ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

احکام زکات/ بخش دوم

مقدار زکات


س 36 _ زکات گندم، جو خرما و انگور که از آب باران یا نهر آبیاری شده یا از رطوبت زمین استفاده کرده، چقدر است؟
ج _ زکات آن یک دهم ( 10% ) است.


س 37 _ اگر با دلو و مانند آن آبیاری گردد، زکات آن چقدر است؟
ج _ زکات آن یک بیستم ( 5% ) است.


س 38 _ اگر مقداری از باران یا نهر ی
ا رطوبت زمین استفاده کند و به همان مقدار از آبیاری با دلو و مانند آن استفاده نماید، چگونه باید زکات را حساب کند؟
ج _ زکات نصف آن یک دهم و زکات نصف دیگر آن یک بیستم می باشد. یعنی ( 5/7% ) یا از چهل قسمت، سه قسمت آن را باید بابت زکات بدهد


س 39 _ اگر گندم، جو، خرما و انگور از آب باران آبیاری می شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده کند چنانچه طوری باشد که بگویند، آبیاری با دلو و مانند آن غلبه داشته، چگونه باید زکات آن را بدهند؟
ج _ زکات آن یک بیستم ( 5% ) است.


س 40 _ اگر بگویند آبیاری با آب نهر غلبه داشته، زکات آن چه مقداری می شود؟
ج _ زکات آن یک دهم ( 10% ) است.


س 41 _ اگر نگویند آب باران و نهر غلبه داشته، ولی آبیاری با آب باران و نهر بیشتر از آب دلو و مانند آن باشد، زکات آن چه مقدار حساب می شود؟
ج _ بنابر احتیاط واجب، زکات آن یک دهم است.


س 42 _ اگر بعد از فحص شک کند آبیاری با آب باران و آب دلو، به یک اندازه بوده، یا آب باران غلبه داشته، زکات را چه مقدار باید بدهد؟
ج _ می تواند از نصف آن یک دهم و از نصف دیگر آن یک بیستم بدهد.


س 43 _ اگر بعد از فحص شک کند هر دو به یک اندازه بوده یا آبیاری با دلو غلبه داشته، زکات را چه مقدار باید حساب کند؟
ج _ می تواند زکات تمام آن را یک بیستم ( 5% ) بدهد.


س 44 _ اگر گندم، جو، خرما و انگور با آب باران و نهر آبیاری شود و به آب دلو و مانند آن محتاج نباشد، و لی با آب دلو نیز آبیاری گردد و آب دلو به زیاد شدن محصول کمک نکند، زکات آن چه مقدار است؟
ج _ زکات آن یک دهم است.


س 45 _ اگر با دلو و مانند آن آبیاری شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد، ولی از آب نهر و باران نیز استفاده کند و به زیاد شدن محصول کمک کند، زکات آن چه مقدار است؟
ج _ زکات آن یک بیستم است.


س 46 _ اگر زراعتی را با دلو و مانند آن آبیاری کنند و در زمین پهلوی آن، زراعتی کنند که از رطوبت آن زمین، استفاده نماید و محتاج به آبیاری نباشد، زکات آن چگونه حساب می شود؟
ج _ زکات زراعتی که با دلو آبیاری شده، یک بیستم و زکات زراعت پهلوی آن یک دهم باشد.


س 47 _ آیا مخارجی را که برای گندم، جو، خرما و انگور کرده است، حتی مقداری که از قیمت وسایل و لباس که بر اثر زراعت کم شده، می تواند از حاصل کسر نماید؟
ج _ می تواند از حاصل کسر کند و چنانچه باقیمانده « 207/847 » کیلوگرم برسد، باید زکات آن را بدهد.


س 48 _ تخمی را که برای زراعت مصرف نموده، آیا می تواند از حاصل کسر نماید؟
ج _ تخمی را که برای زراعت مصرف نموده، اگر از خودش باشد، به مقدار وزن آن می تواند، از حاصل کسر نماید و اگر خریده باشد، می تواند قیمتی را که برای خرید آن داده، جزء مخارج حساب نماید.


س 49 _ اگر زمین و وسایل زراعت یا یکی از این دو، ملک خود او باشد، آی می تواند کرای
ه آن را جزء مخارج حساب کند؟
ج _ نباید کرایه آن را جزء مخارج حساب کند.


س 50 _ آیا برای کارهایی که خودش کرده یا اجیر گرفته، باید از حاصل کسر نماید؟
ج _ برای کارهایی که خودش کرده یا دیگری با اجرت انجام داده، چیزی از حاصل کسر نمی شود.


س 51 _ اگر درخت انگور یا خرما را بخرد، آیا قیمت آن جزء مخارج است؟
ج _ بنابر احتیاط قیمت آن جزء مخارج نیست.


س 52 _ اگر خرما یا انگور را پیش از چیدن بخرد، آیا پولی که برای آن داده جزء مخارج حساب می شود؟
ج _ پولی که
برای آن داده جزء مخارج حساب می شود.


س 53 _ اگر زمینی بخرد و در آن گندم یا جو بکارد، پولی که برای خرید زمین داده، آیا جزء مخارج حساب می شود؟
ج _ بنابر احتیاط جزء مخارج حساب نمی شود.


س 54 _ اگر زراعت را بخرد، آیا پولی را که برای خریدن آن داده می تواند جزء مخارج حساب نماید؟
ج _ پولی را که برای خرید داده می تواند جزء مخارج حساب نماید و از حاصل کم کند، اما باید قیمت کاهی را که از آن به دست می آید از پولی که برای خرید زراعت داده کسر نماید، مثلاً اگر زراعتی را پانصد تومان بخرد و قیمت کاه آن، صد تومان باشد، فقط چهارصد تومان آن را می تواند جزء مخارج حساب نماید.


&l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt” lang=AR-SA>س 55 _ کسی که بدون کاه و چیزهای دیگری که برای زراعت لازم است، می تواند زراعت کند، اگر آن را بخرد، آیا می تواند پولی را که برای خرید آن داده، جزء مخارج حساب کند؟
ج _ می تواند پولی که برای خرید داده، جزء مخارج حساب کند.


س 56 _ کسی که بدون کاه و یا چیزهای دیگری که برای زراعت لازم است، نمی تواند زراعت کند، اگر حساب آن را بخرد و بر اثر زراعت به کلی از بین برود، آیا می تواند قیمت آن را جزء مخارج حساب نماید؟
ج _ می تواند قیمت آن را جزء مخارج حساب نماید و اگر مقداری از قیمت آن کم شود می تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب کند.


س 57 _ اگر بعد از زراعت چیزی از قیمت آن کم نشود، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ بنابر احتیاط نباید چیزی از قیمت آن را جزء مخارج حساب نماید.


س 58 _ اگر در یک زمین جو، گندم و چیزی مانند برنج و لوبیا که زکات آن واجب نیست بکارد، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ مخارجی را که کرده، باید بر دو قسمت نماید. مثلاً اگر هر دو به یک اندازه بوده می تواند نصف مخارج را از جنسی که زکات دارد، کسر نماید.


س 59 _ اگر برای شخم زدن یا کار دیگری که تا چند سال فایده دارد خرجی کند، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ می تواند آن را جزء مخارج سال اول حساب نماید.


س 60 _ اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوه آنها در یک وقت بدست نمی آید، گندم یا جو یا خرما و یا انگور داشته باشد و همه آنها محصول یک حساب شود، نسبت به پرداخت زکات چه وظیفه ای دارد؟
ج _ چنانچه چیزی که اول می رسد به اندازه نصاب یعنی « 207 / 847 » کیلوگرم باشد ب
اید زکات آن را موقعی که می رسد بدهد و زکات بقیه را هر وقت، بدست می آید، ادا نماید.


س 61 _ اگر آنچه اول می رسد به اندازه نصاب نباشد، در صورتی که یقین دارد، با آنچه بعد به دست می آید به اندازه نصاب می شود، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ باز هم واجب است زکات آنچه را که رسیده، همان وقت و زکات بقیه را موقعی که می رسد بدهد.


س 62 _ اگر یقین ندارد که همه آنها، به اندازه نصاب شود، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ باید صبر کند تا بقیه آنها برسد، پس اگر روی هم به مقدار نصاب شود، زکات آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود، زکات آن واجب نیست.


س 63 _ اگر درخت خرما یا انگور، در یک سال دو مرتبه میوه بدهد، چگونه باید زکات آن را پرداخت؟
ج _ چنانچه روی هم، به مقدار نصاب باشد، بنابر احتیاط واجب زکات آن را بدهد.


س 64 _ کسی که مقداری خرما یا انگور تاره دارد که خشک آن به اندازه نصاب، چنانچه مقداری از آن را به مستحق داد، نسبت به زکات آن چه وظیفه ای دارد؟
ج _ چنانچه به قصد زکات مقداری از تازه آن را به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکاتی باشد که بر او واجب است، اشکالی ندارد.


س 65 _ اگر بر کسی زکات خرمای خشک یا کشمش واجب باشد، آیا می تواند زکات آن را از خرمای تازه یا انگور بدهد؟
ج _ نمی تواند زکات آن را از خرمای تازه یا انگور بدهد.


س 66 _ اگر بر کسی زکات خرمای تازه یا انگور، واجب باشد، آیا می تواند زکات آن را از خرمای خشک یا کشمش بدهد؟
ج _ نمی تواند زکات آن را از خرمای خشک یا کشمش بدهد.


س 67 _ آیا می تواند یکی از اینها یا چیز دیگری را به قصد قیمت زکات بدهد؟
ج _ مانعی ندارد.


س 68 _ کسی که بدهکار است و مالی دارد که زکات آن واجب شده، اگر بمیرد، زکات مال اش را چگونه باید پرداخت؟
ج _ باید اول تمام زکات را از مالی که زکات آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمایند.


س 69 _ کسی که بدهکار است و گندم یا جو یا خرما و یا انگور نیز دارد، اگر بمیرد و پیش از آن که زکات اینها واجب ورثه، قرض او را از مال دیگری بدهند، نسبت به زکات چه وظیفه ای دارند؟
ج _ هر کدام که سهم اش به « 207 / 847 » کیلوگرم برسد، باید زکات بدهد.


س 70 _ اگر پیش از آن که زکات اینها واجب شود، قرض او را ندهند و برای طلب کارها نیز ضمانت دین را نکرده باشند، چه وظیفه ای داریم؟
ج _ با رضایت آنها، چنانچه مال میت فقط به اندازه بدهی او باشد، واجب نیست زکات او را بدهند.


س 71 _ اگر مال میت، بیشتر از بدهی او باشد، نسبت به پرداخت زکات او چگونه باید عمل شود؟
ج _ در صورتی که بدهی او به قدری است که اگر بخواهند ادا نماید، باید مقداری از گندم، جو، خرما و انگور را نیز به طلب کار بدهند، آنچه را به طلب کار می دهند، زکات ندارد و بقیه، مال ورثه است و هر کدام که سهم اش به اندازه نصاب شود، باید زکات آن را ب
دهد،


س 72 _ اگر گندم، جو، خرما و کشمشی که زکات آن واجب شد، خوب و بد دارد، نسبت به زکات آن چه وظیفه ای دارد؟
ج _ بنابر احتیاط واجب زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد.


 


نصاب طلا


س 73 _ طلا، چند نصاب دارد؟
ج _ طلا دو نصاب دارد.


س 74 _ نصاب اول طلا چه مقدار است؟
ج _ بیست مثقال شرعی است.


س 75 _ هر مثقال شرعی چه مقدار است؟
ج _ هر مثقال آن، هیجده نخود می باشد. پس وقتی طلا به بیست مثقال شرعی که پانزده مثقال معمولی است، برسد، اگر شرایط دیگر را که گفته شد، داشته باشد انسان باید یک چهلم ( 5/2 % ) آن را که نُه نخود می شود زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.


س 76 _ نصاب دوم طلا چه مقدار است؟
ج _ نصاب دوم، چهار مثقال شرعی که سه مثقال معمولی می شود. یعنی اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، باید زکات تمام هیجده مثقال را از قرار یک چهلم ( 5/2 % ) بدهد و اگر کمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط باید زکات پانزده مثقال را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود. یعنی اگر سه مثقال اضافه شود، باید زکات آن را بدهد و اگر کمتر اضافه شود، مقداری که اضافه شده، زکات ندارد.


 


نصاب نقره


س 77 _ نقره چند نصاب دارد؟
ج _ نقره دو نصاب دارد.


س 78 _ نصاب اول نقره، چه مقدار است؟
ج _ یک صد و پنج مثقال معمولی.


س 79 _ اگر نقره به یک صد و پنج مثقال رسید، چه مقدار باید زکات پرداخت؟
ج _ اگر نقره به یک صد و پنج مثقال برسد انسان باید یک چهلم (5/2%) آن را که دو مثقال و پانزده نخود است، زکات و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.


س 80 _ نصاب دوم نقره چیست؟
ج _ بیست و یک مثقال است. یعنی اگر بیست و دو یک مثقال به یک صد و پنج مثقال اضافه شود، باید زکات تمام یک صد و بیست و شش مثقال را همان گونه که گفته شد، بدهد.


س 81 _ اگر کمتر از بیست و یک مثقال اضافه شود، چگونه باید زکات را پرداخت؟
ج _ فقط باید زکات یک صد و پنج مثقال را بدهد و زیادی آن، زکات ندارد و هم چنین است هر چه بالاتر رود. یعنی اگر بیست و یک مثقال اضافه شده باید زکات تمام آن را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده و کمتر از بیست و یک مثقال است، زکات ندارد، بنابراین اگر انسان یک چهلم (5/2%) هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و چه بسا بیشتر از مقدار واجب نیز داده است. مثلاً کسی که یک صد و دو مثقال نقره دارد، اگر یک
چهلم (5/2%) آن را بدهد، زکات یک صد و پنج مثقال آن را که واجب بوده داده و مقداری نیز برای پنج مثقال آن داده که واجب نبوده است.


س 82 _ در چه صورت باید زکات طلا و نقره را هر سال داد؟
ج _ کسی که طلا یا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زکات آن را داده باشد، تا وقتی از نصاب اول کم نشده، هر سال باید زکات آن را بدهد.


س 83 _ زکات طلا و نقره در چه صورتی واجب می شود؟
ج _ زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رائج باشد، اگر چه سکه آن نیز از بین رفته باشد.


س 84 _ آیا طلا و نقره سکه داری که زنها استفاده می کنند واجب است؟
ج _ طلا و نقره سکه داری که زن ها، برای زینت به کار می برند، زکات آن واجب نیست.


س 85 _ کسی که طلا و نقره دارد، در چه صورت زکات بر او واجب نمی شود؟
ج _ اگر هیچ کدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد، مثلا یک صد و چهار مثقال نقره و چهارده مثقال طلا داشته باشد، زکات بر او واجب نیست.


س 86 _ برای واجب شدن زکات طلا و نقره، چند ماه باید مالک مقدار باشد؟
ج _ زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که انسان یازده ماه مالک مقدار نصاب باشد. اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اول کمتر شود، زکات بر او واجب نیست.


س 87 _ اگر کسی در بین یازده ماه طلا و نقره ای که دارد با طلا یا نقره و یا چیز دیگری عوض نماید یا آنها را آب کند، آیا زکات بر او واجب می شود؟
ج _ زکات بر او واجب نیست. ولی اگر برای فرار از زکات چنین کند، بنابر احتیاط مستحب زکات را بپردازد.


س 88 _ اگر کسی طلا و نقره را در ماه دوازده آب کند. نسبت به پرداخت زکات چه وظیفه ای دارد؟
ج _ باید زکات آنها را بدهد.


س 89 _ چنانچه به سبب آب کردن، وزن یا قمیت آن کم شود، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ باید زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بوده بدهد.


س 90 _ اگر کسی طلا و نقره دارد که خوب و بد دارد، زکات آنها را از کدام بدهد؟
ج _ زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد. ولی بهتر است زکات همه را از طلا و نقره خوب بدهد.


س 91 _ زکات طلا و نقره ای که بیشتر از اندازه معمول، فلز دارد، چگونه باید پرداخت شود؟
ج _ اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد، مالک باید زکات آن را بدهد.


س 92 _ چنانچه شک دارد که مقدار آن به اندازه نصاب است یا نه، چه وظیفه ای دارد؟
ج _ باید با آب کردن یا از راه دیگری، مقدار خالص آن را معلوم کند.


س 93 _ اگر با طلا و نقره به مقدار معمول فلز دیگری با آن مخلوط باشد، زکات آن را چگونه باید پرداخت؟
ج _ نمی تواند زکات آن را از طلا و نقره ای بدهد که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد. ولی اگر به قدری بدهد که یقین کند طلا و نقره خالصی که در آن هست به اندازه زکاتی می باشد که بر او واجب بوده، اشکال ندارد.


منبع: www.shaaer.com


برداشت از: www.askdin.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید