ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تاثير اختلاف قرائات در تفسير/1

حسين آشوري


پس از نزول وحى و گرويدن عرب به اسلام, از آنجا كه لهجه ها و زبان هاى گوناگون عرب زبانان در هر قبيله و منطقه اى متفاوت بود, قرآن حتى در زمان خود پيامبر به لهجه هاى گوناگون قراءت مى شد, درباره روا بودن يا ناروايى اين قرائات و وجوه و مبانى و تاريخچه پيدايش آنها, بحثها و ديدگاه ها و معيارهايى از سده هاى آغازين اسلام تا كنون ارائه شده كه در كتابهاى علم قراءت به تفصيل آمده است.
آنچه در اين نوشتار مورد نظر است, تأثير مهم قراءت و قرائات در تفسير قرآن است.
عالمان قرائات براى انواع اختلاف موجود ميان قرائات, انواع و گونه هاى چندى را برشمرده اند.
آيت الله خويى پس از نقل چندين ديدگاه در اين زمينه و نقد و بررسى آنها, همه اختلافات موجود را به شش نوع زير برمى گرداند.1
1. اختلاف در هيأت كلمه, مانند اختلاف در لفظ (باعد) كه به صيغه امر است يا به صيغه ماضى.
2. اختلاف در ماده كلمه; مانند اختلاف در (ننشزها) كه پس از شين, زاء است يا راء.
3. اختلاف در ماده و هيأت كلمه; مانند (كالعهن المنفوش) كه (كالصوف المنفوش) نيز قراءت شده است.
4. اختلاف در هيأت جمله به دليل اعراب; مانند (اطهُر) و (اطهَر).
5. اختلاف به تقديم و تأخير: مانند (و جاءت سكرة الموت بالحق) كه (وجاءت سكرة الحق بالموت) نيز رسيده است.
6. اختلاف به زياده و نقصان كه در آيه (تسع و تسعون نعجة) برخى كلمه (انثى) را پس از كلمه (نعجة) خوانده اند.
اينك موضوع تأثير و نقش قرائات در تفسير را در مبحث زير پى مى گيريم. در اين بخش دو موضوع بررسى مى گردد:
1. جايگاه قرائات در تفسير.
2. اقسام قرائات از جهت تفسير.


جايگاه قرائات در تفسير


هر يك از قرائات, يا مقبول است, يا مردود, يا در آن توقف است.
قراءت مقبول, قراءتى است كه سند آن متواتر يا خبر واحد و سازگار با رسم الخط باشد.
قراءت مر
دود, قراءتى است كه سند آن صحيح نبوده و از طرف علماى علم قراءت پذيرفته نشده باشد.
قراءتى كه در آن توقف است, قراءت شاذّى است كه سند آن صحيح بوده, ولى ناسازگار با رسم مصحف باشد.
تقسيم بندى يادشده سه مطلب را نتيجه مى دهد:
1. معانى تفسيرى كه از اختلافات قرائات مقبول نتيجه گرفته مى شود همان تفسير قرآن به قرآن است.
2. معانى تفسيرى كه از اختلاف قرائات مردود به دست مى آيد, تفسير مردود و ناپذيرفته است.
3. معانى تفسيرى كه از اختلاف قرائات شاذّ به دست مى آيد, اگر چه از باب تفسير قرآن به قرآن نيست(زيرا قطع به قرآن بودن يا قرآن نبودن آن نداريم), ولى از باب تفسير قرآن به سخن رسول(ص) يا تفسير قرآن به قول صحابه است.


اقسام قرائات از جهت تفسير


اختلاف قرائات از نظر نقش داشتن در تفسير دو نوع است:
1. اختلاف قرائاتى كه نقشى در تفسير ندارد; همانند اختلاف قراء در چگونگى اداء حروف و حركات, مقدار مدّ و اماله, تخفيف, تسهيل, تحقيق, جهر, همس, غنّه و اخفاء.
2 اختلاف قرائاتى كه نقشى در تفسير دارد; مثل اختلاف در حروف كلمات كه خود بر دو قسم است:
الف. اختلاف در لفظ و معنى با امكان جمع شدن در يك كلمه.
ب. اختلاف در لفظ و معنى با عدم امكان جمع شدن در يك كلمه.
كه اين دو نوع نقش زيادى در تفسير دارند, زيرا ثبوت يكى از الفاظ در يك قراءت, مراد از آن لفظ در قراءت ديگر را ظا
هر مى كند و يا معناى غير آن را. همچنين اختلاف قرائات در الفاظ قرآن معانى زيادى را در يك آيه ايجاد مى نمايد كه سبب تفاسير گوناگون در آن مى گردد.
ابن عاشور در تفسير التحرير و التنوير مى نويسد:
(قرائات بر دوگونه است:
1. هيچ نقش و تأثيرى در تفسير ندارد, مثل اختلاف در وجوه نطق به حروف و… كه فايده اين گونه مسائل, تعيين كيفيت نطق عرب در مخارج و صفات حروف و اختلاف لهجه هاى عربى است.
2. اختلاف قراء در حروف كلمات مثل مـالك يوم الدين, مَلِك يوم الدين (فـاتحه /4), ننشزها, ننشرها(بقره/259), قد كذّبوا, قد كذبوا(يوسف/110).
و اختلاف حركاتى كه معانى كلمه با اين اختلاف دگرگون مى شود, (و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يَصِدّون, يَصُدّون) (زخرف/57) (نافع به ضم صاد و حمزه به كسر صاد خوانده است). كه اگر به ضمّ خوانده شود, يعنى غيرخودشان را از ايمان آوردن باز مى دارند. و اگر به كسر خوانده شود; معناى آن اين است كه خودشان ايمان نمى آوردند.
اين حالت نقش بسزايى در تفسير قرآن دارد; زيرا ثابت شدن يكى از الفاظ در يك قراءت مراد از واژه همانند آن را در قراءت ديگر بيان مى كند و همچنين اختلاف قرائات در الفاظ, معانى يك آيه را نيز زياد مى كند; مثل حتّى يطهُرن, يطّهّرن(بقره/222)و… و اگر قائل باشيم كه قرآن به وجوه مختلف نازل شده براى چند معنى (البته زمانى كه يقين پيدا كنيم تمامى وجوه قرائات مأثور از پيامبر(ص) است) مانعى ندارد كه قرآن به تمامى اين وجوه نازل شده باشد, زيرا نزول قرآن به وجوه مختلف از تكرار و تعدّد آيات بى نياز مى كند; همانند تضمين در استعمال عرب و توريه و توجيه در علم بديع و پيامدهاى تركيبها در علم معانى.
بر مفسّر لازم است كه اختلاف قرائات متواتره را بداند. زيرا اختلاف قرائات در الفاظ, معانى آيه را متفاوت مى كند و در نتيجه تعدد قرائات, جانشين تعدد كلمات قرآن مى شود.) 2
البته اختلاف قرائاتى كه موجب اختلاف معانى مى گردد هيچ تأثيرى در حلال و حرام خدا نمى گذارد.
در نتيجه مى توان نقش قرائات در تفسير را در موارد زير برشمرد:
1. قرائات مختلف, معانى آيه را تبيين كرده و توضيح مى دهند.
2. معانى آيه و دامنه آن را گسترده مى نمايد.
3. اشكالاتى را كه بر آيه وارد شده دفع مى نمايد.
كه بايد هر يك را جداگانه مورد بحث قر
ار داده و نمونه هايى از آيات قرآن را ذكر نمود.
امّا پيش از ورود به اين بحث, نكاتى را كه در بحث اختلاف قرائات در تفسير بايد رعايت كرد يادآور مى شويم:
1. اختلاف بين قرائات صحيحه, اختلاف در تنوّع است, نه تضاد و تناقض.
2. نسبت دادن قراءتى به قارى, به اين معنى است كه او آن قراءت را برگزيده و از آن پيروى كرده است, نه آن كه رأى و نظر و بدعت اوست.
3. هيچ تفاوت و ترجيحى بين قرائات صحيحه نمى باشد و همه قراءتهاى صحيح كلام خداوند هستند و معانى كه از آنها برداشت مى شود, معانى قرآنى است و هيچ ترجيحى در ميان نيست. ابوجعفر نحاس(م 338هـ) مى نويسد:
(اگر در قرائات مختلف معانى گوناگون اراده شده نمى توان گفت: اين قراءت بهتر و برتر از قراءت ديگر است, همان گونه كه از خبر واحد اگر معانى مختلف داشت نمى توان گفت يكى بر ديگرى ترجيح دارد.)3
ابن عاشور مى گويد:
(قرائات مقبوله از حيث بلاغت و فصاحت و كثرت معانى با يكديگر متفاوتند, و اين امر سبب نمى شود كه يك قراءت بر قراءت ديگر مقدّم و يا ترجيح داده شود.)4
ابوشامه دمشقى(م 665هـ) مى نويسد:
(كسانى كه در مالك يوم الدين, بين قراءت عاصم و كسائى كه مالك يوم الدين خوانده اند و قراءت بقيه قرّاء سبعه كه ملك يوم الدين خوانده اند, تفاوت قائل شده اند, به طورى كه قراءت ملك يوم الدين به طور كلى فراموش شده, كار صحيحى انجام نداده اند; زيرا وقتى ثابت شد كه هر دو قراءت صحيح است و كلام خداوند, و هر دو صفتى از صفات ايزد حق, نبايد يكى را بر ديگرى ترجيح داد.)5
همچنين ابوحيان اندلسى(م 754 هـ) گفته است:
(اين ترجيحى كه مفسران و نحويان بين قرائات قائل مى شوند, صحيح نيست; زيرا همه قرائات, مقبول, صحيح و از طرف رسول خدا(ص) تأييد شده, و هر يك از قرائات وجهى در علوم عربى دارد. بنابر اين, نبايد ترجيحى بين قرائات قائل شد.)6
4. قرائات شاذ (داراى سند صحيح, ولى مخالف رسم مصحف) در تفسير مورد استفاده قرار مى گيرد, ولى جايز نيست در نماز به كار رود.
5. قرائاتى كه در كتب حديثى آمده است و به هيچ يك از قرّاء سبعه منتسب نيست و به قرائة النبى مصطلح است, براى كسانى از پيامبر(ص) شنيده باشند جايز و براى ديگران جايز نيست, زيرا متواتر نيست, و اگر قراءت متواترى كه مخالف آن باشد برسد بايد به متواتر عمل كرد.سيوطى(م 911 هـ) مى گويد:
بايد تفاسير گذشتگان را كه برپايه قراءت خاصى بوده بشناسيم, چرا كه مى بينيم يك آيه به صورتهاى مختلف تفسير شده است كه با نگاه اوليه انسان فكر مى كند كه اختلاف در تفسير آيه است, ولى با دقت و امعان نظر مى بيند كه هر تفسيرى برپايه قراءت مخصوصى انجام پذيرفته است.
7. اختلافى كه بين معانى قرائات وجود دارد بايد شناخته شود و اين اختلاف, يا اختلاف در لفظ و معنى است با امكان جمع شدن در يك چيز يا بدون آن.


ادامه دارد…


پی نوشت ها:


1. خويى, ابوالقاسم, البيان, 206 ـ 204.
2. ابن عاشور, التحرير و التنوير, 1/51 تا 56.
3. درويش, اعراب القرآن, 3/243; قرطبى, الجامع لاحكام القرآ
ن, 14/291.
4. ابن عاشور, التحرير و التنوير, 1/55 تا 61.
5. دمشقى, ابى شامة, ابراز المعانى من حرز الأمانى, 70.
6. اندلسى, ابوحيان, البحرالمحيط, 2/265.


فصلنامه پژوهشهای قرآنی شماره 23- 24 ويژه امام علي (عليه السلام) پاییز و زمستان 1379


http://maarefquran.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید