ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نگاهى به جایگاه ایرانیان در علم قرائت، تفسیر و حدیث/بخش سوم

علم حدیث


علم حدیث اهمیت فراوانى در اسلام دارد، زیرا گفتار و کردار پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مورد توجه مسلمانان و منبع فقهى ایشان در مورد مسائلى بود که پس از رحلت رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به وقوع مى‏پیوست. نخستین کتاب‏هاى حدیث مجموعه‏اى از روایات منسوب به رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بود.علم حدیث زمانى پدید آمد که مسلمانان کوشیدند احادیث واقعى را از احادیث
جعلى تشخیص دهند؛ زیرا در فقه اسلامى حدیث پس از قرآن دومین منبع اصلى بود. در احادیث راویان حدیث نیز بسیار مهم بودند. این اهمیت به مرور زمان، به تأسیس علم رجال انجامید که نقشى مهم در دانسته‏هاى تاریخى ما از قرون ابتدایى اسلامى دارد.


شکل کتاب‏هاى حدیث بر دو نوع است. نوع اول، کتاب‏هاى مسند که در آنها احادیث بر طبق قول آخرین فرد راوى نقل شده است. نوع دیگر کتاب‏هاى حدیث مصنف است که براساس موضوع مرتب شده است. بزرگ‏ترین علماى علم حدیث شیعه و سنى، همه ایرانى‏اند. همچنین نقش ایرانیان در گرداورى این احادیث و مجموعه‏هاى رسمى مشابه در اسلام سنى چنان عظیم است که حتى اگر آنها در دیگر علوم دینى اسلامى هیچ شرکتى نمى‏داشتند، سهم آنها در این علوم همچنان بنیادى باقى مى‏ماند؛55 زیرا مؤلفان هر شش کتاب اصلى مرجع حدیث اهل تسنن، که به صحاح سته معروف‏اند، همگى ایرانى هستند.


در میان راویان حدیث، ظاهرا شیعیان که مستقیما به حضرت على علیه‏السلام و از آن طریق به پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله متصل‏اند، داراى قدمت بیشترى در حدیث هستند. ایشان در طى چهار قرن که از سلسله امامت برخوردار بودند، روایات بسیارى دارند. محققان شیعه چهار قرن اول اسلام که همگى از آموزش در نزد امامان شیعه برخوردار بودند، گنجینه وسیعى از احادیث مربوط به پیامبر و ائمّه اطهار علیهم‏السلام دارند.در این دوره، به ویژه در زمینه احادیث پیامبر نیز ظاهرا علماى شیعه موفق به جمع‏آورى حدیث بیشترى شده‏اند. البته شیعیان چون به ضبط گفتار زنجیره امامان نیز علاقه‏مند بوده‏اند، احادیث بیشترى دارند. زنجیره امامت تا ابتداى قرن چهارم ادامه داشت. در این دوران، به ویژه در عصر امام پنجم و ششم، حدیث‏نویسان ایرانى احادیث بسیارى از ائمّه علیهم‏السلام ضبط و نگهدارى کردند.56اما در کنار مذهب شیعه، اهل‏سنت نیز به حیات علمى خود ادامه داد. این مذهب که خود به چهار مذهب فرعى بخش‏پذیر است، به دلیل نداشتن مشکلات سیاسى نظیر مشکلات شیعیان، بهتر مى‏توانست به تحقیق درباره علوم موردنظر خود بپردازد.


راویان حدیث در تسنن همچون تشیع اهمیت بسیارى دارند. در میان این راویان، بى‏تردید راویان سلسله‏الذهب به دلیل حضور رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بالاترین اعتبار را دارند. منشأ سلسله‏الذهب به آن حضرت باز مى‏گردد. در نگاه اهل سنت پس از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در علم حدیث، عبداللّه‏بن عمر قرار دارد. عبداللّه‏بن عمر پسر خلیفه دوم بود. او در بخشى از دوران زندگى خود، به جمع‏آورى احادیث مى‏پرداخته است.پس از عبداللّه‏بن عمر، غلام یا مولى ایرانى او، نافع دیلمى، قرار دارد. در توضیحات مربوط به قرائت درباره نافع و اهمیت او به اندازه کافى سخن گفته شد. اما به نظر مى‏رسد تخصص اصلى نافع در علم حدیث باشد. در سلسله‏الذهب پس از نافع، مالک‏بن انس پیشواى مذهب مالکى قرار دارد.
57


نکته مهم درباره سلسله‏الذهب این است که هر سه (عبداللّه‏بن عمر، نافع و مالک‏بن انس) شخصیت بزرگ دینى در حاشیه حرمین شریفین قرار داشته و بیشتر عمر خود را در سرزمین وحى سپرى کرده‏اند؛ اما پس از ایشان بزرگانى وارد عرصه حدیث شدند که پیوستگى‏هاى مهمى با ایران و ایرانیان داشتند؛ به گونه‏اى که از میان ده راوى بزرگ شیعه و سنى حدیث اسلامى، هر ده تن ایرانى بودند.


اما در فاصله بین نافع و محدثان شش‏گانه اهل‏تسنن که به «صحاح‏السته» معروف‏اند، دو محدث بزرگ پدید آمدند. پس از نافع قدیمى‏ترین راوى حدیث یحیى‏بن معین بود که در سال 233ق/ 847م درگذشت و معلم بخارى بود.58 راوى معروف دیگرى که معاصر یحیى‏بن معین بود، ابویعقوب اسحاق‏بن راهویه است که در حدود سال 230ق/ 844م در نیشابور درگذشت. او نیز معلم بخارى و همچنین مسلم و ترمذى بوده است.59


شش عالم بزرگ علم حدیث رسمى اهل تسنن که به صاحبان
صحاح‏السته معروف و همگى ایرانى‏اند، با بخارى آغاز مى‏شوند. بخارى همان‏گونه که از نامش مشخص است در بخارا به دنیا آمد. شانزده سال براى جمع‏آورى حدیث در عالم اسلام به مسافرت پرداخت. او در مجموع ششصد هزار حدیث جمع‏آورى کرد. گویند او هیچ حدیثى را پیش از وضو گرفتن و نماز گزاردن ضبظ نمى‏کرد.60 بخارى از مجموعه عظیم احادیث، تنها 7275 حدیث را صحیح دانست و در کتاب بزرگش صحیح بخارى جاى داد. بخارى در سال 256ق / 870م در نزدیکى سمرقند درگذشت.61


ابوحسین‏بن حجاج معروف، به مسلم، در نیشابور کانون مهم علم خراسان به دنیا آمد. او نیز به نقاط متفاوت جهان اسلام سفر کرد. او از دوستان نزدیک بخارى بود. تألیف او نیز صحیح نام دارد.62 سومین محدث بزرگ اهل تسنن، ابوداود سلیمان‏بن اشعث سجستانى است که در سال 275ق/ 889م درگذشت. احادیث سجستانى بیشتر جنبه فقهى دارد. چهارمین عالم بزرگ حدیث در میان اهل‏سنت، ابوعیسى محمد ترمذى است که در ترمذ به دنیا آمد و در همان جا درگذشت. تألیف او به عنوان جامع ترمذى در اختلاف آراء مذاهب بسیار مشهور است.63 ترمذى شاگرد بخارى بود و در سال 279ق /893م درگذشت.


پنجمین عالم بزرگ حدیث اهل تسنن، ابوعبدالرحمن احمد نسایى است. او سفرهاى بسیارى در جمع‏آورى حدیث به شام و مصر نموده است. او تمایلات شیعى داشت و چون احادیثى به نفع شیعه منتشر کرد، از سوى شامیان مورد بى‏احترامى قرار گرفت و بر اثر مضر
وب شدن در رمله یا مکه در سال 303ق / 916م درگذشت.64


ششمین عالم حدیث تسنن، ابن‏ماجه، از نظر اعتبار، جایگاه متزلزل‏ترى در مقایسه با صاحبان پنج صحاح قبلى دارد.ابن‏ماجه قزوینى داراى کتابى به نام سنن ابن‏ماجه است. ابن‏ماجه در سال 273ق/ 886م درگذشت.65 برخى از بزرگان علم حدیث اهل تسنن، عبداللّه‏بن عبدالرحمان دارمى سمرقندى، مؤلف سنن دارمى، را ششمین عالم بزرگ این علم مى‏داند.66 دارمى در سال 255 قمرى درگذشت.البته جز صاحبان صحاح سته، افرادى مانند محمدبن یحیى، معروف به ابن منده یا مانده از اهالى اصفهان، وجود دارند. او در علم حدیث ید طولا و در اعتلاى علمى علم حدیث در مکتب اصفهان نقش بسزایى داشت. او در سال 301ق/ 914م درگذشت.67


در قرن چهارم هجرى، حداقل سه عالم بزرگ حدیث دیگر در ایران وجود داشتند که آثارشان هنوز هم مورد توجه است. در میان این سه نفر ابوسلیمان بُستى که در مکتب نیشابور آموزش دیده بود و تأثیر بسیارى بر توسعه و حفظ احادیث صحیح در این دوره داشت، اولین فرد است.68 او معلم حاکم نیشابورى بود و در سال 388ق/ 998م در بُست درگذشت.69پس از بستى عالم بزرگ حدیث اهل تسنن جهان اسلام، ابوعبداللّه حاکم نیشابورى معروف به ابن‏البیع است. شهرت بسیار این عالم بزرگ اهل تسنن براى کتاب فوق‏العاده المستدرک على صحیحین است.70 حاکم نیشابورى علاوه بر حدیث در علوم دیگر دینى مانند فقه توانایى فراوانى داشت.


سامانیان حاکم نیشابورى را سمت‏هاى مهم قضایى و سفارت‏هاى بسیار مهم مى‏دادند. از جمله این سمت‏ها کرسى قضاوت در گرگان و نیشابور و سفارت سامانیان در نزد بویهیان است. ظاهرا ابن‏البیع تمایلات شیعه داشت، به گونه‏اى که ابن‏تیمیه او را شیعه دانسته است.71 ابن‏البیع در سال 405ق / 1014م درگذشت.اما در قرن چهارم با افول نسبى رى در علوم دینى، کم‏کم دو مرکز مهم دیگر نشانه‏هایى از توسعه علوم دینى از خود نشان دادند. این دو مرکز اصفهان و قم بودند.


در اصفهان یکى از بزرگ‏ترین محدثان تاریخ این شهر در این سال‏ها ظهور کرد. ابونعیم‏بن مهران اصفهانى صوفى معروف و مؤلف حلیه‏الاولیا و تاریخ اصفهان و از منسوبان به خاندان مهران بود.72 او در سال 430ق / 1038م درگذشت.ابونعیم و مسلک او نقشى تابنده در کانون علمى و فرهنگى شهر اصفهان داشت. او از اجداد علّامه مجلسى عالم بزرگ شیعه محسوب مى‏شود.


اما پس از بررسى
علماى حدیث اهل تسنن، نوبت به علماى اهل تشیع مى‏رسد. پایه‏گذار علم حدیث نیز در تشیّع سلمان فارسى است. گفته مى‏شود که سلمان قبل از ظهور پیامبر عبارات جذاب جاثلیق‏هاى رومى را جمع‏آورى مى‏کرده است.73 به این ترتیب شاید به توان او را پایه‏گذار علم حدیث در تاریخ اسلام دانست. بخشى از این احادیث و عبارات در کتاب توحید شیخ صدوق آمده است.74


پس از سلمان فارسى که معاصر قطب عالم امکان و بزرگ‏ترین عالم و محدث تاریخ تشیّع، حضرت على علیه‏السلام بود، کم‏کم شخصیت‏هاى شیعه ایرانى نیز به دانشمندان حدیث این دوره پیوستند. بزرگ‏ترین محدثان شیعه همان مفسّران اهل تشیّع مانند حسین‏بن سعید اهوازى، على‏بن مهزیار اهوازى، محمدبن خالد برقى و فضل‏بن شاذان نیشابورىاند که سخنان ائمّه اطهار علیهم‏السلام را ضبط کرده‏اند.


البته در میان محدثان شیعه چند عالم بزرگ دیگر نیز وجود دارند که امروزه منبع عمومى عالم تشیّع درباره علم حدیث به شمار مى‏روند. نخستین عالم مشهور میثم تمّار از یاران امام على علیه‏السلام است که در سال 61ق / 680م به شهادت رسید.75 میثم تمّار علاوه بر آراى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به گرداورى سخنان حضرت على علیه‏السلام و سایر ائمّه هدى علیهم‏السلام نیز پرداخت و در نوع خود از آغازگران علم حدیث تشیّع و تعمیم آن به ائمّه شیعه به شمار مى‏رود.اما در عالم تشیّع سه فرد به نگارش چهار اثر مهم و اصلى در زمینه
حدیث پرداخته‏اند که آراى ایشان در تمام جهان اسلام حجت به شمار مى‏رود. این سه تن کلینى، شیخ صدوق و شیخ طایفهاند که در بخش تفسیر نیز آراى ایشان در کانون بررسى قرار گرفت.


محمدبن یعقوب کلینى از اهالى رى بود. او براى جمع‏آورى حدیث به مسافرت‏هاى فراوانى رفت و سرانجام در بغداد سکنى گزید و در این شهر بود که شاهکارش کافى را نوشت.76 در سال 329ق/ 940م در همانجا درگذشت.77 وى روى‏هم رفته 16099 حدیث فراهم آورد.78 کلینى که از دانش‏آموختگان مکتب رى محسوب مى‏شد، از علماى بزرگ تشیّع در عراق نیز به شمار مى‏آمد. آراى کلینى در فقه نیز بسیار جذاب و هوشمندانه است.


دومین نفر از پایه‏گذاران مکتب علمى قم، ابوجعفر محمدبن بابویه معروف به شیخ صدوق است. شیخ صدوق نیز به روال محدثان به سفرهاى بسیارى براى جمع‏آورى حدیث پرداخت. او نیز نقش بسیار مهمى در فقه شیعه داشت. ابن‏بابویه در سال 381ق / 991م در نزدیکى تهران درگذشت. کتاب برجسته او من لایحضره‏الفقیه دربردارنده 9044 حدیث است.79


اما در میان سه محدث بزرگ شیعه ابوجعفر محمدبن حسن طوسى معروف به شیخ طایفه، که مفسّر قرآن نیز بوده است، اهمیتى بیش از دیگران دارد. طوسى به دلیل حضور در مهم‏ترین مرکز علمى ایران در نیشابور خراسان، از منابع بیشترى برخوردار بود. او همچنین از آراى کلینى و شیخ صدوق نیز استفاده کرده است. دو کتاب بزرگ شیخ طایفه در حدیث عبارت‏اند از: تهذیب‏الاحکام مرکب از 13590 حدیث و الاستبصار محتوى 5511 حدیث.80کتب اربعه در سراسر تاریخ شیعه به عنوان موثق‏ترین مجموعه حدیثى تاکنون باقى مانده‏اند. امروزه مى‏توان گفت که تنها این چهار اثر مرجع حدیث تشیّع در جهان اسلام‏اند و سایر آثار دیگر را در علم حدیث تحت شعاع خود قرار داده‏اند.


نتیجه‏گیرى


با توجه به آنچه ذکر گردید، مى‏توان گفت:


1. بررسى تاریخى نشان مى‏دهد که هرچند علم قرائت را دو فرد عرب‏زبان پایه گذاشته‏اند، پیشرفت‏هاى بعدى این دانش مدیون دانشمندان ایرانى است. حمزه‏بن حبیب نخستین ایرانى نام‏آور در عرصه قرائت است. در پى او نافع و سپس ابن‏کثیر قرار دارند که از منظر تاریخى یکدیگر را درک کرده‏اند.اما در میان این دانشمندان و در نقطه اوج علم قرائت کسایى قرار دارد. او در کانون علمى خراسان، تنها نیم قرن پس از تولد علم قرائت و در دوره‏اى که ایرانیان با کمک وزراى ایرانى خلیفه عباسى به دستاوردهاى علمى مهمى دست یافتند، علم قرائت را به اوج خود رساند.


2. ایرانیان در علم تفسیر از ابتدا داراى دانشمندان بزرگى بوده‏اند. اما این علم به دلیل اینکه برداشت‏هاى افراد از کلام‏اللّه مجید است، گونه‏هاى فراوانى دارد. یکى از عوامل اثرگذار در برداشت افراد، نوع شناخت آنان از عوامل و تعاریف جغرافیایى بوده است.


به همین دلیل مى‏توان گفت یکى از عوامل موجود در اختلافات بین تفاسیر و برداشت متفاوت مفسّران، در عوامل جغرافیایى بوده است. در قرون ابتدایى اسلامى دو کانون جغرافیایىِ خراسان و رى در علم تفسیر داراى اهمیت بیشترى نسبت به کانون‏هاى فرعى بوده‏اند. خراسان به دلیل پهنه وسیع ج
غرافیایى و جمعیت فراوان در این زمینه بر کانون رى پیشى گرفته است.


3. بررسى تاریخى و جغرافیایى محدثان بزرگ شیعه و سنى نیز بیانگر همین مدعاست. شیخ طایفه دو کتاب از چهار کتاب اصلى علم حدیث شیعه را به نگارش درآورده است. در مورد کانون رى باید گفت که به دلیل تمرکز شیعیان در مرکز ایران، به ویژه قم و کاشان در قرون ابتدایى، بزرگان ایرانى حدیث بیش از کانون علمى رى به شهر شیعه‏نشین قم وابسته بوده‏اند؛ جایى که هم‏اکنون نیز مرکز فقه و علوم قرآنى است.


4. در حدیث اهل تسنن نیز صحاح‏السته، به دو کانون علمى خراسان و رى وابسته‏اند. در این میان خراسان بزرگ، به ویژه نیشابور، به عنوان اصلى‏ترین بخش کانون علمى خراسان در این دوره با معرفى پنج محدث از شش محدث بزرگ اهل‏سنت بر رى پیشى دارد.


پی نوشت:


1ـ ریچارد فراى، تاریخ ایران از فروپاشى دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان براساس پژوهش‏هاى دانشگاه کمبریج، ترجمه حسن انوشه، ج 4، ص 60.
2ـ همان، ص 387.
3ـ همان، ص 404.
4ـ همان.
5ـ على‏بن حسین مسعودى، مروج‏الذهب و معادن‏الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 663.
6ـ سید محمدحسین جعفرى، تشیّع در مسیر تاریخ، ص 71.
7ـ همان، ص 404.
8ـ سیدحسن صدر، تأسیس‏الشیعه، ص 45.
9ـ جلال‏الدین سیوطى، طبقات المفسرین، ص 23.
10ـ سیدحسن صدر، همان، ص 67.
11ـ ابن الجلجل، طبقات‏الاطباء و الحکماء، ص 120.
12ـ همان.
13ـ ریچارد فراى، همان، ص 404.
14ـ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ص 230.
15ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 109.
16ـ همان، ص 229.
17ـ ابن ندیم، الفهرست، ص 390.
18ـ میترا مهرآبادى، خاندان‏هاى حکومت‏گرا ایران باستان، ص 133.
19ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 4.
20ـ ابن ندیم، همان، ص 254.
21ـ همان.
22ـ ابن ندیم، همان، ص 160.
23ـ جمعى از نویسندگان، تاریخ تشیّع، ص 326.
24ـ سیدحسن صدر، همان، ص 30.
25ـ ریچارد فراى، همان، ص 405.
26ـ ابوبکربن هدایت‏اللّه حسینى، طبقات شافعى، ص 29.
27ـ میترا مهرآبادى، همان، ص 133.
28ـ ابوبکربن هدایت‏اللّه حسینى، همان، ص 60.
29ـ ابن خلکان، همان، ج 4، ص 341.
301.
H. Corbin, En Islam Iranien, p. 298.
311.
Ibid, p. 299.
322.
Ibid.
33ـ ریچارد فراى، همان، ص 405.
34ـ ابن خلکان، همان، ج 3، ص 226ـ227.
35ـ ریچارد فراى، همان، ص 405.
36ـ ابواسحاق شیرازى، طبقات الفقهاء، ص 89.
37ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 200.
38ـ ابن ندیم، همان، ص 309.
39.
D. M. Donaldson, The Shiite Religion: A History of Islam in Persia and Iraq, P. 209.
40.
Ibid.
41ـ یادنامه شیخ‏الطایفه، ص 33.
42.
D. M. Donaldson, op.cit, p. 130.
43.
D. M. Dona
ldson, The Shiite Religion: A History of Islam in Persia and Iraq, P
. 209.
44ـ یادنامه شیخ‏الطایفه، ص 37.
45.
G. M. Wickens, Religion: The Legacy In Iran, p. 148.
46ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 10.
47ـ همان.
48ـ همان، ص 13.
49.
G. M. Wickens, op.cit, p. 153.
50ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 15.
51.
G. M. Wickens, op.cit, p. 166.
52.
Ibid, p. 200.
53ـ ابوبکربن هدایت‏اللّه حسینى، همان، ص 98.
54ـ طاش کبرازاده، طبقات الفقهاء، ص 178.
55ـ ریچارد فراى، همان، ص 409.
56ـ ر.ک: محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، مقدمه.
57ـ ابن خلکان، همان، ج 4، ص 200.
58ـ ریچارد فراى، همان، ص 407ـ408.
59ـ همان، ص 408.
60ـ جلال‏الدین سیوطى، همان، ص 300.
61ـ محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح بخارى، ترجمه عبدالعلى نوراحرارى، ص 3.
62ـ مسلم ترمذى، صحیح مسلم، ترجمه عبدالقادر ترشایى، ص 1.
63ـ محمد ترمذى، جامع ترمذى، ترجمه عبدالحمید بزرگ‏زاده، ص 1.
64ـ ر.ک: سیدحسن صدر، همان، ص 140.
65ـ ابن‏ماجه قزوینى، سنن ابن‏ماجه، ص 2.
66ـ عبداللّه دارمى، سنن دارمى، ص 6.
67ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 28.
68ـ ریچارد فراى، همان، ص 408.
69ـ همان.
70ـ ابوعبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، ص 3.
71ـ سیدحسن صدر، همان، ص 40.
72ـ میترا مهرآبادى، همان، ص 133.
73ـ سیدحسن صدر، همان، ص 280.
74ـ محمدبن على صدوق، توحید، ص 90.
75ـ سید محمدحسین جعفرى، همان، ص 108.
76ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 2.
77ـ همان، ص 3.
78ـ همان.
79ـ محمدبن على صدوق، من لایحضره‏الفقیه، تصحیح محمد آخوندى و سیدحسین موسوى خراسانى، ص 9.
80ـ یادنامه شیخ‏الطایفه، ص 10.


منبع: ماهنامه معرفت شماره 164


www.iec-md.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید