ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

عوامل جنایات مردم کوفه

عوامل جنایات مردم کوفه

عوامل جنایات مردم کوفه

با شناخت تاريخي و ديدي كه نسبت به مردم كوفه داريم انتظار آن نمي‏رفت كه با يك چرخش تمام، سوابق درخشان خود را ـ كه در جنگ جمل و صفين و نهروان نشان داده بودند ـ زير پا گذارده و به جنگ فرزند رسول خدا، حضرت امام حسين(عليه السلام) بشتابند.

براي روشن شدن اين مطلب نخست بايد عوامل و زمينه‏ها را بررسي كرد كه چه عواملي باعث شد تا مردم كوفه دست به اين جنايت هولناك بزنند؟
به طور خلاصه بايد گفت دو دسته از عوامل
بودند كه زمينه رفتن مردم كوفه به كربلا را فراهم كردند:
الف ـ عوامل دروني.
ب ـ عوامل بروني.

مقصود از عوامل دروني آن زمينه‏ها و خصيصه‌هايي است كه در مردم كوفه شكل گرفته بود و مقصود از عوامل بروني همان فشار و اختناق دستگاه حاكمان بني‏اميه بود كه با ترفندهاي مخصوص به خود، مردم را آماده چنين كاري كرد.

امّا عوامل دروني در مردم كوفه ـ براساس آن چه كه تاريخ بدان اشاره كرده ـ چند عامل بوده است:
1. تناقض آشكار در سيره و گفتار:
مردم كوفه در موارد گوناگوني به اثبات رساندند كه هميشه در سيره و گفتار خود دچار تناقض بوده‏اند، چراكه از يك سو سخني را بر زبان آورده كه هيچ‌گاه در عمل بدان اعتقادي نداشتند. موارد آن بسيار است، از جمله اين‌كه آنها هزاران نامه و طومار نوشته و امام حسين(عليه السلام) را به كوفه دعوت كردند و برخي در نامه‏ها به تعداد نيروهاي آماده دفاع اشاره كرده كه تعدادشان يك صد هزار نفر است.
برخي ديگر نيز ضمن دعوت از امام نوشته بودند كه اگر به دعوت آنها پاسخ مثبت ندهد، فرداي قيامت شكايت او را به نزد پيامبر خدا خواهند نمود. امّا پس از آن‌كه نماينده امام حسين را در كوفه ديدند، اگرچه در ابتدا به نشانه وفاداري با وي بيعت كردند، اما پس از تهديدهاي عبيدالله ـ با يك چرخش عجيبي و با يك عقب نشيني مفتضحانه‏اي ـ نه تنها مسلم بن عقيل را تنها گذاردند، بلكه همان دست‏هاي بيعت كننده، در كربلا ـ عليه امام حسين ـ تبديل به شمشير شد.
در دل آنها چيزي مي‏گذشت كه بر زبانشان جاري نمي‏شد. آنها كساني بودند كه وصف كاملشان بر زبان فرزدق آمده است كه در پاسخ امام حسين(عليه السلام) ـ كه از وضعيت مردم كوفه ـ پرسيده بود، گفت: “قلوبهم معك و سيوفهم عليكقلب‏هايشان همراه تو، ولي شمشيرهايشان عليه تو بسيج شده است. خود امام نيز در بين راه به شخصي فرمود: اين نامه‏هاي اهل كوفه است و خود آنها قاتلان من مي‏باشند.
از موارد اين تناقض آشكار در قول و عمل مردم كوفه اين بود كه پس از شهادت امام حسين(عليه السلام) وقتي به خيمه‏هاي امام حمله‏ور شده و غارت كردند، يكي از اهل كوفه به فاطمه (دختر امام حسين) هجوم برده، گوشواره‏اش را از گوش او وحشيانه كشيد، به گونه‏اي كه گوش او را پاره كرد. فاطمه ديد كه آن مرد كوفي به شدت گريه مي‏كند، پرسيد چرا گريه مي‏كني؟ گفت چگونه نگريم در حالي كه مشغول غارت دختر رسول الله مي‏باشم؟ فاطمه گفت: خوب پس مرا رها كن، پاسخ داد بيم آن را دارم كه اگر من نبرم ديگري ببرد!!

هم‌چنين نوشته‏اند: هنگامي كه اسيران اهل بيت(عليهم السلام) را وارد كوفه كردند، مرد و زن به حال آنان گريه مي‏كردند. امام سجاد(عليه السلام) ـ كه سخت شگفت زده شده بود ـ فرمود: اگر اينان بر ما گريه مي‏كنند پس چه كسي ما را كشت.

همان‏ها بودند كه از عبدالله بن عمر درباره حكم خون پشه سؤال كردند كه اگر بر لباس بود پاك يا نجس است، در پاسخ آنان گفت: ببينيد از من درباره خون پشه مي‏پرسيد، در حالي كه فرزند پيامبر خدا را كشتند در حالي كه درباره او و برادرش شنيدم كه پيامبر مي‏فرمود: «هما ريحانتان من الدنيا».

2. پيمان شكني:
دومين صفتي كه مردم كوفه به آن مشهور و معروف گشته بودند، صفت ناپسند و زشت عهد و پيمان شكني و عدم وفا به تعهدات خويش است.
اين روش را همگان مي‏دانستند. در تاريخ مي‏خوانيم كه آنان به علي(ع) خيانت كردند، همچنين به امام حسن مجتبي و امام حسين و پس از او به زيد بن علي و هم‌چنين به هر رهبري كه قيامي را هدايت مي‏كرد، خيانت كردند.
از اين‌رو بازدارندگان، به امام حسين گفتند: شما پيمان شكني و خيانت كوفيان را نسبت به پدر و برادرت ديده‏اي، مبادا فريب آنها را بخوري. داود بن علي هم به زيد بن علي گفت: اي عموزاده اينان فريبت ندهند، آيا اينها به كسي كه عزيزتر از تو در نزدشان بود (جدّت علي) خيانت نكردند تا اين كه كشته شد؟ و آيا با حسن بن علي پس از او نخست بيعت نكردند و سپس بر او هجوم برده و عبا از دوشش كشيده و وسائل درون خيمه‏اش را غارت كردند و زخمي‌اش نمودند؟! آيا جدّت امام حسين را فرا نخواندند و از مدينه و مكه بيرون نياوردند و به او پيمان‏هاي سختي ندادند، امّا در نهايت به او خيانت كرده و راضي نشدند تا اين‌كه او را به قتل رساندند؟

3. زودباوري در جنگ‏هاي رواني:
زودباوري مردم كوفه و فريب خوردن در جنگ‏هاي رواني كه گاهي عليه آن‏ها به كار برده مي‏شد يكي از صفات ناپسند و علل ضعف و بي‏ارادگي آنها به شمار مي‏رفت كه دشمن از همين نقطه ضعف استفاده مي‏كرد و به اهداف سياسي خود مي‏رسيد البته در طول تاريخ موارد بسياري به ثبت رسيده است.

4. نداشتن آزادي عمل و استقلال فكري:
از جمله عواملي كه مردم كوفه را بر آن داشت تا با امام حسين(عليه السلام) بجنگند، اين بود كه مردم كوفه از يك بلوغ فكري و استقلال ـ در
تصميم‏گيري ـ برخوردار نبودند، زيرا شهر كوفه پس از تأسيس
آن در سال 20 هجري، محل اسكان قبائل، گروه‏ها، مليّت‏ها، مذاهب و اديان گوناگوني بود كه همين ناهماهنگي و يك دست نبودن مردم سبب شد تا هر قبيله‏اي براي خود و هم پيمانانش شرايط خاصي اعمال كند.
علاوه بر اين غير از مسلمانان همانند يهوديان و نصاري نيز در اين شهر زندگي مي‏كردند. با اين بيان در جاي جاي شهر كوفه قبيله‏اي استقرار يافته و براي خود حكومتي قبيله‏اي برقرار ساخته بود كه هيچ‏گاه با هم هماهنگ نبودند. لذا با كنار آمدن رئيس قبيله با حكومت و يا يك جريان فكري ديگر، افراد آن قبيله و هم‏پيمانان مجبور بودند، كه همراه او باشند.
در نتيجه بايد گفت اين قبايل و مردمي كه هر يك از جايي آمده بودند، اگرچه در ظاهر در كنار يكديگر مي‏زيستند، امّا (به فرموده اميرمؤمنان) با اهواء و گرايش‏هاي گوناگون جدا از يكديگر بودند و با اعمال فشار حكومت قبيله‏اي به حكم اجبار راهي كربلا مي‏شدند.
دومين عاملي كه باعث شد مردم كوفه براي جنگ با امام حسين(عليه السلام) بسيج شوند، اقدامات سريع حكومت غاصبانه بني‏اميه بود كه با در نظر گرفتن شرايط جديد حاكمِ بر كوفه و عزل فرماندار سابق و آمدن فرماندار جديد بود. عبيدالله بن زياد براي مهار انتفاضه و قيام مردم و تسلّط كامل بر شهر و مردم كوفه، اقداماتي به عمل آورد كه از جمله آنها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1. ايجاد رعب و وحشت:
عبيدالله با كشتن افراد بي‏گناه و كشيدن آن‏ها در كوچه و بازار و هم‌چنين با دار زدن افراد و آويزان كردن آنها در اماكن عمومي و يا انداختن افراد از بالاي قصر دارالاماره، سخت مردم را به وحشت انداخت؛ مثلاً با كشتن مسلم بن عقيل (نماينده امام حسين عليه السلام
) و هاني بن عروه و كشاندن اين دو چهره بزرگ و
انقلابي در كوچه و بازار كوفه و هم چنين انداختن نماينده ديگر امام حسين(عليه السلام) به نام قيس بن مسهر صيداوي، اين جوّ خفقان‏آميز را در كوفه به وجود آورد.
از اين رو، ترس و وحشت مردم به جايي رسيده بود كه كسي حاضر به دفاع از او نشد و به دستور عبيدالله در انظار عمومي در سن 89 سالگي گردنش را زدند و وي را به شهادت رساندند. او با ايجاد اين رعب و وحشت در بين مردم توانست به موقع از اين حربه استفاده نمايد و مردم را ـ پس از ورود امام حسين(عليه السلام) به كربلا ـ جهت جنگ با امام حسين(عليه السلام) بسيج كند.
نتيجه اين كار اين شد كه افراد ضعيف‏النفس و بي‏اراده و يا مزدوراني كه از ديگران پيروي مي‏كردند و از خود هيچ اراده‏اي نداشتند، راهي جز رفتن به كربلا و جنگيدن با امام حسين نداشته باشند، زيرا نه مي‏توانستند در كوفه بمانند و نه مي‏توانستند اراده‏اي از خود نشان داده پا به فرار بگذارند.

2. دست‏گيري هواداران امام حسين(عليه السلام):
با فروكش كردن قيام مردم كوفه، عبيدالله دستور داد تا سران شورش و تمام هواداران امام حسين(عليه السلام) را تحت تعقيب قرار دهند. از آن عده افرادي كه تا ديروز به خاطر مصالح خود در كنار انقلابيون بوده و امروز در كنار عبيدالله قرار گرفته بودند كمال استفاده را برده و با كمك مزدوران عبيدالله خانه به خانه براي دستگيري انقلابيون بشتابند.
عبيدالله با چنين اقدامي بر بيشتر انقلابيون و هواداران دست يافته و راهي سياه چال‏ ها نمود
اگر اين آمار درست باشد بايد گفت كه عبيدالله تقريبا بر دو سوم بيعت كنندگان با مسلم ـ كه از هواداران امام حسين(عليه السلام) بودند ـ دست يافته و آنها را راهي زندان‏ها و شكنجه‏گاه‏ها كرد كه اگر آن‏ها به زندان نمي‏افتادند، چه بسا كوفه در موقع حضور امام حسين(عليه السلام) شكل ديگري به خود مي‏گرفت و يا لااقل براي امام ياران بيشتري از كوفه بسيج مي‏شدند.

3. تطميع مردم به پول، مقام، جايزه:
سومين عاملي كه باعث شد تا مردم براي رفتن به كربلا و مقابله و رويارويي با امام حسين انگيزه پيدا كنند، پول‏ها و وعده پست‏ها و مقام‌هايي بود كه از سوي عبيدالله به مردم ـ به ويژه اعيان و شخصيت‏هاي كوفه ـ داده شد. آن پول‏ها، آن قدر مردم را شتاب زده كرد كه براي دريافت آن بر يك ديگر پيشي مي‏گرفتند!! هم چنين براي دريافت آن پست‏ها به گونه‏اي مست و «لايعقل» گرديده بودند كه آزادي فكر و انديشه از عواقب امر را از آن‏ها گرفته بود. بدين جهت اين وعده‏ها بسيار كارساز بود؛ اگرچه براي بسياري از آن‏ها جز ضرر و زيان، سود ديگري نداشت.
از جمله افرادي كه سخت شيفته قدرت و مقام شد عمر بن سعد بود. وي به خاطر از دست ندادن حكومت «ري» آماده چنين كاري شد.
هم چنين شمر بن ذي الجوشن و آن ده نفري كه بدن امام حسين را زير سم اسب گرفتند در انتظار جايزه از عبيدالله بن زياد و يزيد بن معاويه بودند.

 

به هر حال حضور يافتگان در كربلا دو دسته بودند:
دسته اول كساني بودند كه به كمك امام حسين شتافته و علي رغم اين كه راه‏ها به شدت كنترل مي‏شد ـ تا نيروي كمكي براي امام از كوفه خارج نشود ـ امّا چهره‏هاي محترم و سرشناسي همانند: حبيب بن مظاهر اسدي، انس بن حارث كاهلي، مسلم بن عوسجه، رافع بن عبدالله، مسلم بن كثير ازدي، زهير بن سليم ازدي، جابر بن الحجاج، نعمان بن عمرو ازدي، حلاس بن عمرو ازدي و عدّه ديگري از كوفيان در كربلا حضور يافته و به شهادت رسيدند.

دسته دوم كساني بودند كه به قصد جنگ با امام حسين به كربلا رفتند و اين دسته چند گروه بودند:
1. گروهي از همان ابتدا چنين هدفي داشتند، امّا وقتي به كربلا
رسيدند تغيير موضع داده و در كنار امام حسين قرار
گرفتند و به شهادت رسيدند همانند: جوين بن مالك بن قيس، قاسم بن ابي حبيب ازدي، مسعود بن الحجاج، عبدالرحمن بن مسعود بن الحجاج تميمي و ضرغامة بن مالك.
2. برخي هم از ترس عبيدالله، با سپاه عمر بن سعد از كوفه بيرون آمدند ولي در بين راه پا به& lt;SPAN dir=ltr> فرار گذاشتند.
3. سومين گروه، هواداران حزب اموي بودند همانند: عمربن سعد، شمر بن ذي الجوشن، حصين بن نمير، شبث بن ربعي، عزرة بن قيس، عمرو بن الحجاج زبيدي، حجار بن أبجر، زجر بن قيس و
لذا هر يك از اينها فرماندهي گروه زيادي از لشكر عمر بن سعد را به عهده گرفته بودند.
4. عده‏اي هم از دشمنان اهل بيت بودند كه قصد انتقام از خاندان پيامبر(صلي الله عليه واله) و اميرمؤمنان را داشتند.
5. دسته‏اي نيز جزء مرعوب شدگان سياست عبيدالله بودند كه اجبارا يا اختيارا براي جنگ با امام حسين بسيج شده و براي اين كه پرونده سياهي براي آنان تشكيل نشود حاضر به رفتن كربلا شدند. توده مرمد جزء اين گروه بودند.
6. گروه ديگر افراد غافل و بي‏خبري بودند كه نه شخصيت اهل بيت ـ خاصه امام حسين ـ را درك كرده بودند و نه از كفر خليفه جديد خبري داشتند و از سوي ديگر با تبليغات سوء عليه امام حسين ـ كه وي بر ضد خليفه مسلمان
ان قيام نموده و از دين خروج كرده ـ با اين انگيزه در كربلا شركت
جستند. چنان چه مي‏خوانيم كه عمرو بن الحجاج براي تحريك مردم به جنگ با امام حسين در روز عاشورا فرياد مي‏زد: قاتلوا من مرق عن الدين و فارق الجماعة؛ بجنگيد با كسي كه از دين خدا برگشته و از صف مسلمانان بيرون رفته است و امام نيز در پاسخ اين شخص فرومايه فرمود: واي بر تو اي عمرو! آيا مردم را به اين بهانه
و اتهام كه ما از دين
خدا خارج شده‏ايم به جنگ و ريختن خون ما تشويق و ترغيب مي‏كني؟! آيا ما از دين خدا خارج گرديده‏ايم ولي تو ـ كه حق را از باطل نشناختي ـ در دين خدا پا برجا هستي؟! نه، هرگز چنين نيست، روزي كه روح مان از تن ما جدا گرديد، خواهيد فهميد كه چه كسي سزاوار آتش است.

اوصاف لشكر ابن سعد از زبان امام:
اگرچه از نظر تاريخ روشن است كه مردم كوفه افرادي پيمان شكن و بي‏وفا بوده‏اند، امّا بايد ديد آنان كه اين حادثه تلخ و اين فاجعه بزرگ را به وجود آوردند چه كساني بودند؟<BR& gt;جواب اين پرسش‏ها را بايد از زبان امام شنيد كه سپاه عمر بن سعد، نه آزادمرد بودند و نه مسلمان. نه داراي عاطفه بودند و نه وجدان، چرا كه اگر مسلمان بودند هرگز با محبوب رسول خدا نمي‏جنگيدند و اگر آزاد بودند به عاقبت امر مي‏انديشيدند و اگر عاطفه داشتند اين همه وحشي گري را در كربلا نسبت به خاندان وحي و رسالت روا نمي‏داشتند. عجب اين جاست كه در اين مردم هيچ چيز اثر نگذاشت، نه موعظه، نه كلام خدا و نه سخني از پيامبر(صلي الله عليه واله).
جالب اين است كه هيچ كس به اندازه امام آنها را نشناخت و به معرفي چهره آنان نپرداخت
در سخناني كه روز عاشورا ايراد كردند با اين كه مي‏دانست هرگز با موعظه و هشدار تغيير مسير نخواهند داد، كوفيان را اين چنين توصيف كرد:

«اي پيروان آل ابي سفيان و پيروان شيطان، مسخ شدگان، فاسقان، ظالمان، سفيهان، منافقان، قاتلان فرزندان پيامبران، اذيت كنندگان مؤمنان، قاتلان فرزندان بدريان، قاتلان مؤمنان، خبيثان، فرزندان حرام، فرومايگان، ظاهركنندگان فساد روي زمين، باطل كنندگان حدود خدا، خورندگان اموال فقرا و مساكين، بردگان امت، شاربان خمر شكم‏هاي انباشته از حرام، و.
..
»

با توجه به توصيف امام درباره اوصاف ناپسند مردم كوفه ـ به ويژه حضور يافته گان در لشكر عمر سعد ـ علّت جنگ كوفيان با امام حسين(عليه السلام) در كربلا به خوبي روشن مي‏گردد
و در پايان بايد با اين دعا كه فرازي از زيارت شريف عاشوراست از خدا بخواهيم: “اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ».

پي نوشتها:

 

1.       منتهي الآمال

 

2.       لهوف سيدبن طاووس

 

3.        در كربلا چه گذشت؟

 

4.        بحارالانوار

 

5.       ابن عساكر

 

6.        حياة الامام الحسين

 

7.        ارشاد مفيد

 

8.       زندگاني امام الحسين(ع)

 

منبع» ایسنا

 

www.asreshia.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

 

عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه. عوامل جنایات مردم کوفه.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید