سپاهيان امام علي(ع) از كوفه بيرون آمده بودند و براي سركوب آتش افروزان، به سوي بصره حركت ميكردند. آنان به محلّ «ذوقار» در نزديكي بصره رسيدند و در آنجا براي رفع خستگي و آماده& lt;/SPAN>سازي خود، توقّف كردند.
عبداللّه بن عبّاس ميگويد: من نيز از جمله سپاهيان بودم، و به حضور علي(ع) آمدم و ديدم مشغول وصلهكردن كفش خويش است.
(آري امير و رئيس و فرمانده كلّ قوا، خودش كفش خويش را وصله ميكرد.)
به من فرمود: اين كفش، چقدر قيمت دارد؟
گفتم: قيمتي ندارد.
فرمود: سوگند به خدا، همين كفش بيارزش براي من دوستداشتنيتر از رياست و حكومت بر شما است، مگر آن كه بتوانم با اين حكومت، حقّي را زنده كنم و
باطلي را نابود نمايم.1
سپس برخاست و براي سپاهيان سخنراني كرد. در اين سخنراني از جمله فرمود: سوگند به خدا، من در عصر پيامبر به دنبال لشكر اسلام بودم و آنان را به پي
شروي حركت ميدادم، تا باطل به كلّي عقب نشست و حق آشكار شد، و در اين راه هرگز اظهار ضعف نكردم و نترسيدم. اكنون نيز همين هدف را تعقيب ميكنم.2
پي نوشت ها :
1- نظير اين مطلب در ذيل خ
طبة 1ه4 نهجالبلاغه نقل شده، با اين تفاوت كه اين گفتگو بين علي7 و ابن عبّاس در «رَبَذه» واقع شده است (منهاج
SPAN>البراعه ج 7، ص 213).
2- نهجالبلاغة فيضالاسلام< ;/SPAN>، خطبة 33، ص 113.
http://nahjnews.com


