ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

فضایل علی علیه السلام از زبان سعد بن ابی وقاص

ابن قتیبه در کتاب امامت
و سیاست می نویسد: سعد بن ابی وقاص در مورد علی علیه السلام می گفت: على علیه السلام در نیکى‏ هاى ما با ما شریک است ولى ما با او در نیکى‏هایش شریک نیستیم. او از همه ما به کار خلافت سزاوارتر بود اما قضا و قدر مدتى او را از حقش دور ساخت. و ما به نیکى مى‏دانستیم که او سزاوارترین فرد نسبت به کار خلافت است(1)
.
همچنین در کتاب صحیح مسلم از قول عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش می نویسد: در یکى از روزها، معاویة بن ابى سفیان به سعد بن ابی وقاص دستور داد تا به على بن ابیطالب علیه السلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد. معاویه، از وى پرسید: به چه سبب على را دشنام نمی دهی؟ سعد گفت: بخاطر آن که خودم در شأن على علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله سه فضیلت شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام علی علیه السلام، اقدام نمى‏ کنم.
فضیلت اول: در ماجرای جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه و آله، حضرت على علیه السلام را به جانشینى خود، در مدینه باقى گذاشت، آنگاه على علیه السلام به پیامبر(ص) فرمود: یا رسول الله! آیا مرا به جانشینی بر زنان و کودکان می گماری؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخش، فرمود: آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون، به حضرت موسى علیه السلام باشد؛ با این تفاوت که پس ا
ز من پیغمبرى مبعوث نمى‏ شود.

فضیلت دوم: در جنگ خیبر، از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم، که مى‏فرمود: «پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم، او را دوست مى‏دارند». از شنیدن این سخن همه ما در انتظار اینکه این فضیلت بزرگ نصب ما گردد، سر از پا نمی شناختیم، که در همان زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله على را به حضور طلبید. على علیه السلام در حالى به حضور حضرت رسول شرف یاب شد که به درد چشم شدیدی مبتلا بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السلام مالید، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یاد بود نصرت الهى بود، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السلام، فتح و پیروزى عظیمی نصیب اسلام شد.
فضیلت سوم: هنگامى که آیه مباهله (فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ)(2)؛ ناز
ل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله، حضرت على علیه السلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین (علیهم السّلام) را به حضور طلبید و فرمود: بار پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند.

که اگر یکی از این فضیلتها براى من بود، بهتر و ارزنده ‏تر از شتران سرخ موی بود که در اختیار من باشد.(3) این موضوع را بسیاری از علمای اهل سنت در کتب شان نقل کرده‌اند که به جهت اختصار به بعضی از آنها اشاره می کنیم: ابن کثیر در البدایة والنهایة.(4) ابن اثیر در اسد الغابه فی معرفة الصحابة.(5) ذهبی در تاریخ الاسلام، ص627. و همچنین شرح مسلم، النووی.(6) و ینابیع المودة، القندوزی.(7)


پی نوشت:


1 – امامت‏ وسیاست/ترجمه،ص:132.


2 – سوره آل عمران: آیه 61.


3 – صحیح مسلم: ج7، ص120، کتاب فضائل الصحابة، باب من فضائل علی بن أبی طالب (رضی الله عنه).


4 – ابن کثیر در البدایة والنهایة، حوادث سال چهل هجری، ج7، ص369.


5 – ابن اثیر در اسد الغابه فی معرفة الصحابة، ترجمه امام علی علیه السلام، ج4،‌ ص99.


6 – شرح مسلم، النووی، ج15،‌ ص175.


7 – ینابیع المودة لذوی القربى، القندوزی، ج 2، ص 119.


http://makarem.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید