ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حج و ابراهیم در قرآن/1

ناصر شكريان، مديركل سازمان تبليغات اسلامي استان مازندران


1– مقام حضرت ابراهيم در قرآن


نام حضرت ابراهيم 69 مرتبه در ضمن 25 سوره تكرار شده است.


بررسي آيات قرآن نشانگر اين است كه خداوند متعال براي حضرت ابراهيم مقام فوق العاده‌اي قائل شده و به مناسبتهاي مختلف تجليلهاي ويژه اي از آن حضرت نموده است از سوئي او را به تنهائي يك امت معرفي مي‌كند.


إن ابراهيم كان امه قانتا لله حنيفا[1]


يعني گاهي شخصيت يك فرد آنقدر متكامل مي‌شود كه از يك فرد و دو فرد و يك گروه و يك كشور تجاوز مي‌كند و معادل يك امت مي‌شود و بعنوان پدر مسلمين معرفي مي‌گردد. مله ابيكم[2]. و از سوي ديگر حضرت را بعنوان يك نمونه كامل انسانيت و سرمشق براي همه انسانها معرفي مي‌كند. قدكانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم<SPAN dir=ltr& gt;[3]. بلكه بالاتر بعنوان رهبر و پيشواي جهاني مطرح مي‌گردد. اني جاعلك للناس اماما[4]. تا آنجا كه به پيامبر خاتم (ص) دستور فرمود كه از امت ابراهيم پيروي كند. ثم اوحينا اليك ان اتبع مله ابراهيم حنيفا[5].
و بالاخره خداوند متعادل او را به مقام خليل و رفيق خودش بر مي‌گزيند. و اتخذالله ابراهيم خليلا[6].


از طرف ديگر مرور بر آيات به ما مي‌فهماند كه سراسر زندگي حضرت ابراهيم عبوديت و بندگي خالصانه خدا و عشق به ذات حق و مبارزه پي‌گير و بي‌امان با بت و بت‌پرستان و ستاره پرستان در دو بعد منطقي و عملي بوده است كه سخنان قاطع و صريح او گوياي اين حقيقت است كه فرمود: اف لكم و لما تعبدون من دون الله[7]. تالله لاكيدن اصنامكم[8]. و در عمل با آنها مبارزه كرد تا آنجا كه بعنوان شكننده بتها معرفي گرديد.


فجعلهم جذاذا[9]. يعني حضرت ابراهيم (ع) ابتداء در نفي همه معبودها قولا و عملا كوشيد و سپس در اثبات آن هم تلاش نمود و براي تحقق عمل آن مأمور شد كانون توحيد را بجاي بت و بت پرستي بازسازي كند و آنرا قبله و مطاف مسلمين قرار دهد كه براي اجراي اين مأموريت دست به مهاجرت و ايثار فوق العاده‌اي زد كه در بحث‌‌هاي آتيه به آن اشاره خواهد شد.


خلاصه ابراهيم در پيشگاه خدا داراي مقامي بس والا و بي‌نظير است كه در قرآن براي او امتيازاتي قرار داده شد. يكي از آن امتيازات اين است كه دين و ملت ابراهيم نه تنها براي اهل عصرش بلكه براي هميشه مخصوصا براي امت اسلامي يك مكتب الهام بخش گرديده بطوري كه قرآن يكي از افتخارات مسلمين را اين مي‌شمارد كه آنها بر آئين ابراهيمند و او نام مسلمان را براي آنها انتخاب كرد.


مله ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا[10]


بلكه امت اسلامي از بركت دعاي او بوجود آمده‌اند.


ربنا و اجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امه مسلمه لك… ربنا وابعث فيهم رسولا منهم[11]


حتي به پيامبر عظيم الشان اسلام دستور پيروي از دين ابراهيم داده شد.


ثم اوحينا اليك ان اتبع مله ابراهيم حنيفا[12]


امتياز ديگر ابراهيم در قرآن اين است كه كعبه‌اي كه انتساب به ابراهيم دارد مطاف و معبد و قبله و كانون توحيد و مأمن و ملجا و تجلي گاه آيات الهي قرار داده شد. و فلسفه تعدادي از اعمال حج به زندگي سراسر پر افتخار او بستگي دارد بهمين جهت نام ابراهيم و خاطره او با تمام مراسم آميخته است بطوري كه گفته مي‌شود. حجي كه بي‌ياد ابراهيم باشد نامفهوم خواهدبود.


در همين راستا بپاس احترام و سپاسگزاري از تلاشها و ايثارگريهاي مخلصانه او، محلي را در كنار خانه خدا بنام او قرار داده شد و در دو جاي قرآن از آن باعظمت ياد شد و هر ساله توسط صدها هزار مسلمان چهره ابراهيم پرده برداري مي‌گردد و در كنار مقام ابراهيم به او اقتداء مي‌شود.


 


2– راز انتساب كعبه و حج به ابراهيم


در مقدمه اشاره گذرائي به مقام والاي ابراهيم شد در اينجا يادآور مي‌شويم كه آن حضرت در ميان ملتها داراي مقام ويژه و در نظر همه امتها از چهره محبوبي برخوردار بود از اين رو هر گروهي سعي داشته
و دارند تا خود را منتسب به ابراهيم بدانند و از اين رهگذر ارزشي براي خود كسب نمايند چنانكه اهل كتاب (يهود و نصاري) همواره تلاش داشته‌اند تا خود را از طريق حضرت اسحاق به ابراهيم پيوند دهند و در نتيجه خودشان را از ذريه آن حضرت قلمداد كنند و بهشت را از آن خود بدانند و اعلان كنند
.


لن يدخل الجنه الامن كان هودا او نصاري[13]


حتي به مسلمين خطاب كنند.


كونوا هوداً أو نصاري تهتدوا[14]


از سوي ديگر قريش و عرب جاهليت هم سعي داشته تا خودشان را از طريق حضرت اسماعيل به ابراهيم پيوند دهند و بر اين پيوند افتخار كنند و از همين طريق رياست كعبه و عماره مسجدالحرام را از آن خود مي‌دانستند و از اين رهگذر براي خود امتيازاتي قائل بودند.


اما خداوند متعال در آيات مختلف به مناسبتهاي متفاوت به منظور طرد ادعاها و افتخارات موهومشان متذكر اين مسئله شده و در مقابل اهل كتاب كه گفته بودند: كونوا هودا او نصاري تهتدوا. خطاب آمد: قل بل مله ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين[15]


اي پيامبر در مقابل ياوه سرائي آنها اعلان كن كه فقط دين حنيف ابراهيم در مسير هدايت است و او هرگز از مشركين نبوده است پس اي مشركين چرا دم از او مي‌زنيد.


ام تقولون ان ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط كانوا هودا او نصاري[16]


و حال آنك
ه اينها قبل از موسي و عيسي بودند پس چگونه يهود يا نصراني بودند و در مورد ديگر با تصريح خطاب به آنها فرمود: يا اهل الكتاب لم تحاجون في ابراهيم… ماكان ابراهيم يهوديا و لانصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما و ماكان من المشركين
.[17]


سپس پيروان واقعي ابراهيم را اين گونه معرفي نمود: ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبي و الذين امنوا[18]


و براي اثبات اينكه پيامبر اكرم و امت مسلمانان از ذريه واقعي ابراهيم هستند در آيات مختلف، كعبه و حج را به ابراهيم نسبت داد و در كنار كعبه محلي را بنا مقام ابراهيم قرار داد و سپس همين كعبه را كه بوسيله ابراهيم بازسازي شده قبله مسلمين قرار داد تا پيوند عميق بين اسلام و ابراهيم را به جهانيان اعلام كند.


جالب اين است كه وقتي به اهل كتاب در مورد ايمان آوردن به پيامبر اسلام فرمود: فاتبعوا مله ابراهيم حنيفا و ماكان من المشركين. بلافاصله در دنباله آن فرمود: ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا و هدي للعالمين فيه ايات بينات مقام ابراهيم[19].


يعني اي اهل كتاب دين و آئين ابراهيم، پاك و حنيف بود و ابراهيم يك لحظه مشرك نشده بود و بين ابراهيم و كعبه ارتباط تنگاتنگ وجود دارد و اگر شما واقعا مدعي پيروي از دين ابراهيم را داريد بايد بناي ابراهيم يعني كعبه را گرامي بداريد چونكه يكي از مصاديق بارز پيروي از ملت ابراهيم ارج نهادن به كعبه است و پيامبر اسلام هم دين او را ترويج مي‌كند و كعبه‌اي كه بوسيله ابراهيم بازسازي شده و در كنارش نشان روشني از ابراهيم وجود دارد قبله‌اش قرار داده و در كنار همين مكان مقدس يكي از فرائض بزرگ اسلام برگزار مي‌گردد و هر ساله توسط ميليونها مسلمان چهره حضرت ابراهيم پرده برداري شده و در كنار مقام ابراهيم به او اقتدا نموده و متذكر خاطرات و ايثارگريها و مبارزات بي‌امان او درمقابل بت و بت پرستي مي‌شوند.
پس سر اينكه قرآن كعبه و حج را به حضرت ابراهيم نسبت داده اين است كه اعلان كند كه وارث حقيقي و ذريه او، پيامبر اكرم و امت مسلمان است يعني ثمرة همان دعائي است كه خود حضرت ابراهيم بعد از بازسازي كعبه انجام داد ربنا واجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امه مسلمه… ربنا وابعث رسولا منهم
.[20]


از همين ذريه من، رسول قرار بده و خداوند هم دعاي او را مستجاب كرد و پيامبر اكرم را مبعوث كرد[21] بهترين شاهد بر اين مدعي مطالعه آيات 124و 141 سوره مباركه بقره است كه اهداف ذيل را بهمراه دارد.


1– نخست اينكه مقدمه‌اي باشد براي تغيير قبله تا همه فرق بدانند اين قبله از يادگارهاي ابراهيم خليل است و هر كس كه ادعاي پيروي از او دارد بايد بناي ابراهيم را نيز گرامي بدارد وآنرا قبله و مطاف قرار دهد.


2– ديگر اينكه يهود و نصاري ادعا مي‌كردند ما وارثان ابراهيم و آئين او هستيم اين آيات و آيات نظير آن، مشخص مي‌كند كه آنها تا چه حد از آئين ابراهيم بيگانه‌اند.


3– سوم اينكه مشركان عرب نيز خيال مي‌كردند بين آنها و ابراهيم پيوند عميقي وجود دارد. به آنهانيز فهمانده شد كه برنامه آنها هيچ ارتباطي با برنامه ابراهيم ندارد و آئين ابراهيم توحيد محض و نفي هر گونه شرك است.


4– چهارم اينكه اعلان شود دين يكي است و همه پيامبران مبلغ يك دين و داراي يك هدفند و آن دين فقط دين پاك ابراهيم است قل بل مله ابراهيم حنيفا و ماكان من المشركين[22] و هر كس از اين آئين پاك روي بگ
ردارند سفيه خواهدشد. و من يرغب عن مله ابراهيم الا من سفه نفسه
[23].


وبالاخره در سوره آل عمران اعلان شد كه پيرو واقعي ابراهيم پيامبر اكرم و مسلمين مي‌باشند. ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبي و الذين امنوا[24]


 


3– هجرت ابراهيم از فلسطين به مكه


حضرت ابراهيم تا سن 100تا 125 سالگي از تنها همسر خود بچه‌دار نشد و ساره براي تحقق اين امر، هاجر كنيز خودرا به ابراهيم بخشيد چند صباحي نگذشت كه خداوند فرزندي بنام اسماعيل به ابراهيم عطاء كرد.


& lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>فبشرناه بغلام حليم[25]– الحمدلله الذي و هب لي علي الكبر اسماعيل[26]


حسادت ساره تحريك شد و حضور آن دو را نتوانست تحمل كند از اين رو از ابراهيم تقاضا كرد كه آنها را به جاي ديگر انتقال دهد فرمان خدا آمد كه اين مادر و فرزند را از اين سرزمين حاصلخيز فلسطين به سرزمين سوزان مكه كه خشك و بي‌آب و علف بود هجرت دهد. ابراهيم به امر پروردگار حركت كرد و بعد از چند روز به آن منطقه رسيد و بعد از استقرار آنها قصد بازگشت داشت كه هاجر عرض كرد يا ابراهيم اتد عنا في موضع ليس فيه انيس و لاماء و زرع فقال ابراهيم امر ني الله ان اضعكم في هذا المكان هو يكفيهم[27] آنگاه دست دعا بدرگاه الهي دراز كرد و عرضه داشت: ربنا اني اسكنت من ذريتي بودا غير ذي زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلوه فاجعل افئده من الناس تهوي اليهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم يشکرون[28].


دو دعا در حق اين مادر، فرزندنمود نخست آنكه از خداوند متعال تقاضا كرد كه افكار عمومي و تمايل قلبي مردم را بسوي آنها جلب كند و ديگر آنكه آنها را از انواع ثمرات بهره‌مند سازد در ادامه اين دعا نكته مهمي را بيان كرد.


ربنا انك تعلم ما نخفي وما نعلن وما يخفي علي الله من شييء في الارض ولا في السماء[29].


هر انسان موحدي مي‌داندكه علم بشر در مقابل خدا محدود است و مصالح او را فقط خدا مي‌داندچه بسيار چيزهائي از خدا بخواهد اما صلاحش در آن نباشد و چه بسيار چيزها تقاضا نمي‌كند اما صلاحش در آن هست از اين رو عرض كرد آنچه كه پنهان مي‌كنيم و آنچه كه آشكارمي‌نمائيم بخوبي تو از آن آگاه هستي و هيچ چيز در اين عالم بر تو مخفي نيست تو از وضع فرزند و همسرم و اندوه قلبي من نسبت به آنها آگاهي، و آينده اين سرزمين هم در پيشگاه علم تو روشن است:


بعد از اين دعا به قصد سرزمين فلسطين حركت نمود و آن دو را در سرزمين خشك و بي‌آب علف بدور از همه انسانها در كنار خانة خدا به امان صاحبخانه سپرد[30]


 


4– پيدايش چشمة زمزم[31]


در ذيل آيات مذكور رواياتي نقل شده كه دنباله جريان را اين گونه تشريح مي‌‌كند چيزي نگذشت كه ذخيره آنها تمام
شد و هواي سوزان مكه آنها را تشنته كرد وتشنگي، اسماعيل را بي‌حال نمود و مادر براي نجات جان فرزندش به تلاش مشغول شد و در جستجوي آب بطرف كوه صفا حركت كرد و از آنجا متوجه سرابي در ناحيه كوه مروه شد بطرف مروه حركت كرد اما چيزي پيدا نكرد و از بالاي مروه متوجه سرابي در ناحيه كوه صفا شد بطرف آن حركت كرد اينبار هم چيزي نيافت و اين عمل هفت بار تكرار شد بعد از نااميدي بطرف فرزند حركت كرد دست و پا زدن فرزن نظر او را جلب كرد ناگاه متوجه شد از زير پاي اسماعيل چشمه‌اي پيدا شده و آب بر روي زمين جاري شد و چيزي نگذشت قبليه جرهم كه در نزديكي آنها بودند از ماجرا آگاه شدند وبا اجازه هاجر در آنجا رحل اقامت افكندند و مكه كم كم شكل گرفت
.[32]


و از معجزات الهي است كه اين چشمه هنوز جريان دارد آنهم در سرزمين غير ذي زرع كه برف و باران ندارد تا از قبيل فسلكه ينابيع في الارض[33] شود آنهم چشمه‌اي كه در آن منطقه چندسال بجوشد و نخشكد اين از آيات روشن الهي است از اين رو مفسرين يكي از آيات بينات را، زمزم نقل كرده‌اند و هر ساله ميليونها زائر خانه خدا بقصد شفا و تبرك هم از
آن مي‌نوشند و هم بعنوان سوغاتي بهمراه خود مي‌برند و در لسان روايات هم نوشيدن و بر سر و صورت و بدن ريختن از مستحبات مؤكد شمرده شده است
[34].


چنانكه پيامبر اكرم به كساني كه قصد تشرف مكه را داشتند مي‌فرمود كه براي من آبي از چشمه زمزم سوغاتي بياوريد[35]


 


5– ابراهيم و بازسازي مخلصانه كعبه


و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل ربنا تقبل ما انك انت السميع العليم[36]


بر اساس تصريح اين آيه بالا بردن پايه‌هاي كعبه و بازسازي آن يك عبارت خالصانه‌اي بوده كه توسط حضرت ابراهيم و اسماعيل انجام گرفت بطوري كه براي اين عمل هيچ پاداشي از خدا نطلبيدند بلكه فقط عرض كردند پروردگارا اين خدمت را از ما بپذير.


 


تذكر چند مطلب


1– از آنجائيكه حض
رت اسماعيل در موقع هجرت كودكي خردسال بود و توان كمك كردن در بازسازي كعبه را نداشت از اين رو بازسازي كعبه وقتي شروع شد كه اسماعيل به حدي از رشد رسيده تا بتواند پدر پير خود را در اين عمل مقدس ياري نمايد پس امر بازسازي كعبه بعد از سالها هجرت انجام پذيرفت مويد آن روايتي است از امام صادق(ع) كه فرمود لما بلغ اسماعيل مبلغ الرجال امر الله ابراهيم ان يبني البيت
[37].


2– از تعبير يرفع و القواعد و من البيت فهميده مي‌شود كه شالوده‌هاي خانه كعبه وجود داشته و كار ابراهيم بالا بردن پايه‌هاي اين خانه بوده است.


3– ظاهرا با توجه به اينكه ابراهيم فاعل يرفع قرار داده شد، و اسماعيل را با فاصله، عطف بر ابراهيم كرد. فهميده مي‌شود كه مأموريت اصلي بر دوش ابراهيم بود و اسماعيل كمك كار بوده است.


 


6– ابراهيم و تطهير خانه خدا


و عهدنا الي ابراهيم و اسماعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود[38]


و طهر بيتي للطائفين و القائمين و الركع السجود[39]


بر اساس اين آيات، ابراهيم مأمور شدكه خانه خدا را از هر گونه آلودگي ظاهري و معنوي پاكسازي كند. ظاهرا مراد از تطهير طهارت ظاهري و معنوي است چونكه اولا: امر به طهارت (طهر) در هر دو آيه اطلاق دارد و هيچ دليلي بر حمل طهارت بر ظاهري نداريم.


ثانيا: از آنجائي كه تطهير بيت براي اين سه دسته منظور شده فهميده مي‌شود كه كعبه جاي عبادت خداست و هر چه كه با طواف ونماز براي خانه خدا منافات دارد بايد پاكسازي شود خواه آلودگي ظاهري باشد يا آلودگي معنوي و اصلا امر به تطهير براي اين است كه زائران خانه خدا فقط او را عبادت كنند و جزء او نينديشند.


ثالثا: صدر آيه دوم شاهد ديگر بر اطلاق مذكوراست. و اذ بوأنا لابراهيم مكان البيت ان لاتشرك بي‌شيئا و طهر بيتي


با توجه به تفسيري بودن أن و واقع شدن نكره در سياق نهي، استظهار مي‌شود كه يكي از مصاديق بارز آن، تطهير خانه خدا از شرك و كفر است يعني اي ابراهيم نه تنها خودت نبايد در كنار كانون توحيد هيچ شريكي براي من قرار بدهي بلكه خانه مرا طوري پاكسازي كن كه ديگران هم فقط مرا عبادت كنند.


شاهد ديگر، بعض روايتي است كه در ذيل آيه شريفه نقل شده است عن الصادق(ع) في تفسير قوله ان طهرا بيتي للطائفين… قال (ع) نح عنه المشركين[40]


رابعا: اكثر مفسرين بزرگ اعم از خاصه و عامه به اين اطلاق تصريح كرده‌اند[41] اگر ابراهيم مسئول تطهير خانه خدا شد و پيامبر اكرم (ص) در زمان خود ساحت قدس كعبه را از هرگونه بت و بت پرستي پاكسازي نمود ما هم بايد عملا ومنطقا اين مكان مقدس را از هرگونه مظاهر شرك و كفر دور نگه داريم.


پی نوشت:


1 – نحل – 120


2 – حج – 78


3 – ممتحنه – 4


4 – بقره – 124


5 – نحل – 123


6 – نساء – 125


7 – انبياء – 67


9 – انبياء – 57


10 </SPAN& gt;– انبياء – 58


10 – حج78


11 – بقره128و 129


12 – نحل123


13 – بقره111


14 – بقره 135


15– بقره 135


16 – بقره 140


17 – آل عمران 65 تا 67


18 – آل عمران 68


19 – آل عمران95 و 96


<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr&g t;20 – بقره 128و 129


21 – بعضي از مطالب فوق از تفسير في ضلال ج1 ص111 ببعد استفاده شده است


22 – بقره 135


23 – بقره 130


24 – ال عمران 68


25 – صافات 101


26 – ابراهيم39


27 – تفسير برهان ذيل آيه 37 ابراهيم


28 – ابراهيم37


29 – ابراهيم38


30– جريان هجرت و اسكان هاجر و اسماعيل در فروع كافي ج 4 ص 301 و 202 و تفسير برهان ج 2 ص319 و كتاب الكامل في التاريخ ابن اثير ج1 ص98 و تاريخ طبري ج1 ص129


31– در مجمع البحرين براي زمزم معاني مختلفي ذكر شد، سميت به لكثره مالها- قبل لزم هاجر مالها حين انفجرت- و قبل لزمزمه جبرئيل و كلامه همچنانكه اسمهاي ديگري هم از اامام صادق(ع) نقل شده از جمله گفته جبرئيل- سقيا اسماعيل حفيره عبدالمطلب- شفاء سقم- السقيا- طعم- المصنونه ( تهذيب ج 5 ص 145)


32 – پيدايش زمزم در فروغ كافي ج4 ص201 ببعد وتفسر برهان ج 2 ص 319 و تاريخ طبري ج1 ص120 و129 نقل شده است.


2 – زمر – 21


34– تهذيب الاحكام ج 5ص144


35& lt;/SPAN>– بحار ج96 ص144


36– بقره 127


37– تفسير صافي ج1 ص189


38– بقره 125


39 – حج26


40– نورالثقلين ج 1 ص123


41– زمخشري در كشاف ذيل آيه 125 قره- فخررازي در تفسيركبير ج4 ص57- رشيد رضا در المنار ج1ص451 و آلوسي در روح المعاني ج 1 ص378 و سيد قطب در في ظلال ذيل آيه


http://old.ido.ir


http://quran.tebyan.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید