلب، موضوع گسترده و پر شاخ و برگى است و تا حدودى درباره آن در کتاب خود، زندگانى سیاسى امام رضا علیه السلام به طور مشروح بحث کرده ایم، طالبان بدان جا رجوع کنند.
www.tarikheslam.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران. بررسی مسئله ارث رسیدن به دختران.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید