ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه

خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه

خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه

 

 

… در اين اثناء امام زين العابدين عليه السلام از سراپرده خود بيرون آمد و با اشاره مردم را به سكوت دعوت كرد ، نفس ها در سينه ها ماند و سكوت مطلق همه جا را فرا گرفت ، آنگاه امام سجاد عليه السلام اين گونه خطبه تاريخى خود را ايراد فرمود :
پس از حمد و ثناى الهى ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله ياد كرد و بر او درود فرستاد و خطاب به مردم گفت :

 

ايها الناس من عرفنى فقد عرفنى ، و من لم يعرفنى فانا على بن الحسين المذبوح بشط الفرات من غير ذحل و لاترات ، انا ابن من انتهك حريمه و سلب نعيمه و انتهب ماله وسبى عياله ، انا ابن من قتل صبرا، فكفى بذلك فخرا.
ايها الناس ! ناشدتكم بالله هل تعلمون انكم كتبتم الى ابى وخد عتموه ، و اعطيتموه من انفسكم العهد و الميثاق و البيعه ثم قاتلتموه و خذلتموه ؟ فتبالكم ما قدمتم لانفسكم و سوء لرايكم ، بايه عين تنظرون الى رسول الله صلى الله عليه و آله يقول لكم : قتلتم عترتى و اننهكتم حرمتى فلستم من امتى.

 

اى مردم ! هر كس مرا مى شناسد ، مى داند كه من كيستم و آن كه مرا نمى شناسد (بداند كه) من على فرزند حسين هستم كه او را در كنار فرات (با كامى خشكيده و عطشنان) بدون هيچ گناهى ، از دم شمشير گذراندند ، من فرزند آن كسى هستم كه پرده حريم حرمت او را دريدند و اموال او را به غارت بردند و افراد خانواده او را به زنجير اسارت كشيدند ، من فرزند آن كسى هستم كه او را به زارى كشتند، و همين افتخار ما را بس است.
اى مردم ! شما را به خدا سوگند آيا به خاطر داريد كه به پدرم نامه ها نوشتيد (و او را دعوت كرديد) ولى با او نيرنگ باختيد ؟
(به خاطر داريد كه) با او پيمان وفادارى بستيد و با او (نماينده او) بيعت كرديد، ولى (به هنگام حادثه) او را تنها گذارديد؟
(و به اين هم بسنده نكرديد) و با او به پيكار برخاستيد؟ شما را هلاكت و نابودى باد !
چه بد توشه اى از پيش
براى خود فرستاديد! و راى شما چه زشت و ناپسند بود.
به من بگوئيد كه با كدام چشم مى خواهيد به روى رسول خدا صلى الله عليه و آله بنگريد ؟
هنگامى كه به شما بگويد : عترت مرا كشتيد ، حريم مرا شكستيد، پس شما ديگر از امت من به حساب نمى آييد ؟
وقتى سخن امام بدين جا رسيد ، از هر طرف صداى آن جماعت بي شمار به گريه بلند شد و به همديگر مى گفتند :
(ديديد) كه نابود شديد و در نيافتيد ؟
امام سجاد عليه السلام در دنباله سخنان خود فرمود :
رحمت خدا بر آن كس ‍ باد كه پند مرا بپذيرد و سفارش مرا در رابطه با خدا و رسول صلى الله عليه و آله و دودمان او به خاطر بسپاريد ، چرا كه من به نيكى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پيروى مى كنم و رفتار او را در پيش مى گيرم .
مردم يك صدا بانگ برداشتند كه :
اى پسر پيامبر خدا! ما فرمانبردار فرامين توايم ! و پيمان تو را محترم و دل هاى خود را به جانب تو معطوف مى داريم ! و هواى تو را در سر مى پروريم ! رحمت خدا بر تو باد ! تو فرمان بده تا با هر آنكه با تو در آميزد ، بستيزيم ! و با هركس تسليم فرامين تو باشد، از در آشتى در آييم ! و يزيد را (از اريكه قدرت به زير كشيم و او را) اسير كنيم ! و از كسانى كه بر شما خاندان ستم روا داشتيد، بيزارى جسته و انتقام خون پاكان شما را از آنان بگيريم !

 

امام سجاد عليه السلام فرمود :
هيهات ! ايها الغدره المكره ! حيل بينكم و بين شهوات انفسكم ، اتريدون ان تاتوا الى كما اتينم الى آبائى
من قبل ، كلا ورب الرقصات الى منى ، فان الجرح لما يندمل ، قتل ابى بالامس ، و اهل بيته معه ، فلم ينسنى ثكل رسول الله صلى الله عليه و آله و ثكل ابى و بنى و جدى شق لها زمى و مرارته بين حناجرى و حلقى ، و غصصه تجرى فى فراش صدرى ، و مسالتى ان لا تكونوا لنا و لا علينا.

 

هيهات ! اى بي وفايان نيرنگ باز ! در ميان شما و خواسته هاى شما پرده اى كشيده شده است ، آيا بر آنيد كه با من نيز به همان گونه كه با پدران من رفتار كرديد ، عمل كنيد ؟ (مطمئن باشيد كه به ياوه هاى شما ترتيب اثر نمى دهم و) هرگز چنين نخواهد شد (كه شما مرا به راهى كه مى خواهيد سوق دهيد) به خداى را قصات به سوى منى سوگند ، كه هنوز آن زخم عميقى كه ديروز از قتل عام و كشتار پدرم و فرزندان و (اصحاپيامبر او در قلب من پديده آمده است ، التيام نيافته و هنوز داغ رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله را فراموش نكرده بودم كه آلام و مصيبت هاى پدرم و فرزندان پدر و جد بزرگوارى ، موى سر و صورت مرا سپيد كرد و هنوز مزه تلخ آن را در گلوگاه خود احساس مى كنم ، و اندوه اين آلام جانفرسا هنوز در قفسه سينه من مانده است ! خواسته من از شما اين است كه (حداقل بى تفاوت باشيد!) نه از ما طرفدارى كنيد و نه با ما از در جنگ و دشمنى در آييد! پس امام سجاد عليه السلام خطبه خود را با اين ابيات پايان داد :

 

لا غرو ان قتل الحسين شيخه
قد كان خيرا من حسين و اكرما
فلا تفرحوا يا اهل كوفه بالذى
اصيب حسين كان ذلك اعظما
قتيل بشط النهر نفسى فداوه
جزاء الذى ارداه نار جهنما

 

شگفت آور نيست اگر حسين كشته شد و پدر بزگواريش على ، كه به از حسين بود، او نيز كشته شد، اى اهل كوفه ! شادمان نباشيد به اين مصيبت كه بر حسين وارد شد كه اين مصيبتى است بزرگ ، جانم فداى آن كه در كنار نهر فرات شهيد شد، و كيفر آن كس كه او را كشت آتش جهنم است.

 

www.monajat.org

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه
کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor
خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه. خطبه تاریخی زین العابدین در کوفه.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید