ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم‏ السلام)

چكیده


در سیره ائمّه اطهار علیهم‏السلام، به عنوان رهبران دینی ـ سیاسی جامعه مسلمانان، چند اصل زیربنایی وجود دارد كه به اندیشه و تفكرات آنان قوام بخشیده و عامل توسعه علمی ـ فرهنگی حكومت و جامعه اسلامی است. یكی از این اصول، كه در این پژوهش به آن پرداخته شده، اصل «تعلیم و تربیت» است. تشویق به یادگیری علم و دانش در تمام زمینه‏های عقلی، نقلی و تجربی، و نیز تربیت دینی از جمله مهم‏ترین تعالیم اسلام است و توجه هر مرد و زن مسلمانی به علم و ادب از ضروریات حركت و رشد و تكامل به شمار می‏آید. این نوشتار كوشیده است تا با تحقیق در منابع كهن اسلامی و بخصوص شیعی روشن كند كه ائمّه اطهار علیهم‏السلام در این تلاش ارزشمند، از چه شیوه‏ها، ابزارها، و مواد آموزشی بهره برده‏اند و هدف اصلی و فرعی آنان در توجه به این اصل چه بوده است. روش پژوهشی در این مقاله، اسنادی، توصیفی و كتابخانه‏ای است.


مقدّمه


بخشی از تاریخ صدر اسلام سیره علمی و تربیتی پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و
‏آله و امامان معصوم علیهم‏السلام است. توجه به سیره آنها برای هدایت اعتقادی، تربیتی و علمی مردم و رساندن آن به آیندگان امری ضروری است. اولین چیزی كه به سیره پیامبر ارزش و اهمیت داده قرآن كریم است. قرآن به صراحت، به مسلمانان دستور می‏دهد سیره رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را اسوه نیكو و سرمشق خویش قرار دهند.
2


بر این اساس، می‏توان گفت: یك اصل اساسی در سیره و رفتار دینی، سیاسی و اجتماعی پیامبران و امامان شیعه علیهم‏السلام، توجه آنها به تعلیم و تربیت مردم است؛ اصلی كه از جمله وظایف و شئون اولیه یك حاكم اسلامی است. بنابراین، هدف از پرداختن به این موضوع، روشن ساختن ساختار سیره آن بزرگواران در زمینه آموزش و پرورش است تا بتوان از این سیره، الگوی مناسبی برای بالا بردن سطح تربیت دینی و دانش جامعه كنونی گرفت. تلاش این نوشتار بر آن است كه به مسئله ساختار و نظام تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم‏السلام، اهمیت، شیوه‏ها، ابزار و مواد آموزشی و تربیتی این اصل و نقش آنان در روند رو به رشد فرهنگ و تمدن
اسلامی با توجه به منابع نقلی و با شیوه تحلیلی ـ توصیفی بپردازد.


بازشناسی مفاهیم مورد بحث


1. سیره: واژه سیره بر وزن «فِعله» از كلمه «سیر» مشتق شده است. «سیره» یعنی: حالت، نوع خاص حركت و رفتار انسان،3 سنّت، روش، مذهب. «سیرة الرجل» یعنی: روش و كردار مرد، چگونگی رفتار او با مردم. در اصطلاح، به آنچه درباره رفتار پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیان شده «سیره» گویند.4 راغب اصفهانی نیز در ذیل این واژه می‏نویسد: سیره حالت و روشی است كه انسان و غیر انسان نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد.5 سیره در عرف مسلمانان، در معنایی معادل معنای «سنّت» نیز به كار رفته و در مجموع، عبارت است از: مجموعه رفتارها و گفتارهای
پیامبر و اهل‏بیت علیهم‏السلام.


2. حكومت اسلامی: حكومتی است كه در آن، اداره امور كشور و رسیدگی به مسائل جامعه، مطابق دستورات و قوانین اسلام است. در حكومت اسلامی، حاكمیت بر انسان و جامعه انسانی تنها مخصوص خداوند است و تدبیر و هدایت جامعه در راه مستقیمی كه به آخرت ختم می‏شود و الی‏اللّه است. این سیاستْ مختص انبیا و امامان شیعه علیهم‏السلام و به تبع آنها،علمای‏بیداراسلام است.6


3. تعلیم: «تعلیم» از ریشه «علم» و مصدر باب تفعیل است. اهل لغت «علم» را چنین تعریف كرده‏اند: «العلم»، ادراك حقیقت چیزی،7 دانستن، دانش، اظهار و روشن كردن،8 و نقیض جهل.9


«تعلیم» در لغت، به معنای یاد دادن، و در اصطلاح، به معنای ایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان است. راغب اصفهانی «تعلیم» را چنین تعریف می‏كند: «تعلیم» ناشی از تكرار است، به گونه‏ای كه از آن اثری در ذهن متعلّم به وجود آید.10


با توجه به این تعاریف، به طور كلی می‏توان گفت: تعلیم به معنای انتقال دانایی به دیگری و فراهم آوردن زمینه رشد و شكوفایی‏ انسان است‏ كه به شیوه‏های گوناگون تحقق می‏یابد، خواه از طریق وحی باشد و یا غیر آن.


4. تربیت: «تربیت» مصدر باب تفعیل از ماده «ربو» و یا «ربی» است. «تربیه» به معنای تربیت و تهذیب و پرورش فكری و اخلاقی است. «علم التربیه» به معنای آموزش و پرورش است.11


اما ابن منظور در لسان العرب ریشه «تربیة» را از واژه «ربو» به معنای زیادت می‏داند. «ربا الشی‏ء: أی زاد و نما»؛ یعنی افزایش یافت و رشد كرد.12 راغب اصفهانی نیز می‏نویسد: تربیت یعنی ایجاد شی‏ء به تدریج از حالتی به حالت دیگر تا به حدّ تمام برسد.13


با توجه به این معنا و مفهوم، در بحث تربیت انسان، مفهوم «تربیت» بر پرورش استعدادهای درونی انسان و فراهم ساختن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می‏كند. به عبارت دیگر، در تربیت، عنایت و اهتمام به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادهای متنوّع متربّی لحاظ شده و تربیت نیز در صورتی ثمربخش است كه با عمل و كوشش متربّی همراه باشد. اكنون از مجموع توضیحات درباره واژه‏های تعلیم و تربیت می‏توان گفت: این دو واژه به معنای آموزش و پرورش توانایی‏های انسان‏هاست؛ یعنی زمینه‏ای فراهم شود كه استعدادهای انسان به تدریج شكوفا شوند.14 بر این اساس، تعلیم بخشی از تربیت محسوب می‏شود. به عبارت دیگر، تعلیم شرط لازم تربیت است. نیز با توجه به توضیح واژه، درباره حاكم اسلامی می‏توان گفت: امر تعلیم و تربیت از جمله وظایف
حاكمان اسلامی است.


تعلیم و تربیت در سیره پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله


از منظر قرآن،15 روشن است كه مهم‏ترین اهداف ارسال انبیای الهی هدایت انسان‏ها به سوی سعادت و قرب الی اللّه با ارائه طریق و رفع موانع آن است؛ چنان‏كه قرآن كریم درباره ه
دف رسالت پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «او كسی است كه رسولش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند.»
16


آیه به صراحت اعلام می‏كند كه بعثت و ارسال حضرت محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بدین دلیل است كه دین او، یعنی اسلام، دین جهانی باشد، و به عبارت دیگر، همه ادیان و آیین‏های قبلی را به دین اسلام دعوت كند. او برای دعوت مردم و نیز تعلیم و تربیت آنها در مسیر تعالیم الهی، با دو شیوه كلی (تبشیر و انذار) كار خود را آغاز می‏كند؛ زیرا وی به عنوان حاكم اسلامی، وظیفه دارد تا به نومسلمانان آداب اسلامی را یاد دهد و در این راه از هیچ تلاشی فروگذاری نكند. اهمیت توجه پیامبر به امر تعلیم و تربیت مردم به دلیل نجات جامعه اسلامی، تربیت انسان و روشن نمودن دید آنها به دنیا و جهان آخرت است. این هدف عظیم در تعلیم و تربیت دینی مردم با پرورش افراد برجسته‏ای همانند یاسر و سمیّه نمود پیدا كرد كه برای دفاع از حقّانیت آنچه پیامبر آورده بود،
جان خود را تقدیم اسلام كردند.


بنابر گزارش‏های تاریخی، پیامبر برای هدایت و تربیت مسلمانان، علاوه بر اقدام شخصی در مقاطع و مكان‏های گوناگون، با ارسال برخی از مسلمانان به دیگر مناطق، به این مهم، جامه عمل می‏پوشاندند. طبری در گزارشی، این تلاش پیامبر را چنین نقل می‏كند: «عبداللّه‏بن ابی‏بكر گوید: وقتی فرستادگان “بنی‏الحارث‏بن كعب” رفتند، پیامبر، عمروبن حزم انصاری را سوی آنها فرستاد كه فقه، دین و سنّت پیامبر و آداب مسلمانی را به آنها تعلیم دهد و زكات بگیرد.»17


در گزارش دیگری درباره تلاش پیامبر برای آموزش و تربیت دینی مردم مدینه و دعوت آنها به اسلام آمده است: «پیامبر مصعب‏بن عمیر را به مدینه فرستاد تا قرآن را به ‏آنها تعلیم ‏دهد و دستورات ‏اسلام ‏را به ‏ایشان ‏بیاموزد.»18


پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با حضور جدّی خود در میان مردم و اشتغال به آموزش و پرورش آنها، با شیوه‏ها و ابزار گوناگون سعی در نهادینه كردن این رفتار در میان جامعه داشتند. اگر ایشان می‏توانستند جامعه جاهلی جزیره‏العرب را به امر دانش و ادب اسلامی متخلّق سازند و فرهنگ عمومی را كیفیت بخشند، به خوبی می‏توانستند دیگر موانع سدّ راه اسلام را از بین ببرند. ایشان به همین دلیل، در هر شرایطی به چنین كار عظیمی دست می‏یازیدند؛ چنان‏كه در جنگ «بدر»، هنگامی كه تعدادی از نیروهای سپاه مكّه به اسارت مسلمانان درآمدند، دستور دادند تا هر اسیر كه به ده تن از كودكان مسلمان نوشتن بیاموزد، پس از مهارت یافتن آن كودكا
ن، آزاد شود.
19


بنابراین، پیامبر به عنوان حاكم و مدیر هدایت مسلمانان به سوی سعادت ابدی، باید در راه تربیت و آموزش مردم، هزینه‏های مادی و معنوی لازم را بپردازد و از هیچ تلاشی فروگذار نكند.


جایگاه تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم‏السل
ام


فلسفه تشكیل حكومت در اسلام، چیزی جز اجرای احكام و تحقق معارف اسلامی در همه عرصه‏های زندگی بشر نیست. انبیا و پیشوایان دین از جمله امامان معصوم شیعه علیهم‏السلام نیز برای تشكیل حكومت بر مبنای قرآن و سنّت پیامبر، به تلاش می‏پرداخته‏اند و از حق خویش دفاع می‏كرده‏اند؛ زیرا در نظام اسلام، صلاحیت حكومت بر مردم، خاص افرادی است كه شرایط كافی در حوزه‏های مدیریت فقهی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم دارند. اگرچه در میان امامان شیعه تنها حضرت علی و امام حسن علیهماالسلام فرصت كوتاهی پیدا كردند تا مدیریت سیاسی مسلمانان را در حوزه حكومتی به عهده بگیرند، اما هیچ‏گاه دیگران نیز در رهبری و مدیریت سیاسی، فقهی، اجتماعی و تربیتی شیعه به شیوه‏ها و ابزارهای گوناگون كوتاهی نكرده‏اند و در مقاطع گوناگون تاریخ، آنان را به صورت مقطعی و یا تدریجی به قوانین فقهی، اعتقادی و اخلاقی آشنا كرده‏اند.


«امامت»،20 كه یكی از اركان اساسی و ضروری عقاید شیعه به شمار می‏رود، به معنای زعامت امّت در امور معاش و معاد است. این بنیاد سیاسی و دینی همواره مورد تأكید شیعیان بوده و آنان با اتّكا بر آن به مبارزه با سلطه‏های جور پرداخته و حكومت آنها را نامشروع دانسته‏اند. امام از نظر شیعه، علاوه بر پیشوای دینی، رهبر سیاسی نیز هست و شیعیان همواره به او توجه می‏كنند و اوامر او را می‏پذیرند؛ زیرا آموزه «اطاعت از امامان شیعه»، در كلام و مبانی عقیدتی آنان ریشه وحیانی دارد؛ چنان‏كه خداوند در سوره نساء، آیه 59 پس از پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، مسلمانان را به پیروی از جانشینان وی امر فرموده است: «ای كسانی كه ایمان آورده‏اید، از خدا اطاعت كنید و از پیامبر خدا و اولوالامر اطاعت كنید.»


علّامه طباطبائی در توضیح واژه «اولوالامر» می‏نویسد: كار آنان صادر نمودن آرائی است كه به نظرشان صحیح است و اطاعت از آنان در آراء و اقوالشان بر مردم واجب است؛ همان‏گونه كه اطاعت از رسول خدا در آراء و اقوالش بر مردم واجب است.21


شیخ مفید همگام با سایر فقها و متكلّمان شیعه، امامت و حكومت امام علیه‏السلام را نوعی ریاست و رهبری عمومی برای شیعه در امور دین و دنیا می‏داند و از دیدگاه وی، امامان شیعه زعامت سیاسی و اجتماعی مردم را دارند و اطاعت از آنان بر مردم لازم است تا حكومت آنها در جامعه محقّق گردد. وی می‏نویسد: من می‏گویم ائمّه اطهار علیهم‏السلام قائم‏مقام انبیا در تنفیذ احكام و اقامه حدود و حفظ شریعت و مربّی تربیت مردم هستند. آنها معصومند همانند عصمت انبیا.22& lt;/SPAN> اما اجرای حدود الهی بر عهده سلطان اسلام است كه از جانب خدای متعال نصب شده و آنان عبارتند از: امامان هدایتگر از آل محمّد علیهم‏السلام.23


بنابراین، با توجه به آنچه مطرح شد، می‏توان گفت: از منظر آیات و روایات و استدلال عقلی، امامان شیعه به عنوان جانشینان پیامبر دارای وظایفی در اداره امور جامعه مسلمانان هستند. یكی از این وظایف مهم و كلیدی آموزش و تربیت دینی و علمی مردم است. امام علیه‏السلام نه تنها رئیس اداری، قضایی و نظامی امّت است، بلكه معلم و مربّی مردم در امور تربیتی نیز هست؛ چنان‏كه امام علی علیه‏السلام نیز در خصوص شرح وظایف حاكم اسلامی و جایگاه تعلیم و تربیت دینی در سیره ائمّه اطهار علیهم‏ال
سلام، آموزش و پرورش علمی و دینی مردم را اصلی‏ترین حقوق مردم بر امام و حاكم اسلامی می‏داند و در این‏باره می‏فرماید:
خدایا، تو می‏دانی كه آن كارها كه از ما سر زد، نه برای همچشمی‏بود و نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیا چیزی افزون به چنگ آوریم، بلكه می‏خواستیم نشانه‏های دین تو را، كه دگرگون شده بود، بازگردانیم و بلاد (زمین) تو را اصلاح كنیم تا بندگان ستمدیده‏ات در امان مانندو آن حدودی كه مقرّر داشته‏ای جاری گردد.24


مردم، مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی است. حقی كه شما به گردن من دارید، اندرز دادن و نیكوخواهی شماست و غنایم را به تمامی، میان شما تقسیم كردن و تعلیم دادن شماست تا جاهل نمانید، و تأدیب شماست تا بیاموزید… .&l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; COLOR: #000099; FONT-SIZE: 9pt; TEXT-DECORATION: none; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman’; text-underline: none” lang=AR-SA>25 ما پرورش یافته خداییم و مردم پرورش‏یافته ما هستند.26


امام و حاكم اسلامی موظف است معارف اسلامی و ایمانی را به افراد تحت حكومتش آموزش دهد.27


والی نباید در بیان احكام و حدود الهی توقّف نماید، و نه كسی باشد كه سنّت را فرو می‏گذارد تا امّت را به هلاكت اندازد.28


هر آینه، آنچه بر عهده امام است، این است كه آنچه را خداوند به او فرمان داده به جا آورد؛ چون رساندن مواعظ و سعی در نیكوخواهی و احیای سنّت پیامبر و اقامه حدود خدا بر كسانی كه سزاوار آن هستند. پس به تحصیل علم بشتابید.29


امامان شیعه به مشكلات فردی و اجتماعی مردم آگاه بودند و با توجه به شرایط زمان و مكان بر اساس ضرورت و اهمیت موضوعات، به رهبری و مدیریت مسلمانان و به ویژه شیعیان می‏پرداختند. در آن شرایط زمانی، اهمیت تعلیم و تربیت مسلمانان ـ اگر نگوییم ضرورت بیشتری داشت، دست‏كم می‏توان گفت ـ به حدی بود كه زیربنای جامعه اسلامی بر آن استوار بود. بر این اساس، امام علی علیه‏السلام دانش آموختن و ذخیره دانش را از ثروت‏اندوزی ضروری‏تر می‏دانند.<SUP& gt;30 حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شیعیان را به پرستش و یادگیری علم، تشویق می‏نمودند و اجر علما را در پاسخ به سؤالات، بسیار می‏شمردند.31 همچنین امام حسن مجبتی علیه‏السلام به نونهالان سفارش می‏كردند كه از سنّ كودكی شروع به كسب دانش كنند و در نوشتن اندوخته‏ها كوتاهی ننمایند؛ می‏فرمودند: شما هم‏اكنون خردسالان جامعه‏اید و به زودی از بزرگان دیگر جوامع خواهید شد، پس علم بیاموزید و هر كس از شما توانایی ندارد كه آن را به خاطر بسپارد آن را بنویسد و از آن محافظت كند.32


این‏گونه سفارش‏هاانگیزه‏هایی قوی برای یادگیری علم و ادب اسلامی در اهل آن ایجاد می‏كرد و به مرور زمان، بر جامعه اسلامی، شوق به فراگیری علم و دانش چراغ تمدّن و فرهنگ ناب اسلام راه رشد و تعالی را نشان داد.


اهداف نظام تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم‏السلام


ائمّه اطهار علیهم‏السلام به عنوان مجریان احكام الهی، در بعد آموزش، اهداف علمی را دنبال می‏كردند تا بدین طریق، علاوه ‏بر پیشبرد وضعیت‏ علمی، سطح ‏فكری ‏و درك ‏اجتماعی مردم را كیفیت بخشند. در بعد پرورشی نیز در پی رشد اخلاق، اعتقاد و پرورش استعدادهای فطری آنان بودند.


الف. اهداف تربیتی


مهم‏ترین اصول و مبانی نظام تعلیم و تربیت اسلامی در سیره ائمّه اطهار علیهم‏السلام بر محور شناخت خدا، انسان و هستی، و به عبارت دیگر، ایمان به اصول و فر
وع دین اسلام و اخلاق استوار است. ایشان با توجه به شرایط حاكم بر جامعه، سعی در توجه مسلمانان به این اصول زیربنایی داشتند تا از این طریق، به اهداف نظام اسلامی دست یابند؛ زیرا زمانی تلاش آنان در تعلیم و تربیت مسلمانان سودبخش است كه متربّی به اصول موضوعه اسلام ایمان و اعتقاد داشته باشد. به همین دلیل، یكی از مواد آموزشی آنان در جهت تربیت مردم، آموزش معارف دینی بود. در رأس این تلاش‏ها، توجه دادن مردم به شناخت مبدأ آفرینش، پرستش وی به عنوان خدای یگانه اهمیت بیشتری داشت.


1. توجه به اصول اعتقادی دین و مذهب


اولین هدف تربیتی ائمّه اطهار علیهم‏السلام در تعلیم و تربیت شیعیان، توجه دادن آنها به اصول دین و مذهب است و در رأس این تلاش، توجه دادن مردم به مباحث توحید در بعد افعال و صفات خداوند، شناخت و ایمان به او و در نهایت، پرستش او به عنوان تنها پروردگار جهان؛ خداوندی كه یگانه است و همه امور به دست قدرت اوست. به فرمایش امام علی علیه‏السلامسنگ‏بنای اسلام معرفت به خداست.33 هدف دیگرآنان‏توجه‏دادن‏مردم‏به‏حقّانیت معاد، نبوّت و وحی، و امامت است. امامان شیعه علیهم‏السلام نیز به عنوان جانشینان بر حق پیامبر، مفسّران وحی و كلام الهی هستند. آنان به دنبال پی‏ریزی نظامی تربیتی بودند كه از طریق پیامبر و قرآن به‏پروردگار عالم منتهی می‏شود.


2. توجه به احكام و قوانین شرعی


ائمّه اطهار علیه
م‏السلام در بعد تربیتی، در پی آگاه كردن مردم به قوانین شرعی و توجه دادن آنان در عمل به این فرامین بودند. آنان در زمان‏ها و مكان‏های مناسب، شیعیان را به پیروی و یادگیری احكام اسلام فرا می‏خواندند.


3. رشد اخلاق


یكی دیگر از اهداف تربیتی امامان دین علیهم‏السلام در تعلیم و تربیت، توجه دادن مسلمانان به اخلاق، آداب اجتماعی، تقوای الهی و رشد تربیت دینی است. «تربیت دینی» عبارت است از: مجموعه‏ای از اعمال عمدی و هدفدار به منظور آموزش گزاره‏های معتبر دین به افراد، به نحوی كه آنان در عمل و نظر، به آن آموزه‏ها متعهد گردند. از این‏رو، در توجه به این حقیقت، تمامی اعمال و رفتار انسانی معنا پیدا می‏كند. لازم به ذكر است كه در زمینه رشد و تعالی اخلاق و تربیت دینی مردم، اولین گام خودسازی مربّی است؛ چنان‏كه امام علی علیه‏السلام می‏فرمایند: هر كس خود را پیشوای مردم می‏خواهد، باید پیش از ادب كردن دیگران به ادب كردن خود بپردازد و باید كه ادب كردن دیگران به كردار باشد و نه به گفتار.34


تلاش بزرگان دین علیهم‏السلام در تربیت دینی و رشد اخلاقی شیعیان، به گونه‏ای است كه آغازین مرحله آن توجه دادن فرزندان خویش به مسائل تربیتی و آموزش آنان است و در رأس مباحث اخلاقی، اخلاق سپاسگزاری از پروردگار؛ چنان‏كه امام باقر علیه‏السلام پیش از طلوع آفتاب، فرزندانش را جمع می‏كرد و به آنها دستور می‏داد قرآن تلاوت كنند و یا ذكر بگویند.35 یا امام صادق علیه‏السلام به یكی از یاران خود فرمودند: ما بچه‏هایمان را از پنج سالگی به نماز امر می‏كنیم.36


نیز آنان تمام تلاش خود را در نهادینه كردن این نوع تربیت در رفتار شیعیان‏به كار می‏بستند تا معیار بازشناسی آنان از دیگران باشد. همچنین از این طریق، به اصلاح جامعه می‏پردازند؛ زیرا اگر جامعه اصلاح نشود فسادِ برخی نابودی دیگر اقشار جامعه را در پی خواهد داشت.

& #x0D;

معصومان: برای رشد اخلاقی و تربیتی جامعه اسلامی، مسلمانان را به كیفیت‏بخشی اعمال، كه همان «تقوا» باشد، توجه می‏دادند. «تقوا» به معنای حفظ و نگه‏داری است و در تعلیم و تربیت، این واژه به معنای حفظ و اداره و قرار دادن اعمال و رفتار خود در مسیر عقلانی و وحیانی است. درباره اهمیت وجود تقوا، در زندگی انسان‏ها، امام علی علیه‏السلام می‏فرمایند: ای بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش می‏كنم كه تقوا حق خداست بر شما، و حق شما بر خدا سبب شود از خدایی یاری جوید كه به تقوایتان یاری دهد… راه تقوا راهی روشن است و پناهگاه فردا؛ راهی است كه شما را به بهشت می‏رساند.37


http://akharinyar.mihanblog.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید