ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

سبقت حضرت علی علیه السلام

پس از شخص خاتم الانبيأ صلی الله علیه و آله هيچ کس به شرافت و فضيلت علي علیه السلام نمي رسد و به قدري نسب و نژاد آن حضرت درخشنده و پاک است که عقول خردمندان حيران مي شود.حتي متعصبين از اهل سنّت مانند علأ الدين مولي علي بن محمد قوشچي و ابو عثمان جاحظ ناصبي و سعد الدين مسعود تفتازاني گويند ما در کلمات علي کرّم الله وجهه (سلام الله عليه) محو و حيرانيم، آنگاه که مي فرمايد:


«نحنُ أهلُ البيت لا يُقاس بِنا أحدٌ؛


هيچ کس با ما اهل بيت مقايسه نگردد».


مير سيدعلي همداني در مودت هفتم از مودة القربي از ابي وائل از عبدالله بن عمر نقل مي کند که گفت: هنگام شمارش اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله ما گفتيم ابو بکر و عمر و عثمان. مردي گفت: پس نام علي علیه السلام چه شد؟ گفت:


«عليُّ علیه السلام مِنْ أهل البيت لا يُقاس بهِ أحدٌ هو مع رسول الله صلی الله علیه و آله في دَرَجَتِهِ؛


علي علیه السلام از اهل البيت است، هيچ کس با او قياس نگردد، او همراه با پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مرتبه و درجه ي اوست».


مير سيدعلي همداني از احمد بن محمد کرزي بغدادي نقل مي کند که گفت: از عبدالله بن حنبل شنيدم که گفت: از پدرم (امام الحنابله) از تفضيل صحابه سؤال کردم. او گفت: ابو بکر و عمر و عثمان. گفتم: پس بابا علي بن ابي طالب علیه السلام کجاست؟ گفت:


«هُو مِن أهل البيت لا يُقاس به هؤلأ؛


او از اهل البيت است و هيچ کس با ايشان قياس نگردد».


در جنبه ي نورانيت حضرت علي علیه السلام و معناي حقيقي خلقت افضليت و تقدم مولاي متقيان از کلام پيامبر صلی الله علیه و آله شواهد بسياري نقل شده است از جمله:


احمد بن حنبل در مسند خود، مير سيد علي همداني در مودة القربي، ابن مغازلي در مناقب و محمد بن طلحه شافعي در مطالب السؤول في مناقب آل الرسول از پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله روايت کرده اند که فرمود:


«کنت أنا وعليُّ بن ابيطالب نوراً بين يدي الله من قبل أن يَخلُق آدم بأربعة عشر ألف عام فلمّا خلق الله تعالي آدم رکَّب ذلک النُّور في صُلبِهِ فلم يَزَلْ في نُورٍ واحدٍ حتّي افترقنا في صُلب عبد المُطلِّب فَفِيَّ النبوّة وفي علي الخِلافة؛


من و علي در پيشگاه الهي نوري بوديم چهارده هزار سال پيش از آنکه آدم خلق گردد. پس هنگامي که خداوند آدم را آفريد آن نور را در صلب او قرار داد. پس همواره يک نور بوديم تا اينکه در صلب عبد المطلب جدا گشتيم، پس در من نبوّت و در علي خلافت را ظاهر ساخت».


مير سيدعلي همداني مودت هشتم از مودّة القربي را اختصاص به همين موضوع داده و عنوان آن را به اين صورت تعيين کرده است:


«المودّةُ الثامنة في أنَّ رسول الله وعليّاً من نُورٍ واحدٍ، أُعطيَ عليُّ من الخصال ما لم يُعط أحدٌ من العالمين؛


مودّت هشتم در بيان اينکه پيامبر اکرم و علي علیه السلام از يک نور هستند، به علي علیه السلام فضيلتها و صفاتي عطا شده است که هرگز به هيچ کس داده نشده و نخواهد شد».


ابو المؤيّد موفق بن احمد خوارزمي از فصل چهاردهم مناقب و فصل چهارم مقتل الحسين، سبط بن جوزي در صفحه 28 تذکره، ابن صباغ مالکي در فصول المهمة و محمد بن يوسف گنجي در باب 87 کفاية الطالب، پنج خبر مسنداً از حافظ محدث شام و حافظ محدث عراق از معجم طبراني به اسناد خود نقل مي نمايند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:


«من و علي از يک نور خلق شديم و با هم بوديم تا در صلب عبد المطلب از هم جدا شديم…».


اين اخبار بسيار مفصل و پر محتواست که جهت اختصار از بيان تمام آنها خودداري مي کنيم.


بعضي از کساني که نسبت به مقام حضرت امير المؤمنين علیه السلام حسد و بغض داشته اند با پشتيبانيهاي مالي و سياسي معاويه احاديث مختلفي جعل نمودند تا با خدشه دار نمودن مقام والاي حضرت ابو طالب پدر گرامي حضرت علي علیه السلام پدران و اجداد حضرت علي علیه السلام را به پيرايه ي شرک بيالايند؛ در حالي که به اتفاق تمام علماي شيعه و بر اساس آيات الهي و روايات پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت ابو طالب بر فطرت توحيد زاده شده است و لحظه اي نيز شرک وجود مبارک ايشان را نيالوده است.


اکثر بزرگان اهل سنّت نيز بر توحيد حضرت ابو طالب علیه السلام تأکيد دارند و در کتابهاي معتبر آنان به طور مبسوط آمده است. و نيز علماي اهل سنّت خودشان احاديث مجعوله در اين موضوع را ردّ نموده اند.


از جمله خبر معروفي که فريقين شيعه و سنّي به طرق مختلف نقل نموده اند اينکه پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: جبرئيل بر من نازل شد و مرا با اين عبارت بشارت داد:


«اًّنَّ الله حرَّمَ علي النّار صُلباً أنْزَلَکَ وبطناً حَمَلَکَ وثَدياً أرضعکَ وحِجْراً کَفَلَک؛


بدرستي که خداوند متعال صلبي که تو را فرود آورد و رحمي که تورا حمل نمود و پستاني که تو را شير داد و دامني که تو را نگهداري و کفالت نمود بر آتش حرام کرده است».


دومين فضيلت انحصاري علي علیه السل
ام محل ولادت است
که هيچ يک از مخلوقات از انبياي عظام و اوصياي گرام و اولياي خدا به اين صفت مفتخر نبوده و تا قيامت نخواهند بود. در زمان ولادت حضرت عيسي علیه السلام به حضرت مريم عليهماالسلام خطاب شد که از خانه خارج شو، اينجا خانه ي عبادت است نه ولادت. اين واقعه مورد اتفاق فريقين شيعه و سني است که حضرت فاطمه بنت اسد هنگام درد زايمان در حال رازو نياز با خداي خويش بود که ديوار خانه شکافته شد و ندا آمد که: «يا فاطمة ادخلي البيت». پس از ورود ايشان به خانه، ديوار دو باره بسته شد و هر چه کردند نتوانستند در را باز کنند و تا سه روز حضرت فاطمه بنت اسد با مولود گراميش ميهمان خداوند متعال بود.


اسدالله در وجود آمد در پس پرده هر چه بود آمد


حاکم در مستدرک و نور الدين بن صباغ مالکي در فصل اول فصول المهمه مي گويند:


«ولم يولد في البيت الحرام قَبْلَه أحدٌ سِواه وهي فضيلةٌ خصّهُ الله تعالي بها اِجلالاً له واِعلأً لمرتبتهِ واِظهاراً لتکريمه؛


تا قبل از آن هرگز کسي جز علي علیه السلام در بيت الحرام به دنيا نيامده است و اين فضيلتي است که خداوند متعال به علي علیه السلام اختصاص داده است؛ به دليل بزرگداشت او و ارتقاي رتبه و آشکار کردن کرامت حضرت علي علیه السلام».


فضيلت ديگر حضرت علي علیه السلام نامگذاري ايشان توسط خداوند متعال است؛ زيرا خداوند متعال نام محمّد صلی الله علیه و آله و علي علیه السلام را هزاران سال قبل از خلقت تعيين نموده است و بر ساق عرش ثبت کرده است. در اين باب احاديث بسياري نقل شده است از جمله: محمد بن جرير طبري در تفسير کبير خود، ابن عساکر در تاريخ خود ضمن بيان حالات علي علیه السلام، محمد بن
يوسف گنجي ضمن باب 62 کفاية الطالب، حافظ ابو نعيم در حلية الاوليأ، شيخ سليمان بلخي در صفحه 238 ينابيع المودة ضمن باب 56 حديث 52 به نقل از ذخائر العقبي، احمد بن عبدالله طبري همگي مسنداً از ابو هريره با مختصري تفاوت در الفاظ نقل نموده اند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:


«مکتوبٌ علي ساق العرش لا اِله إلاّ الله وحدهُ لا شريک له و مُحمّد عبدي ورسولي أيّدتُهُ بعلي ابن ابيطالبٍ؛


بر ساق عرش نوشته شده است جز خدا معبودي نيست يکتاست و شريکي ندارد، و محمد بنده و پيامبر من است، او را به علي بن ابي طالب علیه السلام تأييد نمودم».


جلال الدين سيوطي در صفحه 10 جلد اول خصائص الکبري و در تفسير درّ المنثور اوايل سوره ي بني اسرائيل به نقل از ابن عد
ي، و ابن عساکر از انس بن مالک روايت نموده اند که رسول اکرمصلی الله علیه و آله فرمودند:


شب معراج در ساق عرش ديدم نوشته شده است: «لا اِله اِلاّ َ الله محمّدٌ رسول الله صلی الله علیه و آله أَيّدْتُهُ بِعَلِيعلیه السلام».


از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت کرده اند که گفت: از رسول اکرم صلی الله علیه و آله از کلماتي که حضرت آدم علیه السلام به آن تلقّي نمود (سوره بقره – آيه 37) و سبب قبولي توبه اش گرديد سؤال کردند، آن حضرت فرمود:


«سَأَلَهُ بحقِّ محمّدٍ وعلي وفاطمة والحسن والحسين فتابَ عليه وغَفَرَ لهُ؛


آدم از خداوند به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهما السلام در خواست توبه نمود، پس خداوند توبه او را پذيرفت و او را بخشيد».


مير سيدعلي همداني فقيه شافعي در مودّت هشتم از مودة القربي به نقل از عباس بن عبد المطلب، سليمان بلخي حنفي در باب 56 ينابيع المودة و محمد بن يوسف گنجي در باب هفتم بعد از صد باب از کفاية الطالب با مختصر تفاوتي در الفاظ نقل نموده اند که چون علي علیه السلام از مادر متولد شد، فاطمه مادر گراميش نام پدرش اسد را بر او گذارد. جناب ابو طالب که از اين نامگذاري راضي نبود. به همسرش فرمود بيا امشب بالاي کوه ابو قبيس برويم (بعضي گفته اند به مسجد الحرام) و خدا را بخوانيم تا از نام اين نوزاد ما را با خبر کند. چون شب شد هر دو رفتند و به دعا مشغول شدند. جناب ابو طالب به صورت شعر دعاي خويش را انشا نمود و گفت:


يا ربِّ يا ذا الغَسَقِ الدُّجِيِّ والقمرِ المُبْتَلجِ
المُضيّ


بَيِّن لنا من أمرِک الخَفِيِّ ماذا تري فِي اِسم ذا الصَّبِيّ


در آن ميان صدايي از طرف آسمان شنيده شد. ابو طالب سر بلند کرد و لوحي مانند زبرجد سبز ديد که بر او چهار سطر نوشته اند. لوح را گرفت و بر سينه چسباند و ديد روي آن نوشته شده است:


خَصَّصتُما <SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA& gt;بالولدِ الزّکيّ والطاهرِ المُنْتَجَبِ الرّضِيّ


واسمهُ مِن قاهِر العَلِيِّ عَلِيُّ اشْتُقَّ من العَلِيّ


پس حضرت ابو طالب بسيار مسرور و شادمان شد و در پيشگاه الهي به سجده شکر افتاد و سپس به شکرانه اين لطف عظيم ده شتر قرباني نمود و آن لوح را در مسجد الحرام آويختند و بني هاشم همواره به آن لوح بر قريش و ديگران مباهات مي نمودند و آن لوح باقي بود تا زمان جنگ حجّاج با عبدالله بن زبير مفقود شد.


فضيلت ديگر حضرت علي علیه السلام زهد و تقواي ايشان است، که به اجماع امّت از دوست و دشمن پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله زاهدترين و با تقواترين و با ورع ترين مسلمانان بوده است. چنانکه ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه و محمد بن طلحه شافعي در مطالب السؤول نقل مي نمايند از عمر بن عبد العزيز خليفه اموي که گفت:


«ما عَلِمْنا أَحَداً کان في هذه الاُمّة بعد النبيّ صلی الله علیه و آله أَزْهَدُ مِنْ عليّ بن ابيطالبٍ؛


ما در ميان امت پس از پيامبر صلی الله علیه و آله هيچ کس را زاهدتر از علي علیه السلام نمي شناسيم».


و در اين باب از حالات حضرت علي علیه السلام اخبار بسيار روايت شده است که در نحوه ي غذا خوردن و لباس پوشيدن و تمام حالات زندگي چگونه زاهدترين مردم بوده است.


و گفتار مفضل فرار بن ضمره با معاويه در وصف حالات علي علیه السلام بسيار گويا و شنيدني است تا آنجا که معاويه کافر دنيا پرست را به گريه انداخت. و معاويه ملعون در جاي ديگر گفته است:


«عَقِمَتِ النِّسأُ أن تَلِدْنَ مِثلَ عليّ بن ابيطالب علیه السلام؛


زنان از به دنيا آوردن فرزندي چون علي علیه السلام نازا و ناتوان اند».


زهد و ورع و تقواي علي علیه السلام را دوست و دشمن اعتراف دارند و ايشان را امام المتقين مي نام اند؛ چنانکه ابن ابي الحديد در صفحه 450 جلد دوم شرح نهج البلاغه، حافظ ابو نعيم اصفهاني در حلية الاوليأ، مير سيد علي همداني در مودة القربي و محمد بن يوسف گنجي در باب 54 کفاية الطالب از انس بن مالک روايت مي نمايند که گفت: روزي رسول اکرم صلی الله علیه و آله به من فرمودند:


«أوّل من يدخُلُ من هذا الباب هو اِمام المُتّقين وسيِّد المُسلمين ويَعْسُوبُ المؤمنين و خاتَمُ الوصِيّين وقائِدُ الغُرِّ المُحَجَّلينَ؛


اول کسي که از اين در وارد مي شود او پيشواي متقين و سرور مسلمانان و بزرگ و پادشاه مؤمنان و خاتم جانشينان و رهبر پيشاني سفيدان و روسفيدان است».


انس مي گويد: من در دل گفتم خدايا! اين تازه وارد را مردي از انصار قرار بده. ناگهان ديدم علي علیه السلام وارد شد. پيامبرصلی الله علیه و آله فرمود: کيست؟ عرض کردم: علي ابن ابي طالب علیه السلام است. پس آن حضرت با حالتي شادمان و خندان برخاست و علي علیه السلام را استقبال فرمود و دست در گردن او انداخت و عرق از چهره اش پاک نمود. علي علیه السلام عرض کرد: يا رسول الله! امروز نسبت به من کار ديگري مي کنيد؟ حضرت فرمودند: چرا نکنم در حالي که تو از جانب من رسالتم را به خلق ابلاغ مي کني و صداي مرا به ايشان مي رساني و در آنچه پس از من اختلاف کنند بر آنها بيان نمايي.


حاکم در صفحه 138 جز سوم مستدرک و بخاري و مسلم در صحيحين خود نقل مي کنند که پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «سه چيز درباره ي علي به من وحي شده است:


«اِنّه سيِّد المسلمين واِمام المُتّقين و قائِدُ الغُرِّ المُحَجّلين».


احمد بن حنبل در مسند خود نقل مي نمايد که روزي رسول اکرمصلی الله علیه و آله به علي علیه السلام فرمود:


«يا عليُّ، النَّظَرُ اِلي وجهِکَ عِبادةٌ اِنّک اِمامُ المُتّقين وسيِّدُ المؤمنين، مَنْ أَحَبَّکَ فقد أَحَبّني ومَنْ أحَبّني فقد أحَبَّ الله ومَنْ أَبْغَضَکَ فقد أَبغضني ومَنْ أبغضني فقد أبغضَ الله؛


اي علي! نگاه کردن به چهره ي نوراني
تو عبادت است. تو پيشواي پرهيزگاران و سرور مؤمنان هستي. هر کس تو را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس مرا دوست داشته باشد خدارا دوست دارد، و هر کس تو را دشمن دارد مرا دشمن داشته است و هر کس با من دشمني نمايد با خدا دشمني نموده است».


بنابر اين، کافي است در فضل و مقام و شخصيت مولاي متقيان و مراتب تقوا و ايمان آن حضرت که پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امر خداوند و بر اساس وحي الهي ايشان را به اين صفات و خصوصيتها از تمام انسانها و اصحاب ممتاز و برتر نموده است.


http://www.aboutorab.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید