ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

گوشه ای از زندگی امام محمدباقر

دو حادثه رجیع و بئر معونه

گوشه ای از زندگی امام محمدباقر

گوشه ای از زندگانی امام باقر«علیه السلام» 

 


 

ولادت امام باقر«علیه السلام»

 

حضرت امام محمّدباقر علیه‏السلام روز جمعه، اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى[۱]در شهر مدینه چشم به جهان گشود.آن حضرت اولین فرزندى بود که از پدر و مادری فاطمى، علوى وهاشمى متولد مى‏شد زیرا پدرش على بن الحسین «علیه‏السلام» و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى «علیه‏السلام» بود و به‏همین جهت او را «هاشمّى من هاشمیین» و «فاطمى من فاطمیین» و «علوّى من علویین» مى‏خواندند.[۲]

 

 مادر امام‏

 

مادرحضرت،فاطمه با کنیه «ام عبدالله» دخترامام حسن مجتبى «علیه‏السلام» بود. وی از بانوان فاضل، با عفّت ومعظّم اهل بیت «علیهم السلام» بود. امام صادق «علیه‏السلام» درحق او مى‏فرماید:

 

«جدّه‏ام صدّیقه‏اى بود که درمیان اولاد امام حسن مجتبى«علیه‏السلام» هیچ زنى به پایه او نمى‏رسید.»[۳].

 

امام باقر«علیه السلام» نقل مى‏کنند:

 

«روزى مادرم کنار دیوارى نشسته بود که ناگاه دیوار شکاف برداشت و صداى ریزش و از جاکنده شدن سختى شنیدیم. مادرم با اشاره دست گفت: نه، قسم به حق پیامبر که خدا به تو اجازه فرو ریختن نداده است. پس دیوار درهوا معلق ماند تا مادرم از آنجا گذشت و پدرم‏صددینار از جانب او صدقه داد».[۴]

 

 کنیه والقاب امام‏

 

امام پنجم، نامش محمد و کنیه‏اش ابوجعفر[۵]  و به چند لقب معروف بود که مشهورترین آنها لقب «باقر» و «باقرالعلوم» مى‏باشد پیامبر اسلام«صلى‏الله علیه‏وآله» آن بزرگوار را بدین لقب خواند یا به تعبیر دقیقتر خداوند او را در تورات با این لقب معرفى فرمود[۶]. او را بدین لقب خواندند چون علم را شکافت و در گستره پهناور آن وارد شد.[۷]دیگر القاب امام باقر (علیه السلام) عبارت بوداز: امین، شاکر، هادى، صابر و شاهد.[۸]

 

سلام پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» به امام باقر«علیه السلام»

 

از ویژگیهاى امام باقر«علیه‏السلام»، این بود که رسول خدا «صلى‏الله‏علیه‏وآله»توسط جابربن عبدالله انصارى به آن حضرت سلام رساند. امام صادق« علیه‏السلام» مى‏فرماید:

 

«انَّ لِأَبى مَناقِبَ ماهِىَ لِابائى انَّ رَسُولَ اللَّهِ قالَ لِجابِرٍ انَّکَ تُدْرِکُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىّ فَاقْرَأْهُ مِنِّى السَّلامُ»[۹]پدرم مناقبى دارد که براى اجدادم، آن مناقب نبوده است، (ازجمله این که) رسول خدا صلى الله‏علیه‏وآله به جابر فرمود: همانا تو محمدبن على را درک مى‏کنى، پس سلام مرا به او برسان.

 

ابن عساکر در تاریخ خوداز ابی الزبیر نقل کرده که گفت:

 

ما نزد جابر بن عبداللَّه بودیم، زمانی که چشمش کور و سنش بالا رفته بود. علی بن الحسین همراه با فرزندش محمّد«علیهما السلام» در حالی که کودکی بود وارد شد و بر جابر سلام کرد، و به فرزندش محمّد فرمود: برو نزد عمویت و بر او سلام کرده و سر او را ببوس. آن فرزند چنین کرد. جابر گفت: این چه کسی بود؟ حضرت علی بن الحسین«علیه السلام» فرمود: محمّد فرزندم. جابر او را در بغل گرفت و گریست و گفت: ای محمّد! همانا رسول خدا«صلی الله علیه وآله» تو را سلام می‏رساند.

 

حضرت به جابر فرمود: خداوند تو را اصلاح کند، جریان چه بوده است؟ جابر گفت: نزد رسول خدا«صلی الله علیه وآله وسلم » بودم که حسین بن علی«علیه السلام» بر او وارد شد، پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلم »او را در بغل گرفته و بوسید و در کنار خود جای داد،آن‏گاه فرمود:

 

« یولد لابنی هذا ابن یقال له علی بن الحسین وهو سید العابدین إذا کان یوم القیامه ینادی مناد لیقم سید العابدین فیقوم علی بن الحسین ویولد لعلی بن الحسین ابن یقال له محمد إذا رأیته یا جابر فاقرئه منی السلام یا جابر اعلم أن المهدی من ولده واعلم یا جابر أن بقاءک بعده قلیل »؛[۱۰]

 

«برای این فرزندم فرزندی خواهد آمد که او را علی نامند. هر گاه روز قیامت فرا رسد، منادی از روی عرش صدا خواهد داد: سید عابدین بایستد. در آن هنگام او می‏ایستد. و برای او فرزندی خواهد بود به نام محمّد، هر گاه او را دیدی ای جابر سلام مرا به او برسان. و بدان که مهدی از فرزندان اوست و زندگی تو بعد از او کم است.»

 

ابوالزبیر می‏گوید: بعد از این واقعه جابر بیش از چند روزی زنده نماند تا
این‏که از دنیا رحلت نمود.
[۱۱]

 

عبادت امام باقر«علیه السلام»

 

1 – ذهبی می‏گوید:« وکان (علیه السلام) کثیر الصلاه فکان یصلی فی الیوم واللیله مئه وخمسین رکعه»[۱۲].

«آن حضرت شبانه روز «۱۵۰» رکعت نماز به جا می‏آورد». 

 

2 – ابن صباغ مالکی از یکی از اهل علم و خیر نقل می‏کند که گفت: من بین مکه و مدینه بودم که ناگهان شبحی را در بیابان مشاهده کردم که گاهی ظاهر و در وقتی غایب می‏شد، تا این‏که به من نزدیک شد، دقت کردم دیدم نوجوانی هفت یا هشت ساله است. بر من سلام نمود و من نیز جواب سلام او را دادم. گفتم: از کجا می‏آیی ای نوجوان؟! فرمود: از جانب خداوند. عرض کردم: به کجا می‏روی؟ فرمود: به سوی خداوند. عرض کردم: زاد و توشه تو چیست؟ فرمود: تقوی. عرض کردم: تو کیستی؟ فرمود: مردی از عرب. عرض کردم: از کدامین عرب؟ فرمود: از قریش. عرض کردم: توضیح بده که پسر چه کسی هستی؟ خداوند تو را عافیت دهد. فرمود: من مردی هاشمی هستم. گفتم: برای من معیّن کن. فرمود: من مردی علوی هستم. آن‏گاه بعد از قرائت اشعاری فرمود: «من ابوجعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن علی بن ابی طالبم». سپس نگاه کردم و کسی را ندیدم، و ندانستم که به زمین فرو رفت و یا به آسمان پر کشید[۱۳].

 

3 – افلح از موالیان امام باقر«علیه السلام» می‏گوید: با محمّد بن علی به حجّ می‏رفتیم. چون حضرت وارد مسجدالحرام شد، به خانه خدا نظر کرد و با صدای بلند گریست. به او عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت! مردم شما را نظاره می‏کنند، اگر کمی آهسته‏تر گریه کنید بهتراست. حضرت فرمود: وای بر تو ای افلح! چرا گریه نکنم، شاید خداوند از این گریه بر من نظر رحمت نماید تا بتوانم به توسط آن فردای قیامت به فوز نایل شوم. آن‏گاه دور خانه خدا طواف کرد و آمد و در کنار مقام، رکوع به جای آورد. و سر از سجود خود برداشت، ناگهان مشاهده کردم که محلّ سجده‏اش از اشکان چشمش مرطوب است[۱۴].  

 

4-ابن عساکر از مدائنی نقل کرده که گفت: در حالی که محمّد بن علی بن الحسین در آستانه کعبه ایستاده بود، شخصی اعرابی بر او وارد شد و به حضرت عرض کرد: آیا هنگامی که خدا را عبادت می‏کنی او رامشاهده نموده‏ای؟ حضرت و کسانی که دور او بودند، سرها را به زیر افکندند. آن‏گاه حضرت سر خود را بلند کرده و به او فرمود: من خدایی را که نبینم عبادت نخواهم کرد. او عرض کرد: چگونه او را دیده‏ای؟ حضرت فرمود: «دیده‏ها با مشاهده چشمان او را ندیده است، بلکه قلب‏ها به حقایق ایمان او را دیده است. خداوند به حواس درک نمی‏شود، و به مردم قیاس نمی‏گردد. به نشانه‏ها معروف و به علامات توصیف شده است. در قضاوتش ظلم نمی‏کند. از اشیاء جدا و اشیاء نیز از او جدا است. هیچ چیز همانند او نیست. این است آن خدایی که به جز او خدایی نیست.

 

اعرابی گفت: خداوند داناتر است که کجا رسالتش را قرار دهد[۱۵]

 

جود امام باقر«علیه السلام».  

 

با اینکه تعداد عائله امام زیاد و ثروتش از بقیه افراد خاندان کمتر بود، ولى درمیدان جود و بخشش و دستگیرى از فقرا و نیازمندان نیز بر همگان پیشى گرفته بود.

 

امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید:

 

«ثروت پدرم ازتمام خاندانش کمتر و مخارجش از همه افزونتر بود؛ با این وجود در هر روز جمعه یک دینار صدقه مى‏داد».[۱۶]

 

اسود بن کثیر می‏گوید: نزد محمّد بن علی (امام باقر) از فقر و جفای برادران شکایت نمودم. حضرت فرمود: بد برادری است کسی که تو را در حال بی نیازی رعایت نموده و در حال فقر تو را رها می‏نماید. آن‏گاه به غلام خود دستور داد تا کیسه‏ای که در آن هفتصد درهم بود آورد و به او فرمود: این را خرج کن و هر گاه تمام کردی مرا خبر ده….[۱۷] .

 

ابوالفرج اصفهانی از ابوبکر حضرمی نقل می‏کند که گفت: بر
ای کمیت از (امام) ابی جعفر محمّد بن علی«‏علیهما السلام» در ایام تشریق در سرزمین منا اجازه گرفتم تا بر حضرت وارد شود. کمیت عرض کرد: فدایت شوم، من در حق شما شعری سروده‏ام که دوست دارم برای شما بخوانم. حضرت فرمود: ای کمیت! در این «ایام معلومات» ذکر خدا کن. کمیت بار دیگر خواسته خود را تکرار کرد. حضرت بر او رقّت نمود و فرمود: اشعارت را بیاور. کمیت قصیده خود را قرائت کرد تا به اینجا رسید:

 

یصیب به الرامون عن قوس غیرهم                       فیا آخراً أسدی له الغیّ أوّل

 

حضرت دستان خود را به طرف آسمان بلند کرد و عرضه داشت: بار خدایا! کمیت را مورد مغفرت خود قرارده.

 

صاعد، غلام کمیت می‏گوید: روزی بر ابی جعفر
محمّد بن علی وارد شدیم، حضرت به ما هزار دینار و یک لباس داد. کمیت به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند! من به جهت دنیا شما را دوست نداشته‏ام، و اگر دنیا را می‏خواستم نزد کسانی می‏رفتم که مال در دستان آنان است. و لیکن شما را به جهت آخرت دوست دارم. ولی لباسی را که به اجسام شما اصابت کرده به جهت تبرّک قبول می‏کنم، ولی مال را نمی‏پذیرم. لذا مال را ردّ کرده و لباس را پذیرفت
[۱۸].

 

شهادت امام باقر«علیه السلام» 

 

امام باقر«علیه السلام»درهفتم ذى حجه سال صد و چهارده هجرى در حالى‏که ۵۷  سال[۱۹] تمام از عمر شریفش گذشته بود به شهادت رسید.

 

ازامام باقر«علیه‏السلام»روایت شده که فرمود: على«علیه‏السلام »در سن پنجاه و هشت سالگى به شهادت رسید و على بن الحسین علیه‏السلام نیز درهمین سن رحلت کرد و من امروز وارد پنجاه و هشت سالگى شده‏ام.[۲۰]

 

امام با این کلام از وفات قریب الوقوع خود خبر داد. آن بزرگوار به دستور هشام بن عبدالملک اموى و به دست ابراهیم بن ولید مسموم شد.[۲۱]

 

جوهرى در مثیر الاحزان مى‏نویسد: هشام بعد از وقایعى که در پى سفر امام باقر به شام اتفاق افتاد و او را خشمگین کرد، به عامل مدینه نوشت که به حیله، در غذا یا نوشیدنى امام سم بریزد.[۲۲]

 

وصایاى امام‏ باقر «علیه السلام»

 

امام در روزهاى آخر عمر و همچنین در مواقع مناسب در طول حیات خویش وصایاى گرانقدرى داشتند از جمله: 

 

الف- وصیت به شیعیان:

 

جابر جعفى گوید که با جماعتى، بعد از اداى مناسک حج خدمت امام باقر«علیه‏السلام» رسیدیم. در آن هنگام از امام خواستیم که به ما وصیت و سفارشى بفرمایند. حضرت فرمود:

 

«باید قدرتمند شما به ضعیفتان یارى دهد و ثروتمندتان بر فقیرتان توجه کند و هر کس همانطور که خیرخواه خویش است خیرخواه برادر دینى‏اش باشد و اسرار ما را کتمان کنید و بپوشانید و مردم را بر گردنهاى ما سوار نکنید، به اوامر و دستورات ما توجه کنید، اگر موافق‏قرآن بود به آن عمل کنید و اگر موافق نبود ردّ کنید و اگر بر شما مشتبه بود، توقف کنید و به ما برگردانید تا با علمى که براى ما بسط داده شده براى شما شرح دهیم. اگر کسى مطابق سفارشهاى ما باشد و از آن تجاوز نکند و قبل از خروج قائم ما از دنیا برود، شهید از دنیا رفته و اگر قائم ما را درک کند و در رکاب او کشته شود، اجر دو شهید خواهد داشت و اگر کسى در رکاب او دشمنى از دشمنان ما را بکشد اجر بیست شهید را خواهد داشت»[۲۳].

 

ب- وصیتى دیگر به شیعیان:

 

اى شیعیان آل محمد، تقواى خدا داشته باشید و مانند تکیه‏گاه وسط باشید تا غلو کننده به سوى شما باز گردد و عقب مانده به شما ملحق شود. غالى کسى است که در مورد ما مطالبى گوید که ما خود نمى‏گوییم و تالى کسى است که دنبال خیر است و بر خیر او افزوده مى‏شود.

 

به خدا قسم بین ما و خدا قرابت و خویشاوندى وجود ندارد و ما هیچ تسلّط و حجتى بر خدا نداریم و جز با طاعت به او تقربى نداریم. هر کدام از شما مطیع خدا و عمل کننده به طاعت خدا باشد، ولایت ما برایش سودمند خواهد بود و هر کسى نافرمانى خدا کند و به گناهان دست بیالاید، ولایت ما به او نفعى نخواهد رساند بعد سه بار فرمود: واى بر شما، مغرور نشوید! [۲۴]

 

ج- وصیت در مورد اصحاب و شاگردان:

 

امام باقر«علیه‏السلام» در مدّت حیات خویش، براى اینکه اصحابش فراغت کافى براى تعلیم و تعلّم داشته باشند، تأمین هزینه زندگى آنان را خود به عهده گرفت و هنگام وفات نیز به فرزندش امام صادق«علیه‏السلام» در مورد تأمین حوائج شاگردانش توصیه کرد [۲۵] وفرمود:«یا جَعْفَرُ اوُصیکَ بِاصْحابى خَیْراً»[۲۶] ،اى جعفر، تو را به خیر و نیکى نسبت به اصحابم سفارش مى‏کنم.

 

و امام صادق«علیه‏السلام» نیز به پدر اطمینان داد که رعایت حال آنان را بنماید و هرگز نگذارد به احدى محتاج باشند.[۲۷]

 

د- وصیت در مورد کفن و دفن:

 

وقتى امام در آستانه وفات قرار گرفت، به فرزندشان دستور دادند که چند نفر از بزرگان قریش را جهت شهود وصیت احضار کند بعد فرمود: بنویس:

 

 «این وصیتى است که یعقوب پیامبر به فرزندانش کرد: «فرزندانم، خداوند دین توحید را براى شما برگزیده پس جز مسلمان نمیرید.» و وصیت کرد محمد بن على پسرش جعفر بن محمد را و به او دستور داد که وى را در بُردى[۲۸] که با آن نماز جمعه مى‏خواند، کفن کند و عمامه‏اش را بر سرش بپیچد و قبرش را مربع وار گرداند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کند و بندهاى کفنش را هنگام دفن باز کند».

 

بعد امام شهود را مرخص کرد و به امام صادق فرمود: به این علت آنان را به عنوان شاهد احضار کردم که نخواستم تو مغلوب باشى و بگویند به تو وصیت نکرده‏ام (در مورد امامت یا در مورد کیفیت دفن) و این براى تو حجت باشد.[۲۹]

 

ه- وصیت در مورد عزادارى در منى:

 

 امام باقر«علیه‏السلام» به فرزندش امام صادق«علیه‏السلام» وصیت کرد که مقدارى از اموالش را وقف برپایى مراسم عزادارى براى وى کند و به مدت ده سال (در مراسم حج) نوحه گران براى وى در منى نوحه‏گرى و عزادارى نمایند.[۳۰]

 

 

 

پی نوشت

 

[1] . بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۱۳ به نقل از اعلام الورى، ص ۲۵۹ و مصباح المتهجد، ص ۵۵۷ وارشاد ص ۲۷۹. البته بعضى‏ولادت او را در سوم صفر سال پنجاه و هفت دانسته‏اند( بحارالانوار به نقل از روضه الواعظین، ص ۲۴۸ و مصباح کفعمى، ص ۵۲۱ و دروس شهید، ص ۱۵۴ و کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۲۹).& lt;o:p>

 

[2] . بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۱۵ واعلام الورى، ص ۲۵۹ واعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۹۰.

 

[3] . کافى، ج ۱، ص ۴۶۹« کانت صدّیقهً لم تدرک فى آل الحسن( علیه السلام) امراهٌ مثلُها»

 

[4] .همان.

 

[5] . امام محمدباقر«علیه‏السلام»به خاطر فرزندش امام صادق( جعفربن محمد) بدین کنیه خوانده شد و بعدها امام جواد نیز به‏همین کنیه خوانده شد.

 

[6]. بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۲۳ و ۲۲۵ واصول کافى، ج ۱، ص ۳۹۰.

 

[7] . حیاه الامام الباقر، باقر شریف القرشى، ج ۱، ص ۲۲.

 

[8] . حیاه الامام الباقر، ج ۱، ص ۲۲.

 

[9] . تنقیح المقال، ج ۱، ص ۱۹۹.

 

[10] . قال ابن عساکر ج۵۴ص۲۷۶،چاپخانه : دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان: … أنبأنا أبو عبد الله الحسین بن نصر بن خمیس الموصلی أنبأنا أبو بکر محمد بن المظفر السامی أنبأنا أبو محمد الحسن بن محمد الخلال ثنا أبو حفص عمر بن أحمد بن عثمان حدثنا عبد الباقی بن قانع حدثنا محمد بن زکریا الغلابی ثنا شعیب بن واقد ثنا سعید بن محمد الجهنی عن أبی الزبیر قال کنا عند جابر بن عبد الله فدخل علیه علی بن الحسین ومعه ابنه فقال جابر  من هذا یا بن رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) قال ابنی محمد فضمه جابر إلیه وبکى ثم قال اقترب أجلی یا محمد رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) یقرئک السلام فسئل وما ذاک قال سمعت رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) یقول للحسین بن علی إنه یولد لابنی هذا ابن یقال له علی بن الحسین وهو سید العابدین إذا کان یوم القیامه ینادی مناد لیقم سید العابدین فیقوم علی بن الحسین ویولد لعلی بن الحسین ابن یقال له محمد إذا رأیته یا جابر فاقرئه منی السلام یا جابر اعلم أن المهدی من ولده واعلم یا جابر أن بقاءک بعده قلیل ».

 

[11] .همان،« فما لبث جابر بعد ذلک الیوم إلا بضعه عشر یوما حتى توفی».

 

[12] . تذکره الحفاظ،محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله،ج۱ص۱۲۵ ،«أبو جعفر الباقر محمد بن علی بن الحسین الإمام الثبت الهاشمی العلوی المدنی أحد الأعلام روى عن أبیه وجابر بن عبد الله وأبی سعید وابن عمر وعبد الله بن جعفر وعده وأرسل عن عائشه وأم سلمه وابن عباس حدث عنه ابنه جعفر بن محمد وعمرو بن دینار والأعمش والأوزاعی وابن جریج وقره بن خالد وخلق مولده سنه ست وخمسین وروایته فی سنن النسائی عن جده لأمه الحسن وکذا فی روایته عن عائشه وکان سید بنی هاشم فی زمانه اشتهر بالباقر من قولهم بقر العلم یعنی شقه فعلم أصله وخفیه وقیل أنه کان یصلی فی الیوم واللیله مائه وخمسین رکعه وعده النسائی وغیره فی فقهاء التابعین بالمدینه قال أبو نعیم وجماعه مات سنه أربع عشره ومائه وقیل سنه سبع عشره».

 

[13] . الفصول المهمه ،ابن صباغ مالکی،ص۲۲۰.

 

[14] . صفوه الصفوه،ج۲،ص۵۴.ترجمه امام باقرعلیه السلام از تاریخ ابن عساکر، ج۵۴،ص۲۷۰.« أخبرنا أبو القاسم علی بن إبراهیم الخطیب أنبأنا أبو الحسن رشأ بن نظیف أنبأنا أبو محمد الحسن بن إسماعیل أنبأنا أحمد بن مروان ثنا محمد بن عبد العزیز ثنا عبید بن إسحاق ثنا العلاء بن میمون عن أفلح مولى محمد بن علی قال خرجت مع محمد بن علی حاجا فلما دخل المسجد الحرام نظر إلى البیت فبکى حتى علا صوته فبکى الناس لبکائه فقیل له لو رفقت بنفسک قلیلا فقال لهم أبکی لعل الله ینظر إلى منه برحمه فأفوز بها غدا قال ثم طاف بالبیت حتى جاء فرکع عند المقام فرفع رأسه من سجوده فإذا موضع سجوده مبتلا کله من دموعه».

 

[15] . تاریخ مدینه دمشق،ج۵۴،ص۲۸۲،«أخبرنا أبو القاسم الحسینی أنبأنا رشأ المقرئ أنبأنا الحسن بن إسماعیل أنبانا أحمد بن مروان ثنا محمد بن موسى بن حماد ثنا محمد بن الحارث عن المدائنی قال بینما محمد بن علی بن الحسین فی فناء الکعبه فإذا أعرابی فقال له هل رایت الله حیث عبدته فأطرق وأطرق من کان حوله ثم رفع رأسه إلیه فقال ما کنت لأعبد شیئا لم أره فقال وکیف رأیته قال لم تره الأبصار بمشاهده العیان ولکن رأته القلوب بحقائق الإیمان لا یدرک بالحواس ولا یقاس بالناس معروف بالآیات منعوت بالعلامات لا یجوز فی قضیته بأن من الأشیاء وبانت الأشیاء منه { لیس کمثله شیء } ذلک الله لا إله إلا هو فقال الأعرابی الله أعلم حیث یجعل رسالاته».

 

[16] . اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۵۳.

 

[17] . صفوهالصفوه،ابن جوزی،ج۲ص۶۵،چاپ،دارالفکر،«عن الأسود بن کثیر قال شکوت إلى محمد بن علی الحاجه وجفاء الأخوان فقال بئس الأخ أخ یرعاک غنیا ویقطعک فقیرا ثم أمر غلامه فأخرج کیسا فیه سبع مائه درهم فقال استنفق هذه فإذا نفدت فأعلمنی».

 

[18] .الاغانی،ج۱۵،ص۱۲۶.

 

[19]. مشهور بین علما این است که سال شهادت امام باقر علیه‏السلام سال ۱۱۴ هجرى بوده است.( ر. ک بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۱۲- ۲۱۷ و مناقب، ج ۴، ص ۲۱۰ و روضه الواعظین، ص ۲۴۸ و کافى، ج ۱، ص ۴۶۹، مصباح کفعمى، ص ۵۲۱.) روز وفات آن حضرت را نیز بیشتر علما هفتم ذى حجه و بعضى نیز در ربیع الاوّل آن سال نوشته‏اند. در بعضى نقلهاى دیگر نیز سال وفات، سالهاى ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۱۸ ذکر شده است. عمر امام باقر نیز بنابر قول مشهور پنجاه و هفت سال تمام بوده است.( ر. ک به منابع فوق و حیاه الامام محمد الباقر، ج ۲، ص ۲۹۲ و ۲۹۳.

 

[20] . بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۱۸.

 

[21] . بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۷۱. فصول المهمه، ص ۱۹۷، نور الابصار، ص ۱۳۱، الائمه الاثنى عشر، ابن طولون، ص ۲۸۱.

 

[22]. مثیرالاحزان، ص ۲۴۴، و بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۱۳.

 

[23] . الامام محمد الباقر، دخیّل، ص ۴۵- ۴۶ به نقل از بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۱۶۶.

 

[24] . کافى، ج ۲، ص ۷۵.

 

[25] . حیاهالامام محمدالباقر، ج ۱، ص ۱۰.

 

[26].  همان مدرک، ج ۲، ص ۳۸۹.

 

[27]. همان مدرک، ج ۲، ص ۳۸۹.

 

[28]. « بُرد» لباس پشمینى بوده که بر خود مى‏پیچیده‏اند( مثل عباى کنونى) المنجد، ص ۳۳.

 

[29]. حیاهالامام باقر، ج ۲، ص ۳۹۰، و اصول کافى، ج ۱، ص ۳۰۷( اوْصى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىٍ الى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ امَرَهُ انْ یُکَفِنَّهُ فِى بُرْدِهِ الَّذى یُصَلى فیهِ الْجُمْعَهَ وَ انْ یُعَمِّمَهُ بِعَمامَتِهِ وَ انْ یُرَبِّعَ قَبْرَهُ وَ یَرْفَعَهُ ارْبَعَ اصابِعَ وَ انْ یَحُلَّ عَنْهُ اطْمارَهُ عِنْدَ دَفْنِهِ).

 

[30] . بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۲۰، و الکافى، ج ۵، ص ۱۱۷.

 

www.mazaheb.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه
کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

 

گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر. گوشه ای از زندگی امام محمدباقر.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید