ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نقش امید در زندگی

نقش امید در زندگى & lt;v:f eqn=”sum 0 0 @1″>
یکى از ساز وکارهاى حیات و زندگى, امیدوارى است. از نظر جهان بینى توحیدى, امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش وامى دارد و موتور تلاش و انگیزه را پر شتاب مى کند. اگر ر
وزى امید از انسان گرفته شود, دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى رسد
.
امیدوار بودن, هنرى است که باید همگان به خصوص نسل پویاى جوان آن را فرا گیرند. از این رو در این شماره به بررسى حقیقت امیدوارى و راه هاى نیل به آن مى پردازیم.
حقیقت امیدوارى
امیدوارى, حالتى نفسانى است که در آن, انسان به امورى که انتظارش را دارد دل بستگى پیدا کرده است. امید, در انتظار چیزى بودن است در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده است. معمولاً امید و آرزو, در فرهنگ فارسى, در کنار یکدیگر به کار مى روند, اما در زبان عربى به صورت جداگانه با عنوان هاى (رجا) و (اَمَل) استعمال مى شوند. با یک تحلیل مى توان گفت: در هر امیدوارى, آرزو هست, ولى هر آرزویى, امیدوارى نیست.۱
شاید بتوان امید در زندگى را به سکان کشتى تشبیه کرد, همان طورى که کشتى بدون سکان دار در دریاى خروشان و پر تلاطم, سرگردان خواهد بود, انسان ناامید نیز در این دنیاى پر هیاهو حیران خواهد ماند. بعضى افراد به دلیل شکست هاى گذشته, امیدشان را از دست داده اند به طورى که زندگى منهاى امید را قابل تحمل ندانسته و در نهایت, بدترین گزینه یعنى مرگ را مشکل گشاى خود یافته اند. آن عده هم که زنده اند, در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.
امیدوارى, نه خیال پردازى
انسان به اندازه اى مى تواند براى خود امیدسازى کند که به مرز خیال پردازى نرسد. از آن جا که جوان سرشار از انرژى است, توان رسیدن به آرمان ها و اهداف بلند را در خود مى بیند و افق بالاترى را براى خویش ترسیم مى کند و در اندیشه فرداهاى بهتر است. براى او همواره خطر افتادن در دام اوهام وجود دارد. امیدسازى همیشه با در نظر گرفتن واقعیات, امکانات و توان و طاقت فردى صورت مى گیرد, در حالى که خیال پردازى فاقد این ویژگى هاست; پس باید در امیدهایمان تجدیدنظر کنیم.
باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را به خوبى دانست تا یکى در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى, مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و به بیان بهتر مى توان گفت: امیدوارى از سه جزء شناختى, عاطفى و حرکتى تشکیل مى شود. باغبانى در ذهن خود, ثمرات و نتایج کارش را که باغستان سرسبز و آباد است, تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند; از این رو در او نوعى دلدادگى پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند. سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد. دانش آموزى که بدون تلاش و مجاهدت در انتظار کسب مدارج علمى و پذیرش در دانشگاه به سر بَرَد, در حقیقت به خیال پر
دازى افراطى روى آورده و از امید واقعى فاصله گرفته است
. این مسئله در جهات معنوى نیز صادق است. رسول اکرم(ص) مى فرماید: نادان کسى است که از هواى نفسانى خود پیروى کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت را داشته باشد.۲
هرچند در ناامیدى بسى امید است, ولى با این بهانه نمى توان دست از کار و تلاش کشید و به امیدِ یاریِ دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد.
امام على(ع) مى فرماید: (لاتکن ممّن یرجوا الاخره بغیر عمل; از
کسانى مباش که بدون عمل, به آخرت امیدوار است.)۳

بنابراین اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد, باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست, در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است. مولوى در قالب داستانى کوتاه دل بستن بیهوده به امور واهى و دور از حقیقت را چنین ترسیم کرده که مضمونش این گونه است: شخص غریبى با شتاب به دنبال خانه اى مى گشت, دوستش که خانه خرابى داشت, وى را با خود برد و به او گفت: اگر این خانه سقف مى داشت, تو را در کنار خود جاى مى دادم. اگر در این خانه اتاق دیگرى مى بود, همسرت نیز آسوده در این جا اقامت مى کرد. اگر اتاق دیگرى بود, میهمانت را نیز در آن جاى مى دادى و آن شخص در پاسخ گفت:
گفت آرى پهلویِ یاران خوش است            &am p;nbsp;     لیک اى جان در (اگر) نتوان نشست
اهمیت امید و آرزو در اسلام
در اسلام, امید و آرزو جایگاه رفیعى دارد تا جایى که در روایات معصومین از امید به عنوان رحمت الهى یاد شده است. پیامبر(ص) مى فرماید: (الأمل رحمه لأمتى ولولا الأمل مارضعت والده ولدها ولاغرس غارس شجرها; امید و آرزو, رحمت براى امت من است و اگر امید و آرزو نبود, هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى نهالى نمى کاشت.)۴
مادر, سمبل عاطفه و مهربانى است, اما آنچه یک مادر را به مهربانى وامى دارد و باران عطوفت وى را سرازیر مى کند, امید است. اگر روزى امید را از وى بگیرند حتى حاضر نخواهد شد نوزاد دلبندش را شیر دهد. در حدیثى از حضرت مسیح(ع) مى خوانیم: در جایى نشسته بود و پیرمردى را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است, حضرت مسیح(ع) به پیشگاه خدا عرضه داشت: خدایا! امید و آرزو را از او بگیر. ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید. کمى بعد حضرت مسیح(ع) عرضه داشت: بارال
ها! امید و آرزو را به او برگردان. ناگهان مشاهده کرد پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح(ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم, یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى, اما در مرحله دوم برخاستى و مشغول به کار شدى؟ پیرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فکر کردم پیر و ناتوان شده ام, چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم. ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد از کجا معلوم که سال هاى زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است باید براى خود و خانواده اش تلاش کند, از این رو برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم.۵

مولوى مى گوید:
گر نبودى میـل و امیـد ثمـر                کى نشاندى باغبان بیخ شجر۶
اقسام امید و آرزو

به طور کلى مى توان امید و آرزو را به امید و آرزوى کاذب و صادق تقسیم کرد. استاد مطهرى مى گوید: (معمولاً افرادى که از لحاظ روح و روان, سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند, کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند; یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند, روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند; ولى افراد ضعیف که مبتلا به بیمارى روانى هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى موجود نیست, بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند.)۷
پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود سازیم و بدانیم هرچیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق, و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزش مند و متعالى و تجدیدنظر در امیدها, امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.
آفات امید و آرزو
امید و آرزو آسیب ها و آفاتى دارد که مهم ترین آن, عدم آگاهى و اطلاع از واقعیات, غفلت از وظیفه اصلى, بلندپروازى, فاصله گرفتن از مبانى دینى و عوامل اجتماعى فرهنگى حاکم بر جامعه است.
در این جا به مهم ترین موارد آرزوهاى آفت زده اشاره مى کنیم:
۱. آرزوى واهى
امیدواریم در حالى که امیدهاى خیالى داریم. گاهى امیدها, کاذب و واهى و غیر واقعى است و بیشتر به توهم شباهت دارد که شاعر مى گوید:
امیـد نیسـت کـه عمر گذشتـه باز آیـد               در این امید به سر شد, دریغ عمر عزیز
امام على(ع) آرزوهاى کاذب را به سراب و آب نمایى تشبیه کرده که تشنه کامان را به دنبال خود مى کشاند, ولى هر لحظه آنها را تشنه تر مى کند.۸ بر این اساس, در آموزه هاى دینى, از آرزوهاى دراز, به دلیل آثار و پیامدهاى شوم آن,
به آرزوهاى غیر منطقى تعبیر و نکوهش شده است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمت هاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما کوچک مى کند و به کمى شکر فرا مى خواند.۹

۲. آرزوى تعدیل نشده
ییکى از آفات امید و آرزو, خروج از مدار اعتدال است. اگر امید و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگیرد, مفاسد جبران ناپذیرى به دنبال خواهد داشت. امام على(ع) مى فرماید: از تکیه کردن بر آرزوها بپرهیزید که همانا سرمایه احمقان و مانع خیر آخرت و دنیا است.۱۰
اگر در بعضى آیات و روایات, آرزو مذمت شده, همین آرزوهاى دور و دراز است که پشتوانه عقلانى ندارد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (شرف الغنى ترک المُنى; برترین بى نیازى, ترک آرزوهاست).۱۱ در روایتى دیگر آثار زیان بار آرزوهاى واهى را این گونه ترسیم فرموده اند: آرزوهاى دراز, عقل انسان را مى برد, وعده آخرت را دروغ مى شمرد, انسان را به غفلت وامى دارد و سرانجام آن, حسرت و ندامت است.۱۲
آرزو بد نیست طغیانش بد است                      هست دریا خوب و طوفانش بد است
گرچه هر میلى همایون مرکبى است               خارج از اندازه جولانش بد است


نگاه امیدوارانه, آرى
موکول کردن انجام امور به آینده, نه
هرگز نباید به بهانه امیدوارانه زیستن, انجام امور را به آینده موکول و اکنون را رها کنیم; یعنى نباید (حال ممکن) را فداى آینده نیامده کرد. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیت توأم است, در حالى که کارها را به آینده واگذار کردن, رخوت و سستى به دنبال دارد. بعضى کلمه (وقتى که) را زیاد به کار مى برند; وقتى که پول دار شدم,
وقتى که به دانشگاه راه یابم, وقتى که ازدواج کنم, اما براى شرایط فعلى خود هیچ برنامه مشخصى ندارند.
(اگر توجه به گذشته و آینده به خاطر فرار از دشوارى هاى زمان حال باشد, به نظر روان شناسان, بیمارى یا مقدمه بیمارى روانى است; چنانکه مى گویند: اگر قرار باشد که به زمان حاضر توجه نشود و از فرصت هایى که براى شخص فراهم مى شود استفاده نگردد و دائماً به خود و دیگران بگوید: راست است که من در درس خود خوب نیستم ولى صبر کن وقتى وارد زندگى شدم ببین چه خواهم کرد! این نوع تفکر مى رساند که شخص مى خواهد از زندگى حقیقى و زمان خودش فرار کند. روان شناس به خوبى مى داند که این مطالب با حقیقت وفق نمى دهد و جز استدلال غیر منطقى چیز دیگرى نیست. این نوع تفکر راجع به آینده, مضر مى باشد و به احتمال قریب به یقین, شخص صاحب این طرز تفکر, مانند زمان حاضر با عدم موفقیت مواجه مى شود.)۱۳
مولوى مى گوید:
هین مگو فردا, که فرداها گذشت        تـا بـه کلـى نگـذرد ایـام کشـت۱۴
پیامبر(ص) خطاب به ابوذر مى فرماید: اى ابوذر! از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود که کار امروز به فردا بیفکنى, زیرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستى نه روزهاى نیامده. در آن جا که کار مفید و لازم و خداپسندى مى خواهى انجام دهى, تأخیر را روا مدار. اى ابوذر! به عمرت بیش از مالت بخل بورز.۱۵
آرزوى برتر
اگر امید و آرزو از محدوده تنگ دنیاى مادى خارج گردد و به آرمانى باقى و ثابت و همیشگى نظر افکنده شود, به آرزوى برتر نزدیک شده ایم. امام على(ع) مى فرماید: (من یکن الله أمله یدرک غایه الامل والرجاء; هرکس خداوند آرزو و آرمانش باشد, نهایت آرزو و امید را دریافته است.)۱۶
قرآن مجید آرزویى را که متوجه ارزش هاى والاى انسانى باشد و رنگ الهى به خود گیرد, برترین آرزوها و امیدها دانسته است; آن جا که مى فرماید: (المال والبنون زینه الحیوه الدنیا والباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً وخیر أملاً; مال و فرزندان, زینت حیات دنیا هستند و ارزش هاى پایدار و شایسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امیدبخش تر است.)۱۷ این امید متعالى گرچه به خود جامه عمل نپوشد, ارزش مند است و از روایات استفاده مى شود که خداوند به مقدار این آرزوها و امیدها, به افراد با ایمان, اجر و پاداش مى دهد. امام صادق(ع) مى فرماید: گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گوید: خدایا! به من روزى عطا کن تا فلان کار خیر و نیک را به جا آورم. اگر خداوند در او صدق نیت بداند, تمام اجر و پاداشى را که در صورت رسیدن به این آرزو و انجام آن کارهاى خیر استحقاق پیدا مى کرد, براى او نوشته مى شود.۱۸
راه هاى امیدوارى
امیدوارى مانند صفات پسندیده دیگر, اکتسابى است; یعنى باید با تلاش و تمرین آن را به دست آورد. راه هایى که جوانه امید را در دل آدمى مى کارد عبارت اند از:
۱. تفکر مثبت
قدرت اندیشه و تفکر, بر هیچ کس پوشیده نیست. اندیشه نه تنها بر جسم انسان, بلکه بر آینده او نیز تأثیر مى گذارد. تفکر مثبت, تولید انرژى, توانایى و دل گرمى مى کند و در عوض, تفکر منفى موجب اضطراب و تشویش افراد مى شود. اگر بخواهیم امیدوار زندگى کنیم باید همواره نیمه پر لیوان را بنگریم نه نیمه خالى آن را و به آنچه مى توانیم کسب کنیم بیندیشیم. براى این منظور راه کارهایى وجود دارد:
۱
ـ ۱. همراهى با زیبایى هاى زندگى: زندگى بسترى از تیغ و خار و یا باغى از گل سرخ است, اما این که ما زندگى را از چه زاویه اى ببینیم مهم است. (آیا هرگز متوجه شده اید وقتى به شما شاخه گل سرخى هدیه مى کنند که ساقه اش خارهایى به خود چسبیده دارد, اگر خارها را از آن جدا کنند, زودتر پژمرده مى شود؟ آیا هیچ گاه به فردى که شاخه گلى به شما اهدا کرده مى گویید که چرا گلى را با خار به شما مى
دهد؟ شما از کنار خارها مى گذرید و از اهداکننده گل تشکر مى کنید. به راستى آنچه در زندگى به هریک از ما داده شده کمتر از گل سرخى است که دوستى به ما اهدا مى کند و ما به خار آن توجهى نداریم؟ پس از کنار خارهاى زندگى, بزرگوارانه بگذریم و نگاه امیدوار خود را متوجه گل ها کنیم.)۱۹

۲
ـ۱. اندیشه در داشته ها: بزرگ نمایى سختى ها و نظر افکندن در کاستى ها و کمبودها که یک روى سکه زندگى است, باعث شده است که از روى دیگر سکه که خوشى ها و زیبایى ها و داشته هاست, غفلت شود. این نگرش منفى, افرادى را در کام یأس و افسردگى فرو برده است. امام هادى(ع) ابوهاشم جعفرى را که در تنگناى شدیدى قرار داشت, با ذکر نعمت هاى الهى امیدوار ساخت و پیش از آن که او چیزى بگوید, حضرت فرمود: کدام یک از نعمت هاى خدا را مى خواهى شکرگزارى کنى؟ وى که شگفت زده شده بود, خود را جمع کرد و ندانست چه بگوید. امام(ع) یکى پس از دیگرى نعمت هاى وى را بازگو کرد و فرمود: خداوند به تو ایمان داده و با این نعمت, بدنت را بر آتش حرام کرده و به تو تندرستى عطا فرموده و با این وسیله تو را بر انجام فرامین الهى یارى رسانده و به تو قناعت ارزانى داشته, پس تو را از بذل و بخشش بیهوده حفظ کرده است.۲۰ حضرت با بیان نعمت ها, او را به آنچه در حال حاضر داشت آشنا کرد و به او فهماند آنچه دارد بیش از آن است که ندارد, زیرا همواره در کنار هر نقمتى, نعمتى است. امام حسن عسکرى(ع) مى فرماید: هیچ بلایى نیست مگر آن که خداوند در نهادش خیرى نهفته که آن را فرا مى گیرد.۲۱
۲. محکم کردن پایه هاى اعتقادى و اخلاقى
یأس و امید تا حد زیادى مربوط به جهان بینى و نگرش انسان به نظام آفرینش است. کسى که به ماوراى طبیعت اعتقاد دارد و نظام خلقت را محدود به دنیا نمى پندارد, در تاریک ترین لحظات زندگى نیز احساس تنهایى نمى کند, زیرا همیشه خدا را در کنار خود مى یابد. انسان مؤمن با داشتن این تکیه گاه مطمئن, با خود مى گوید: هرگز به خود رها نشده ام و زحماتم بى نتیجه نخواهد ماند.
اما با تفکر و جهان بینى مادى و نگاه بدبینانه به طبیعت, اصل و ریشه امید به شدت آسیب مى بیند. استاد مطهرى مى گوید: (اثر فلاسفه مادى که همیشه نظر بدبینانه به طبیعت داشته و دارند, با توجه به این که به اصل آفرینش معتقد نیستند و انسان را معلول تصادفات مى دانند, چنین مى گویند که این موجود اصولاً شرّ جزء ذاتش است و از اولى که پا روى زمین گذارده شرارت کرده است و هم اکنون نیز موجودى شرور است, در آینده نیز چنین خواهد بود. امیدى به این موجود از نظر سعادت نیست. اینان هرگونه طرح اصلاحى را براى جامعه بشریت رد مى کنند و هیچ گونه امیدى نسبت به اصلاح او ندارند… وقتى از آنان سؤال شود که پس به چه امیدى باید زنده بود؟ مى گویند: اصلاً نباید زنده بود. اگر بشرى به کمال نهایى و مرحله عالى خود برسد, بایستى خودکشى کند و این است اوج ترقى یک انسان که به این مرحله برسد و درک کند که چیزى جز شرارت نیست.)۲۲
استاد مطهرى(ره) ایمان را منبع امید و رجا مى داند و مى گوید: (آدم با ایمان هیچ وقت خودش را تک و بى مددکار و بى غمخوار نمى بیند, همیشه در نماز مى گوید: خدایا! تو را مى پرستیم و از تو مدد مى خواهیم… دین و ایمان در عین این که در نواحى زیادى به امید و رجا قوت و وسعت مى دهد, از طرفى هم جلو یک سلسله آرزوها را مى گیرد و نمى گذارد آنها رشد کنند. آدمى در ناحیه آرزو, هیچ گونه محدودیتى ندارد. گاهى آرزوى امر محال مى کند; مثلاً حادثه اى در گذشته واقع شده و با یک کیفیت مخصوص واقع شده و آدمى آرزو مى کند که اى کاش واقع نشده بود و یا آن که آرزو مى کند که اى کاش آن حادثه به فلان کیفیت واقع شده بود. آرزو مى کند که ایام جوانى برگردد; آرزو مى کند که برادر و فامیل فلان شخص باشد; هیچ کدام از این ها واقع شدنى نیست. چیزى که در گذشته واقع شده ممکن نیست نابود شود و چیزى دیگر جاى آن را بگیرد. در عین حال جلو آرزو را نمى شود گرفتآرزوهاى بى نظم و قاعده همان ها است که در زبان دین, آمال شیطانى نامیده شده, همان ها است که آدمى را مى فریبد و وقت و عمر او را تباه مى سازد.)۲۳
یکى از آثار ایمان به خدا, شرح صدر, بلندى افق فکر, دریا دلى و ژرف اندیشى است. مردان حق و پیروان راستین مکتب انبیا, در سایه ارتباط با خدا, پر ظرفیت و پر مایه اند. برخلاف انسان هاى تربیت نایافته اى که قلبشان به نور معرفت الهى و ایمان به پروردگار و روز قیامت روشن نشده و در محدوده عالم ماده گرفتارند. قرآن مجید حال این افراد ضعیف و کوتاه فکر و کم ظرفیت را چنین ترسیم کرده است: (لایَسأم الانسان من دعاء الخیر وَ إن مَسَّه الشر فیؤُس قَنوط; انسان هرگز از تقاضاى نیکى خسته نمى شود و هرگاه شر و بدى به او رسد, مأیوس و ناامید مى گردد.)۲۴
به هنگام روى آوردن نعمت ها, حریص, مغرور و فراموش کار شدن و به هنگام پشت کردن نعمت ها, مأیوس و بى طاقت شدن, از ویژگى هاى کسانى است که فلسفه تلخى ها و شیرین هاى زندگى را نمى دانند و ظاهر امور را مبناى قضاوت خود قرار مى دهند. قرآن مجید تنها گروه موحد و خداشناس و نمازگزار را که خود را به منبع عظیم قدرت لایزال الهى پیوند داده اند, وزین و با ظرفیت معرفى مى کند. آنها نه هنگام راحتى, سرمست و مغرورند و نه هنگام سختى, ناامید و زمین گیر.۲۵
قطـره چـون متصـل بـه دریـا شـد         تو دگر قطره اش مخوان, دریاست


مؤمن در سایه توکل, در گرفتارى ها به خدا توجه کرده, امور خود را به او واگذار مى کند, چون تمام کارها را به دست قدرت او مى داند. او به این آیه شریفه باور دارد که اگر خداوند زیانى به تو برساند, هیچ کس جز او نمى تواند آن را برطرف سازد و اگر خیرى به تو برساند, هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد.۲۶
در این صورت است که کامیابى را در امید به خدا و ناامیدى از غیر او مى داند.
شخصى به نام حسین بن عُلوان مى گوید: در مجلسى با اصحاب بودیم, در
حالى که هزینه سفرم تمام شده بود. یکى از دوستانم از من پرسید: براى این گرفتارى به چه کسى امیدوارى؟ گفتم
: به فلانى. گفت: به خدا سوگند! حاجتت برآورده نمى شود و به آرزوى خود نخواهى رسید. گفتم: از کجا مى دانى؟ گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: در یکى از کتاب ها خوانده ام که خداى متعال فرموده است: به عزت و عظمت و جلالم قسم که آرزوى هرکس را که به غیر من امید بندد ناامید خواهم کرد و لباس ذلت بر او خواهم پوشاند و او را از پیش خود مى رانم. آیا در گرفتارى ها غیر من را مى طلبد, در صورتى که رفع گرفتارى به دست من است؟ آیا به غیر من امید دارد و در خانه غیر مرا مى کوبد با آن که کلیدهاى همه درهاى بسته نزد من است؟ کیست که در گرفتارى هاى خود به من امید بسته و من امید او را قطع کرده باشم؟۲۷
ادیان الهى, پیروان خود را به نیروهاى غیبى و پشت صحنه آفرینش توجه داده اند و براى مقابله با یأس و ناامیدى, همواره بر این نکته تأکید کرده اند که اسباب و عوامل ظاهریِ شناخته شد
ه همه کاره امور نیستند, بلکه اسباب اصلى و قوى ترى نیز در کار است که چه بسا از آنها غفلت مى شود. امام على(ع) مى فرماید: (کن لما لاترجوا أرجى منک لما ترجوا; به آنچه امیدوار نیستى بیش از آنچه به او دل بسته اى, امید داشته باش).۲۸ در ادامه روایت فوق, حضرت به نمونه هایى اشاره مى کند; مانند داستان حضرت موسى(ع) که در آن شب تاریک و سرد به منظور تهیه آتش براى خانواده خویش حرکت کرد, اما در آن شب, خدا با او سخن گفت و سر از پیامبرى درآورد
. در حقیقت او به دنبال (نار) رفت اما به (نور) رسید. بلقیس, ملکه سبا, در حالى که کافر بود به سوى سلیمان حرکت کرد, اما از مؤمنان گردید. ساحران فرعون به منظور مقابله با حضرت موسى(ع) از خانه خارج شدند, اما از یاران حضرت به شمار آمدند.۲۹
کسى که بر خدا توکل کند, از تمامى ظرفیت ها و انرژى هاى موجود خود بهره مى گیرد و به عنصرى شکست ناپذیر مبدل مى گردد. امام باقر(ع) مى فرماید: کسى که بر خدا توکل نماید, مغلوب نمى شود و کسى که به خدا پناهنده شود, شکست نمى خورد.۳۰
۳. توبه
یکى از راه هاى امیدوارى, توبه و بازگشت به خداست. چه بسا افرادى با مرور پرونده سیاه سابق خود, احساس شرمسارى مى کنند; به خصوص زمانى که گناهان سنگینى مرتکب شده باشند. در این صورت زنجیر اعمال گذشته که بر دست و پاى آنها بسته شده و شکنجه هاى وجدان و افکار یأس آور که چون کابوسى وحشتناک بر روحشان سایه افکنده, مشکلات روحى زیادى را براى این دسته پدید مى آورد.
اسلام فراسوى گناه کاران, روزنه اى از امید گشوده و براى جدا شدن از گذشته و آغاز زندگى جدید و حتى تولدى دیگر, (توبه) را پیشنهاد کرده است. این روش به همه نوید مى دهد که راه به روى همه باز است. قرآن مجید مى فرماید: (قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان اللّه یغفر الذنوب جمیعاً; اى پیامبر! به بندگان گناه کار که بر خود ستم کرده اند, بگو از رحمت خداوند ناامید نشوند که خدا همه گناهان را مى آمرزد.)۳۱ آیه فوق گسترده ترین آیه قرآنى است که شمول آن, هرگونه گناه را دربر مى گیرد و به همین دلیل از امیدبخش ترین آیات محسوب مى شود.
باز آى, باز آى هر آنچه هستى باز آى   گر کافر و گبر و بت پرستى باز آى
این درگه ما درگه نومیدى نیست         صد بار اگر توبه شکستى باز آى


از نظر اسلام, براى توبه, واسطه اى لازم نیست. هر گناه کارى بدون اقرار به گناه خود نزد کشیش یا بندگان دیگر خدا, در هر شرایطى و در هر زمانى, با اظهار ندامت و پشیمانى و عزم بر ترک گناه, از خداوند طلب مغفرت مى کند. در این صورت با بهره مندى از عفو الهى چنان پاک مى شود که گویى هرگز گناهى مرتکب نشده است. امام صادق(ع) مى فرماید: (التائب من الذنب کمن لاذنب له; توبه کننده واقعى مانند کسى است که اصلاً گناهى نکرده است).۳۲ بنابراین باید گفت با وجود توبه و استغفار, ناامیدى معنا ندارد. امام على(ع) مى فرماید: تعجب مى کنم از کسى که ناامید مى شود و حال آن که با او استغفار است.۳۳
آرى, از مکتبى که یأس و ناامیدى را در ردیف گناهان بزرگ به حساب مى آورد۳۴ و بالاتر از آن در کتاب آسمانى اش در حد کفر قرار مى دهد,۳۵ باید انتظار امیدوارى همیشگى و دورى جستن از ناامیدى داشت. مولوى مى گوید:
انبیا گفتند نومیدى بد است               فضل و رحمت هاى بارى بى حد است
از چنین محسن نشاید ناامید             دست در فتراک این رحمت زنید
بیمار ناامید
امام سجاد(ع) با به کارگیرى روش توبه, بیمار ناامیدى را درمان کرد. او محمد بن شهاب زهرى بود. امام(ع) در حال طواف, افرادى که اطراف ایشان را گرفته بودند مشاهده کرد. حضرت علت آن را جویا شد. گفتند: محمد بن شهاب زهرى لب فرو بسته و هیچ سخن نمى گوید, گویا عقلش را از دست داده است. خاندانش او را به مکه آورده اند شاید با دیدن مردم حرفى بزند و بهبود یابد. وقتى طواف حضرت به پایان رسید, به طرف جمعیت رفت و به او نزدیک شد. محمد بن شهاب, امام(ع) را شناخت, حضرت از او پرسید؟ تو را چه مى شود؟ عرض کرد: فرماندار شهرى بودم و خون بى گناهى را ریخته ام. این گناه ما را به این روز انداخته است. حضرت از گفتار او احساس کرد که مشکل این شخص, یأس و ناامیدى از رحمت الهى است. از این رو با شدیدترین عبارت, ناامیدى او را هدف قرار داد و فرمود: من از گناه ناامیدى تو از رحمت الهى بیشتر از ریختن خون بى گناهى مى ترسم. این سخن او را منقلب نمود و به او شوک وارد کرد. حضرت براى او چاره جویى کرد و فرمود: دیه قتل را به وارثان مقتول بده. گفت: این کار را کرده ام, ولى آنها از پذیرفتن آن امتناع ورزیده اند. حضرت فرمود: دیه را در کیسه هاى سربسته اى قرار ده, موقع نماز که از منزل خارج مى شوند از بالاى دیوار کیسه ها را به داخل منزل بینداز.۳۶ این تعلیم بزرگ, نظر دانشمندان را به خود جلب کرده تا جایى که جهان غرب آن را با اهمیت تلقى نموده است.۳۷
۴. اندیشه در خاطرات خوش گذشته
بعضى افراد زندگى خود را با مقیاس حال و وضعیت فعلى ارزیابى مى کنند و نتیجه مى گیرند که همیشه در شرایط سخت بوده و خواهند بود, در حالى که واقعیت زندگى چیز دیگرى است. توجه به گذشته شیرین و مرور خاطرات مسرت بخش آن, در حال پر اندوه شما روزنه اى مى گشاید و امیدوارتان مى سازد. امام صادق(ع) با گوشزد کردن این نکته, یکى از مبتلایان به یأس و نومیدى را نجات داد. ابراهیم بن مسعود مى گوید: وضعیت یکى از تجار مدینه تغییر کرد, او خدمت امام صادق(ع) رسید و لب به شکایت گشود. حضرت به وى فرمود: بى تابى مکن که اگر روزى دچار تنگ دستى شده اى, روزهاى بسیارى را در خوشى گذرانده اى. ناامید مباش که ناامیدى کفر است. خداوند به زودى تو را غنى خواهد ساخت.۳۸
۵. اندیشه در آینده اى روشن
بعضى به گمان این که مشکلى که هم اکنون گریبان گیر آنها شده تا ابد همراهشان خواهد بود, زانوى غم در بغل مى گیرند و به کلى مأیوس مى شوند. کسى که حالت انتظار نداشته باشد, آینده را ت
اریک و همه راه ها را بسته مى بیند, اما با داشتن تصویرى روشن از آینده و بهره مندى از روحیه انتظار, مى توان چراغ امید را پر فروغ ساخت. قرآن مجید سختى ها را پایان پذیر مى داند, از این رو آسایش و راحتى را مقرون سختى ها قرار داده است: (فانّ مع العسر یسراً, إنّ مع العسر یسراً; قطعاً با هر سختى آسانى است. همانا با هر سختى آسانى است.)۳۹

جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: روزى همراه بیش از سیصد نفر از سربازان اسلام, از جانب رسول خدا(ص) به مأموریتى اعزام شدیم, اما از آن جا که توشه راهمان اندک بود, برخى گفتند از این مأموریت منصرف شویم. این تصمیم را به آن حضرت اطلاع دادند. رسول خدا(ص) پس از این که فرمود: اگر آذوقه بیشترى داشتم حتماً به شما مى دادم, آیه فوق را قرائت کرد.۴۰
بعـد نومیـدى بسـى امیـدهـاسـت       از پس ظلمت بسى خورشیدهاست۴۱
نه تنها سختى ها مایه امید است, افزایش آن نیز مایه امید بیشتر است. وقتى حلقه هاى بلا و گرفتارى, تنگ تر شود, نشانه هاى فرج آشکار مى گردد و این بدان
علت است که هرکس در شرایط سخت و بحرانى, دچار یأس و نومیدى نگردد. امیرالمؤمنین(ع) توصیه مى فرماید که در پیچیده ترین مراحل هم نباید از مشکلات فرار کرد و روح امیدوارى را از دست داد
. از این رو مى فرماید: (عند تناهى الشدائد یکون توقع الفرج; وقتى شدت سختى ها به نهایت رسند, همان لحظه موقع انتظار و امید گشایش است.۴۲
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگـر روزگـار چون شکر آید
یکى از سخت ترین دوران براى رسول اکرم(ص) جنگ احزاب بود که همه گروه ها در صف واحد قرار
گرفتند تا با تمام قوا و تجهیزات کامل, لشکر اسلام را منهدم کنند. در این حال, پیامبر(ص) امیدش را از دست نداد و حتى پیروزى مسلمانان را بر امپراتورى هاى فارس و روم نوید دادند.۴۳برخى از منافقین مى گفتند: او ما را مسخره کرده است. ما جرأت نداریم که چند قدمى از سپاه فاصله بگیریم
, آن گاه او وعده فتح ایران و روم را مى دهد.۴۴
مادرى خدمت امام صادق(ع) رسید و از این که فرزندش از سفر برنگشته اظهار نگرانى کرد, حضرت وى را به صبر دعوت کرد. مادر آرام شد و رفت. چندى بعد دوباره بازگشت و بار دیگر حضرت او را به صبر فرا خواند. بار سوم, به شدت اظهار ناراحتى کرد و گفت: طاقتم دیگر تمام شده است. حضرت به وى فرمود: به منزل برو که فرزندت آمده است. او پس از این که فرزندش را دید, خدمت حضرت بازگشت و پرسید: از کجا دانستید فرزندم برگشته است؟ حضرت فرمود: وقتى گفتى صبرم تمام شده است, فهمیدم فرزندت آمده است, زیرا وقتى صبر انسان تمام شود, فرج فرامى رسد.۴۵
۶. شناخت صحیح دنیا
یکى از راه هاى دست یابى به امید در زندگى, شناخت صحیح از واقعیات دنیاست. اگر تصورت و انتظارات ما از دنیا مطابق با واقع باشد, ناامیدى به خود راه نخواهیم داد. یکى از ویژگى هاى دنیا, تحول, دگرگونى و پستى و بلندى و فراز و نشیب هاى آن است. پیشوایان دین با ذکر این حقیقت, در پى اصلاح نگرش مردم از دنیا بودند تا در پیش آمدهاى ناگوار زندگى خود را نبازند و همواره مهیاى مقابله با مشکلات احتمالى باشند. امام على(ع) مى فرماید: (الدهر یومان یوم لک ویوم علیک فاذا کان لک فلاتبطر واذا کان علیک فاصبر; دنیا دو روز است, روزى به نفع تو و روزى به زیان توست. اگر دنیا روى خوش به شما نشان داد, سرمست و مغرور نشوید و اگر به سختى دنیا دچار شدید, صبر و تحمل پیشه کنید.)۴۶
روزى کسى با حالى پریشان خدمت امام صادق(ع) رسید و از سختى زندگى خود شکایت کرد, حضرت, زندان کوفه را به یاد وى آورد و فرمود: زندان کوفه چگونه است؟ آن مرد گفت: جایى تنگ و بدبو است که افراد در آن جا در بدترین شرایط به سر مى برند. حضرت فرمود: تو نیز در زندان دنیا به سر مى برى, با وجود این مى خواهى در آسایش و خوشى باشى. مگر نمى دانى که دنیا زندان مؤمن است.۴۷ حضرت با ترسیم چهره دنیا براى وى, بار غم و اندوهش را کاستند و به او نیرویى تازه بخشیدند.
۷. شناخت بهتر از سختى ها
چه بسا تحلیل نادرست از سختى ها, افرادى را به یأس و ناامیدى مى کشاند. طبیعى است وقتى مشکلات و سختى ها را مانع تکامل بدانیم, از آن استقبال نمى کنیم و از مواجهه با آن ها وحش
ت و اضطراب و دل زدگى به ما دست مى دهد. اما واقعیت این است که سختى ها آن قدر هم که فکر مى کنیم ناخوشایند نیستند. قرآن مجید مى فرماید: چه بسا چیزى را نمى پسندید, در حالى که نفع شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست مى دارید, در حالى که زیانتان در آن است.۴۸ پس همیشه منافع, در راحتى و آسایش نیست
.
از روایات معصومین& استفاده مى شود که وجود شداید و سختى ها براى مؤمن امرى اجتناب ناپذیر است تا جایى که امام صادق(ع) فرموده اند: اگر مؤمن روى قله کوهى قرار گیرد, خداوند فردى را که مزاحم او باشد همدمش خواهد کرد تا به او اجر و پاداش رساند,۴۹ زیرا گرفتارى براى مؤمن, مایه تکامل و پیشرفت است. پیامبر(ص) چه زیبا فرموده اند: خداوند بنده مؤمن خود را با سختى تغذیه مى کند; همان گونه که مادر فرزندش را باشیر تغذیه مى کند.۵۱
۸. صبر و شکیبایى
یکى از عوامل مهم در حفظ روحیه امیدوارى, کاهش درد و رنج سختى است. به فرموده امام صادق(ع) هیچ چیز به اندازهُ صبورى, رنج گرفتارى ها را کاهش نمى دهد.۵۱ امام صادق(ع) داستان غم انگیز حضرت یوسف(ع) را یادآور مى شود که با صبر و شکیبایى توانست در شرایط سخت زندان روحیه امیدوارى خود را حفظ کند. سپس مى فرماید: نتیجه صبر, پیروزى است: (فاصبروا تظفروا); پس شما نیز شکیبا باشید تا موفق شوید.۵۲ پیامبر(ص) نیز بر این اصل تکیه دارد که: (بالصبر یتوقع الفرج; به وسیله صبر, امید گشایش است.)۵۳
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند      بــر اثــر صبـر, نـوبـت ظفـر آیـد
انسان ذاتاً عجول است. به محض این که چیزى را دید, مى خواهد و همین که به چیزى امید بست, به انتظار مى نشیند. آنچه مهم است تحمل تپش هاى پر اضطراب انتظار و از یاد نبردن طلوع خورشید است. امام على(ع) مى فرماید: (من صبر نال المُنى; هرکس شکیبایى ورزید, به آرزویش مى رسد.)۵۴
۹. فعالیت
با دست روى دست گذاشتن و زانوى غم در بغل گرفتن, مشکلى رفع نمى شود; بلکه یأس و نومیدى را به ارمغان مى آورد. پس باید دست به کار شد و در پرتو کار و فعالیت, روحیه مضاعف را به دست آورد. تلاش و کوشش, عامل نشاط و پویایى و سکون و بى تحرکى, مولّد رکود و خمودى است. کسى که مشکل مالى دارد باید خودش براى کسب روزى اقدام کند. پیامبر(ص) مى فرماید: اگر مشکل مالى دارید, حرکت کنید و براى کسب روزى و جلب فضل الهى از تلاش باز نایستید و غمگین نشوید.۵۵
(
ابوطیاره, بازرگان کوفه, بر اثر پیش آمدهاى ناگوارى, اموال خود را از دست داد. مشکلات مالى روحیه او را ضعیف ساخت و به فردى مأیوس تبدیل کرد. او خدمت امام صادق(ع) رسید و از آن حضرت چاره جویى کرد. امام(ع) از وى سؤال کرد: آیا در بازار دکان دارى؟ عرض کرد: آرى, ولى جنسى ندارم تا براى فروش عرضه کنم. حضرت فرمود: موقعى که به کوفه برگشتى دکان خود را تمیز کن و درب مغازه خود بنشین. قبل از شروع فعالیت, دو رکعت نماز بخوان و پس از آن بگو: خدایا من به نیروى شکست خورده خود متکى نیستم. تنها تکیه گاه من قدرت شکست ناپذیر توست, تو نیرویى به من ده, از تو تمناى روزى و گشایش زندگى دارم. ابوطیاره به دستور امام(ع) عمل کرد و با اطمینان خاطر مغازه خود را باز کرد و در آن جا نشست. ساعتى نگذشت که پارچه فروشى نزد وى آمد و درخواست کرد نصف دکان را کرایه کند. ابوطیاره موافقت کرد و نصف مغازه را به وى واگذار کرد. پارچه فروش متاع خود را در نصف دکان قرار داد و به دادوستد پرداخت. ابوطیاره از او خواست مقدارى از پارچه ها را در اختیار ایشان قرار دهد تا به فروش برساند و حق العمل خود را بردارد و بقیه سود را به ایشان بپردازد. پارچه فروش پذیرفت. ابوطیاره پارچه هاى او را در نصف دیگر مغازه که در اختیار خودش بود, در معرض فروش قرار داد. اتفاقاً آن روز هوا به شدت سرد شد و مشتریان زیادى براى خرید پارچه به مغازه آمدند و تا غروب تمام اجناس فروخته شد. ابوطیاره مى گوید: به این کار ادامه دادم تا کارم به قدرى خوب شد که مرکب و غلام و کنیز خریدم و خانه ساختم.۵۶
آنچه روحیه از دست رفته و یأس آور ابوطیاره را بهبود بخشید, توکل به خدا و اقدام عملى وى بود.
آخرین امید
بهره مندى از نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده دور و نزدیک, لازمه سلامت روان و مانع ابتلا به بیمارى فراگیر است. مطلوب اندیشى در شرایطى که ابرهاى تیره و تار بدبینى, افق تاریک و مبهمى را ترسیم مى کند یک ضرورت است. اندیشه مهدویت, آینده درخشان و سعادت مندانه انسان ها را نوید داده است. مؤمنان واقعى با اعتقاد به مهدویت و انتظار صبح سپید, در افق هاى دور نشانه هاى ساحل نجات مى بینند و از فراگیرى ظلم و ستم در جهان پر آشوب مأیوس نمى شوند. آنها به مقتضاى (و
عده وصل چون شود نزدیک/ آتش عشق تیزتر گردد), وصول به هدف را در برابر خویش مى بینند. مهدى(ع) براى طوفان زدگان کشتى شکسته و غریقان گرداب هاى فتنه در دوران بربریت مدرن, ساحل امن امید است و این امید, بزرگ ترین هدیه اى است که جامعه بشرى دریافت داشته است
.
گوستاولوبون مى گوید: (بزرگ ترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصى هستند که توانسته اند بشر را امیدوار نگاه دارند.)۵۷
رمز و راز نجات انسان معاصر از بن بست ها و گرداب ها و نوید پایان سبز زمان و سرفصل رویش و تولد نهایى انسان, اعتقاد به مهدویت است. این همان چیزى است که در دعاى افتتاح مى خوانیم: (اللهم انا نرغب الیک فى دوله کریمه تعزّ بها الاسلام واهله وتذل بها النفاق واهله; خدایا! از تو دولت کریمه اى مى خواهیم که به وسیله آن اسلام و مسلمانان را عزت بخشى و نفاق و منافقان را سرکوب سازى.)
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور        کلبه احزان شود روزى گلستان
غم مخور

پاورقیها:
۱
ـ محجهالبیضاء, ج۷, ص۲۴۹.
۲ ـ محجهالبیضاء, همان, ص۲۵۰.
۳ ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, حکمت۱۴۲.
۴ ـ بحارالانوار, ج۷۴, ص۱۷۲.
۵ـ همان, ج۱۴, ص۳۲۹.
۶ـ مثنوى معنوى, دفتر چهارم, بیت۵۲۲۹.
۷ـ حکمت ها و اندرزها, ص۱۸۱.
۸ ـ غررالحکم و دررالکلم, ج۵, ص۴۳۸.
۹ـ همان, ج۳, ص۳۱۹.
۱۰ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, نامه۳۱.
۱۱ ـ همان, قصار۳۴.
۱۲ـ میزان الحکمه, ج۱, ص۱۰۳ .
۱۳ـ موسوى لارى, رسالت اخلاق در تکامل انسان, ص۱۸۶.
۱۴ـ مثنوى معنوى, دفتر دوم, بیت۱۲۶۹.
۱۵ـ مرتضى مطهرى, حکمت ها و اندرزها, ص۵۶.
۱۶ـ غررالحکم و دررالکلم, همان, ص۳۷۵.
۱۷ـ کهف(۱۸) آیه۴۶.
۱۸ـ بحارالانوار, ج۸, ص۲۶۱.
۱۹ـ مجله حدیث زندگى, ش۵, ص۱۰.
۲۰ـ بحارالانوار, ج۵۰, ص۱۲۹.
۲۱ـ همان, ج۷۸, ص۳۷۴.
۲۲ـ آشنایى با قرآن, ج۱و۲, ص۱۷۳ـ۱۷۴.
۲۳ـ حکمت ها و اندرزها, ص۱۷۷ـ ۱۷۸.
۲۴ـ فصلت(۴۱) آیه۴۹.
۲۵ـ معارج(۷۰) آیه۲۰ـ۲۲.
۲۶ـ یونس(۱۰) آیه۱۰۷.
۲۷ـ بحارالانوار, ج۷۱, ص۱۳۰.
</SPAN&g t;28- همان, ج۱۳, ص۹۲.
۲۹ـ همان.
۳۰ـ همان, ج۷۱, ص۱۵۱.
۳۱ـ زمر(۳۹) آیه۵۳.
۳۲ـ سفینهالبحار, ج۲, ص۳۲۲.
۳۳ـ نهج البلاغه, قصار۸۴.
۳۴ـ
اصول کافى, ج۲, ص۲۷۷
.
۳۵ـ یوسف(۱۲) آیه۸۷.
۳۷ـ همان, ص۴۱۸.
۳۸ـ بحارالانوار, ج۷۸, ص۲۰۳.
۳
۹ـ انشراح(۹۴) آیه ۵و۶
.
۴۰ـ درّ المنثور, ج۶, ص۳۶۴.
۴۶ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, قصار۳۹۰.
۴۱ـ مثنوى معنوى, دفتر سوم, بیت۲۹۲۵
.
۴۲ـ غررالحکم و دررالکلم, ج۴, ص۳۱۹.
۴۳ـ سبل الهدى والرشاد, ج۶, ص۳۷۳.
۴۴ـ تفسیر عیاشى, ج۱, ص۲۰۱.
۴۵ـ ارشاد القلوب, ج۱, ص۱۵۰.
۴۷ـ الکافى, ج۲, ص۲۵۰.
۴۸ـ بقره(۲) آیه۲۱۶.
۴۹ـ بحارالانوار, ج۶۷, ص۲۲۲.
۵۰ ـ همان, ج۸۱, ص۱۹۵.
۵۱ ـ همان, ج۷۵, ص۲۴۶.
& lt;SPAN dir=rtl>52 ـ همان, ج۶۸, ص۹۶.
۵۳ ـ همان.
۵۴ ـ غررالحکم و دررالکلم, ج۵, ص۱۵۰.
۵۵ ـ مستدرک الوسائل, ج۱۳, ص۷.
۵۶ ـ محمدتقى فلسفى, همان, ص۵۲۴.
۵۷ ـ سید ثامر هاشم العمیدى, در انتظار ققنوس, ترجمه مهدى علیزاده, ص۲۷۳.


محمد سبحانى نیا
منبع:سراج


http://newmind.mihanblog.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید