ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

سيب ها روي خاك غلطيدند

 
سيب ها روي خاك غلطيدند


زير باران دوشنبه بعد از ظهر


اتفاقي مقابلم رخ داد


وسط کوچه ناگهان ديدم


زن همسايه بر زمين افتاد


 


سيب ها روي خاک غلطيدند


چادرش در ميان گرد وغبار


قبلا اين صحنه را…نمي دانم


در من انگار مي شود تکرار


 


آه سردي کشيد،حس کردم


کوچه آتش گرفت از اين آه


و سراسيمه گريه در گريه


پسر کوچکش رسيد از راه


 


گفت:آرام باش! چيزي نيست


به گمانم فقط کمي کمرم…


دست من را بگير،گريه نکن


مرد گريه نمي کند پسرم


 


چادرش را تکاند، با سختي


يا علي گفت و از زمين پا شد


پيش چشمان بي تفاوت ما


ناله هايش فقط تماشا شد


<SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA" lang=FA& gt; 


صبح فردا به مادرم گفتم


گوش کن ! اين صداي روضه ی کيست


طرف کوچه رفتم و ديدم


در و ديوار خانه اي مشکي است –


 


با خودم فکر مي کنم حالا


کوچه ی ما چقدر تاريک است


گريه،مادر،دوشنبه،در،کوچه


راستي! فاطميه نزديک است…


 


حميد رضا برقعي


www.sahebzaman.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید