ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

درنگی در روایت قتل های آغازین۲ _ دولت مهدی(عج) بخش دوم

قتل های آغازین2

شیوه‏ ى رفتار امام (علیه ‏السّلام) با دشمنان‏

 

ستمگران و زورمداران و زراندوزان، در همه‏ى نقاط عالم، بر ملّت‏هاى مظلوم و مستضعف سیطره داشته‏اند و دارند و فرهنگ سازى کرده‏اند. در این میان، جامعه‏ى اسلامى، خسارت‏هاى بیشمارى را متحمّل شده، به طورى که دشمنان اسلام، از آغاز رسالت نبىّ مکرّم اسلام، (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم)، همواره، در ایذاء و اذیّت آن حضرت و پیروانش بوده‏اند. بالاخره آن حضرت پس از تحمّل مشقت‏هاى فراوان توانست مسلمانان را از تاریکى‏ها به سوى روشنایى راهنمایى و سوق دهد. و حکومت اسلامى را بر قرار نماید. مع الاسف طولى نکشید که در هنگامه‏ى رحلت و بعد از آن، به گفته‏ى امام غزالى ریاست طلبان و منافقان با حیله‏هاى مختلف و فریب دادن مسلمانان، صاحب غدیر را که منصوب از طرف خداوند حکیم بود و همگى به ولایت‏اش تبریک و بخٍ، بخٍ یا على گفته بودند، کنار گذاشته و بر اریکه‏ى قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه‏ ى فاجعه و جنایات هولناک در جامعه‏ى اسلامى کاشته شد منعقد گردید. مولاى متقیان، امیرمؤمنان، منصوب خدا، برادر رسول خدا (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) اولین مسلمان در میان مردان، فاتح خیبر و جانشین بى واسطه‏ى رسول خدا (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) را با آن همه مناقب خان
ه نشین کرد و یگانه دختر جوان ریحانه‏ى آن حضرت، در اندک زمانى پس از رحلت پدر بزرگوارش، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان، مورد ضرب و شتم قرار مى‏گیرد، بلکه به طور وحشیانه‏اى بین دیوار و در فشار داده شده و محسن‏اش سقط مى‏شود و در نهایت پس از ۷۵ روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلى آزرده و جراحاتى بسیار وداع مى‏کند. پس از آن حرمت شکنى دردناک، فاجعه‏ها وحشتناک و وحشتناک‏تر مى‏شود و اهل بیت (علیهم ‏السّلام) و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکى پس از دیگرى مظلومانه به شهادت نائل مى‏گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) و شیعیان مخلص‏شان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع مى‏شوند به طورى که روح و عواطف انسانى با شنیدن آن همه وحشیگرى‏ها جریحه دار مى‏گردد. این ستمگرى‏ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد(عج) و هر روز با رنگ‏هاى مختلفى جلوه‏گرى نموده و فاجعه‏اى وحشتناک رخ مى‏دهد. و ظلم و فساد در عالم فراگیر مى‏گردد.

 

یقیناً، پیش از ظهور و مقارن با آن، بر دنیا، ستمگران خون‏ریزى حاکم‏اند که از هیچ جنایتى فرو نمى‏گذارند. حال، امامى که قیام مى‏کند، در برابر این همه کج‏روى‏ها و بیدادگیرى‏ها، چه گونه برخورد کند،تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بى تردید، گروه‏هاى معاندى که دست‏شان به خون بشریّت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب کرده‏اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح‏گرانه و نهضت امام، ایستادگى مى‏کنند. بنابراین، امامى که قیام مى‏کند و مأموریّت تشکیل حکومت جهانى اسلام را دارد، باید براى برطرف کردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد. در این جا، مرورى به این برنامه ‏ها خواهیم داشت.

 

 

تربیّت سپاهیان و تدارک مقدّمات جنگ‏

 

امام عصر (عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرج‏الشریف) براى انتقام و خون‏خواهى از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانى و اجراى حدود الهى و برقرارى حکومت عدل جهانى، ناگزیر از جنگ خواهد بود و در مقابل‏اش، دشمنان دندان مسلح و کج‏اندیشان دینانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده و چرخه‏هاى اقتصادى جهان برخوردارى از فن‏آورى پیشرفته و سازماندهى ارتش‏هاى قدرت‏مند، پرچم مخالفت بر مى‏دارند و مانع مسیر اصلاح‏گرانه‏ى امام مى‏شوند. لذا قبل از قیام، جنگاوران دریا دل و دست‏یارانى توان‏مند و کارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت، تربیّت مى‏شوند و تعداد آنان، در بعضى از روایات، سیصد و سیزده نفر و در برخى، ده هزار نفر و در تعدادى از آن‏ها، صدهزار نفر و… ذکر شده است.

 

 

 

تجهیزات جنگى و وسیله‏ ى دفاعى‏

 

تجهیزات آنان، طبق روایتى از امام صادق (علیه‏السلام)، شمشیرهایى از آهن امّا نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیر هذا الحدید) که اگر یکى از آنان، با شمشیر خود، بر کوهى ضربه زند، آن را دو نیم مى‏کند… ))(۲۱). وسیله‏ى دفاعى آنان، طبق روایتى از امام صادق (علیه‏السلام) به گونه‏اى است که ((اسلحه‏ى دشمن هرگز، بر آنان کارگر نیست.))(۲۲)

 

 

 

قاطعیّت امام در رویارویى با دشمنان‏

 

امام على (علیه‏السلام) مى‏فرماید: ((لایُقیمُ أَمَر اللَّهِ سُبحانَهُ إلاَّ مَنْ لایُصانِعُ، وَلایُضارِعُ، وَلایَتَّبِعُ الْمَطامِعَ(۲۳)))؛ فرمان خداوند سبحان را برپا ندارد، مگر کسى که در اجراى دستور الهى، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو طمع‏ها و آرزوها نگردد.)).

 

حضرت مهدى (عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرج‏الشریف) نیز قیام به اقامه‏ى حدود و فرمان الهى مى‏کند و در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمى‏کند، بلکه نسبت به جرم اشخاص و گروه‏ها مجازات متناسب با آن را اجرا مى‏کند و برخى از آنان را در جنگ نابود مى‏سازد و حتّى فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب مى‏کند و گروهى را اعدام گروهى را تبعید و دست برخى را قطع مى‏کند و… به فرمایش امام باقر (علیه‏السلام): ((… یَقُومُ القائِمُ… وَ لا تَأخُذُهُ فِى اللَّهِ لَومَهُ لائِمٍ…(۲۴))) قائم، قیام مى‏کند… و در اجراى احکام الهى، از ملامت هیچ ملامت کننده‏اى بیم نمى‏کند.

 

بنابراین، به آن حضرت، ((نقمت و عذاب کننده ‏ى مجرمان و دشمنان)) لقب داده‏اند. از امام صادق (علیه‏السلام) نقل شده که فرمود: ((إذا تَمَنَّى أَحَدُکُمْ اَلْقائِمَ فَلْیَتَمَنَّهُ فِی عافِیَهٍ؛ فإنَّ اللّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً، صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ، رَحمَهً وَیَبْعَثُ القائِمَ نِقْمَهً(۲۵)؛ هنگامى که یکى از شما، ظهور قائم را آرزو و تمنّا بکند (که در رکاب‏اش باشد)، پس باید آرزو کند که در عافیت و
تندرستى باشد؛ زیرا، خداوند، حضرت محمد (علیه‏السلام) را (براى خلائق) رحمت فرستاد و حضرت قائم (عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرج‏الشریف) را عذاب و نقمت مى‏فرستد.)).

 

امام صادق (علیه‏السلام)، دلیل ملقّب شدن حضرت مهدى (عجّل‏ اللّه‏ تعالى‏ فرجه الشریف) به لقب ((نقمت)) را چنین بیان مى‏دارد:

 

… فَنِتَمُّ حُجَّهَ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حتَّى لایَبقى‏ أحدٌ عَلَى الْأرْضِ لَمْ یَبْلُغ إلَیهِ الدینُ وَالعِلمُ، ثُمَّ یَظْهَرُ القائِمُ (علیه‏السلام) وَ یَسیرُ (وَیَصیرُ) سَبَباً لِنِقْمَهِ اللَّهِ وَسَخطِهِ عَلَى العِبادِ؛ لِأنَّ اللَّهَ لایَنْتَقِمُ مِنَ العِبادِ إلاّ بَعدَ إنکارِهِمْ حُجَّهً؛(۲۶)

 

پس ما، بر خلق خدا، اتمام محبّت مى‏کنیم تا این که همگان، نسبت به دین، شناخت پیدا کنند بر روى زمین، کسى باقى نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه‏السلام)، ظهور مى‏کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان مى‏گردد؛ زیرا، خداوند، از بندگان‏اش انتقام نمى‏گیرد، مگر بعد از آن که حجت‏اش را انکار کنند.

 

سپس معلوم مى‏شود آنانکه مورد غضب امام عصر (علیه ‏السلام) قرار مى‏گیرند، همان کسانى هستند که حجّت بر آنان تمام شده است، ولى آنان حجّت خدا را نمى‏ پذیرند و سخت انکار مى‏کنند.

 

محمّدبن مسلم، ضمن حدیثى از امام باقر (علیه‏السلام) نقل مى‏کند که آن حضرت مى‏فرماید: ((… أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ المُصْطَفى‏ (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) فَخُرُ وجهُ بِالسَّیْفِ وَقَتْلُهُ أعداءَ رَسوُلِهِ (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) والجَبَّارینَ وَالطّواغیِتَ، وَأَنَّهُ یُنْصَرُ بِالسَّیْفِ والرُّعْبِ وَأنَّهُ لا تُرَدُّ لَهُ رایَهٌ…(۲۷)؛ امّا شباهت او به جدش محمّد مصطفى (صلى‏الله‏وعلیه‏واله‏وسلم) خروج او با شمشیر است و این که او، دشمنان خدا و رسول‏اش و جباران و طاغوت‏ها را خواهد گشت و او با شمشیر و رعب یارى مى‏شود و هیچ پرچمى از او باز نگردد.)).

 

 

 

جنگ و کشتار

 

در هر مقطعى از زمان یا مکان، نوع رفتار و برخوردها با مخالفان و دشمنان متفاوت است. مثلاً، در زمان پیامبر اکرم (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) رحمت و ترویج دین بود، و در زمان امام على (علیه‏السلام) رحمت و منّت گذارى بر مخالفان، و… حال باید دید که در هنگام ظهور، رفتار امام زمان (علیه‏السلام) با دشمنان چه گونه خواهد بود. براى پاسخ به این سؤال نگاهى به روایات مى‏اندازیم.

 

حدیث ۱-… عن زراره، عن أبی جعفر (علیه‏السلام) قال: قُلتُ له… فقال: ((إسْمُهُ إسْمی)). قلتُ: ((أَیسَیرُ بِسیرهِ مُحَمَّدٍ (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم)؟)). قال: ((هَیْهاتَ! هَیْهاتَ! یا زراره! ما یَسیرُ بِسیرَتِهِ!)). قُلْتُ: ((جُعِلْتُ فِداکَ لِمَ؟)). قال: ((إنَّ رَسولَ اللّهِ (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) سار فی أُمَّتِهِ بِالْمَنِّ، کانَ یَتَأَلَّفُ النَّاسَ، وَالقائِمُ یَسیرُ بِالقَتْلِ. بِذاکَ أُمِرَ فِى الْکِتابِ الَّذی‏ مَعَهُ أَن یَسیر بِالقَتلِ وَلایَسْتَتیبُ أحداً. وَیْلٌ لِمَنْ ناواهُ!))(۲۸)؛

 

زراره از امام باقر (علیه‏السلام) روایت کرده که… فرمود: ((اسم او، اسم من است)). پس عرض کردم: ((آیا به سیره و روش حضرت محمد (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) رفتار مى‏کند؟)). فرمود: ((هرگز! هرگز! اى زراره! به سیره‏ى او رفتار نمى‏کند!)) گفتم: ((فدایت گردم! براى چه؟)). فرمود: ((همانا رسول خدا (صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ و آله ‏و سلّم) با ملایمت و نرمى و مهربانى رفتار مى‏کرد [تا دل‏ها را به دست آورد و مردم با آن حضرت اُلفت گیرند.]، ولى حضرت قائم (عجّل‏ اللّه ‏تعالى‏ فرج‏ه الشریف) سیاست قتل را در پیش مى‏گیرد و طبق دستورى که دارد، رفتار مى‏کند و توبه‏ى کسى را نمى‏پذیرد. پس واى بر کسى که با او دشمنى کند!)).

 

حدیث ۲-… عن أبی بکر الحضرمی، قال: سَمِعْتُ أباعبدِاللّهِ (علیه‏السلام) یقول: ((لِسیرَهِ علیِّ بنِ أبی طالِبٍ، علیه‏السّلام، فِی أَهلِ الْبَصْرَهِ کانَتْ خَیْراً لِشیعَتِهِ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ. إنَّهُ عَلِمَ أَنَّ لِلْقَوْمِ دَوْلَهً، فَلَوْ سَباهُم لَسُبِیَتْ شِیعَتُهُ)). قال: قُلتُ: ((فَأَخْبِرْنی عَنِ الْقائِمِ. أَیَسیرُ بِسیرَتِهِ؟)). قال: ((لا؛ لِأَنَّ عَلِیّاً (علیه‏السلام) سارَ فیهِمْ بِالْمَنِّ لِما عَلِمَ مِنْ دَوْلَتِهِم، وَإنَّ الْقائِمَ (علیه‏السلام) یَسیرُ فیهِم بِخِلافِ تِلْکَ السِّیرَهَ لِأنَّهُ لا دَوْلَهَ لَهُم)).(۲۹)؛

 

از ابوبکر حضرمى نقل مى‏کند که گفت: از امام صادق (علیه‏السلام) شنیدم که مى‏فرمود: ((روش على بن ابى‏طالب (علیه‏السلام) در میان اهل بصره، براى شیعیان‏اش، از آن چه خورشید بر آن مى‏تابد، بهتر بود؛ زیرا، او مى‏دانست که این قوم را دولتى د
ر پیش است. اگر آنان را اسیر کرده بود، همنا شیعیان‏اش نیز اسیر مى‏شدند.)). عرض کردم: ((مرا از حضرت قائم (عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرج‏الشریف) مُطّلع بفرما که آیا ایشان نیز با اهل بصره همانند روش او رفتار مى‏کند؟)) فرمود: ((نه؛ زیرا، حضرت على (علیه‏السلام) مى‏دانست که حکومت‏هاى بعد از او، به دست دشمنان است، لذا با آنان به ملاطفت و چشم‏پوشى رفتار مى‏کرد، ولى حضرت قائم، چون پس از خود، دولتى براى آنان نمى‏بیند، برخلاف سیره‏ى حضرت على (علیه‏السلام)، رفتار مى‏کند.)).

 

البته این حدیث، از نظر سند، مورد اشکال است(۳۰) چون، اسماعیل بن مَرّار، مجهول است. مرحوم اردبیلى در مجمع الفائده و مرحوم عاملى در مدارک الاحکام و مرحوم مجلسى به مجهول بودن او تصریح کرده‏اند.(۳۱)

 

حدیث ۳- … عن یحیى بن العلاء الرازى، قال: سمعت ابا عبداللَّه (علیه‏السلام) یقول: ((ینتج الله تعالى فی هذه الأمّه رجلاً منّی و أنا مِنهُ، یسوق اللّهُ تعالى به برکاتِ السماوات والارض، فَتَنْزِلُ السّماء قطرها، و تخرج الارض بذرها، وتأمَنُ وحوشها و سباعُها ویملأ الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً، ویقتل حتّى یقول الجاهل لوکان هذا من ذرّیّه محمّد صلّى الله علیه و اله، لَرَحِمَ.))؛

 

یحیى به علا رازى گوید: از ابا عبدالله (علیه‏السلام) شنیدم که مى‏فرمود: ((خداوند متعال در میان این امّت بیرون آورد مردى را که از من است و من از او هستم. خداوند تعالى به بسبب او، برکات آسمان‏ها و زمین را به خلائق عطا فرماید. پس آسمان، باران‏اش را فرود آورد و زمین بذرهایش را مى‏رویاند، و حیوانات وحشى و درنده در امان مى‏شوند، و زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، هم چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد، و به حدّى از بیدادگران و دشمنان را مى‏کشد که جاهلان مى‏گویند: “اگر این مرد از زریّه‏ى محمّد مى‏بود، ترحّم مى‏کرد “.)).

 

نکته‏ى قابل توجه این که در این روایت، اقامه‏ى قسط و عدل و گسترده شده امنیّت و مشمول برکات را با از میان رفتن جور و برطرف شدن جائران و قتل آنان مرتبط دانسته، و اعتراض به قتل را از ناحیه‏ى جاهلان و عدم آگاهى آنان به اُمور و واقعیّات مى‏داند.

 

البته، این روایت، از نظر سند نیز مورد اشکال است؛ زیرا، در سند آن، احمد بن عثمان الآدمى است که مجهول است.(۳۲)

 

 </P& gt;

مدّت جنگ‏ها

 

حدیث ۱- حدّثنا أبو هارون…، عن زر بن حبیش، سَمِعَ علیاً (رضى‏الله‏عنه) یقول: ((یُفَرِّجُ اللهُ الفِتَنَ بِرَجُلٍ مِنّا، یَسوُمُهُم خَسفاً، لایُعْطیهِم إلَّا السیفُ، یَضَعُ السیفَ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَهَ أَشْهُرٍ هَرْجاً، حَتَّى یَقولُوا. “وَاللهِ ما هذا مِنْ وُلْدِ فاطِمَهَ لَوْ کان مِنْ وُلْدِها لَرَحِمنا “…(۳۳))).

 

از زر بن حبیش نقل شده که ایشان از على (علیه‏السلام) شنید که مى‏گوید: ((خدا، به سبب مردى از ما، فتنه‏ها و آشوب‏ها را برطرف مى‏سازد و آنان (فتنه‏گران) را خوار و ذلیل مى‏کند، و به آنان جز شمشیر چیزى نمى‏دهد (آشوبگران را مى‏کشد) و شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه مى‏کند تا این که مى‏گویند: “به خدا قسم! این، از فرزندان فاطمه نیست! اگر از فرزندان فاطمه نیست! اگر فرزندان فاطمه بود به ما رحم مى‏کرد! “)).

 

حدیث ۲-… عَن عیسى‏ بنِ الخَشَّابِ، قالَ: قُلتُ لِلْحُسَیْنِ بن على (علیهماالسلام): ((أنتَ صاحِبُ هذا الأَمرِ؟)). قال: ((لا؛ وَلکِن صاحِبُ الأمْرِ الطرید الشرید المَوتُورُ بأبیه، الْمَکْنِّى بِعَمِّهِ یَضَعُ سَیفَهُ على عاتِقِهِ ثمانِیَهَ أشْهُرٍ.))(۳۴)؛

 

 

 

… از عیسى بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن على (علیهماالسلام) عرض کردم: ((آیا شما صاحب این امر هستید؟)). فرمود: ((نه؛ ولکن صاحب الامر، رانده شده، دور افتاده، خون خواه پدرش و داراى کنیه‏ى عمویش(۳۵) است. شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مى‏نهد.)).

 

حدیث ۳-… عَنْ أبی‏ بَصیرٍ، قال: سَمِعْتُ أبا جَعْفَرٍ الباقر (علیه‏السلام)، یقول: ((… وَیَضَعُ السَّیفَ عَلى عاثِقهِ ثَمانیَهَ أشْهُرٍ هَرْجاً هَرْجاً، حَتَّى یَرْضَى اللهُ.)). قُلْتُ: ((فَکَیْفَ یَعْلَمُ رضَا اللهِ؟)). قال: ((یَلَقَى اللهُ فی‏ قَلبِهِ الرَّحْمَهَ…)).(۳۶)

 

… از ابوبصیر نقل شده که گفت: شنیدم امام باقر (علیه‏السلام) مى‏فرمود: ((… شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مى‏نهد و به شدّت مبارزه مى‏کند؛ تا این که خداوند راضى شود.)). عرض کردم: ((چه گونه رضایت خدا را مى‏داند (از رضایت خدا آگاه مى‏شود)؟)). فرمود: ((خداوند، به دل ایشان رحمت مى‏اندازد…)).

 

ابن الاثیر مى‏گوید: ((الهرج: قتال و اختلاط.))(۳۷).

 

شاید مراد، این باشد که مدّت عملیّات تهاجمى لشریان حضرت قائم (عجّل‏ اللّه ‏تعالى ‏فرجه ‏الشریف) که منجر به تضعیف و شکسته شدن شوکت ظالمان و متلاشى شدن آنان مى‏شود. هشت ماه به طول مى‏انجامد و پس از آن، آنان، به عملیّات ایذائى و موضعى و مقطعى روى مى‏آورند که در فاصله‏هاى زمانى بعد، با آنان مقابله، و براى همیشه ریشه کن مى‏شوند.

 

از نظر سند هر سه روایت که در آن هرج و مرج ذکر شد، ضعیف است؛ و چون عمر بن قیش و عیسى
بن الخشاب، در سند روایت اول و دوم، مجهول‏اند و در سند روایت سوم، ابن ابى حمزه است که آن هم مورد بحث و تضعیف قرار گرفته است.

 

 

 

قاطعیّت امام در برخورد با اشخاص و گروه‏هاى مختلف‏

 

ائمه‏ى طاهر، (علیهم‏السّلام)، مهربان بودند و همه، منشأ رحمت و برکات‏اند. امام رضا، (علیه‏السّلام)، مى‏فرماید: ((الإمام، الأنیسُ الرَّفیقُ، والِدُ الشّفیقُ، وَالأَخُ الشَّقیقُ والأمُّ البَرَّهُ بالوَلدِ الصَّغیرِ و مَفزَعُ العِبادِ فی الدّاهِیَهِ النّادِ…؛(۳۸) امام، همدمى رفیق، پدرى دل سوز، برادرى برابر، مانند دو نیمه‏ى خرما که به هم متصل باشند، مادر مهربانى نسبت به فرزند خردسال‏اش، پناه امّت در گرفتارى‏هاى هول ناک است.)).

 

نیز ابوربیع شامى گوید: به امام صادق، (علیه‏السّلام)، عرض کردم: ((حدیثى از عمر بن اسحاق به من رسیده است.)). فرمود: ((عرضه بدار.)). گفتم: ((عمرو، پیش امیرالمؤمنین (علیه‏السّلام) رفت و آن حضرت در چهره‏ى او زردى مشاهده کرد. حضرت فرمود: “این زردى چیست؟ ” گفت: “به مرضى مبتلا بودم. ” پس حضرت على، (علیه‏السّلام)، به ایشان فرمود: إنّا لَنَفرح لِفَرحِکُم وَنحزُنُ لِحُزنِکُم ونَمرُضُ لِمَرَضِکُم وَنَدعُوا لَکُم فتَدعُونَ فَنُؤمِّن… فقال أبوعبدالله، (علیه‏السّلام): ((صَدَقَ عَمْروٌ.))؛(۳۹)

 

همانا، ما، در شادى شما شادیم و در غم و اندوه شما، اندوه ناک و در مریضى شما، مریض مى‏شویم و براى شما دعا مى‏کنیم. پس شما دعا کنید و ما آمین مى‏گوییم… . پس امام صادق، (علیه‏السّلام)، فرمود: ((عمرو، راست گفت.)).

 

نظیر این جریان را رمیله از امیرالمؤمنین (علیه ‏السّلام) نقل مى‏کند.(۴۰)

 

نیز امام عصر(عج) در توقیعى به شیخ مفید(ره) مى‏فرماید: ((… إنّا غَیرُ مُهملینَ لِمُرعاتِکُم، وَلا ناسینَ لِذِکرِکُم وَلَولا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُم اللَّأْواءُ وَاصْطلَمَکُمُ الأَعداءُ؛(۴۱) همانا، ما، سرپ
رستى شما را وا نگذاشته‏ایم [شما را مراعات و مواظبت مى‏کنیم‏] و فراموش‏تان نمى‏کنیم، اگر جز این بود، گرفتارى‏ها، شما را از پاى مى‏انداخت و دشمنان، شما را از بین مى‏بردند…)).

 

امثال این احادیث بسیار است: ائمه‏ى طاهر، (علیهم‏السّلام)، مایه‏ى رحمت‏اند و مقتضى رحمت آنان برداشتن موانع از سر راه است. مقابله‏ى قاطع با ظالمان و مخالفان حاکمیت اسلام، یکى از مصادیق رأفت و رحمت امام به مؤمنان است. با توجه به این که شرایط ویژه‏ى هنگام ظهور طورى است که جایى را براى کوچک‏ترین اغماض و مدارات با معاندان نمى‏گذارد، قاطعیّت امام و یاران مقتدر و شهادت طلب آن حضرت در رویارویى با دشمنان و ایجاد رعب و وحشت در میان آنان، هر مخالف ستم پیشه‏اى را به تسلیم وا مى‏دارد و آنان، چنان مرعوب مى‏شوند که بعضاً، خلع سلاح شده. و قدرت رویائى را ندارند. و بدین ترتیب دامنه برخورد نظامى و خون ریزى، تقلیل مى‏یابد و به حدّاقل مى ‏رسد. از طرفى، زمینه‏ى گناه نیز از میان مى‏رود؛ چون، امنیّتى براى طاغیان و عاصیان نخواهد بود.

 

بنابراین، اکثریّت مردم، مظلوم و ستمدیده و طالب خیر و صلاح و از کسانى خواهند بود که امام عصر(عج) آنان را مورد لطف قرار مى‏دهد و تنها گروهى اندک مقاومت نشان مى‏دهند. و این جا است که در چنین شرایطى، صلح و تقیه و رحمت و رأفت با این گونه افراد و گروه‏ها و خطوط، معنا ندارد و چاره‏اى جز شمشیر و اِعمال قوّه‏ى قهریّه و قضاوت‏هاى داودى و سلیمانى که در آن نیازى به شهادت شاهدى ندارد،(۴۲) نیست.

 

پس اشخاص و گروه‏هایى مورد نقمت واقع مى‏شوند که مى‏خواهند مانع پیشرفت، و به اصطلاح سد راه و صد ((عن السبیل)) هستند. این جا است که طبق روایت، ((واى به حال کسى که مانع حرکت حضرت بشود.)).

 

بعضى از آنان، قوم و نژاد خاصى‏اند و برخى پیرو ادیان دیگرند و گروه‏ها و فرقه‏هایى به ظاهر مسلمان ولى منافق صفت و یا مقدّسان کج اندیش خواهند بود. امام زمان(عج) با هر یک، به شیوه‏ى خاصى برخورد خواهند داشت. در بخش سوم، با نقل روایاتى، این موارد را بازگو مى‏کنیم.

 

منبع: فارس – شماره : ۸۹۰۴۳۰۱۳۰۹ -۲۵/۴/۹۰

 

www.shamsevelayat.com

 

 

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲. قتل های آغازین۲
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید