از این طرف اومدی: 
مهدويت در تفسير الميزان/ بخش دوم

مهدويت در تفسير الميزان/ بخش دوم

فهرست مطالب

3/5 - (4 امتیاز)

حجت الاسلام والمسلمين کلباسي


۴/ مهدويت و فرهنگ انتظار و غيبت


بي شک، ايمان و اعتقاد به امام غايب يا حجت پنهان، مسأله‌اي اساسي است که انتظار حضور وي را هم به دنبال مي‌آورد. اگر اولي تضعيف شود، دومي هم وجود نخواهد داشت. علامه طباطبايي در تفسير آيه ۳ سوره بقره


الذين يؤمنون
بالغيب از امام باقر عليه السلام روايتي نقل مي‌کند که فرمود: «من آمن بقيام القائم عليه السلام أنه حق»؛ «فرد مؤمن به قيام قائم و حقانيت او، مؤمن به غيب است»


البته علامه، اين را از باب جري مي‌داند: وهذا المعني مروي في غير هذه الروايه و هو من الجري. (۱۹)


همچنين در بخش ديگر، درباره اهميت انتظار، خبري از درالمنثور سيوطي مي‌آورد:


«… اخرج ابن جرير من طريق حکيم بن جبير عن رجل لم يسمه قال قال رسول الله سلو الله من فضله فان الله يحب ان يسأل و من افضل العبادة انتظار الفرج»؛ (۲۰) «پيامبر فرمود: از فضل خداوند درخواست کنيد که خدا دوست دارد از او درخواست شود و انتظار فرج، از برترين عبادات است ».


در بخش ديگر، ذيل آيه۹۳ سوره هود (۲۱) چنين بيان مي‌کند: امام رضا عليه السلام در روايتي، انتظار فرج را از مقوله خود فرج خواند؛ لذا خود انتظار، نوعي فرج و گشايش است و موضوعيت دارد (گويي فرد منتظر، به هدف مورد انتظار رسيده است). البته توفيق اين انتظار و صبر و عمل را خدا مي‌دهد؛ ولي اين‌ها از نوع صفات فعلي خدا است.


عن محمد بن فضيل عن الرضا عليه السلام قال سألته عن انتظار الفرج فقال: «أو ليس تعلم ان انتظار الفرج من الفرج؟ ثم ان الله تبارک و تعالي يقول و ارتقبوا اني معکم رقيب … فقوله عزوجل و ما توفيقي الا بالله … اقول محصل بيانه عليه السلام ان توفيقه تعالي و خذلانه من صفاته الفعليه»: (۲۲)


لذا در اين کلام، هم به وظيفه انسان درباره انتظار اشاره مي‌شود و هم نياز دائمي او به خداوند در اين را مورد تأکيد مي‌کند.


همچنين ذيل آيه «فأعرض عنهم و انتظر انهم منتظرون»


به دستور خدا به پيامبر، مبني بر انتظار فتح اشاره مي‌کند که دشمنان، منتظر مرگ يا قتل پيامبرند و او منتظر غلبه دادن حق و حق گرايان بر باطل و باطل گرايان:


فلينتظر هو کما ينتظرون حتي يظهر الله الحق علي الباطل و المحق علي المبطل؛ (۲۳)


پس پيامبر، منتظر است؛ همان‌گونه که دشمنان منتظرند (او منتظر است)، تا حق بر باطل، و حق محوران بر باطل گرايان پيروز شوند.


مي‌توان نتيجه گرفت انتظار، راهکار و دستوري است که همواره خداوند، پيش روي انبيا و اولياي الهي و پيروان آن‌ها قرار داده است. در اين ميان، دشمنان هم منتظر و مترصد بودند؛ ولي تفاوت اين دو انتظار، آن است که دشمنان، منتظر حوادثي هستند که هرگز به وقوع آن يقين ندارند و نگران آن هستند؛ ولي جبهه حق، متظر تحقق وعده الهي و ظهور حق بر باطل است؛ حتي در انتظار و صبر -که خود موفقيت و عين وظيفه و هدف است ـ به توفيق خداوند دلگرم است.


۵/ مهدويت، نشانه‌هاي آخرالزمان و علائم ظهور


علامه طباطبايي; ذيل بعضي از آيات، پس از مطرح کردن تفسير عقلي خود با توجه به روايات متناسب، مواردي از علائم ظهور را از باب جري بر آن آيات، منطبق مي‌کند؛ براي نمونه، در آيه ۵۴ سوره سبأ خداوند فرموده است: وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ؛ «(سرانجام) ميان آن‌ها وخواسته هايشان جدايي افکنده شد؛ همان‌گونه که از پيش، با پيروان آن‌ها عمل شد».

وي، معناي آيه را فاصله افتادن بين مشرکان و خواسته‌ها و آمال دنيوي آنان ـ که آن‌ها را پناهگاه خود تصور مي‌کردند ـ مي‌داند. سپس با اشاره به روايات مستفيضه از شيعه و سني، جريان خسف بيداء (فرو رفتن سپاه سفياني در سرزمين بيداء) را از باب جري، به آيه مرتبط مي‌داند. از تفاسير اهل سنت، به درالمنثور سيوطي اشاره مي‌کند که در روايتي از اهل سنت ذيل آيه، جريان سفياني را از قول پيامبر نقل مي‌کند:


خداوند سفياني و همراهانش را وقتي به بيداء مي‌رسد، در زمين فرو مي‌برد؛ پس هيچ‌کدام از آن‌ها نجات نمي‌يابد، جز يکي که اين خبر را براي انسان‌ها نقل مي‌کند:


فيسير الله السفياني بمن معه حتي اذا صار ببيداء من الارض خسف بهم فلا ينجومنهم الا المخبر عنهم.


همچنين به روايتي از تفسير قمي اشاره کرده، عبارتي از اميرالمؤمنين عليه السلام ذيل آيه مي‌آورد که فرمود:


«فاذا جاء الي البيداء يخرج اليه السفياني فيأمر الله عزوجل فياخذ باقدامهم»؛ (۲۴) «وقتي (مهدي) به بيداء مي‌رسد سفياني به سوي او خروج مي‌کند؛ پس خدا امر مي‌کند (به زمين)، پس (زمين)، آن‌ها را درخود گرفتار مي‌کند».


مي‌توان گفت: مرحوم علامه، در بحث علائم الظهور نيز مانند مباحث ديگر، روايات مستفيض و قابل اعتماد را مطرح مي‌کند و به طور قطع و يقين ـ مانند بعضي از مفسران ـ آيات را بر آن وقايع يا علائم، حمل نمي‌کند؛ اما چون قرآن، در همه زمان‌ها جاري است، در زمان متصل به ظهور مهدي نيز اين‌گونه آيات، با وقوع آن علائم، جريان دارد و مصداق مي‌يابد. در واقع، نگاه کلي‌نگر علامه، باعث مي‌شود نوعي سنت الهي درباره مشرکان و اغراض و آمال آن‌ها را مطرح و در زمان‌هاي خاص نيز آن سنت‌ها را جاري بداند.


براي نمونه، در تفسير آيه ۵ سوره اسراء (۲۵)، بيان مي‌نمايد که احتمالاتي در تحقق اين وعده الهي داده شده است و در تفسير البرهان از قول امام صادق عليه السلام به گروهي اشاره مي‌شود که قبل از قيام قائم، توسط خدا برانگيخته مي‌شوند و مخالفان اهل بيت: را شناسايي و دستگير مي‌کنند. علامه، سپس با اشاره به روايات ديگر، اساس اين وقايع را تکرار حوادث بني‌اسرائيل در امت اسلام مي‌داند (۲۶)؛ بدين معنا که شبيه اين وعده‌ها و حوادث، در قوم بني اسرائيل واقع شده است.


نشانه‌هاي آخرالزمان


همان گونه که اشاره شد، علامه طباطبايي از روايات ملاحم نيز نمي‌گذرد. هر چند درباره اين روايات، بحث‌هاي سندي و دلالي وجود دارد، علامه با همان روش کلي خود، پس از مقدمه سازي، به آن‌ها اشاره مي‌کند؛ لذا ذيل آيات سوره آل‌عمران -که پيش از اين اشاره شد ـ شرايط فعلي امت اسلامي را منطبق بر روايات ملاحم مي‌داند و بر اين اساس، جامعه فعلي را داراي قابليت‌هاي لازم براي تحقق وعده‌هاي الهي نمي‌داند:&lt ;/o:p>


و يستفاد بالامعان في التدبر فيها تفاصيل الرذائل التي تنبئ الآيه ان المجتمع الاسلامي سيبتلي بها (۲۷)؛


بادقت در آن روايت، تفصيل ناپاکي‌هايي که آيه، از ابتلاي جامعه اسلامي به آن‌ها خبر مي‌دهد، روشن مي‌شود.


وي به طور مفصل رواياتي مي‌آورد که اشراط الساعة را مطرح مي‌کند و در گفت و گويي بين سلمان و پيغمبر اکرم، به حوادثي اشاره مي‌کند؛ از جمله:


خيانت د
ر امانت، تصديق دروغگو، تشبه زنان به مردان و برعکس، گسترش آلات لهو و لعب، امر به منکر و نهي از معروف، ذلت مؤمنان، گسترش ربا و رشوه، کاهش و نامنظم شدن باران.


در پايان اين بخش، علامه با وجود پذيرش تحريف و دسّ در آن روايات، براي استحکام بخشيدن به بحث و رد اين مطلب که روايات ملاحم قابل استناد نيست، به کثرت آن روايات و توالي وقوع خارجي آن حوادث و صحت نسبت کتب ملاحم به مؤلفان و قدمت آن‌ها و کثرت نقل از کتب اشاره مي‌کند:


و قد اشتملت علي تعدادها عدة من اخبار ملاحم آخر الزمان المروية عنه النبي و الائمه من اهل بيته: و هي علي کثرتها و من حيث المجموع و ان کانت لاتسلم من آفة الدس و التحريف إلا ان بينها اخباراً يصدقها جريان الحوادث و توالي الوقايع الخارجية و هي اخبار مأخوذه من کتب القدماء المؤلفة قبل ما يزيد علي الف سنة من هذا التاريخ أو قريبا منه و قد صحت نسبتها الي مؤلفيها و تظافر النقل عنها. (۲۸)


وي عدم وقوع آن حوادث در زمان تأليف آن کتب و غيرمنتظره بودن آن‌ها براي مردم آن زمان را يکي از قرائن صحت و عدم جعل مطلق آن‌ها معرفي مي‌کند:


علي انها تنطق عن حوادث وقائع لم تحدث ولم تقع في تلک الآونه و لا کانت مترقبة تتوقها النفوس التي کانت تعيش في تلک الازمنة فلا يسعنا الا الإعتراف بصحتها و صدورها عن منبع الوحي؛


علاوه برآن که اين اخبار، از وقايعي حکايت مي‌کند که پيش تر ذکر نشده و در زمان صدور اخبار، واقع نشده است و افرادي که در آن زمان زندگي مي‌کردند، توقع آن حوادث را نداشتند؛ پس چاره‌اي جز اعتراف به صحت آن‌ها و صدورشان از منبع وحي نداريم.


۶/مهدويت و ماهيت جامعه آرماني ديني


صاحب الميزان، بر اساس آيات قرآني، جامعه آرماني را داراي مؤلفه‌هاي زير مي‌داند:


الف. تسلط صالحان بر زمين که وارث آنند


علامه بزرگوار، ذيل آيه ۵۵ سوره مبارک نور (۲۹) با بيان دو احتمال در مورد استخلاف، يکي از آن دو را مي‌پذيرد و نتيجه مي‌گيرد مقصود اين آيه تسلط انسان‌هاي شايسته بر زمين است، سپس آياتي را به عنوان شاهد مطرح مي‌کند از جمله، آيه:إن الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين ؛ (۳۰) «همانا زمين، از آن خداوند است و آن را ميراث هر کس از بندگانش که بخواهد، قرار مي‌دهد و پايان کار، از آن پرهيزکاران است.»


و نيز اين دو آيه: أن الارض يرثها عبادي الصالحون(۳۱)؛ «زمين را بندگان شايسته من به ارث مي‌برند. »


فاوحي اليهم ربهم لنهلکن الظالمين و لنسکننکم الارض من بعدهم(۳۲)؛ «پس پروردگارشان به ايشان وحي فرستاد که به طور قطع، ستمکاران را هلاک خواهيم کرد و بعد از ايشان، شما را در زمين سکونت خواهيم داد».


مفسر گرانقدر، با بيان سرگذشت اقوام گذشته، به اين نتيجه کلي مي‌رسد که افرادي داراي ايمان و عمل صالح، جانشين اقوام ظالم پيشين مي‌شوند. بر اين اساس، جامعه آرماني، جامعه‌اي است که در آن، مؤمنان واقعي که عمل صالح دارند، داراي تسلط و اقتدار و برتري در زمين باشند و گروه ظالم و گناهکار، هيچ‌ نمودي در آن نداشته باشند.


ب.فراگير بودن اعتقادات ديني مورد پسند الهي

&# x0D;

علامه، بر اساس آية شريفه و ليمکنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم‌ (۳۳) مي‌گويد: تمکين، کنايه از اثبات است و تمکين دين، بدان معنا است که در جامعه، به آن، عمل شود و معارفش مورد اعتقاد همه باشد و اختلاف و تخاصم در آن پيدا نشود. وي منظور از اين دين را اسلام مي‌داند. علاوه بر آن، اين نکته را بيان مي‌کند که در آيه، براي نشان دادن هماهنگي آن با فطرت انسان‌ها، دين را به مردم نسبت داده است؛ لذا در جامعه آرماني، دين فطري تمام انسان‌ها را مجذوب خود خواهد کرد و خود به خود، فراگير خواهد شد.


ج. امنيت


وليبدلنهم بعد خوفهم امنا  ، جامعه آرماني، جامعه‌اي است ايمن که در آن، مردم، امنيت را مديون خداوند هستند. اين امنيت، در ابعاد مختلف آن مورد نظر است. از کلام علامه در اين بخش و ديگر مباحث اجتماعي، بر مي‌آيد که وي، امنيت را عام و شامل امنيت اقتصادي و فکري و اعتقادي نيز مي‌داند؛ لذا همان‌گونه که در ادامه آيه آمده
، امنيت کامل، زماني است که جامعه، با کمال آرامش، با اعتقاد خود زندگي کنند و شرک وجود نداشته باشد (لايشرکون بي شيئا). در واقع، هرگونه مصلحت‌سنجي در اعمال ديني و ترس و تقيه و پنهان‌کاري، منافي امنيت است؛ لذا در جامعه آرماني، تمام اين موارد رفع مي‌شود و عبوديت فردي و اجتماعي در کمال آزادي و امنيت واقع مي‌شود.


د. خداپرستي خالص


همان‌گونه که گفتيم، امنيت جامعه ـ بر اساس يک احتمال که علامه در تفسير آيه داده‌ است ـ از رفع شرک و خداپرستي خالص نشأت مي‌گيرد؛ ولي مي‌توان اين خلوص جامعه از شرک را مؤلفه جدايي براي جامعه آرماني به حساب آورد. مرحوم علامه، با رد نظراتي که تفسير آيه را منحصر به صدر اسلام، يا افراد و گروه‌هاي خاص مي‌دانند، مي‌گويد: جامعه‌اي با اين فضيلت و قداست، از زمان بعثت رسول اکرم۶ تاکنون محقق نشده است و اگر مصداقي پيدا کند، در زمان مهدي(عج) است و اگر خطاب آيه را متوجه جامعه صالح بدانيم، با توجه به اخبار متواتري که درباره حضرت مهدي(عج) وجود دارد، تنها همان مصداق را دارد و اگر حق معناي آيه را در نظر بگيريم و تعصبات را کنار بگذاريم، آيه، تنها با اجتماعي که به وسيله ظهور مهدي(عج) منعقد مي‌شود، قابل انطباق است.


فالحق ان الآية ان أعطيت حق معناها لم تنطبق الاعلي المجتمع الموعود الذي سينعقد بظهور المهدي.


پس از آن، در بحث روايي نيز رواياتي مي‌آورد که آيه را از باب جري و تطبيق بر زمان ظهور، منطبق کرده‌اند.


به طور کلي، چنين مي‌توان گفت که مرحوم علامه، جامعه آرماني را جامعه‌اي خالي از شرک و داراي خداپرستي خالص مي‌داند که در آن مؤمنان واقعي، بر زمين تسلط دارند. از نظر ذهني و با نگاه فرضي، مي‌توان هر جامعه‌اي که آن خصوصيات را دارد، جامعة آرماني دانست؛ ولي در واقع و حقيقت خارجي، تنها در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) محقق خواهد شد. (۳۴)


۷/ مهدويت، نظام انساني و پايان تاريخ با حاکميت اسلام


علامه بزرگوار، در بخش‌هاي مختلف تفسير خويش، به خصوصيات نوع انسان و جوامع انساني مي‌پردازد؛ از جمله درباره گرايش نوع انسان به صلاح و رفع فساد و ظلم، اشاره مي‌کند که مطابق فطرت آن‌ها است؛ اما گاهي در اثر عوامل محيطي و سلطه منحرفان و مستکبران، آزادي فکري و فطري انسان گرفته شده و غبار بر آن نشسته است.


ولي بر اساس وعده‌هاي الهي در کتب آسماني، سرانجام، جهان پرهيزکاران و صالحان فرا مي‌رسد و حلقه‌هاي تاريخي، به گونه‌اي به هم مي‌پيوندد که دين توحيدي ـ که مطابق فطرت و خواستار شايسته سالاري است ـ حاکم مي‌شود. اين، همان اسلام است که پس از ايجاد انگيزه و آمادگي عمومي و جهاني و رسيدن مردم عالم و جوامع بشري به بلوغ فکري، بر تمام جهان، غالب مي‌شود؛ لذا انحرافات تاريخي، در اثر اشتباه در تطبيق خواسته‌هاي فطري است، نه از جهت بطلان فطرت و غايتي که نظام صنع و ايجاد الهي در جهان دنبال مي‌کند. دين اسلام نيز در راستاي تحقق اين غايت و عاقبت، به آزادي فکر و واقع انديشي انسان کمک مي‌کند و بر آن تأکيد دارد. البته اين آزادي فکر، بايد پس از عرضه بر کتاب خدا و همراه تدبر باشد.


و منه يظهر ان هذا الدين کما يعتمد بأساسه علي التحفظ علي معارفه الخاصه الالهيه کذالک يمسح للناس بالحرية التامه في الفکر…»


دين (اسلام)، همان گونه که برحفظ معارف خاص الهي خود، تأکيد دارد به آزادي کامل فکري مردم ارج مي‌نهد.


… و قال تعالي «و العاقبة للتقوي» فهذه و امثالها آيات تخبرنا ان الاسلام سيظهر ظهوره التام فيحکم علي الدنيا قاطبة … و ذلک انک عرفت ان الإسلام بالمعني الذي نبحث فيه غاية النوع الإنساني و کماله هو بعزيزته متوجه اليه يدل علي انها متوجهة الي غايات مناسبة لوجوداتها يسوقها اليها نظام الخلقه و الانسان غير مستثني من هذه الکليه… و انما تحتاج السنن الاجتماعيه في ظهورها و رسوخها في المجتمع الي عزائم قاطعة و همم عالية من نفوس قوية. لاتذعن بان الدهر قد يسمح بالمراد و المسعي قد يخيب: (۳۵)


خلاصه اين کلام علامه، همان است که گفته شد که اسلام، به هر دو نوع بهره و سلوک دنيوي و اخروي انسان توجه دارد و مطابق فطرت کمال‌خواه انسان است. براساس آيات، عاقبت از آن پرهيزکاران و مؤمنان است؛ ولي رسيدن به اين غايت، نياز به همت و عزم قطعي و آمادگي نوع انساني دارد که شايستگان، آن را فراهم مي‌کنند.


در جمع علامه، کل نظام هستي را داراي مسيري به سوي صلاح وشايستگي مي‌داند که انسان و جامعه انساني هم در همين نظام و تحت همين قانون قرار دارد. مجموعه متون غني ديني، آمادگي جوامع و انسان‌هاي متفکر و شايسته رهبري و در رأس آن ها، اراده الهي، حلقه‌هاي تاريخي را به سوي آن، پيش خواهد برد.


ادامه دارد…


پی نوشت:


۱۹/ الميزان، ج۱، ص۴۶/


۲۰/  همان، ج۴، ص۳۴۸/


۲۱/ «و يا قوم اعملوا علي مکانتکم اني عامل سوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه و من هو کاذب و ارتقبوا اني معکم رقيب؛‌‌اي قوم من! کار خود را انجام دهيد؛ من هم عمل مي‌کنم. به زودي مي‌دانيد چه کسي دچار عذاب خوار کننده مي‌شود و چه کسي دروغگو است. و انتظار بکشيد که من هم با شما در انتظارم.»


۲۲/ الميزان، ج۱۰، ص۳۷۶/


۲۳/ همان، ج۶، ص۲۶۸/


۲۴/ همان، ج۱۶، ص۳۹۱/


۲۵/ فاذا جاء وعد اوليهما بعثنا عليکم عباداً لنا اولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار ، «هنگامي که نخستين وعده فرا برسد، گروهي از بندگان پيکار جوي خود را بر ضد شما برمي‌انگيزيم؛ پس آنان خانه‌ها را جست و جو مي‌کنند».


۲۶/ الميزان، ج۱۳، ص۴۳/۴۴/


۲۷/  همان، ج۵، ص۳۹۴، ذيل آيات سوره آل عمران.&l t;o:p>


۲۸/  همان، ج۵، ص۳۹۵/


۲۹/  «وعد الله الذين آمنوا منکم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض»؛ «خداوند، به کساني از شما که ايمان آوردند وعده داده است آن‌ها را در زمين به خلافت برساند»


۳۰/  اعراف: آيه ۱۲۸/


۳۱/  انبياء: ۱۰۵/


۳۲/ ابراهيم: ۱۳و۱۴/


۳۳/ و آئيني که براي آنان پسنديده است پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت.


۳۴/ الميزان، ج۱۵، ص۱۵۱-۱۶۱/


۳۵/  همان، ج۴، ص۱۳/


برگرفته از سايت www.entizar.ir


www.nooremonji.com

به این مطلب امتیاز دهید:
3/5 - (4 امتیاز)

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید