ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

یادگیري و عوامل مؤثر بر آن از دیدگاه ابن سینا/بخش اول

و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (سوره‏ فرقان، آیه‏63)


حجت الاسلام دکتر محمد داودي


چکیده


هدف این مقاله بررسی یادگیري، استعداد، انواع یادگیري و عوامل مؤثر بر یادگیري از دیدگاه ابن سینا است. این موضوعات هم در روانشناسی یادگیري جایگاه مهمی دارند و هم براي بحثهاي نظري و کاربردهاي عملی در تعلیم و تربیت دلالت هاي برجسته اي دارند. این بررسی نشان می دهدکه ابن سینا دربارة این موضوعات نظریاتی مطرح کرده است که هم با فرهنگ اس
لامی سازگار است و هم میتواند در تدوین نظریۀ تربیتی بومی در دوران معاصر کارامد باشد. ابن سینا یادگیري را آموختن مطلبی میداند که براي یادگیرنده نادانسته بوده است و سه نوع یادگیري را مطرح کرده است: یادگیري مستقیم و بی
واسطه، یادگیري با واسطۀ عقلی و یادگیري با واسطۀ وهمی. یادگیري نوع اول موضوع مهمی است که در روانشناسی یادگیري معاصر نادیده گرفته شده و از قضا میتواند نقش مهمی در بومی کردن روانشناسی یادگیري ایفا کند. همچنین وي استعداد، اشتغالات و دلبستگیها، و شرافت و قدرت نفس را از عوامل مؤثر بر یادگیري میداند. در باب استعداد نیز ابن سینا سه نوع استعداد را مطرح کرده است: استعداد عقلی، استعداد خیالی و استعداد حفظ و یادآوري.


مقدمه


یادگیري یکی از موضوعات مهم در تعلیم و تربیت است. چرا که هیچ نتیجۀ تربیتی و تعلیمی بدون یادگیري محقق نمیشود. میتوان گفت هر نوع فعالیت تربیتی در صورتی موفق خواهد بود که مبتنی بر شناختی نسبتاً مقبول و قابل دفاع از انواع یادگیري و سازِکار آن استوار باشد. امروزه در بیشتر موارد آنچه پایۀ برنامه ریزی ها و فعالیتهاي تربیتی قرار میگیرد یافته ها و نظرات روانشناسان جدید غربی است؛ چنانکه گویی در فرهنگ و تمدن اسلامی هیچ مطلبی در این باره وجود ندارد. در حالی که مراجعه به منابع غنی برجاي مانده از گذشتۀ فرهنگ و تمدن اسلامی خلاف این را اثبات میکند. نگاهی گذرا به آثار فلسفی ابن سینا نشان میدهد که گنجینهاي غنی از تحقیقات در زمینۀ یادگیري وجود دارد که تاکنون چندان مورد توجه واقع نشده است. هدف این مقاله استخراج، تدوین و معرفی تحقیقاتی است که توسط ابن سینا دربارة یادگیري انجام شده است. در این تحقیق سه سؤال مطرح شده است: یادگیري از دیدگاه ابن سینا به چه معناست؟ از نظر ابن سینا یادگیري چند نوع است و هر نوع یادگیري چه فرایندي دارد؟ چه عواملی بر یادگیري مؤثر هستند؟ این سه سؤال مهمترین پرسشهایی است که در زمینۀ یادگیري مطرح است و پاسخ به آنها میتواند تصوري نسبتاً جامع از نظریۀ ابن سینا دربارة یادگیري در اختیار ما قرار دهد. پاسخ این سؤالات در ذیل سه عنوان ارائه می شود: مفهوم یادگیري و رابطۀ آن با یادآوري و یادآیی، انواع یادگیري و فرایندهاي آن، و عوامل مؤثر بر یادگیري.


براي دست یافتن به پاسخ سؤالات فوق نخست آثار ابن سینا بررسی شده و مطالبی که وي دربارة این سؤالات در آثار خود مطرح کرده جمع آوري و دسته بندي شده سپس نظر ابن سینا دربارة هر یک از سؤالات بدون پیش داوري استخراج و تدوین و تنظیم شده است. البته، سعی شده همۀ آثار ابن سینا بررسی شود و به یک اثر اکتفا نشود.


مفهوم یادگیري و رابطۀ آن با یادآوري و یادآیی

یادگیري در زبان فارسی مترادف با آموختن و تعلم است و در دو معنا به کار می رود: نخست، معناي عام و آن عبارت است از دانستن مطلبی که پیش از این براي یادگیرنده نادانسته بوده است، خواه براي دیگران دانسته باشد یا نادانسته. یادگیري در این معنا هم شامل دانستن مطالبی می شود که تنها براي یادگیرنده نادانسته بوده و هم شامل دانستن مطالبی میشود که هم براي وي و هم براي دیگران نادانسته بوده است. معناي خاص و آن دانستن مطلبی است که براي دیگران دانسته ولی براي یادگیرنده نادانسته بوده است.


در آثار ابن سینا یادگیري در معناي نخست به کار رفته است. ابن سینا در کتاب برهان 2 تعلیم و تعلم را به دو دستۀ کلی ذهنی و غیرذهنی تقسیم میکند. تعلیم و تعلم ذهنی حاصل گزارهاي است که میتواند منجر به اعتقاد، رأي یا تصوري تازه شود. در فرایند تعلیم و تعلم ذهنی دو نفر حضور دارند: معلم و متعلم ولی ممکن است در این فرایند یک نفر هر دو نقش را ایفا کند؛ در این صورت، یک فرد از این جهت که استدلال میکند معلم و از این جهت که به مطلب تازهاي میرسد متعلم است. تعلیم و تعلم ذهنی از دیدگاه ابن سینا یا فهمی است، یا فکري یا حدسی. تعلیم و تعلم فهمی آن است که متعلم با فهم سخنان معلم مطلبی را میآموزد؛ تعلیم و تعلم ذهنی آن است که یادگیرنده با ترتیب قیاس و چیدن صغري و کبري به نتیجه اي میرسد و مطلبی را می آموزد؛ تعلیم و تعلم حدسی آن است که یادگیرنده با حدس، بدون نیاز به تشکیل قیاس، به مطلب جدیدي میرسد.


تعلیم و تعلم غیر ذهنی تعلیم و تعلمی است که حاصل گزاره نیست. این نوع تعلیم و تعلم انواع مختلفی دارد: مانند تعلیم و تعلم صناعی، تلقینی و حسی. تعلیم و تعلم صناعی همان آموزش حرفه است که در آن یادگیرنده با تمرین کارهایی خاص حرفۀ مورد نظر را میآموزد. در این نوع تعلیم و تعلم، عمل نقش اصلی را ایفا میکند
و شاید بتوان گفت نام دقیقتر این نوع تعلیم و تعلم آموزش عملی است. تعلیم و تعلم تلقینی آن است که یادگیرنده با تلقین معلم مطالبی را می آموزد مانند یادگیري زبان و شعر. تعلم و تعلم حسی آن است که یادگیرنده از راه مشاهده به دانش جدیدي دست می
یابد. البته ابن سینا در تعلیم و تعلم بودن این نوع تشکیک می کند و آن را بیشتر تعریف و تَعرُّف میداند.


از آنچه ابن سینا در اقسام تعلیم و تعلم گفته است روشن می شود که از نظر وي یادگیري دانستن چیزي است که براي یادگیرنده نادانسته بوده، خواه براي دیگران دانسته باشد یا نادانسته، خواه خود وي مستقیماً و بی واسطه به آن دست یافته باشد یا به واسطۀ معلم؛ و این همان معناي عام یادگیري است.


در یادگیري به معناي عام، میان یادگیري ناشی از پژوهش و یادگیري ناشی از آموزش تمایزي وجود ندارد. در حالی که امروزه میان آموزش و پژوهش تفاوت قائل می شوند و یادگیري را حاصل آموزش و کشف حقایق تازه را نتیجۀ پژوهش میدانند. به عبارت دیگر، بر اساس تلقی سینایی از آموزش و یادگیري، میان آموزش و پژوهش از یک سو و یادگیري و کشف حقایق تازه یا تولید علم از سوي دیگر، تفاوتی وجود ندارد. در واقع، گویا از نظر ابن سینا کشف حقایق تازه از راه پژوهش نوعی خودآموزي است. در روانشناسی یادگیري معاصر نیز یادگیري در معناي عام آن به کار میرود. مؤید این مدعا آن است که راه حلهاي جدیدي را که حیوان یا انسان بر اساس بینش کشف میکنند، یادگیري به شمار میآورند


ابن سینا دربارة یادآوري (ذُکر) و یادآیی (تذکر) نیز بحث کرده و رابطۀ آن را با یادگیري بیان کرده است. از دید ابن سینا ذُکر (یادآیی) با تذکر (یادآوري) تفاوت دارد. ذُکر آن است که مطلبی که پیش از این در ذهن موجود بوده ولی فراموش شده، دوباره خود به خود به یاد بیاید.
اما تذکر این است که کسی بخواهد با تلاش آگاهانه و عمدي، چیز فراموش شده را دوباره به یاد بیاورد.


ذُکر در برخی حیوانات نیز وجود دارد ولی تذکر خاص انسان است. تذکر از یک جهت شبیه تعلم 4 است. هم در تعلم و هم در تذکر از امور دانسته به امري دیگر میرسیم؛ با این تفاوت که در تعلم به امري میرسیم که قبلا در خیال یا حافظه موجود نبوده، ولی در تذکر به چیزي میرسیم که قبلاً در خیال یا حافظه موجود بوده است. افزون بر این، تفاوت دیگري میان تعلم و تذکر وجود دارد و آن این است که اگر کسی مقدمات تعلم را درست طی کند، حتماً به نتیجه میرسد ولی در تذکر چنین نیست. ممکن است با دیدن برخی امور مطلب مورد نظر یادآوري شود و ممکن است چنین نشود. زیرا در تذکر این امور در حکم نشانه اند براي یادآوري مطلب فراموش شده؛ ولی در تعلم امور معلوم، یعنی مقدمات، علت علم به نتیجه اند.


تحلیلی که
ابن سینا از معناي تعلیم و تعلم و رابطۀ آن با یادآوري و یادآیی ارائه کرده است جامع و نو است و نمیتوان چنین تحلیلی را در متون روانشناسی یادگیري معاصر پیدا کرد (همان) انواع یادگیري و فرایندهاي آن بررسی یادگیري در روانشناسی ابن سینا نشان میدهد که در این روانشناسی دست کم سه نوع یادگیري مورد توجه بوده و بررسی و تبیین شده است. نوع اول یادگیري در سطح اعلی، نوع دوم یادگیري در سطح عالی و نوع سوم یادگیري در سطح پایین است. یادگیري نوع اول و دوم خاص انسان و نوع سوم مشترك میان انسان و حیوان است. در یادگیري نوع اول و دوم نقش اصلی از آنِ عقل نظري و عملی و در یادگیري سطح سوم نقش اصلی از آنِ وهم است. در ذیل هر یک از این سه نوع یادگیري و فرایندهاي آنها را توضیح میدهیم. یادگیري سطح اعلی و فرایند آن در این یادگیري، عقل عملی به کمک قوة متخیله با عالم غیب متصل می شود و علوم جزئی و عملی را مستقیم از عالم غیب دریافت میکند. همچنین عقل نظري به سبب برخورداري از قوة قدسی، مستقیم با عالم عقول مرتبط شده و حقایق عقلی را بدون نیاز به تعلیم و بدون نیاز به تفکر و ترتیب دادن قیاس دریافت میکند.


از دید ابن سینا 5 و دیگر فیلسوفان مشاء، عقل فعال گنجینۀ همۀ معارف عقلی و نفوس سماوي گنجینۀ همۀ معارف و علوم جزئی است. در یادگیري سطح اعلی، عقل نظري یادگیرنده با عقل فعال مرتبط میشود و معقولات را از عقل فعال دریافت میکند. همچنین عقل عملی وي با یاري نفس انسانى مستعد است ». قوة خیال با عالم نفوس مرتبط میشود و علوم جزئی را دریافت میکند [مر] قبول علم را از جواهر عقلى و از نفوس سماوى و از آن حجاب نیست، اما حجاب از جهت قابلست. هرگاه که حجاب از جهت قابل برخیزد، از آنجا فیض علم بدو پیوندد. و نفس انسانى دو قوت دارد، چنان که در فصول گذشته یاد کرده شد: یکى عقل نظرى و بدین قوت معقولات و علوم کلّى از جواهر عقلى قبول کند، و دیگر عقل عملى که بمعونت قوت متخیله علوم تمیزى از 6.« ملکوت قبول کند با وجود این، ارتباط و اتصال با عقول و نفوس آسمانی و کسب علوم از آنها نیازمند آمادگی است. یادگیرنده باید هم از نظر قوة عقل و هم از نظر قوة متخیله به میزانی از رشد و توانایی رسیده باشد که تاب پذیرش فیض معارف را داشته باشد و افزون بر این، در خصوص ارتباط قوة متخیله با نفوس آسمانی، نفس انسان باید از چنان قدرتی برخوردار باشد که بتواند قواي دیگر خود را کنترل کند تا آن قوا نتوانند در فرایند کسب اطلاعات از عالم بالا توسط قوة متخیله دخالت کنند و نیز قوة متخیله را از منتقل شدن به امور دیگر متناسب با حقایق مشاهده شده بازدارد. این نوع یادگیري مراتبی دارد. مراتب یادگیري علوم جزئی به وسیلۀ عقل عملی به این شرح است. مرتبۀ اول. این مرتبه پایین ترین مرتبه یادگیري است. در این مرتبه، فرد به دلیل ضعیف بودن عقل عملی و قوة متخیله تنها در خواب میتواند به عالم ملکوت متصل شود و حقایقی را دریافت کند. این دریافتها گرچه صادق هستند ولی نیاز به تعبیر دارند. زیرا فرد نمیتواند قوة متخیلۀ خود را کنترل کند و قوة متخیله با دیدن حقایق، صورتهاي حاکی از آن را تداعی می کند و خود حقایق فراموش میشود و تنها صورتهاي حاکی از آن در ذهن باقی میماند. مرتبۀ دوم. فرد تنها می تواند در عالم خواب حقایق را دریافت میکند ولی عین همان حقایق را حفظ میکند و به همین جهت، این رؤیاها نیاز به تعبیر هم ندارند. سرِّ این تفاوت این است که نفس یادگیرنده قوي است و میتواند متخیلۀ خود را مهار کند و نگذارد قوة متخیلۀ از صورت حقایق به صورتهاي شبیه آن منتقل شود و آنها را تداعی کند. این مرتبه از مرتبۀ قبل بالاتر است. مرتبۀ سوم. فرد می تواند در عالم بیداري به عالم نفوس متصل شود و علوم جزئی را دریافت کند. ولی نمیتواند متخیلۀ خود را کنترل کند و به همین جهت، متخیله صورتهاي شبیه به حقایق را تداعی و حفظ می
کند و این صورتها را بر حس مشترك عرضه میکند و موجب میشود شخص صداها و صورتهایی عجیب ببیند. اینها همگی حقایق و صادق هستند ولی عین حقایق دریافت شده نیستند؛ شبیه آنها هستند.


این دریافتها نیاز به تأویل و تعبیر دارد. مرتبۀ چهارم. شخص میتواند حقایق را از عالم ملکوت دریافت و به همان صورت حفظ کند. زیرا نفس وي چنان قوي است که قوة خیال را مهار می کند و نمیگذارد از حقایق به صورتهاي شبیه آن منتقل شود. شخص همین حقایق را در قالب صداها و صورتهاي عجیب و زیبا میبیند. این عالیترین درجۀ یادگیري عقل عملی است. یادگیري حقایق عقلی نیز مراتبی دارد. عالیترین مرتبۀ آن این است که شخص بتواند همۀ معقولات را بدون نیاز به آموزش و بدون نیاز به تفکر یاد بگیرد؛ به گونه اي که یک باره مطلب یا مطالب معقول را با همۀ جزئیات یعنی با صغري و کبري بیاموزد. مراتب پایینتر این است که شخص بتواند برخی معقولات را بدون نیاز به معلم و تفکر بیاموزد. این مراتب بر حسب سرعت یادگیري و بر حسب شمار معقولاتی که میتواند یاد بگیرد متفاوت است.


این نوع یادگیري دو ویژگی دارد: نخست آنکه یادگیرنده مستقیم و بدون آموزش و تفکر به حقایقی را فرامیگیرد. در واقع، این نوع یادگیري همانند انعکاس تصاویر در آینه است. دوم اینکه در یادگیري معقولات و نیز در برخی مراتب یادگیري جزئیات، حقایق آنچنانکه هست دریافت میشود و هیچ نوع دخل و تصرفی از سوي یادگیرنده در آن صورت نمیگیرد. بنابراین، معارفی که از این راه آموخته میشوند کاملاً یقینی و مطابق با واقع اند. در برخی دیگر از مراتب یادگیري جزئیات نیز که خود حقایق فراموش میشود، قوة خیال صورتهاي حاکی از آنها را تداعی می کند که در این موارد نیاز به تأویل و تعبیر است. در این موارد نیز یافتهها مطابق با واقع است، هر چند اعتبار آنها کمتر از مراتب دیگر یادگیري سطح اعلی است.


پیامبران الهی بسیاري از علوم خود را با این نوع یادگیري، آن هم با مراتب بالاي آن، به دست میآورند. همچنین مراتب پایین این نوع یادگیري براي دیگر انسانها هم ممکن است. دیگران میتوانند در خواب برخی حقایق و علوم جزئی را از عالم نفوس دریافت کنند؛ چنانکه می توانند برخی معقولات را با حدس و بدون نیاز به یادگیري کسب کنند. اما دربارة این مطلب که آیا حکما هم مانند پیامبران میتوانند به مراتب بالاي این نوع یادگیري نایل شوند در آثار مشهور و رسمی ابن سینا مانند شفا و نجات و اشارات سخنی به میان نیامده است. با وجود این، ابن سینا در برخی آثار غیر معروف خود معتقد است که این نوع یادگیري براي حکما نیز ممکن است.


یکی از نقاط قوت روانشناسی یادگیري ابن سینا پرداختن به این نوع یادگیري است. در، روانشناسی یادگیري معاصر، هیچ سخنی دربارة این نوع یادگیري مطرح نیست این سکوت نه از سر غفلت و عدم توجه، بلکه ناشی از دو عامل دیگر است: نخست اینکه این نوع یادگیري بر اساس مبانی فلسفی اي که روانشناسی جدید بر آن استوار شده و رشد کرده، یعنی فلسفۀ پوزیتیویستی و سکولار پذیرفتنی نیست. دوم اینکه روش شناسی مقبول روانشناسی معاصر یعنی روششناسی تجربی، به، آنان اجازة ورود به این قلمرو را نمیدهد.


به نظر میرسد این موضوع از نکاتی است که براي تدوین روانشناسی یادگیري بومی، روانشناسیي که با فرهنگ و فلسفه و دین مقبول جامعۀ ما سازگاري داشته باشد، توجه به آن بسیار ضروري است. همچنین غیبت این موضوع و رد ضمنی آن در روانشناسی یادگیري غربی از موارد تعارض و چالش برانگیز این علم براي جامعۀ ما است. دانشجوي ایران ی هنگامی که با نظریه هاي دانشمندان غربی دربارة یادگیري که در دانشگاههاي کشور ما به عنوان حقایق علمی تدریس میشود، آشنا میشود، ناخودآگاه صحت معرفتهاي شهودي و الهامات الهی را مردود میداند یا حد اقل دربارة آنها دچار تردید میشود.


یادگیري سطح عالی و فرایند آن در این نوع یادگیري، یادگیرنده با استفاده از عقل نظري به معارف کلی (معقولات) و با استفاده از عقل عملی به علوم جزئی دست مییابد. در این نوع یادگیري تلاش و کوشش فکري یادگیرنده و میزان استعداد فکري وي نقش مؤثري ایفا میکند. در ادامۀ بحث، نخست فرایند یادگیري تصورات و سپس فرایند یادگیري تصدیقات را از دیدگاه ابن سینا توضیح میدهیم.


فرایند یادگیري تصورات


این فرایند اختصاص به یادگیري تصورات کلی ندارد و شامل تصورات جزئی هم میشود. به هر حال، با اندکی مسامحه میتوان گفت از دید ابن سینا 8، یادگیري تصوري از حواس شروع میشود و مراحلی را طی میکند تا به نتیجه برسد.


مرحلۀ اول. هنگامی که چیزي را با حواس ادراك می کنیم، صورت آن در حواس منطبع میشود. ادراك حسی دقیقاَ مانند نقش بستن صورت مهر بر موم است. هنگامی که مهري بر موم زده میشود، تنها صورت کنده شده بر مهر، و نه مادة آن، بر موم نقش میبندد. در ادراك حسی نیز احساس عبارت است از نقش بستن » دقیقاً همین عمل روي میدهد. بنا بر این، ادراك حسی یا صورت شیء حس شده در حس و محسوس واقعی همان صورتی است که در حس نقش در اینجا توجه به این نکته لازم است که در ادراك با حس ظاهري، در واقع، صورت «. میبندد شیء، و نه مادة آن، در حس نقش می بندد. باوجوداین، صورت شیء کاملاً از ماده آن جدا نمیشود. به همین جهت، اگر رابطۀ حس با شیء قطع شود، مثلاً شیء غایب شود یا از آن روي بگردانیم به گونه اي که چشم نتواند آن را ببیند، ادراك حسی نیز از میان
میرود.


مرحلۀ دوم. در این مرحله ادراکات به دست آمده از راه حواس ظاهري به حس مشترك منتقل میشود. ویژگی حس مشترك این است که ادراکات گوناگون چند حس ظاهري یا ادراکات متعدد یک حس ظاهر را میپذیرد و به ما این امکان را میدهد تا بتوانیم آنها را به صورتی یگانه تبدیل کنیم. بهترین مثال براي روشن شدن عملکرد حس مشترك این است که ما بارش قطرات باران را به شکل خط مستقیمی که یک سر آن در آسمان و سر دیگر آن در زمین است میبینیم. اگر حس مشترك وجود نداشت ما نمیتوانستیم بارش باران را به این صورت ببنیم. زیر ا چشم ما در هر آنْ تنها میتواند قطرة باران را در یک نقطه از فضا ببیند. پس امکان ندارد که ما بارش یک قطره را به صورت خط ببینیم. ولی حس مشترك تصویر قطره را در نقاط پی در پی فضا میپذیرد و به ما امکان میدهد که آن را به صورت خط ببنیم. در روانشناسی یادگیري معاصر، برخی روانشناسان، حس مشترك نه به عنوان حسی جداگانه که به عنوان حافظه اي خاص به نام حافظۀ حسی میپذیرند؛ حافظه اي که مدرکات حسی براي مدت کوتاهی در آن نگه داشته می شوند.


مرحلۀ سوم. در این مرحله ادراکات حسی موجود در حس مشترك به قوة دیگري به نام خیال منتقل میشود. این صورتها در خیال 10 ذخیره میشوند. زیرا حس مشترك توانایی پذیرش این صورتها را دارد ولی توانایی ذخیره کردن آنها را ندارد. صورتهایی که در خیال ذخیره می شوند از مادة خود جدا شده اند. دلیل این امر این است که حتی اگر خود اشیائی که صورتهاي حسی از آنها گرفته شده است، از میان بروند یا غایب شوند، صورتهاي خیالی از میان نمیروند و میتوانیم آنها را تصور کنیم. پس صورتهاي خیالی همان صورتهاي حسی هستند؛ با این تفاوت که از مادة خود جدا شدهاند. ولی هنوز کاملاَ ارتباطشان با ماده از میان نرفته است و ویژگیهاي مادي مانند کم و کیف و وضع هستند و به همین سبب، هنوز جزئی اند و بر مصادیق دیگر قابل صدق نیستند. در روانشناسی معاصر نیز مانند ابن سینا خیال را حافظه تلقی میکنند و به همین جهت، فقط از اسم حافظه براي آن استفاده میکنند نیز استفاده میکند.


مرحلۀ چهارم. در این مرحله ممکن است قوة واهمه از تصورات حسی به دست آمده از حواس ظاهري، معانی اي را درك کند که با حواس ظاهري قابل درك نیستند. مثلاَ هنگامی که صورت کسی را میبینیم که دوست ما است، تنها صورت او در حس بینایی نقش می بندد و را که معنایی غیر قابل درك با بینایی است، « دوستی » نمیتواند دوستی او را درك کند. قوة واهمه درك میکند. معناي درك شده با قوة واهمه از صورت حسی و خیالی تجرد بیشتري دارد؛ زیرا معناي درك شده با قوة واهمه ذاتاَ غیر مادي است، هر چند به ماده تعلق گرفته است. اما این معنا هم کاملاَ مجرد از مادة خود نیست و به همین سبب بر مصادیق دیگر صدق نمیکند. معانی درك شده با قوة واهمه در حافظه ذخیره میشوند.


در روانشناسی معاصر حسی به نام وهم که عهده دار درك و فهم معانی جزئیه است، مطرح نیست (منابع روانشناسی یادگیري و روانشناسی شناختی) و به همین جهت، روانشناسی معاصر باید سازِکاري براي درك این معانی ارائه کند. همچنین وهم به عنوان حافظۀ معانی جزئی در روانشناسی معاصر مطرح نیست؛ هر چند برخی روانشناسان انواع مختلفی از حافظه را بیان کرده اند که نشان میدهد قائل شدن به دو نوع حافظه بر اساس نوع مدرکات، چنانکه ابن سینا قائل شده است، بی وجه نیست آنچه تا به حال به دست آمده است تصوري جزئی است. مراحلی که تا کنون توضیح داده شد مشترك میان یادگیري عالی و دانی است. ولی مرحلۀ بعد خاص یادگیري عالی است.


مرحلۀ پنجم. در این مرحله عقل صورتهاي ذخیره شده در خیال و معانی جزئ
ی ذخیره شده در حافظه را میگیرد و آنها را کاملاَ از ماده و ویژگیهاي مادي جدا میکند و به معانی و صورتهاي کلی میرسد. بدین ترتیب، جریان معرفت از حس آغاز میشود و با عقل به کمال خود میرسد. توضیحات پیش گفته نشان میدهد چگونه انسان به معرفتهاي تصوري جزئی و معرفتهاي تصوري کلی میرسد. ولی عقل انسان این توانایی را دارد که تصورات کلی را مستقیماَ و بدون نیاز به حواس ظاهري و باطنی نیز به دست آورد. زیرا عقل بر خلاف حواس، میتواند موجودات غیر مادي را که ذاتاً مجرد از ماده و لواحق ماده
اند و به همین سبب کلی اند، درك کند. هنگامی که عقل این موجودات را درك میکند، مستقیماَ به صورت کلی دست مییابد و نیازي به تجرید از ماده و لواحق ماده ندارد. سرّ این که در ابتداي این بحث گفتیم با اندکی تسامح میتوان گفت ادراکات انسان از حواس شروع میشود همین بود.


فرایند یادگیري تصدیقات. تصدیقاتی که در این نوع یاد
گیري کسب می شوند دو دسته اند : تصدیقات کلی که با عقل نظري به دست میآیند و تصدیقات جزئی و کاربردي که با عقل عملی به دست میآیند. در ذیل نخست فرایند یادگیري تصدیقات کلی و سپس تصدیقات جزئی را بررسی میکنیم.


ادامه دارد…


مجله حکمت سینوي


http://oveice.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید