ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

هفت دادخواهى و هفت فریادرسی

نخستین نداى دادخواهانه


هنگامى که دو سپاه نور و ظلمت، رویاروى هم قرار گرفتند و سخت درگیر شدند؛ خداوند پیروزى را بر آن حضرت فرو فرستاد و او را درگزینش پیروزى ظاهرى و یا شهادت افتخارآفرین مخیّر ساخت و آن گرامى در حالى که پیروزى و یارى خدا بر فرازسرش در اهتزاز بود، دیدار خدا را برگزید. آنگاه براى اتمام حجّت، نداى یارى خواهانه خویش را در برابر مردم طنین افکن ساخت.
طنین این ندا در میان یاران، همّت بلند و عزم خاصّى بر تصمیم و عزمشان در نبرد با دشمن برانگیخت و شعار جانفشانى و فداکارى آنان به آسمان برخاست. در آنان شور و شوق و شتاب و حالت وصف ناپذیر و انقلاب شگرفى براى ایثار و فداکارى پدید آورد که در بحثهاى آینده خواهد آمد.


اینک، شما نیز با اقتداى به آن قهرمانان، نداى یارى خواهانه حسین علیه السلام را آنگونه که شایسته است پاسخ دهید و بگویید: اگر به هنگام طنین افکن شدن، نداى یارى خواهانه ات پیکرمان امکان نیافت تا همانند یاران پاکباخته ات دعوتت را لبّیک گوید و سر و جان ناقابل خویش را نثار راه توحیدیت سازد، اینک دیدگانمان با نثاراشک وقلبمان، با سوز و گداز و تحسین فداکارى یارانت، نداى ملکوتى یارى طلبانه ات را لبّیک مى گویند.


هنگامى که لبّیک گفتى، آماده شنیدن دوّمین نداى یارى خواهانه او باش.


دوّمین نداى دادخواهى


هنگامى که کارزار شدّت یافت و شهادت یاران یکى پس از دیگرى</SPAN&g t; برمشکلات افزود و اضطراب در بانوان حرم و کودکان پدیدار شد و سختى کار به اوج خود رسید دوّمین فریاد یارى طلبانه آن حضرت درفضاى نینوا طنین افکند و فرمود:


آیا کسى هست که از حقوق پایمال شده ما دفاع کند؟


آیا کسى هست که از حقوق انسانى ما حراست نماید؟


آیا کسى هست که حقّ را در اوج غربت و تنهایى، یارى کند؟


نداى آن حضرت بانوانى را که در اردوگاه نور بودند، دگرگون ساخت و تصمیم آنان را در نثار جان و فرزند و مردان قهرمان خویش، آهنین ساخت، تا آنجایى که برخى خود نیز به فوز شهادت نایل آمدند.


این نداى دادخواهانه، بانوان سالخورده را نیز، براى دفاع از حقّ ورویارویى با بیداد اموى به جنبش و حرکت آورد و آنان با نثار جان و عزیزتر از جان خود، یعنى فرزندان و جگرگوشگان خویش، نداى پیشواى محبوب خویش را پاسخ مثبت دادند.
&lt ;/SPAN>اینک، آیا آن منظره شورانگیز را مى توانى در اندیشه خود مجسّم سازى و تصمیم بگیرى که اگر او را زیارت کردى، نخستین نداى دادخواهانه او را با همه وجود لبّیک گویى و صادقانه و عارفانه بگویى:


اى حسین! اى پیشواى یکتاپرستان عالم! اى دعوت کننده به سوى خدا! اگر با پیکرم نتوانستم نداى یارى طلبانه ات را پاسخ گویم، اینک با همه وجود و قلبم، پاسخگوى نداى دادخواهانه ات هستم.


سوّمین ندا


پس از شهادت همگى یاران و قهرمانان پاکباخته خاندانش، در حالى که در اوج تنهایى، آهنگ کوى دوست و دیدار او را داشت، سوار برمرکب، رویاروى سپاه شوم اموى ایستاد، به سمت راست میدان و به سمت چپ آن نگریست، پیشاروى
خویش پیکرهاى به خون خفته یاران و
مردان قهرمان خاندانش را دید و فراسوى خویش بانوان و کودکان محاصره شده را، در این شرایط دردناک بود که سوّمین نداى یارى طلبانه اش طنین افکندکه:


آیا فریادرسى نیست که به خاطر خشنودى خدا به فریاد ما برسد؟


آیا یارى رسانى نیست که در راه حقّ و عدالت ما را یارى رساند؟


بانوان حرم، این ندا را شنیدند جام شکیبایى شان لبریز شد و یکپارچه صداى شیون و فریاد فضاى مه آلود و غمبار کربلا را پر کرد، به گونه اى که صداها به گوش حسین علیه السلام رسید، از میدان بازگشت و آنان را توصیه به آرامش و شکیبایى کرد و از آنان خواست تا دشمنانش را شاد نسازند، چرا که ضجّه و
شیون و گریه هاى دردآلود آنان، ممکن بود به گوش دشمن برسد. فرمود:
با اعتماد به خدا شکیبایى پیشه سازید که گریه هاى شما پس از شهادت من خواهدبود.


آرى! این نداى یارى طلبانه صداى بانوان اردوگاه نور را به آسمان رساند و این پریشانى و افسردگى بر حسین علیه السلام گران آمد، به گونه اى که براى آرامش بخشیدن به آنان به سویشان بازگشت.


اینک، آیا شما با فریاد جانسوزتان در سوگ او نداى یارى طلبانه او را پاسخ نمى گویید؟ پاسخ شما او را شادمان و قلب رنجدیده و شکسته او را مسرور مى سازد. پس با همه وجود ندایش را اجابت کنید و بگویید</SPAN&gt ;:


لبّیک اى حسین! اى دعوت کننده به سوى خدا!


چهارمین ندا


روز عاشورا با بحرانى تر شدن اوضاع، هر لحظه مصایب و گرفتاریها، یکى پس از دیگرى باریدن کرد. پیشواى شهیدان، چهره بر سجده گاه شهادت سایید و با پیکر به خون خفته، از همانجا چهارمین نداى یارى طلبانه خویش را طنین انداز ساخت. این ندا به گوش فرزند گرانقدرش سیّدالسّاجدین علیه السلام رسید و اثرى عمیق در او نهاد. او را از بستر بیمارى به پاداشت و با اینکه به خاطر شدّت بیمارى که هر بزرگ مردى ممکن است در زندگى با آن روبرو شود، قدرت شتافتن به میدان را نداشت وباآ
ن شرایط مسئولیّت جهاد و پاسخگویى به
نداى حقّطلبانه پدر و پیشواى آسمانى اش حسین علیه السلام بر عهده اش نبود؛ با این وصف نداى یارى خواهانه حسین علیه السلام او را برانگیخت. در دستى شمشیر براى جهاد داشت و در دست دیگر عصایى که بر آن تکیه مى کرد و با آن شرایط سخت از بستر بیمارى به سوى میدان نابرابر پیکار حرکت کرد.


دختر قهرمان على علیه السلام به م
نظور
بازداشتن او سر راه او را گرفت و گفت: یادگار برادرم باز گرد!


او فرمود: عمه جان! مرا واگذار تا به یارى پسر پیامبر بشتابم و با دشمنان خدا پیکار کنم.


حسین علیه السلام این منظره غمبار و شورانگیز را دید و به خواهرش فرمود: او را باز گردان، مبادا با شهادت او، زمین از نسل پیامبر تهى گردد.


و خواهر گرانقدرش او را بازگردانید.


اینک، شما اى شیفتگان حسین! چهارمین نداى حقّ طلبانه پیشواى محبوب خویش را لبّیک گویید.


پنجمین ندا


با فرو باریدن گرفتاریها و مصائب پیاپى، پنجمین نداى یارى خواهانه او در حالى که با پیکر به خون آغشته و زخمهاى بى شمار، بر روى خاک گرم کربلا افتاده بود، طنین افکند. این ندا در کودکان شیردل اردوگاه نور، اثر شگرفى نهاد و دو کودک براى یارى رسانى به پیشواى خویش به میدان شتافتند. یکى از آن دو، گوشواره اى بر گوش داشت و از ددمنشى دشمن وحشت زده به هر سو مى نگریست و در حالى که از خیمه ها دور مى شد با ضربت قساوت پیشه اى به شهادت رسید. مادرش با دیدن این منظره دردناک، بسان کسى که از هوش رفته باشد، حتّى توان سخن گفتن و گریه را نیز از دست داد.


کودک دوّم، عبداللّه، یادگار برادرش بود که یازده سال داشت. او هنگامى که عموى خود را در آن شرایط نگریست به نداى دادخواهانه اش
لبّیک گفت و به یارى او شتافت حسین علیه السلام از
خواهرش خواست تا او را باز دارد و او نیز کوشید تا کودک را در خیمه ها نگاه دارد، امّا کودک قهرمان خروشید که: بخداى سوگند! عمویم را تنها نخواهم گذاشت و از او جدا نخواهم شد. به سوى حسین علیه السلام شتافت و تا نثار دست و خون جوشان خود، به جهاد بى امان خویش ادامه داد.


آرى! اینک اگر پنجمین نداى حقّ طلبانه حسین علیه السلام را لبّیک گفتید، براى پاسخگویى به ششمین نداى او بشتابید.


ششمین ندا


پیشواى شهیدان با پیکر پاره پاره بر خاک افتاده بود…، سپاه دشمن، قهرمان همه والاییها را در حلقه محاصره گرفته و براى کشتن او آماده مى شد، در این لحظات بود که حسین علیه السلام براى اتمام حجّت ششمین نداى حقّ طلبانه را در فضاى پر حماسه شهادتگاهش، طنین انداز ساخت. این ندا در قلب خروشان زینب علیها السلام اثرى عمیق نهاد و او را &l t;/SPAN>از خیمه ها خارج و به سوى قتلگاه برادر سوق داد.


غمبارتر از آن اینکه، دختر والاگهر على علیه السلام براى اتمام حجّت، عمرسعد فرمانده سپاه شوم اموى را به یارى حقّ و عدالت که به مسلخ بیداد و رذالت کشیده مى شد، فرا خواند و گفت:


پسر سعد!…آیا اینگونه ظالمانه و ددمنشانه حسین را به خاک و خون مى کشند و تو بى تفاوت نظاره مى کنى؟


شرایط سخت و سخن آتشین و شهامتمندانه دخت بتول علیهما السلام عمرسعد را گریاند، قطرات اشک بر موهاى صورت غلطید و با شرمسارى و ذلّت، چهره از بانوى قهرمان کربلا برگردانید....


پس، هان اى شیفتگان حقّ و عدالت! ششمین نداى یارى طلبانه حسین را لبّیک گویید.


هفتمین ندا


کار نبرد با بیداد اموى پیچیده تر شد و سختى جهاد بى نظیر حسین علیه السلام به اوج خود رسید. اینجا بود که هفتمین نداى یارى خواهانه حسین علیه السلام به سبک ویژه اى، طنین انداز شد. آن حضرت صداى ملکوتى اش را به شیوه خاصّى و با واژه ها و جملات ویژه و در حال و هوا و شرایط مخصوصى، به گوشها رساند. این ندا، بسان نداهاى گذشته تنها در افراد خاصّى اثر نگذاشت، بلکه در همه پدیده ها، تمامى جهانهاى شناخته و ناشناخته و از ناچیزترین ذرّات تا عظیمترین کهکشانها، اثر گذاشت. همه آفرینش به خروش آمد، آسمانها و زمینها و آنچه درون و برون آنهاست به لرزه درآمد، پدیده هایى که در قرارگاه خویش بودند، سراسیمه خارج شدند و موجوداتى که در جایگاه خود ساکن بودند و کران تا کران عرش پرشکوه و….


بهشت و بهشتیان، دوزخ و اهل دوزخ و تمامى پدیده هاى دیدنى ونادیدنى به حرکت آمدند. که در بحث مستقلّى بدانها اشاره خواهد رفت و از بیان بیشتر آن ناتوانیم؛ چرا که بر نگارنده بسیار گران است که مصائب و رخدادهاى غمبار و افتخارآفرین آن روز جاودانه را به زبان یا قلم بیاورد و یا در اندیشه خویش مجسّم سازد.


اینک که هفتمین نداى یارى طلب
انه او را به طور فشرده نگریستى، پس
بپاخیز و به همه پدیده هاى هستى اقتدا کن و آخرین نداى او را با همه وجود لبّیک بگو. به پیشگاهش عرضه بدار که:


لبّیک! اى دعوت کننده به سوى خدا! اگر به هنگام نداى یارى خواهانه ات امکان نیافتم تا با پیکرم جواب مثبت بدهم، اینک با جان، قلب، گوش، چشم، دست، پا و همه اعضا و پیوندهاى وجود و گریه و شیون و ناله و دگرگونى درونى و همه هستى و امکانات خویش، به فریاد دادرس طلبانه ات، لبّیک
مى گویم.


و آنگاه با همه وجود در قلمرو اندیشه، عقیده، قلب، گفتار و کردار پاسخگوى دعوت آن گرامى باش.


اگر به راستى در برابر نداهاى حقّ طلبانه او، پاسخى شایسته از تو تحقّق یافت و به راستى با همه وجود، نداهاى او را دریافت و بدانها لبّیک گفتى، اینک آگاه باش که آن گرامى به پاداش پاسخ شایسته و لبّیکهاى خالصانه ات هم، به فریادرسى ات خواهدبرخاست و هم دعوتت را اجابت خواهد کرد و هم ندایت را لبّیک خواهد گفت؛ چرا که تو مراحل هفتگانه اى در پیش ‍ خواهى داشت که در آنها، در حالى فریاد دادخواهى و دادرسى سرخواهى داد که نه دادرسى دارى و نه فریاد رسى.


موارد فریاد رسى امام حسین علیه السلام


آرى! اگر اینک در زندگى ات دعوت نجات بخش او را، آنگونه که زیبنده است پاسخ شایسته بگویى، آن حضرت نیز به فریادت خواهد رسید و دعوتت را اجابت خواهد کرد بلکه فراتر از آن؛ او آنقدر بزرگوار است که به پاداش حقّشناسى و مهرت، نداهاى کمک خواهانه ات را که در پیش خواهى داشت، لبّیک خواهد گفت، آن هم لبّیک گفتنى که برایت سود بخش و نجات دهنده باشد و تو را از سختیهایى که باعث شده است فریادرسى بجویى، رهایى بخشد.


1- در واپسین لحظات


نخستین نداى دادرس خواهى را، در واپسین لحظات و در حالت احتضار سرخواهى داد، آنگاه که جان به گلوگاه مى رسد و گفته مى شود: آیا نجات بخشى هست که (این بیمار را از مرگ ) نجات بخشد؟ و یقین مى کند که به راستى هنگام جدایى و فراق فرارسیده است و ساق پاها از شدّت جان کندن به هم مى پیچد.


آرى! در این لحظات سخت و سرنوشت ساز است که تو، به کمک و فریادرسى فرزندان و فرزند زادگان، بستگان و نزدیکان، پدران و مادران، عزیزان و همنشینان، دوستان و پزشکان، دل خوش ‍ مى دارى، امّا به زودى در مى یابى که از هیچکدام آنان کارى ساخته نیست و به فریادت نخواهند رسید.


آرى! اگر در زندگى خویش با همه وجود، نداى حسین علیه السلام این نداگر به سوى خدا را لبّیک گفته باشى، نه تنها امید است که در آن لحظات حسّاس بر کنار بستر احتضارت بشتابد و بدون اینکه دادخواهى کنى، به دادت برسد و تو را در اوج دلهره و گرفتارى دریابد و به ساحل آرامش و نجاتت برساند. بلکه، امیدوار باش که نداى کمک جویانه ات را با لبّیکى سودمند، سریع و نجات بخش پاسخ دهد.


2-  به هنگام برانگیخته شدن


دوّمین نداى دادرس طلبانه را، در آستانه رستاخیز و به هنگام خروج از قبر سرخواهى داد. آنگاه که برهنه و عریان برانگیخته مى شوى، ذلّت زده و بار گناهان بر دوش، گاه به سمت راست خویش مى نگرى و گاه به سمت چپ، امّا دادرسى که از آن کمک بخواهى، نمى یابى.


آرى! اگر در زندگى ات، نداى این شهید راه حقّ و عدالت و این قربانى گرانمایه راه خدا را لبّیک گفته و به آن حضرت اقتدا نموده باشى، امید است که در آن لحظات سرنوشت ساز که با نگرانى و اضطراب به هر سو چشم دوخته و وسیله نجات مى طلبى آن گرامى تو را بیابد؛ یا فرشته وحى و یا نیاى بزرگ او پیامبر صلى الله علیه و آله همانگونه که در روایات آمده است، تو را که زائر دلباخته و عارف او هستى دلجویى کند و دست تو را بگیرد و از نگرانى و انتظار، نجاتت بخشد.


3- در صحراى سوزان محشر


سوّمین فریاد دادرسى را در صحراى سوزان محشر و از سخت ترین تشنگى روزرستاخیز سر خواهى داد، از عطش روزى که پنجاه هزار سال است و خورشید حرارت و خشم خود را بر سرها و مغزها مى باراند و در همه این دوران طولانى، دادرسى نخواهدبود.
اینک، اگر در زندگى ات آن چنانکه زیبنده است، ساقى حوض ‍ کوثر را به هنگام نداى دادخواهانه اش از شدّت عطش و اوج تنهایى، لبّیک گفته باشى، بى تردید او تو را به هنگام دادخواهى از تشنگى روز رستاخیز لبّیک خواهد گفت و تو را به آب گوارایى که پس از آن هرگز تشنه نخواهى شد، سیراب خواهد ساخت.


4- در محاصره طلبکاران


چهارمین نداى فریاد رسى را هنگامى سر خواهى داد که طلبکارانت تو را در حلقه محاصره خویش گرفته و تو از هر کسى که حقّى در گردن دارى مى گریزى، از برادر، خواهر، پدر و مادر که پرمهرترین انسانها نسبت به تو هستند و در همان حال نومید و سرافکنده مى مانى و در آن بحران مرگبار سرگردان که پس از فرار از پدر و مادر، اینک از چه کسى باید کمک خواست؟
اینک اگر در زندگى ات نداى پیشواى شهیدان را لبّیک گفته باشى، امید است که در آن شرایط سخت و بحرانى به تو نظر لطف افکند و یاریت نماید و مشکلت را با طلبکاران و آنانکه حقوق پایمال شده را از تو مى خواهند حلّنماید و میان شما صلح و سازش ‍ ایجاد کند&lt ;SPAN dir=ltr>.


5- لحظات جدایى شایستگان از تبهکاران


هنگامى که فرمان خدا بر جداسازى شایستگان از تبهکاران صادر مى گردد، لحظاتى است که پنجمین نداى فریادرسى را سر خواهى داد؛ آنگاه که خطاب مى گردد: هان! اى تبهکاران!


امروز از دیگران جداشوید.


و آنگاه براى جنایتکارى، نشانى پدیدار مى گردد که بدان شناخته مى شود.


آرى! در آن هنگام سهمگین، امید که نورانیّت زیارت عارفانه وعاشقانه آن حضرت تاریکى آن نشانه را از چهره ات بزداید و از کمک خواهى بى نیازت سازد.


6-  &l t;/SPAN>بر سر دوراهى بهشت و دوزخ


ششمین فریاد کمک خواهانه را هنگامى سر خواهى داد که فرمان خداى یکتاى قهّار به فرشتگان مى رسد که: یا او را به بهشت برید یا دوزخ. و زبان گنگ مى شود به گونه اى که دیگر توان دادخواهى هم نخواهى داشت.


آرى! اگر در زندگى خویش نداى حقّ طلبانه حسین علیه السلام را لبّیک گفته باشى، امید است که در آن شرایط حسّاس که آهنگ کمک خواهى مى نمایى و زبانت نمى چرخد.


آرى! در آن شرایط پیشواى شهیدان تو را پاسخ گوید و از آن مرحله سخت نجاتت بخشد.


7- در میان آتشهاى پرشراره


هفتمین نداى فریادرسى را از درون آتشهاى شعله ور و پرشراره دوزخ سر خواهى داد، آنگاه که به خاطر عملکرد نادرست در زندگى، تلاش و کوشش تو براى نجات بى ثمر مى ماند و به دوزخ افکنده مى شوى؛ آنجا گاهى از ماءموران آتش فریادرس مى طلبى و گاه از مالک دوزخ و بزرگ آنان، گاه از ظالمان و طغیانگران کوردلى که با فریب و مکر تو را به دنبال خود کشانده و به آتشهاى شعله ور سپردند.


آرى! از آنان فریادرسى مى خواهى، امّا همه آنها بى نتیجه مى ماند وکمک خواهى از ستمکاران نه تنها سودت نمى بخشد، بلکه جواب آنان بر رنج و عذاب تو خواهد افزود و با اینکه کمک خواهى تو از آنان اندک است و از آنان مى خواهى که یک روز عذاب را از تو بردارند و از مالک دوزخ تقاضا مى نمایى که مرگت را برساند و نجاتت دهد و از سرکشان تبهکار مى خواهى که ساعتى از عذاب یا اندکى از آن را از تو برطرف نمایند، امّا از فریادهاى کمک خواهانه ات سودى نمى گیرى.


امّا حسین علیه السلام طبق وعده اى که به زائران عارف و خالص ‍ خویش داده است، اگر تا این مرحله به خاطر سیاهى پرونده زندگیت و مقرّرات خداوند در مورد تبهکاران، تو را نجات نداده باشد، امید که در آن مرحله سخت به دیدارت بشتابد و با آمدن آن حضرت آتشهاى شعله ورى که براى تو افروخته شده است، خاموش گردد و ع
ذاب از تو برداشته شود
وآن گرامى تو را از دوزخ نجات و به بهشت رهنمون گردد.


www.lailatolgadr.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید