ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

کلام امام حسن مجتبی(علیه السلام ) پیرامون صلح با معاویه علیه الهاویه

در علل الشرایع شیخ صدوق(ره) به اسنادش از ابی‏سعد عقیص نقل است که گفت: به امام حسن بن علی(ع) گفتم ای پسر رسول خدا(ص) برای چه با معاویه آشتی کردی و صلح او را پذیرفتی در حالی که میدانی حق با توست نه با معاویه و بدرستیکه معاویه گمراه و طغیانگر است. حضرت فرمود: «ای اباسعید آیا من حجت خداوند متعال که او را بر خلقش یادآور شده و امام مردم بعد از پدرم نیستم؟» گفتم: بله، یابن رسول الله، فرمود: «آیا من کسی نیستم که رسول خدا(ص) در شأن من و برادرم فرمود حسن و حسین(ع) امام و پیشوای امت من هستند، چه قیام کنند و چه صلح؟» گفتم: درست است یابن رسول الله، فرمود: «پس من امام هستم اگر قیام کنم یا صلح کنم، ای اباسعید علت مصالحه من با معاویه همان علتی بود که رسول خدا(ص) بواسطه آن با قبایل ضمره و بنی اشجع و اهل مکه در هنگام بازگشت از محل حدیبیه مصالحه نمود، آنها طبق نص قرآن کریم کافر بودند و معاویه و اصحابش طبق تأویل و تفسیر آیات قرآن کریم کافر هستند، ای اباسعید حال که من از سوی خود امام و پیشوای شما هستم که خداوند معرفی نموده جایز نیست مرا به نادانی متهم کنید، چه آنکه یا جنگ نمایم و حکمت کار من (که به نظر شما ناشایست می‏آید) همانند حکمت کار خضر(ع) می‏باشد، آیا نمی‏دانی خضر(ع) وقتی که کشتی را سوراخ کرد و آن بچه را کشت و دیوار خراب را برپا کرد و ساخت موسی(ع) که با او ب
ود از این افعال او عصبانی شد و به خاطر شبهه‏ای که برایش پیش آمد و ندانستن حکمت افعال خضر(ع)، تا اینکه به او از اصل جریان خبر داد و موسی(ع) حقیقت امر را دریافت و راضی شد. همینطور خشم و ناراحتی شما به من به خاطر جهل و نادانی شما به حکمت عمل من است. اگر من با معاویه صلح نمی‏نمودم روی زمین احدی از شیعیان ما باقی نمی‏ماند مگر اینکه به قتل می‏رسید.
»


http://imamhassan.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید