ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

متمهدیان و مدعیان مهدویت(4)

(نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)


اشاره


نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، یه صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و هویت پاره ای از فرق یاد شده در ترازوی نقد فرو ریخت؛ اینك برآنیم تا مدعیات كذب و هویت پوچین برخی دیگر از این فرقه ها را بر آفتاب افكنیم؛ پس با ما همراه باشید.


زیدیه:


عده‏اى با تمسك به روایت پیامبر(ص) كه فرمودند: «ان المهدى من ولدالحسین و انه یخرج بالسیف و انه ابن سبیة.


مهدى از فرزندان حسین(ع) است و او با شمشیر بپا مى‏خیزد و مادرش بهترین كنیزان خواهد بود.»، زمانى كه زید بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب قیام خود را علیه امویان آغاز كرد، گفتند: چون او از نسل حسین(ع) است و قیام به سیف علیه ظالمان كرده و از سویى فرزند اسیر است، پس او مهدى موعود مى‏باشد.(70) كنیه زید ابوالحسن و مادرش كنیزى بود كه مختار بن ابى عبیده او را به على‏بن الحسین(ع) بخشیده بود.(1)


اما این گروه به روایت دیگر پیامبر(ص) توجهى نكردند، كه فرمودند:


«الائمة بعدى اثنا عشر؛ تسعة من صلب الحسین؛ تاسعهم قائمهم.»(2)


شخص زیدبن على(ع) از بزرگان بود و خلفاى اموى را به حق نمى‏دانست. او بر علیه آنان قیام كرد و به طرف كوفه رفت و با همراهى چهار هزار نفر، با حاكم عراق؛ یعنى یوسف‏بن عمر، به جنگ برخاست. كار زید در كوفه ده ماه طول كشید؛ تا این كه در سال 122هـ / 740م به دست هشام‏بن عبدالملك اموى به دار آویخته شد و سرش را به دمشق نزد هشام و از آنجا به مدینه بردند.


زید از سوى امام باقر(ع) نیز تأیید شده بود و امام(ع) مى‏فرمودند: «خدایا! پشت مرا به زید محكم فرما.» و با مشاهده زید، آیه «یا ایهاالذین آمنوا كونوا قوامین بالقسط شهداءللّة
.»(3) را تلاوت مى‏كردند و مى‏فرمودند: «اى زید! تو نمونه عمل به این آیه هستى.»(4)


پیروان زید اطراف یحیى و فرزندش را گرفتند. یحیى در خراسان قیام كرد (125 ق) و در جوزجان كشته شد. پیروان او به فِرق مختلف تقسیم شدند؛ مثل: رافضیّه، جارودیّه، عجلیّه، تبریّه، صالحیه و زیدیه، كه قائل به مهدویت زید و منتظر ظهور او شدند.(5)


زید از حیث علم، زهد، ورع، شجاعت و دین، از بزرگان اهل بیت به شمار مى‏رود و این كه خود زید ادعاى امامت یا مهدویت داشته باشد، در منابع یافت نشده است بلكه روایتى از زیدبن على(ع) رسیده است، كه مؤید عقیده صحیح او در امر مهدویت است. ایشان مى‏فرمایند: پدرم على‏بن حسین(ع) از پدرش حسین‏بن على(ع) برایم روایت كرد، كه فرمود: «رسول‏الله(ص) فرمودند: اى حسین! تو امامى و نُه تن از فرزندان تو امینان معصومند و نهمین ایشان، مهدى ایشان است.»(6) از شیخ بهائى، علامه امینى و محسن امین نقل شده است: ما گروه شیعه امامیه در باب زیدبن على سخنى جز خوبى و خیر نمى‏گوییم. درالغدیر این سخن، نظر جمیع شیعیان تلقى گردیده است.(7)


احمدبن سعید مستند از ابوالجارود نقل كرده، كه مى‏گوید: به مدینه رفتم و از هر كه احوال زیدبن على را پرسیدم، گفتند: او حَلیف قرآن است؛ یعنى هیچ‏گاه از قرآن و تلاوت آن جدا نمى‏شود.(8)


پس از شهادت زید و یحیى، گروهى از شیعیان و طرفداران خاندان پیامبر(ص)، كه از ستمگرى حكام و خلفاى اموى به ستوه آمده بودند؛ مخالفت با خاندان اموى را تنها در مبارزه مسلحانه دیدند؛ از این رو، راه زید و یحیى را مفید دانسته، آنان را امام و رهبر تلقى كردند و به همین سبب به زیدیه معروف شدند. زیدیه بعدها تفكر و اعتقادات خاصى یافتند و با دیگر طرفداران خاندان پیامبر(ص) بویژه شیعه امامیه، اختلافهاى اعتقادى پیدا كردند.


علامه طباطبایى درباره عقاید زید و فَرق میان زیدیه و امامیه مى‏فرماید:


زیدیه در اصول اسلام مذاق معتزله و در فروع فقه ابى‏حنیفه، رئیس یكى از چهار مذاهب اهل سنت، را دارند. فَرق كلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه زیدى این است، كه شیعه زیدى اغلب امامت را مختص به اهل بیت نمى‏دانند و عده ائمه را به دوازده منحصر نمى‏بینند و از فقه
اهل بیت پیروى نمى‏كنند؛ بر خلاف شیعه دوازده امامى
.(9)


زیدیه امامت را خاص خاندان پیامبر(ص) و فرزندان فاطمه(س) دانسته، قیام به سیف را از شرایط امامت عنوان كرده‏اند و فرزندان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را در امامت یكسان مى‏دانند.


زیدیه بعدها به مناسبت رهبرانى كه پیدا كردند، به گروه‏هاى مختلف تقسیم شدند و هر گروه عقاید ویژه‏اى را برگزیدند.


این فرقه اكنون بیشتر در كشورهاى یمن و سوریه و برخى از كشورهاى دیگر زندگى مى‏كنند. اینان عقاید و اعتقادات خاص خودشان را دارا هستند؛ البته اینكه مدعى باشند زید همان مهدى است و روزى ظهور خواهد كرد، را قائل نیستند.


ادامه دارد


محمدرضا نصورى، مجله انتظار، شماره 8


پی‌نوشت ها:


1. مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانى، ترجمه: سید هاشم رسولى محلاتى، ص 129، تحقیق: على اكبر غفارى، كتاب فروشى صدوق، تهران.


2. الغیبة، شیخ طوسى، ص 140.


3. نساء، 135.


4. الغدیر، علامه امینى، ج 3، ص 170.


5. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 154 و المهدیة فى الاسلام، سعد محمد حسن، ص 107.


6. كفایة الاثر فى النصوص على الائمة الاثنى عشر، على‏بن محمدبن على الخزاز الرازى القمى، ص 327، دارالطباعة نایب ابراهیم، 1305 ق.


7. سیره و قیام زیدبن على، حسین كریمان، ص 83، شركت انتشارات علمى و فرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالى، 1364.


8. مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانى، ترجمه: سید هاشم رسولى محلاتى، ص 131، تحقیق: على‏اكبر غفارى، كتاب فروشى صدوق، تهران.


9. شیعه در اسلام، محمدحسین علامه طباطبائى، ص 39-34، تهران، 1348.


برداشت از سایت تبیان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید