ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

توسل یا ياد خدا و اهل بيت‏ عليهم السلام / بخش سوم

معرفت بر يقين انسان مى ‏افزايد
راهِ يقين پيدا نمودن به قدرت اهل بيت‏عليهم السلام، معرفت نسبت به مقام آن‏بزرگواران است. براى آن كه يقين و اعتقاد به انجام گرفتن حاجت توسط آن‏بزرگواران داشته باشيم، بايد بر معرفت خود نسبت به مقام آن بزرگواران بيفزاييم‏و آگاهى‏هاى لازم و واجب را كه داشتن آنها بر ما ضرورى است، كسب كنيم.
مرحوم محدّث قمى كه داراى معرفت به دربار اهل بيت‏عليهم السلام بود، نمونه‏اى‏از توسّلات خود را پس از بيان جريان جالبى از مرحوم علاّمه سيّد عبداللَّه شبّرذكر مى‏كند. اينك به گفتار ايشان توجّه كنيد:
مرحوم سيّد عبداللَّه شبّر از علماى بزرگى است كه بر اثر كثرت تأليفات درزمان خويش به مجلسىِ ثانى شهرت يافت. روزى علامه محقق، مرحوم شيخ‏اسداللَّه، صاحب كتاب مقابس الانوار به ديدار مرحوم سيد عبداللَّه شبّر رفت واز كثرت تصنيفات مرحوم شبّر شگفت زده شد. زيرا نوشته‏هاى خودش با فهم‏و دقت علمى زيادى كه داشت، اندك بود.
سرّ كثرت تصنيفات مرحوم شبّر را از او پرسيد. سيّد گفت: علّت آن كه من‏توفيق به نگاشتن كتابهاى زياد پيدا نموده‏ام، توجه و عنايت حضرت موسى بن‏جعفرعليهما السلام است. زيرا آن حضرت را در خواب ديدم كه قلمى به من عنايت‏نمودند و فرمودند: بنويس. از آن وقت من موفّق به تأليف و نگارش شدم. پس‏هر چه را كه من نوشته‏ام، از بركت آن قلم شريف است.
مرحوم محدث قمى پس از نقل جريان فوق، گفته است:
مطلب چنين است كه سيّد فرموده؛ زيرا من نيز هر گاه متوسّل به‏اهل‏بيت‏عصمت‏عليهم السلام مى‏شوم، توفيق عظيمى در خود مى‏يابم و
قلم به نوشتن‏جارى مى‏شود و گاهى كه توفيق توسّل ندارم، ماه‏ها بر من مى‏گذرد و حال آن‏كه نتوانسته‏ام جزوه‏اى بنويسم. پس تمام آنچه نگاشته‏ام از بركات اهل بيت‏اطهار صلوات اللَّه عليهم اجمعين است.(23)
معرفت و شناخت آن بزرگوار، باعث شده است كه ايشان با جزم و يقين به‏حقيقتى كه آن را بيان نموده است، معتقد باشد.


نقش اضطرار در توسّلات
انقطاع، بريدن دل، شدّت اضطرار و اضطراب و فشارهاى شديد، گاهى آن‏چنان مهمّ و كارساز است كه مى‏تواند با همه آلودگيهاى روحى، زنجيرهاى‏گران باطنى را پاره نموده تا روح و روان انسان در فضاى نورانى معنويّت بااولياء و انبياء پيوند معنوى برقرار نمايد.
براى آن كه بدانيد چگونه گاهى افراد آلوده حاجت‏هاى خود را با توسّل به‏اهل‏بيت‏عليهم السلام مى‏گيرند و آلودگى‏هاى آنان مانع گرفتن حاجتشان نمى‏شود و باگريه و ناله خود، توجه ائمّه اطهارعليهم السلام و يا امام زادگان بزرگوارى را كه متوسّل‏به آنان شده‏اند، به سوى خود جلب مى‏كنند. مثالى مى‏آوريم تا راز تحقق‏معجزه به خاطر توسّل افرادى كه داراى روح پاك نيستند روشن شود.
اگر بخواهند يك سفينه فضايى را بر فراز كره زمين به پرواز درآورند، بايدوسيله قدرتمندى داشته باشند تا توسّط آن بر اثر فشار، سفينه را از جوّ خارج‏كنند. چون هنگامى كه سفينه از جوّ خارج مى‏گردد، از قدرت جاذبه زمين رهامى‏شود و به راحتى مى‏تواند در فضا به گردش در آيد؛ زيرا تا وقتى كه از جاذبه‏زمين رها نش
ده است، قدرت جاذبه، او را به سوى خود مى‏كشد و قدرت سيرو پرواز او را كم مى‏نمايد. براى فرار از قدرت جاذبه، بايد آن قدر بر سفينه‏فشار وارد شود تا از قيد جاذبه زمين خارج شده و آزاد گردد.
نظير اين مطلب در مسائل معنوى و روحى نيز وجود دارد؛ زيرا با آن كه‏آلودگيها و گناهان، انسان را از سير روحى و گرفتن نتيجه معنوى باز مى‏دارد وهمچون جاذبه زمين كه سفينه را به سوى خود مى‏كشاند، گناه انسان گناه‏كار را ازپرواز باز مى‏دارد و جاذبه گناهان او را به سوى خود جذب مى‏كند، ولى گاهى‏گرفتاريها و شدايد آن چنان زياد و پرتوان است كه فشارِ ناراحتيها مى‏تواندانسان‏را از جاذبه گناهان رهائى بخشيده و با آن كه باطن به آلودگيها گرفتار است، اورا از قدرت جاذبه گناهان رهائى بخشد و به گرفتن نتيجه، موفّق نمايد.
بنابر اين براى موفقيّتِ سريع در توسّلات يا بايد انسان باطن خود را تطهيركند و روح و روان خود را پاك نمايد تا قدرت جاذبه گناهانِ گذشته، درهم‏شكسته شود و نتواند او را از پرواز باز دارد و يا بايد آنچنان در تحت فشارناراحتى‏هاى شديد قرار گيرد كه همچون دستگاهى كه سفينه‏هاى فضائى را براثر فشار، از جاذبه زمين رها مى‏كند؛ شدّت گرفتارى‏ها و ناراحتى‏ها، انسان رااز قيد و بند گناهان و جاذبه آنها رها كند. در اين هنگام مى‏تواند توجّه اهل‏بيت‏عليهم السلام را به خود جلب نمايد و عنايت و مرحمت آن بزرگواران را به سوى‏خود جذب كند و شاهد رخ دادن معجزه باشد.
بنابر اين براى نتيجه گرفتن از توسّل، اگر انسان مردانه همّت نمايد و باطن‏خود را پاك نمايد، به مقصود خود دست‏مى‏يابد وهمچنين اگر شدّت‏گرفتارى‏ها به گونه‏اى باشد كه بتواند در انسان حالت انقطاع ايجاد كند وهمچون سفينه‏اى كه بر اثر فشار از جاذبه زمين دور مى‏شود، او را از جاذبه‏گناهان و آلودگى‏ها رها نمايد، در اين هنگام نيز توسل او به نتيجه مى‏رسد.


دختر مضطرّ در حرم حضرت ابوالفضل‏ عليه السلام
در مواردى كه بر اثر اضطرار، حالت انقطاع پيش مى‏آيد، توسّل به آن‏خاندان، اثربخش بوده و داراى اثر فورى است.
از اين رو دوستان مكتب اهل بيت‏عليهم السلام در شدائد و گرفتارى‏ها به آن‏بزرگواران پناه برده و اضطرار خود را با توسّل به آنان برطرف مى‏نمايند. نمونه‏جالبى از اين گونه توسّلات را براى شما مى‏آوريم.
يكى از بزرگان قم مى‏گويد: روزى در حرم مطهّر حضرت اباالفضل‏عليه السلام‏مشرف بودم، ناگهان ديدم جمعيّت زيادى از اعراب همراه با دخترى سراسيمه‏وارد حرم شدند و حرم مطهّر از انبوه جمعيّت پر شد.
آن دختر شبكه‏هاى ضريح را گرفت و با صداى بلند كلماتى جسورانه گفت‏كه توجه زائرين را به خود جلب كرد. ناگهان متوجه شدم آن دختر و ساير مردم‏چنان ساكت شدند كه گويا نفَس همه قطع شده است.
يك مرتبه صدائى بلند شد و كلامى به اين مضمون به گوش همه رسيد:
«پدر من، شوهر مادر من است» اين صدا از كودكى برخاست كه در شكم دختربود. يك مرتبه صداى هلهله در حرم بلند شد. زنها بسوى دختر هجوم بردند وعده‏اى با كوشش فراوان او را از دست زنها رها كرده و در بقعه‏اى كه مركزكليددار آستان مقدّس حضرت اباالفضل‏عليه السلام بود، بردند.
پس از آن كه دختر را بردند و خلوت شد، چون كه من با كليددار حرم آشنابودم، نزد او رفتم و جريان را از او سئوال كردم. كليددار حرم گفت:
اينها طائفه‏اى از عربهاى صحرانشين اطراف كربلا هستند، اين دختر را به‏عقد پسر عمويش در آورده‏اند و چون در زمان عقد، ارتباط عروس و داماد نزدآنها بسيار زشت و ننگين است، جوان مراقب بوده مخفيانه همسرش راملاقات كند. او پس از آن كه با همسرش ملاقات و ارتباط پيدا مى‏كند، دختر باردارمى‏شود. جوان از ترس فرار مى‏كند و مدتى مخفى مى‏شود تا حمل دختر آشكارمى‏شود. نزديكان دختر از او سئوال مى‏كنند، او مى‏گويد: از شوهرم حامله شده‏ام.آنها جوان را پيدا كرده و از او سئوال مى‏كنند. ا
و از ترس، جريان را انكار مى‏كند.
بستگانِ دختر تصميم مى‏گيرند دختر را بكشند. او هر چه التماس مى‏كند وخود را بى‏گناه معرفى مى‏كند، فايده‏اى نمى‏بخشد تا سرانجام مى‏گويد:حضرت اباالفضل العبّاس‏عليه السلام را حاكم قرار دهيم هر چه آن بزرگوار حكم‏كردند انجام دهيد. از اين رو به حرم مشرّف شده و به معجزه حضرت‏عبّاس‏عليه السلام كودك در رحم مادر اقرار به پاكى او نمود.(24)
اين نمونه‏اى از هزاران معجزه است كه بر اثر عنايات كريمانه خاندان‏رسالت جلوه‏گر شده است.


نكته ديگر
نكته ديگرى كه توجّه به آن لازم است، اين است كه: در برخى از توسّلات،فردى كه متوسّل شده است، نه داراى روح پاك است و نه بر اثر اضطرار وفشارهاى شديد از جاذبه گناهان و آلودگيها خود را رها ساخته است؛ بلكه به‏خاطر جهات ديگرى كه در آينده و يا گذشته او وجود دارد و ائمّه اطهارعليهم السلام باآگاهى و علم احاطه‏اى خود، آنها را در نظر دارند و از ديد ما نامعلوم است؛ به‏اين گونه افراد با چشم مرحمت نگاه مى‏كنند و در لحظه‏اى كوه‏هاى غم و غصه‏را به چمن‏زار سبزِ شادى تبديل مى‏كنند. زيرا آنان مى‏توانند با يك نظر، ذرّه‏اى‏را همچون خورشيد تابان، تابناك كنند.
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند
به آسمان رود و كار آفتاب كند
با توجّه به اين نكته درمى‏يابيم: كسى مى‏تواند ولايت و امامت انسان‏ها را به عهده‏گيرد كه تمامى جهات و همه جوانب كار را در نظر داشته باشد و كاملاً محيط
بر آنها باشد؛ دراين صورت مى‏تواند هر گونه خاك تيره را به گوهرى تابناك مبدّل سازد و گرنه ادّعا به تنهايى‏كارساز نيست.


استمداد از عالم غيب
در بسيارى از موارد براى رفع مسائل اضطرارى جز استمداد از عالم غيب‏و كمك گيرى از قدرتهاى نهانِ جهان، راه حلّى وجود ندارد. وقتى كه كارد به‏استخوان رسيد و همه امكانات مادّى عجز خود را بيان داشتند، چگونه‏مى‏توان با قدرت مادّى كه عدم توانايى خود را نشان داده، راه حلّى پيدا نمود؟براى رفع گرفتارى در اين گونه موارد حتماً بايد به جستجوى كمك از عالم‏غيب شتافت و با استمداد از قدرتهاى عظيم غيبىِ الهى، بيچارگى‏هاى‏طاقت‏فرسا را برطرف نمود.
در اين گونه موارد، توسّل و وسيله‏يابى از طريق خاندان وحى كه جانشينان‏خدا بر خلق مى‏باشند؛ بهترين، مؤثّرترين و كاملترين نمونه استمداد از عالم‏غيب است.
در اين گونه موارد بعضى از افراد بر اثر اضطرار و اضطراب و حالت‏انقطاع، با گفتن «يا على»، «يا حسين» و يا با گفتن يك «يا صاحب الزمان» ازاعماق دل و از ژرفاى قلب، به وسيله نام اين بزرگواران با خداوند بزرگ‏ارتباط برقرار مى‏كنند و بوسيله آنان حاجت خود را مى‏گيرند.
تا دلى آتش نگيرد، حرف جانسوزى نگويد
حال ما خواهى بيا از گفته ما جستجو كن
بنابر اين توسّل، به معناى جستجوى يافتن وسيله براى ارتباط با خداوند وچاره جويى در مشكلات و يافتن راه حلّ در گرفتاريهاى مادّى و معنوى، توسّطخاندان وحى كه سردمداران
قدرتهاى الهى هستند، مى‏باشد. و شيفتگان‏اهل‏بيت‏عليهم السلام در طول تاريخ از انبياء و پيامبران گرفته تا انسانهاى معمولى و ازابتداء خلقت تا روز قيامت، براى تقرّب به خداوند و يا چاره جويى براى‏مشكلات خويش، دست نياز به دامنِ لطف اين بزرگواران زده و خواهند زد.


توسل براى حلّ مشكلات علمى
مردان بزرگ حتّى براى كشف مجهولات و پى بردن به مسائل مشكل‏علمى دست به توسل مى‏زنند تا در اثر كسب فيوضات معنوى از خاندان‏وحى، گره از مشكلات علمى خود بگشايند.
به عنوان نمونه داستانى را از مرحوم سيد على صاحب شرح كبير، كه‏بسيارى از علماى عرب و عجم از شاگردان وى بوده‏اند، ذكر مى‏كنيم.
آن مرحوم با مهارت فراوانى كه در علم فقه و اصول داشت، از علم هيئت‏بى‏خبر بود. به اين جهت در هنگام نوشتن كتاب «شرح كبير» در بحث «قبله» كه‏در ارتباط با علم هيئت است، دچار اشكال شد. از يكى از شاگردان خود كه درعلم هيئت داراى اطلاعات بود، خواست تا مسائل ضرورى مسئله قبله را ازعلم هيئت به وى بياموزد؛ تا بحث قبله را به صورت كامل در كتاب «شرح‏كبير» بياورد.
ولى شاگرد احترام استاد را نگه نداشت و در برابر درخواست استاد چنين‏گفت: همچنان كه ما كتاب به زير بغل گرفته به خدمت شما مى‏رسيم و تلّمذمى‏كنيم، شما نيز كتاب به زير بغل گرفته در بنده منزل تشريف بياوريد، تامسائل هيئت را فرا گيريد!
پاسخ تندِ شاگرد، كه استاد انتظار آن را نداشت، سبب شد كه او براى حلّ‏مشكلات علمى
خود به حضرت امام حسين‏عليه السلام متوسل شود. از اين جهت‏همان شب به حرم مطهّر آن حضرت مشرّف شد و تا صبح به عبادت خداوندپرداخت و از حضرت سيدالشهداءعليه السلام رفع مشكلات علمى خود را درخواست‏كرد. بر اثر توسّل او، صبح همان روز، همه مشكلات علمى مورد نياز، برايش‏روشن شد و بحث قبله را در كتاب «شرح كبير» به رشته تحرير كشيد.(25)



ترك توسّل يا رمز گناه
ارزش و اهميّت توسّل و تمسّك جستن به اهل بيت عصمت‏عليهم السلام آن قدرزياد است كه در برخى از روايات فرموده‏اند: وسيله اطاعت خداوند فراهم‏نمى‏شود مگر در صورتى كه انسان به دامان ولاء آن بزرگواران چنگ زند.
حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايند:
وَلايَقْبَلُ تَوْحيدَهُ إِلاَّ بِالْإِعْتِرافِ لِنَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِنُبُوَّتِهِ،وَلايَقْبَلُ ديناً إِلّا بِوِلايَةِ مَنْ أَمَرَ بِوِلايَتِهِ، وَلايَنْتَظِمُ اَسْبابَ طاعَتِهِ‏إِلاَّ بِالتَّمَسُّكِ بِعِصَمَهِ وَعِصَمِ أَهْلِ وِلايَتِهِ.(26)
خداوند، يگانه پرستى كسى را قبول نمى‏كند، مگر همراه با اعتراف به نبوّت‏پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم باشد. و دينى را نمى‏پذيرد، مگر با ولايت كسى كه امر به‏داشتن ولايت او نموده، باشد. و اسباب اطاعت خداوند سامان نمى‏پذيرد، مگربا تمسّك جستن به عصمت خدا و صاحبان ولايت او.
در اين فرمايش حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام فراهم شدن اسباب اطاعت‏خداوند را در صورتى امكان پذير مى‏دانند كه انسان متوسّل و متمسّك به عصمت‏خداوند و آل اللَّه شود و در صورت عدم توجّه به آن بزرگواران كه واسطه فيض‏ميان خالق و مخلوق هستند، وسيله اطاعت از دستورات خداوند فراهم نمى‏شود.
بنابر اين روايت، علّت مهمّ گناهِ گناهكاران، ترك توسّل و تمسّك آنان به‏اهل‏بيت‏عليهم السلام
مى‏باشد. پس اگر توسّل را ترك كنيم، در دام شيطان گرفتار شده ومرتكب معصيت مى‏شويم. اين است رمز گناهان.


نتيجه بحث
توسّل، دلهاى زنگار گرفته را صفا مى‏بخشد و ياد خدا را در قلبهاى‏غفلت زده ايجاد مى‏كند. آن گاه كه فتنه‏ها و آشوبهاى گوناگون، انسان‏هارا در گرداب بلا گرفتار مى‏كنند، توسّل به اهل بيت عصمت‏عليهم السلام‏همچون كشتى نجات، آنها را به ساحل مى‏رساند.
اگر مى‏خواهيد به مقام قرب الهى راه يابيد و در نزد پروردگار آبرومندباشيد، توسّل، شما را به اين هدف مى‏رساند.
مهمترين مسائل اعتقادى ما نسبت به اهل‏بيت‏عليهم السلام همچون ايمان ويقين به علم و آگاهى آنان و قدرت و ولايت آن بزرگواران در مسئله‏توسّل گنجانده شده است.
عالى‏ترين مسائل اخلاقى را همانند تطهير و پاك سازى قلب، توجّه وتمركز فكر، در مسئله توسّل مى‏يابيد.
مشكل‏ترين مسائل شخصى را مى‏توانيد با »توسّل« و توجّه به خاندان‏پاك رسالت كه جانشينان خدا و صاحبان ولايت مطلقه هستند، حل‏كنيد.
با توسّل به خاندان وحى، وسيله اطاعت خداوند و ترك گناه را براى خودفراهم كنيد و به اين طريق از قدرتهاى بزرگ خداوند استمداد نموده ونيرو طلب كنيد
آنان  كه خاك را به نظر  كيميا كنند
آيا شود كه گوشه چشمى به ما كنند


پی نوشت:


1) بحارالانوار: 63/72، از علل الشرايع: 77/1.
2) سوره زخرف آيه 36.
3) بحارالانوار: 468/75.
4) نهج البلاغه خطبه 5.
5) شرح غرر الحكم: 184/5.
6) شرح غرر الحكم: 308/5.
7) سوره اعراف آيه 180.
8) بحارالانوار: 6/94، از تفسير عيّاشى: 42/2.
9) سوره مائده آيه 35.
10) بحارالانوار: 168/101.
11) بحارالانوار: 231/98.
12) بحارالانوار: 53/102 .
13) فوائد الرضويّه محدث قمّى: 695 .
14) بحارالانوار: 168/94.
15) بحارالانوار: 36 ح 302.
16) سوره آل عمران آيه 169.
17) بحارالانوار: 64/40 .
18) بحارالانوار: 193/72.
19) بحارالانوار: 323/93، از مكارم الاخلاق: 314.
20) بحارالانوار: 23/25.
21) بحارالانوار: 227/101.
22) مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
23) فوائد الرضويّه: 250.
24) جامع الدرر: 408/2.
25) تذكرة العلماء مرحوم تنكابنى: 104.
26) بحارالانوار: 114/97.
سید مرتضی مجتهدی سیستانی


کتاب: اسرار موفقیت


www.sibtayn.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید