ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تاریخ آفریقا از سال 500 میلادی تا 1900 (بخش سوم)

امپراتوری سنگای


در سال 1460 سنی علی پادشاه جنگجو از شهر های کوچک آفریقایی امپراتوری امپراتوری تحت فرمانروایی آسکیاها که دنباله رو او بودند از طریق تجارت که در سراسر صحرای آفریقا انجام می شد ثروتمند گشت. کاروانهای شتر،طلا، نمک، خرما، و ابریشم را بین شمال و غرب آفریقا جابجا می کردند. شهر های سنگای نهایتاً مراکز آموزشهای اسلامی شدند.



76-1464 م


سنی علی آسکیا (فرمانروا) ی پایتخت کوچک
سنگای می شود در یک سلسله عملیاتهای درخشان او امپراتوری سنگای را تا بخشهای عظیمی از امپراتوری مالی پیشین گسترده داده و سپس بسیاری از تهاجم ها بویژه تهاجم همسایه خود قوم ماسی را سرکوب می کند.



1492
سنتی علی در راه بازگشت<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 9pt" dir=ltr lang=AR-SA&g t; از یک عملیات در دریا غرق می گردد.

1493
پسر سنی علی سنی بارو حکومت را به دست می گیرد اما او فرمانروایی ضعیف است و بزودی آسیکا محمد اول اولین فرمانروا ار خاندانی جدید جای او را می گیرد.

97-1496
محمد اول به همراه 800 سواره نظام به زیارت مکه شهر مقدس مسلمانان در عربستان می رود.

82-1549
در طول سلطنت صلح آمیز آسکیا داود امپراتوری سنگای به اوج شکوفایی خود دست می یابد.

1586
پس از آنکه محمد بنی آسکیا می شود جنگ داخلی میان فرماندهان نظامی سنگای آغاز می شود.

91-1590
ارتش سلطان منصور سلطان مراکش که به سلاح گرم مجهز بود به امپراتوری سنگای حمله کرده و ارتش سنگای را در نبرد توندیبی شکست می دهد امپراتوری سنگای سقوط می کند.

شکوفایی اقتصادی امپراتوری سنگای به کنترل بازرگانی در طول صحرای آفریقا از شمال تا غرب آفریقا متکی بود. این بازرگانی برای بیش از یک قرن ثروت زیادی به همراه آورد اما امپراتوری همسایگان زیادی داشت که به این ثروت رشک می برند.


جنگ قدرت


قرار بود وقتی که یک آسیکا (فرمانروا) بمیرد باید بزرگترین برادر جانشین او بشود اما در عمل همیشه میان فرزندان یا برادران متعدد که می خواستند قدرت را در دست بگیرند نزاع در می گرفت. هر یک از برادران ممکن بود راسا بر ایالت با سپاهیان تحت امر خود فرمان براند. در سال 1586م وقتی که محمد بنی آسکیا شد&l t;/SPAN> جنگ داخلی میان او آغاز گردید سلطان منصور سلطان مراکش از بحران موجود سود جسته و به امپراتوری سنگای حمله کرد.


مهاجمان مراکشی


سلطان منصور در اکتبر 1590م از مراکش عزیمت کرد در مقیاس آنروز ارتش 4000 نفری او بزرگ نبود اما آنان به جای تیر و کمان به توپ و تفنگ مسلح بودند نیروهای مهاجم همچنین شامل صنعتگران مهندسان و پزشکان و 10000 شتر برای حمل غذا و تجهیزات بود.


جنگ توندیبی


نیمی از سربازان مراکشی در میان صحرا جان دادند در فوریه 1519م باقیمانده ارتش مراکش به نیجر واقع در شمال امپراتوری سنگای رسید در این جا بود که ارتش عظیم سنگای در جنگ توندیبی با آنان روبرو شد تخمینها متفاوت است اما سنگائیها در حدود 4000 تا 100000 کماندار داشتند با وجود اینکه نسبت ارتش سنگای به ارتش مراکش حداقل بیست به یک بود اما دو هزار تفنگدار مراکشی ارتش سنگای را بطور کامل شکست دادند&lt ;/SPAN>.


پیروزی مراکش


سلطان منصور پیروز در تیمبوکتو مستقر شد و با غرور اعلام کرد که تمامی بخشهای مسلمان نشین غرب آفریقا را متحد کرده است اما او نتوانست کنترل منطقه مهم طلا خیز جنوب را به دست بگیرد. امپراتوری سنگای سقوط کرد و مرکز تجارت و
آموزش تیمبوکتو رو به زوال گذاشت.


حقایق ثبت شده


حاکمان سنگای بر خلاف بیشتر اتباع کشورشان مسلمانانی مومن بودند هنر و فرهنگ اسلامی بر اثر<SPAN dir=ltr&g t; حمایت آنان رشد کرد. هزاران دانشجو در تیمبوکتو به دانشگاه می رفتند شهر دارای 180 مدرسه بود که معلمانی در آنجا تدریس قرآن «کتاب مقدس» مسلمانان را متعهد شده بودند معلمان حقوق دریافت نمی کردند بلکه در عوض به آنها غذا و مسکن داده می شد تا بتوانند شب و روز مطالعه و تدریس کنند.</H1&gt ;

 


قوم آشانتی


در سال 1695م مردمان آشانتی به رهبری آسانتاهن و تحت یک پادشاهی واحد متحد شدند
.
در 150 سال بعد پادشاهی آشانتی یک قدرت اصلی میان دولتهای غرب آفریقا بود.ثروت آشانتی از راه تجارت طلا و برده که آنان با دیگر دولتهای آفریقایی و اروپاییان انجام می دادند، به دست می آمد.



16550م
قبایل و گروههای مختلفی که مردمان آشانتی را تشکیل می دادند، برای دفاع از خود در برابر دولت همسایه، دنکیرا، اتحاد ناپایداری را تشکیل دادند.

1695
قوم آشانتی،طی یک لایحه رسمی اتحاد،تحت رهبری آسانتاهن شاه واحد، بصورت یک ملت نمونه درآمد.

1701-1698
آشانتی ها به جنگ با مردم دنکیرا رفته و آنها را شکست می دهند. شکست دنکیرا آشانتی ها را به ساحل غنای کنونی می رساند و تجارت با هلندیان در المینا را برایشان ممکن می سازد.

1764
اوسی کوادوو به عنوان آسانتاهن منصوب می شود. در دوران فرمانروائی او (77-1764م) نظام حکومتی به میزان زیادی اصلاح می شود. سربازان آشانتی با شکست دادن دولتها و قبایل دیگر وسعت امپراتوری را گسترش می دهند.

07-1806
یک سلسله عملیات بر علیه مردم فانتی، قبیله همسایه انجام می شود که آشانتی ها پیروز می شومند. امپراتوری آشانتی به بیشترین وسعت خود می رسد.

31-1824
جنگ میان بریتانیا (که در این دوره بزرگترین قدرت استعماری می باشد) و آشانتی ها در می گیرد. پیمان صلح امضا شده، اما روابط میان آن دو تیره می ماند.

74-1873
مج
ددا میان بریتانیا و آشانتی ها جنگ در می گیرد و نیروهای بریتانیایی،کوماسی، پایتخت امپراتوری آشانتی، را تصرف می کنند. صلح مشروط توسط بریتانیا بر
آشانتی ها تحمیل می شود.

1874
استانهاس جنوبی (آشانتی ها) توسط بریتانیا، رسما به مستعمره ساحل طلایی ضمیمه می شوند.

1896
به منظور جلوگیری از نفوذ فرانسه یک هیئت بریتانیایی به کوماسی رفته و پادشاهی آشانتی را تحت الحمایه بریتانیا می سازند.
1900
پادشاهی آشانتی به عنوان بخشی از غنا توسط بریتانیا، به آن کشور الحاق می گردد.

1902
پادشاهی آشانتی به عنوان مستعمره پادشاهی بریتانیا اعلام می شود.

وقتی اوسی توتو در سال 1695م نخستین آسانتاهن پادشاه گردید، پایه های پادشاهی جدید را با سازماندهی مجدد ارتش تقویت کرد.به هر یک از قبایل اصلی آشانتی، اداره بخشهای بزرگی از ارتش محول شده بود. آنها در طی دوران جنگ با کمک یکدیگر نیروی جنگی انعطاف پذیری را تشکیل می دادند که موثرتر از نیروهای ناکار آمدی بود که از طرف دیگر دولتهای آفریقا مورد استفاده قرار می گرفت.


اصلاح حکومت


موفقیت ارتش آشانتی در قرن هجدهم سرزمینهای جدید را تحت کنترل آشانتی ها در آورد.این افزایش متصرفات نیاز به نظام حکومتی جدیدی داشت تا مانع از این شود که آسانتاهن کنترل خود بر پادشاهی را از دست بدهد ؤ بویژه آنکه همیشه دیگر روسای آشانتی آماده بودند تا اقتدار او را از بین برند. در سال 1764م اوسی کوادوو آسانتاهن پادشاه شد. او گارد ملی را، که از مردان وقادار به او تشکیل شده بود، تشکیل داد. اگر آنان لیاقت نشان می دادند، می توانستند به ریاست منصوب شده و سپس دیگر روسای قبیله راتحت نظر بگیرند.


تجارت و رفاه


نظام حکومتی کارآمدی که توسط آشانتی ها، بر پا گردید به آنها کمک کرد تا ثروت عظیمی را بدست آورند. آنان تجارت با دیگر دولتهای آفریقای غربی و همچنین اروپاییانی که در طول ساحل، در قرن هجدهم مراکز تجاری تاسیس کرده بودند را توسعه دادند. مقادیر عظیم طلا به خزانه پادشاه آشانتی اضافه می گردید. تخمین زده می شود که او در حدود 1134 کیلوگرم (40000اونس) طلا که امروزه به ارزش 2 میلیارد دلار می باشد، به دست آورده بود. علاوه بر ثروت، آشانتی ها بدلیل داشتن دانشمندان و مدیرانی توانا مشهور بودند. کوماسی، پایتخت کشور آنها، تمام بازدیدکنندگان را، از جمله اروپاییانی که سرگرم تجارت با آشانتی ها بودند، تحت تاثیر قرار می داد.


حقایق ثبت شده


اوسی توتو و مشاور مذهبی او، اوکومفو آنوکی به منظور اتحاد قوم آشانتی گردهمایی بزرگی را تشکیل دادند. آنوکی در مقابل دیدگان مردم چهار پایه ای پوشیده از طلا را از آسمان به پایین آورد. او به آنها گفت که چهار پایه روح آشانتی را در خود دارد و برای آنکه ملتی بزرگ شوند باید متحد باشد و اوسی توتو رابه رهبری خود بپذیرند. از آنوقت به بعد، چهار پایه طلایی نشا
ن وحدت آشانتی گردید
.


دولتهای هائوسا


دولتهای هائوسا در بخش شمالی نیجریه امروزی در آفریقای غربی، شکوفا شدند. نخستین دولت هائوسا در قرن هشتم میلادی،پایه گذاری شد، اما در قرن پانزدهم میلادی بود که مردم هائوسا به بیشترین ثروت و قدرت خود رسیدند. در مقایسه با آشانتی ها، آنان تجارت محدودی با بازرگانان اروپایی در سواحل داشتند، ولی در عوض، ارتباطات بازرگانی و فرهنگی مهمی را با مسلمانان عرب از طریق صحرای آفریقا گسترش دادند.


قرآن تذهیب شده
اینها صفحاتی از نسخه هائوسایی قرآن، کتاب مقدس مسلمانان می باشد


 


800 میلادی
نخستین دولت هائوسا به نام دائورا، تاسیس می گردد و در طول قرون دهم و یازدهم بوسیله زنان اداره می شود.

1620-1500
کانو و کاتسینا، دو دولت عمده هائوسا در آن زمان، بر سر قدرت نزاع می کنند. دولت کانو رو به زوال گذاشته و دولت کاتسینا، قدرت می یابد.

حدود 50-1700
زامفارا یکی از دولتهای حاشیه نشین هائوسا، اهمیت می یابد. زامفارا دولت کانو را شکست داده و کاتسینا را وادار به تقسیم قدرت می کند.

حدود1800-1750
قوای دولت گوبیر، حاکم بر شمال سرزمین هائوسا، به سمت جنوب می تازد، اگر چه دولت گوبیر بر اثر جنگهای پی در پی ضعیف می گردد، ولی مهمترین دولت هائوسا می شود.

1804
عثمان دان فودیو، رهبر مسلمانان فولانی تبار، علیه دولیتهای هائوسا، اعلام جهاد می کند. در ظرف سه سال، امرای فولانی، جایگزین پادشاهان دولتهای هائوسا، می گردند.

1809
عثمان دا
ن فودیو قلمروی خود را میان دو فرزندش تقسیم می کند. یکی از پسران وی به نام
محمد بلو از شهر سوکوتو، که به پایتخت دائمی مردم فولانی مبدل می شود، بر بخش شرقی این قلمرو، فرمانروایی می کند.

06-1900
بریتانیا دولتهای هائوسا را به شمال نیجریه، ملحق می کند.

سرزمین هائوسا،که دولتهای هائوسا نام خود را از آن گرفته اند، شامل قلمرو حکومتی هفت دولت –
شهر
اصلی بیرام، دائورا، کانو (زازائو)،گوبیر،رانو و کاتسینا، می شد، البته، در این سرزمین چند دولت وابسته نیز وجود داشت. دولتهای هائوسا هرگز متحد نبودند ؛ اگر چه آنها خود را یک گروه قومی متمایز از دیگران می دیدند، اما اغلب با یکدیگر در حال جنگ بودند. در زمانهای مختلف، دولتهای متفاوتی رهبری قبائل هائوسا را به دست گرفتند.


بازرگانان آفریقای غربی


در قرن پانزدهم، مردم هائوسا، کشاورزی پر رونق و تولیدات صنعتی مهمی را گسترش داده بودند. آنان به خاطر مصنوعات چرمی و پارچه های نخی رنگارنگ شان، شهرت داشتند.اما از همه مهمتر ثروتی بود که آنان از راه تجارت بدست آوردند. بازرگانان شمال آفریقا و خاورمیانه راههای بازرگانی را در طول صحرای آفریقا ایجاد کردند. دولتهای هائوسا جایگاه مناسبی در سر راه های تجاری، میان صحرای آفریقا و بقیه آفریقای غربی داشتند و تجارت پر رونقی را در زمینه منسوجات، طلا، عاج و برده بر پا کرده بودند. ثروت دولتهای هائوسا آنها را قادر ساخته بود تا با صزف مبالغی،سپاهیانی را به منظور دفاع از موجودی خویش، تجهیز و سازماندهی کنند.


اتحادیه در سایه اسلام


از قرن پانزدهم، دین اسلام بوسیله بازرگانان عرب در قلمرو دولتهای هائوسا ترویج یافت و از نفوذ فراوانی برخوردار گردید. در قرون بعد، اسلام در کنار اعتقادات قدیمی مردم هائوسا،به ح
یات خود ادامه داد. در
اوایل قرن نوزدهم پادشاهان هائوسا طی یک جهاد (جنگ مقدس اسلامی) بوسیله مردم فولانی ـقوم دامداری که در قلمرو دولتهای هائوسا زندگی کرده و به دین اسلام گرویده بودند ـ برانداخته شدند. دولتهای هائوسا به بخشی از دولت اسلامی مردم فولانی در آفریقا، بدل شدند. اسلام دولتهای هائوسا را بیش از پیش با یکدیگر، متحد ساخت. آنها در سال 1820م بخشی از خلافت (حکومت اسلامی) را تشکیل
دادند که تا آن هنگام که بریتانیا
در اوایل قرن 20م دولت های هائوسا را به نیجریه الحاق نکرده بود، دست نخورده باقی ماند.


تجارت برده


هنگامی که اروپائیان استعمار قاره آمریکا را آغاز کردند، بردگان را برای کار کردن در مزارع و معادن جدید، از آفریقا بدانجا بردند. بین سالهای 1500 تا 1800 میلادی در حدود 15 میلیون سیاهپوست آفریقایی به قاره آمریکا انتقال یافتند تجار برده آنها را را از غرب آفریقا می خریدند. بیشتر این بردگان بوسیله دیگر سیاهپوستان آفریقایی به هنگام جنگ و یا شبیخونهایی که برای شکار آنان صورت می گرفت، به اسارت در می آمدند.


یک کشتی حمل برده قرن 18


 


وحشت اصلی بردگان آفریقایی، در راه آمریکا در هنگام عبور از گذرگاه میانی مسافرت بر روی اقیانوس اطلس شروع می شد. بسته به جهت وزش باد عبور از اقیانوس ممکن بود تا شش هفته به طول بینجامد صدها برده در یک فضای کوچک و در شرایط بسیار بدی جای داده می شدند در چنین فضایی هوا، غذا و آب بسیار کمی وجود داشت معمولاً برده ها را با زنجیر بهم می بستند تا قادر به فرار یا پریدن به دریا نباشند تقریبآً از هر 5 برده یک نفر در مسیر گذرگاه میانی می مرد، (از مجموع 3 میلیون نفر) پرتغالیها کشتیهای حامل برده خود را tumbeirus یا تابوت می نامیدند.


خرید و فروش


وقتی بردگان آفریقایی به جزایر هند غربی، برزیل یا آمریکای شمالی می رسیدند مستقیماً به بازار انتقال می یافتند در آنجا مانند حیوانات به حراج گذاشته شده و صاحبان کشتزارها و معادن دندانهای آنها را لمس می کردند سپس بردگان بر روی سکوئی می ایستادند و خریدارها پیشنهاد می دادند و هنگامیکه از نظر قیمت به& lt;SPAN dir=ltr> توافق می رسیدند برده های خریده شده را با خود می بردند. اغلب اعضای خانواده ها از یکدیگر جدا می گشتند.


زنجیر و شلاق


زمانیکه آنها به آمریکا می رسیدند به مانند حیوانات در حراج ها فروخته می شدند. و در کشتزارها و معادن به کار گمارده می شدند هزاران برده بر روی بزرگترین کشتزارهای پنبه و  نیشکر کار می & lt;/SPAN>کردند کار بسیار طاقت فرسا و کمر شکن بود. بسیاری از بردگان برای جلوگیری از فرار به زنجیر کشیده می شدند و شلاق زدن متداول ترین تنبیه برای کوچکترین خطاها بود. از بردگانی که قصد فرار داشتند آنقدر کتک می خورند تا بمیرند.


کار در مزارع


کارگران مزارع زندگی بسیار سختی داشتند. آنها از طلوع تا غروب خورشید، به سختی کار می کردند. بردگان در زیر گرمای طاقت فرسای حاره ای، محصولات را درو می کردند، نیشکرها را می بریدند و پنبه ها را جمع می کردند. آنها در کلبه های محقر چوبی که سطح ان از خاک پوشیده شده بود و بدون وسایل زندگی یا با اثاثیه ای اندک بود، می خوابیدند.


بردگان مستخدم


بردگان خانه ای، بعنوان مستخدم برای کارفرمایان و اربابان مزارع کار می کردند. بیشتر این افراد، در خانه صاحب خود زندگی می کردند و در همانجا می خوابیدند. بردگان خانه ای، معمولاَ چند ساعتی کمتر از کارگران مزارع کار می کردند و با انها بهتر رفتار می شد.


تجارت برده از راه اقیانوس اطلس


تجارت اصلی در یک مسیر مثلثی شکل صورت می گرفت. تجار برده اروپایی از بنادری مانند بوردو</SPAN&g t; و بریستول عازم آفریقای غربی می شدند آنها محموله های تفنگ و پارچه خود را در ازای خرید برده به برده فروشان آفریقایی می دادند و سپس از اقیانوس اطلس عبور کرده و به آمریکا می رسیدند در آنجا برده ها را به فروش می رساندند و سرانجام کشتیهای خود را پر از شکر و پنبه می کردند و مجدداً به اروپا بر می گشتند در بریستول و بوردو بانکدارانی که سرمایه گذار سفر های در یایی بودند پول زیادی به جیب می زدند.


حقایق ثبت شده


اکثر بردگان آفریقایی بوسیله دیگر سیاهان آفریقایی به فروش می رسیدند. بعضی از این بردگان از طرد شدن با جنایتکاران جامعه خود و اکثراً از زندانیان جنگی قبیله های دیگر بودند قبیله های آفریقایی مانند آشانتی و مالی از طریق فروختن برده به اروپا ثروت زیادی بدست آوردند تعداد کمی از حاکمان مانند ملکه نزینگاه از ماتا مبا (فوت 1633م) دز مقابل تجارت برده مقاومت کردند.اما دیگران این تجارت را پر سود دیدند.


http://daneshnameh.roshd.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید