ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ازدواج سلمان فارسی

سلمان فارسي(محمدي) مانند پيامبر خدا (ص) در سال 570 ميلادي به دنيا آمد و در سال اول هجرت پيامبر از مكه به مدينه اسلام آورد يعني وي در سن حدود52 يا 53 سالگي مسلمان شده است.
سلمان تا قبل از ا
سلام ازدواج نكرده بود كه اين نيز علل مختلفي داشت؛ اما بعد از اسلام آوردن ازدواج كرد. داستان خواستگاري رفتنها و ازدواج سلمان فارسي بسيار شنيدني است لذا ما كل ماجراهاي منجر به ازدواج سلمان فارسي را خدمتتان ارائه مي نماييم:
1 – خواستگاري دختر «عمر»
در روايت مي خوانيم: عمر، در حالي كه جلو درب خانه خود با گروهي ايستاده بود، از سلمان خواست، اگر حاجتي دارد براي او برآورده سازد. سلمان، از اين موقعيت استفاده نمود و گفت: اي ابوحفص! من مايلم با دختر تو، خواهر «حفصه »يعني، خواهر همسر رسول خدا (ص) ازدواج كنم، اما عمر كه از اين خواستگاري سخت ناراحت شده بود، به اطرافيان خود خطاب كرد و گفت: مي بينيد اين عجمي كه درست نمي تواند سخن بگويد، چه ادعايي دارد؟راستي، چگونه محمد (ص) اين مرد را اين قدر ميدان داده و عظمت بخشيده، كه وي از حد خود تجاوز مي كند، و خود را در حدي قرار مي دهد، كه مي خواهد باافراد بلند نسب همطراز گردد؟
آن گاه، عمر حركت كرد، و در حالي كه خشمناك بود، به حضور رسول خدا (ص) رسيد و به عرض رسانيد: اي رسول خدا (ص) ! موقعيت افراد بي ارزش را، اين قدربالا نبر، كه بتوانند با اشراف اصحاب تو، همسنگ شوند و افتخار و منزلت بدست آورند!
رسول خدا (ص) فرمود: چه مشكلي براي تو پيش آمده؟
عمر، داستان خواستگاري سلمان را بيان كرد، اما رسول خدا (ص) فرمود: واي به حال تو! اگر سلمان به اين ازدواج مايل بود، تو چرا به وصلت با او را رضايت ندادي، تا بدين وسيله به او نزديك شوي؟ در حالي كه بهشت مشتاق ملاقات سلمان است.
آن گاه رسول خدا (ص) آيات قرآني را كه در مورد فضيلت سلمان و ياران وي وارد شده بود (سوره انعام، آيه 89(بيان فرمود، و عمر در برابر آن حضرت ساكت ماند، اما «حذيفة بن يمان » منظور آيه قرآن و رسول خدا (ص) را سؤال كرد، آن حضرت فرمود: منظورآيه: و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم. . (سوره محمد (ص)، آيه 38)سلمان و قوم او هستند. بعد رسول خدا (ص) ادامه داد: معاشر قريش! تضربون العجم علي الاسلام هذا، و الله ليضربنكم عليه غدا… (نفس الرحمن، ص 199 و 562؛ مجمع البيان، ج 9، ص 108).
اي جماعت قريش! شما بر عجم به خاطر اسلام آوردن امروز شمشير مي زنيد، اما به خدا سوگند در آينده آنها براي اسلام آوردن، به شما شمشير فرود مي آورند!
گويا پس از توضيحهاي رسول خدا (ص) درباره سلمان بود، ك
ه «عمر» به هنگام خواستگاري بار دوم، از برخورد قبلي خود پشيمان شد و جواب مساعد داد، اماسلمان زير بار اين ازدواج نرفت و گفت: مي خواستم بدين وسيله بدانم، آيا روحيه نژادپرستي قبل از اسلام، از قلب تو ريشه كن شده؟ يا هم چنان باقي است(الدرجات الرفيعة، ص 215؛ بحارالانوار، ج 22، ص 350؛ نفس الرحمن، ص 561.) آن گاه سلمان از اين ازدواج صرف نظر كرد.( نفس الرحمن، ص 561؛ تذكرة الفقهاء، ج 2، ص 597.) اين ماجرا خوي زشت و ناپسند و نژاد پرستي عمر را ميرساند.
2 – خواستگاري دوم
متاسفانه، همانطور كه بيان شد، مسئله نژادپرستي، يكي از آفتهاي اعتقادي واخلاقي جوامع گذشته بوده، و هم اكنون نيز اين فاجعه انساني – كه قرآن وپيغمبر (ص) براي ريشه كن ساختن آن تلاشهاي فراواني كرده اند – جريان دارد، وعواقب بسيار دردناكي را به وجود مي آورد.
سلمان فارسي هم، با آن همه عظمت و مقام معنوي و علمي، گرفتار اين فاجعه شده، و گويا به همين دليل، يا از باب اينكه وقتي خدا كسي را دوست داشته باشد، امتحان و مبتلا مي كند (بحارالانوار، ج 78، ص 196)در خواستگاري دوم هم به ازدواج موفق نشده است!
زمخشري، در كتاب «ربيع الابرار» مي نويسد: سلمان فارسي، در حالي كه «ابودرداء» دوست و برادر ايماني خود را همراه برداشته بود، به خواستگاري يك زن قرشي رفت.
ابودرداء، وارد خانه شد و براي خانواده آن زن، سابقه سلمان و فضايل و مقام علم و دانش او را بيان كرد، اما آنان با شنيدن وضعيت سلمان (كه قهرا يك جهت آن هم كهنسالي بوده) گفتند: به ازدواج با او حاضر نيستند، اما اگر خود «ابودرداء» مايل باشد، حاضرند زن را به ازدواج وي درآورند !ابودرداء هم كه موقعيت را مناسب ديد، با آن زن پيوند ازدواج بر قرار كرد!
اما وقتي ابودرداء از آن خانه بيرون آمد به سلمان گفت: برادر! من كاري انجام دادم، كه از تو خجالت مي كشم! آن گاه داستان را شرح داد!
سلمان هم با شنيدن داستان، گفت: من بايد شرمنده باشم، زيرا به خواستگاري زني آمده بودم، كه خداوند سرنوشت او را براي تو مكتوب داشته بود(نفس الرحمن، ص 560؛ حلية الاولياء، ج 1، ص 200.)
3- ازدواج
بار سوم خواستگاري سلمان فارسي، به نتيجه رسيد و توانست از قبيله «بني كنده » زني را به ازدواج خويش درآورد، شب عروسي فرا رسيد، گروهي از بستگان عروس و ياران سلمان آنان را تا جلو درب خانه همراهي كردن
د، سلمان زحمات وخدمات دوستان را مورد ستايش قرار داد، و از آنان تقاضا نمود، از همانجا برگردند!
آن گاه سلمان و همسر وي وارد خانه شدند، وقتي سلمان پرده ها وآذين بنديهاي فراوان خانه و حجله را ديد، نگران شد و گفت: اينجا حجله عروسي است؟ يا كعبه به قبيله «بني كنده » منتقل شده، كه اين همه پرده آويزان كرده اند؟
گفتند: همسر تو ثروتمند است و اين پرده ها و آذين بنديها جهيزيه است و ازدارايي خود آن زن مي باشد، ن وقت سلمان قانع و ساكت شد.
اما مشاهده كرد، تعدادي دختر و خدمتگزار مشغول پذيرايي و خدمت هستند، پرسيد: اينها كيستد و چه كاره اند؟
پاسخ دادند: اينها كنيزان و خدمتگزاران همسر تو مي باشند!
سلمان، با شنيدن و ديدن آن وضع هم ناراحت شد، اين كار همسر را ناپسندشمرد و گفت: اين كار هم پسنديده نيست، آنان بايد شوهر كنند، زيرا از حبيب خود، رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: كنيزان بايد به شوهر داده شوند، اگركسي دخترها و كنيزان را در خانه نگهداري كند و آنان به خاطر نياز به همسر، به گناه و بي عفتي آلوده شوند، گناه آنان به عهده مالك و صاحب آنان نيز خواهد بود.
بعد سلمان، ضمن سپاس از خدمتگزاران، از آنان تقاضا كرد، او را با همسرش آزاد بگذارند. آن گاه سلمان، پرده جلو درب اتاق را آويخت، كنار همسر خودنشست و دست خود را روي پيشاني او گذاشت و براي خير و بركت و سعادت زندگي دعاي خير انجام داد.
سپس به همسر خود گفت: آيا مطيع درخواست و تقاضاي من هستي؟ همسرگفت: من آماده دستور تو نشسته ام.
سلمان گفت: مولايم رسول خدا (ص) به من سفارش كرده، هرگاه كنار همسرخويش قرار گرفتم، زندگي را با اطاعت و عبادت خداوند آغاز كنم، حال كه قول مساعدت و اطاعت داده اي، با من حركت كن.
سلمان و همسر او حركت كردند، و به مسجد وارد شدند، زن و شوهر در مسجد نمازگزاردند و بعد از آن به خانه برگشتند و عمل زفاف و زناشويي صورت گرفت، وزندگي با ياد و اطاعت خداوند آغاز گرديد.
روز بعد، عده اي از دوستان و ياران، براي تبريك به ديدن سلمان آمدند، و پس از تهينت و احوالپرسي، سؤال كردند: آيا همسر خوبي نصيب تو شد؟ آيا وضع اوچگونه بود؟ و آيا از وضع وي رضايت داري؟ !
سلمان، كه از اين سؤالها ناراحت شده بود، و از پاسخ خودداري مي كرد، گفت: انما جعل الله الستور و الخدور و الابواب لتواري ما فيها…&lt ;BR>خداوند متعال، پرده ها و درها را براي پوشش اسرار قرار داده، شما هم از مسايل ظاهري و عمومي سؤال كنيد، و از آنچه اسرار زندگي افراد است و به شما مربوط نمي شود، پرهيز داشته باشيد، زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: افرادي كه مسايل خصوصي زناشويي خويش را با ديگران گفت و گو مي كنند، مانند چهارپايان (نرو ماده اي) هستند، كه در راه و مقابل چشم ديگران، يكديگر را «بو» مي كشند(. نفس الرحمن، ص 560؛ صفوة الصفوة، ج 1، ص 539؛ حلية الاولياء، ج 1، ص 186)
بنابراين، به استناد متون تاريخي، سلمان فارسي ازدواج كرده و همسر داشته، البته از بانويي به نام «بقيرة » به عنوان همسر سلمان، در «مداين» نيز نام برده شده است.
فرزندان و نواده ها
آيا سلمان فارسي، فرزند هم داشته، و از اين صحابي بزرگ نسلي هم به جاي مانده است؟
سيد بن طاووس، علامه مجلسي و محدث نوري، از شخصي به نام «عبدالله بن سلمان الفارسي» نام مي برند، كه حديث «تحفه بهشتي براي فاطمه – س» را (رجوع كنيد به فصل: در محضر علي (ع) و فاطمه (س) همين كتاب) از پدرخود «سلمان» روايت كرده است(مهج الدعوات، ص 7؛ بحارالانوار، ج 43، ص 66؛ نفس الرحمن، ص 339؛ مكاتيب الرسول (ص)، ص 410.) اما در عين تحقيقي كه به عمل آمد، از نام مادر «عبدالله» و خصوصيات زندگي وي، مطلب اضافه اي يافت نشد.
هم چنين از «شيخ بدر الدين حسن بن علي بن سلمان» در كتابهاي حديثي ورجالي سخن به ميان آمده، كه با نه واسطه نسب او به «محمد بن سلمان فارسي» مي رسد، و شيخ بدرالدين حسن، در «استاباد» از «سد» از نواحي ري مي زيسته وواعظ فصيح و صالحي بوده است (جامع الرواة، ج 1، ص 212.) و به قول «محدث نوري»: استفاده مي شود، كه فرزند و نواده هاي سلمان، تا حدود پانصد سال در «ري» بوده اند.( نفس الرحمن، ص 560 و 561.)
در كتاب «المنتقي» تاليف: كازروني، آمده است: گفته مي شود: سلمان در زمان خلافت «عمر» به اصفهان بازگشتي داشته، همچنين سلمان برادري در شيراز (ياكازرون) داشته، كه نسلي از وي باقي مانده، دختري دراصفهان داشته، كه نسل و نتيجه داشته، و هم چنين داراي دو دختر در «مصر» بوده،چنانكه از او نبيره پسري به نام «كثير» معرفي شده است(نفس الرحمن، ص 560 و 561؛ براي مطالعه بيشتر به كتاب سلمان فارسي استاندار مدائن؛ نوشته احمد صادقي اردستاني؛نشر دفتر تبليغات اسلامي مراجعه ب
فرماييد)


http://ahlebayt.porsemani.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید