ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

اصول گسترش وتقویت اقتصادملی(بااقتباس از حکومت علوی)/2

احقاق حقوق مستمندان و پوشش مالي فقراء و گسترش امورعام المنفعه
قال علي(ع) : “ان الله سبحانه فرض في مال الاغنياء اقوات الفقراء فماجاع فقيرالابمامتع به غني و الله تعالي سائلهم عن ذالك13يعني: خداوند روزي فقراء را در اموال اغنياء جامعه قرارداده. پس فقيري گرسنه نمي ماند مگر آنكه متمكني حقش را دريغ ساخته و خداوند متعال از او در اينباره خواهد پرسيد.
ميدانيم كه چيزي كه بيش از همه حضرت را به وادي حكومت سوق دادحق خواهي هاو دفاع از حريم مستمندان و فقراء جامعه بعنوان يكي از اهداف والاي حكومت اسلامي بود. چنانكه در منشور حكومتي خويش خطاب به مالك اشتر فرماندار مصر تاكيد فرمود:
ثم الله الله في الطبقه السفلي اللذين لاحيله لهم و للمساكين و المحتاجين و اهل البؤسي و الزمني… ” 14
يعني: خدا را خدا را در رعايت حال طبقات محروم و زيرين جامعه شامل گرفتاران زمين گير و درد مندان كه چاره اي در كارشان وجود ندارد. گروهي از آنان خويشتنداري كرده و گروهي
به گدائي و اعلام نياز به اين و< /SPAN> آن تن ميدهند. پس براي خداپاسدارحقي باش كه خداوند براي اين طبقه معين فرموده است… سپس براي اين گروه از مردم از ميان افراد مورداطمينان خود كساني را انتخاب كن تا پيرامونشان تحقيق كرده مسائل آنان را به تو بازگو كنند آنگاه در رفع عذرشان چنان عمل كن كه در پيشگاه الهي عذري داشته باشي. زيرا اين گروه در ميان رعيت بيش از ديگران به عدالت نيازمندند و حق آنانرا بگونه اي بپرداز كه در نزد خدا معذور باشي. از يتيمان خردسال و پيران سالخورده كه راه چاره اي ندارند و دست نيازبرنميدارند پيوسته دلجوئي كن كه مسئوليتي سنگين بردوش زمامداران است… بخشي از بيت المال و غله هاي زمينهاي غنيمتي را در هرشهري به طبقات پايين اختصاص ده زيرا براي دورترين مسلمانان همانند نزديك ترين سهمي مساوي وجوددارد و تو مسئول رعايت آن ميباشي. مبادا سرمستي حكومت ترا از رسيدگي به آنان بازدارد كه هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم عذري براي ترك مسئوليتهاي كوچكتر نخواهدبود. پس همواره در فكر مشكلات آنان باش و از آنان روي برمگردان. بويژه به كساني از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي بچشم نمي آيند و ديگران آنان را كوچك مي شمرند و آنان كمتربه تودسترسي ندارند. ”
نقل است كه حضرت به اتفاق چندتن از دست اندركاران امر حكومتي از جائي عبور ميكردند كه پيرمردي نا بينا را در حال گدائي و سئوال از ديگران يافتند. از همراهان پرسيدكه اين مرد كيست؟جواب دادند آقا اين مرد نصرانيست؟ حضرت از اين نحوه جواب برآشفت و فرمود:
تازماني كه اين مرد جوان بود از او كار كشيديد حالا كه پير شد همه رهايش كرديد؟ براي او از بيت المال درآمدي تعيين و ماهيانه پرداخت نمائيد.
ميدانيم كه اسلام عزيز از آغاز اين مسئله را بعنوان يك ضرورت اجتماعي مورد طرح و تاكید قرارداد و وجوهات شرعيه بسان خمس و زكات و وقف و صداق و فئ و جزيه و انفال و غنيمت و… را برهمين اساس بنانهاده است. بنابراين حضرت علي(ع) بامديريت صحيح و كارآمد اموال بيت ال
مال و درآمد حاصله از بيت المال و دريافت و ساماندهي وجوهات شرعيه توانست بخشي از فقراء جامعه را با ايجاد اشتغال و كمك هزينه كاري و معيشتي تحت پوشش قراردهد تا بدستور خدا و رسول(ص) در اينباره به نيكي جامه عمل بپوشاند. چنانكه در منشور حكومتي خود خطاب به مالك اشتر در اين خصوص تاكيد فرمود:
“و منها الطبقه السفلي من ذوي الحاجه و المسكنه… “15يعني: از ميان اقشار مختلف اجتماعي طبقه پايين جامعه يعني نيازمندان و مستمندانند كه براي هريك خداوند
سهمي مقرر داشته و مقدار واجب آنرا در قرآن يا سنت پيامبر(ص) تعيين كرده كه پيماني از طرف خداست و نگهداري آن بر & lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>ما
لازم است. خوب است كه بدانيد جمع آوري ساليانه اموالي چون گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند تحت عنوان زكات و اخذ يك پنجم از اموالي چون منفعت كسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهر دريا، غنيمت، فئ، زمين كافر ذمي و… تحت عنوان خمس از اغنياء جامعه طبق دستور و آئين اقتصادي اسلام عموما براي كمك مالي وتحت پو
شش قراردادن فقراء جامعه است كه عمده مصارف آن در مواردي چون
-نيازمنداني كه در تامين هزينه معاش دچار مشكل اند
-مامورين جمع آموري و حفظ زكات
-پرداخت به بيگانگان كه موجب تمايل آنها به دين شود.
-آزاد كردن بردگان
-اداء دين مستمندان و مقروضين
-براي امور عام المنفعه كه رضايت خدا در آن باشد بسان مسجد و پل و مدرسه و…
-براي در راه ماندگان و افراد دور از وطن واسراء
-براي امور متفرقه مورد نياز از جمله توليد و كار و اشتغال و آباداني به تشخيص حاكم اسلامي
بنابراين حضرت با اجراء و سامان بخشي دقيق به اين بعد مهم ديني و جمع آوري و تنظيم و بكارگيري اموال بيت المال و وجوه شرعيه در جهت گسترش امور عام المنفعه از جمله عمران و آباداني و خدمات رساني و ارائه تسهيلات به مردم فقير و مناطق فقير نشين موفق شد تا حد قابل توجهي تابوي فقر را از
رخسارآن بلاد و در نهايت جامعه تحت امر حكومتش بزدايد.

گسترش فرهنگ كارواشتغال زائي
قال الله تعالي: “ان ليس للانسان الا ماسعي و ان سعيه سوف يري”16
كار و تلاش رمز اصلى بقاء و سرزندگى همه جوامع انسانيست. مردميكه با تكيه برتوانمندى و ذخاير خدا دادي ملى خويش، برضعف و فقرغلبه كنند، بغير از خودكفائي مالي قدمی هم در راستای اقتدار ملى سرزمین خودبرداشته اند. با نگاهى به سيره امامان شيعه(عليهم السلام) در مى يابيم كه سخت كوشى، تلاش و پرداختن به فعاليت و توليدازبرجسته ترين ويژگيها و سيره عملي و حكومتي اين بزرگواران بوده تادرس بزرگي چون عزّت نفس به شيعيان بياموزند….
درتعريف ديگر همانطور كه دين مبين اسلام براي كار و تلاش ارزش قائل است و صاحبان پيشه و حرفه را موردتشويق و تكريم قرارمي دهد بيكاري و تنبلي را نيز مذموم و مننفور ميداند و افراد بيكار و تنبل را بعنوان سربار جامعه مورد مذمت و سرزنش قرارداده آنرا ريشه همه بدبختي ها و فسادها و فلاكتهاي جامعه بحساب مي آورد. و از ديدگاه جامعه شناسان كار جزو اصلي ترين پايه هاي تشكيل دهنده زندگي در همه جوامع محسوب شده و جامعه بيكارجامعه اي منفسخ و از هم پاشيده معرفي ميشوند. و از طرفي كار لازمه گ
ردش طبيعت و تكليفي غريزي نهفته در ذات موجودات زنده عالم است. چنانكه براي عبرت پذيري انسانها در قرآن كريم سوره هاي مستقلي بنامهاي “النمل” و “النحل” آمده كه به زندگي پرتلاش دو موجود زنده ريز اما پرنقش و فعال ميپردازد و بدينسان با مخاطب قراردادن انسانها آنهارابه تحرك و كار و تلاش وامي دارند. به اين ايات دقت كنيد:
“دقت كن در كار مورچه و ببين كه با آن جثه كوچك و اندام نازك كه نزديك است به چشم ديده نشود چگونه در جنبش است و چگونه به روزي خود عشق مي ورزد و دانه ها را به لانه هاي خودمنتقل ميسازد و در آنجا با مهارت و استادي از آنها محافظت مي كند”17
استادمطهري(ره) در اينباره مي گويد:
“جهان جهان حركت است جهان كاراست از بزرگترين كرات آسماني تا كوچكترين ذرات زميني كه بشرتاكنون كشف كرده همه و همه در كاروحركت و فعاليتند و يك ذره و يك قطره بيكارنيست انسان نيز از اين قاعده مستثني نيست… “18
ابروباد و مه و خورشيدوفلك در كارند تاتوناني بكف آري و بغفلت نخوري
اينهمه از بهر توسرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد كه توفرمان نبري
در فرهنگ غني اسلام كاربرمبناي كسب رزق حلال و تامين معاش اهل و عيال در هرطبقه و شئون شغلي هم كه باشدمقدس و در حد جهاد في سبيل الله است كه در روايت آمده: “الكادعلي عياله كالمجاهدفي سبيل الله19 در اينباره به حكايت و روايتي منقول از ناحيه نبي مكرم اسلام(ص) مي پردازيم:
نقل است كه پيغمبراسلام(ص) بهمراه يارانش از جنگ پيروزمندانه تبوك برمي‌گشتند و مردم به استقبالشان آمده بودند. از جمله آنان، سعد انصاري بودكه پيش رفت و با حضرت مصافحه كرد. حضرت احساس كرد كه دست سعد زبر و باصطلاح پينه بسته است. پرسيد:: چه آسيبي به دستهايت رسيده ؟سعد جواب داد: “اضرب بالمرّوالمسحاة، فأنفق علي عيالي” يعني: من كارگرم، كار مي‌كنم، بيل مي‌زنم و با درآمدش خانواده‌ام را تأمين مي‌كنم. «فقبّل رسول الله يده»: پيامبر دستش را گرفت و بوسيد به گونه‌اي كه همه ديدند، سپس فرمودند: «هذه يد لاتمسّه النّار» 20يعني: اين دستي است كه آتش جهنّم آن را لمس نخواهد كرد. و حضرت علي(ع) خود نيز در كنار امر خطير حكومت بسان رسول الله(ص) به امركشاورزي و كار با دست مباركش ميپرداخت و به آن افتخار مي ورزيد چنانكه در بيتي منسوب به آنحضرت آمده كه فرمودند: “لَنقُل الصّخرِ ه مِن قُللِ الجبالِ اَحبُّ اِلىَّ مِن مِننَ الرّجالِ يَقولُ النّاسُ لي في الكسبِ عارٌ فإنّ العارَ في ذُلِّ السّؤالِ21
يعني: براى من سنگ كشى از قله هاى كوه آسانتراست از اينكه منّت ديگران بدوش بكشم.
به من ميگويند كسب و كار ننگ است، ولى من ميگويم ننگ آنست كه انسان از ديگر چيزي در خواست كند سخن اينجاست كه امروزه ديدگاه ما درباره كار چيست و جوانان ما باچه ديدي به آن مينگرند؟ بايد اذعان داشت كه عليرغم سختكوشي بسياري از جوانان در ببار نشاندن آنهمه اختراعات و اكتشافات و فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي و تكنولولوژيكي و روند روبه رشد
فرآورده هاي علمي و فنآوريهاي هسته اي و پزشكي وتسليحاتي باز هم باكمال تاسف مشاهده ميكنيم كه تعداد جوانان بيكار ما روز بروز رو به افزايش است وبجاي استقبال از كارمفيد و مولد گرايشها بسمت مشاغل مزاحم و مخربي چون دلالي و واسطه گري و سودپرستي و مصرف گرائي محضروندر و به فزونيست كه اين مساله از نظر اقتصادي و فرهنگي خطر و بحران قابل توجهي را براي كشور بارمغان خواهد آورد. بنابراين در قدم اول مسؤولان امر بايد در اين زمينه فكري عاجل بينديشند و با حمايت جدي از توليدكنندگان و جوانان صاحب علم و فن و تحصيلات و ايجاد اشتغالات مفيد و
مولد و تشويق هرچه بيشتر نسل جوان به كار و تلاش و محدودكردن دستهاي واسطه
و سودجويان و كنترل درآمدهاي بادآورده اين معضل بزرگ را از صحنه اجتماع محو
سازند در اينباره استادشهيد مطهرى(رحمه الله) ميگويد: “خوشا بحال اجتماعى كه سيستم اجتماعى اش به شكلى باشد كه راه درآمد منحصر باشد به فعاليت، و آثار فعاليت فرد هم مخصوص خودش باشد! بدا بحال اجتماعى كه كار در آن اجتماع صرف نميكند، اما بورس بازى و كارهاى غيرتوليدى و كارهاى انحرافى در آن صرف بكند و بالاخره، فعاليت مفيد و سالم راه درآمد نباشد” 22

برقراري عدالت اجتماعي درهمه ابعاد
در
ابتدا بايد بدانيم كه منظور از عدالت اجتماعي چيست؟ در يك جمله بايدگفت كه منظور از عدالت در سطح مديريت اجتماعي تساوي و برابري حقوق و تقسيم امكانات مالي وسرمايه هاي ملي از براي عموم بدون هيچ تبعيض و تنهابراساس صلاحيتهاي افراد كه اصولا بمعناي قراردادن هر چيزي سرجاي شايسته وزمان خاص خويش است.
جامعه اسلامي از عصر
پيغمبر(ص) تاكنون در حكومتها و زمانهاي مختلف فراز و نشيب هاي فراواني را در زمينه برقراري عدالت اجتماعي و مشكل طبقات اجتماعي پشت سرگذاشت. اگرچه اين جامعه در زمان رسول الله(ص) تاسطح بالائي اصلاح و به مرزعدالت نزديك شده بود و آنحضرت براساس معيارهاي اسلامي و عدالتجويانه و انسان دوستانه كاملا ساختار بسيار نازل اجتماعي زمان جاهليت را متحول و فاصله های طبقاتي را اصلاح كرد اما بعد از آنحضرت باكنارگذاشتن خليفه برحق حضرتش امام معصوم زمان يعني اميرمؤمنان علي(ع) در طول بيست وپنج سال همزمان با حكو
مت خلفاءسه گانه اين ساختار بشدت روبه تنزل رفت و دوباره سير قهقرائي بخودگرفت و دوباره اين. اما بعداز پايان دوره ها و مرگ عثمان و پذيرش خلافت توسط حضرت در همان زمان اندك 4ساله دوباره به رشد بالائي دست يافت چنانكه در همه ابعاد الگوي عدالت عملي از براي همه زمانها و حكومتها شد. و اگرچه باز در زمان حكومت خلفاي اموي وعباسي و… در هرمقطعي كه عملا زمام امورمسلمين و حكومت جوامع اسلامي بدست حاكمان و سلاطين جور و يا ناآشنا با علم وتجربه و فنون مملكت داري ويا ايمان و تعهد و نيز كنار زدن ائمه بزرگوار (ع) از عرصه حكومت و عدم مشورت و دخالت دادن ايشان در امور مملكت داري ونيزفاصله گرفتن از محضر علمي و آسمانيشان ين فراز و نشيبها ادامه يافت و ظلمها و حق كشيها و نابرابريها دامنه و توسعه پيدا كردو.. مابحكم اين ضرورت و خلائي كه قرنها بجهت همين سهل انگاريهاي حاكمان همواره احساس ميشود و جانها را تشنه حقيقتي بنام عدالت ساخت و تشنه كامان عالم را در آرزوي آن منتظر ساخت به اميد برآوري آن آرزوي بزرگ در تحقق ظهور فرزندي از سلاله اهل بيت(ع) منجي بشيريت امام زمان (عج) آخرالزمان بابهره گيري و الهام از شيوه عملي جد بزرگوارشان سرآمد عدالت پيشگان مولاعلي (ع) در صددپرداختن به اين شيوه ها از زاویه حکومت علوی هستيم.
از ديدگاه و سيره عملي حضرت بايدگفت كه از شاخصه هاي اصلي و بهينه كليه كار ويژه هاي حكومت حضرت عدالت ورزي بودكه نقش حياتي و پيامدهاي مثبت و افزايش كارآمدي و درآمدي فراواني از براي جامعه بهمراه داشته و درواقع رمزبقا و ترقي نظام سياسي و ضامن ثبات و امنيت و منافي خشونت و ظلم و ستم و نابرابري در جامعه بوده است. كه فقدان آنها بطورجد جامعه را از اساس متزلزل ميسازد براين اساس حضرت عدل را حتي از جود بالاتر و آنرا سياستگري فراتر و اداره كننده عموم ميدانستند. 23 چراكه براين واقف بودند كه عدل همه امور را در جاي خويش قرارميدهد ولاجرم اين شيوه و بلكه هدف را باقاطعيت و جامعيت تمام در طول حكومت خويش پي گرفته و اثر آنرا در جامعه بخوبي و بزودي بصورت محسوس و ملموس يافتندچنانكه فرمودند: “كساني كه در حكومت من بسر بردند عدل را ديدند و باجان خوديافتند”24
البته از ديدحضرت عدل دامنه وسيعي داردكه از آنجمله مل
تزم دانستن نفس خويش به عدالت و تقوي و كنترل نفس از زياده خواهي هاست كه اين شرط عقل نيزهست” 25
براين اساس از آنجاكه ثبات يك جامعه به اقتصادآن و نيزاصلاح وضعيت معيشت مردم بمنزله رگهاي حياتي پيكره اجتماع بسته است مولاعلي(ع) در اولين قدمها تمام سعي خويش را معطوف به اين نمود كه بحكم دين مبين اسلام و قرآن و سيره و تعليمات پيغمبرخاتم(ص) عدالت محوري را به تمام معنادر پيش گيردتا بلكه اين خون خشكيده را در شريان جامعه به حركت درآورد و سپس به اصلاح ديگر امور از جمله آباداني و فرهنگ و… بپردازد. وبدينوسيله در يك نظركلي ارائه الگوي برتردرجهت گرايش جمعي مردم به يك سمت و سو فراهم سازد. چراكه معنقدبود: “العدل يضع الامور مواضعها “26ولذا عدالت اجتماعي را برهرچيزمقدم ميدانست و معتقد بود كه تنها با برپائي چنين امري بعنوان يك ضرورت ميتوان به يك جامعه اي متعادل و روبه رشد رسيد و نيز معتقدبود كه مردم با احساس عدالت و اعتماد نسبت به حاكم وقت آنگاه كه همه شاهديك توازن عملي و استفاده از امكانات و سرمايه هاي عمومي بطور يكسان و بدون تبعيض در جامعه باشند
و حاكم زمان خويش را در اجراي عدالت اجتماعي پايبند و دست حمايتگر و هدايتگرش را برسرخوش خودبعينه ببينند بخود به سمت الگوئي مشترك و قابل اجراء هدايت و سوق داده و از دل و جان آن را پذيرا خواهندشد.

پی نوشت:
1- مضمون كلام در اصول كافي ج5ص74
2- مناقب ابن شهرآشوب ج2 ص99 و بحارج4ص327
3- نهج البلاغه حكمت319
4- نهج البلاغه خ15
5- نهج البلاغه نامه53
6-سوره اعراف آيه 31
7-تحف العقول ص247حديث 137
8- نهج البلاغه نامه21
9-نهج البلاغه خطبه209
10-ديوان منسوب به امام علي
11- نهج البلاغه نامه 45
12- نهج البلاغه نامه53
13- نهج البلاغه حكمت 328
14- نهج البلاغه نامه53
15- نهج البلاغه نامه53
16-سوره نجم آيه39
17-سوره نمل آيات
18-بنقل از كتاب”حكمتها واندرزها”ص49
19- اصول كافي ج5ص88
20- اسدالغابه ج2ص337
21- ديوان منسوب به امام علي(ع) ص434شعر/ش/336
22- بنقل از كتاب”حكمتها و اندرزها”ص60
23- مضمون بنقل از نهج البلاغه ترجمه فيض ص1290
24- نهج البلاغه ترجمه فيض الاسلام ص147
25- مضمون بنقل از نهج البلاغه ترجمه ص210
26- نهج البلاغه حكمت437


منبع: پژوهه دین


www.pker.blogfa.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید