ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

65 حدیث پیرامون امام زمان علیه السلام

حديث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :


ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :


يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .  


مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.


حديث2- عدل مهدى (عج) :


ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود


تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .


زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.


 حديث3: 


و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :

&#x0D ;

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض  عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .


قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است< SPAN dir=ltr> .


حديث4- مهدى فرزند فاطمه  زهرا (س) :


از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س)  فرموده

&#x0 D;

المهدى من ولدك .


(مهدى از فرزندان تو است .)


حديث5- مهدى برگزيده خداست


على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:


فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟


عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟


فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اعل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟


دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :


من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.


يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .


اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد….


 حديث6- مهدى ، حسينى است :


در آن كتاب از حذيفة بن يمان روايت مى كند كه گفت: پيامبر خطبه اى ايراد فرمود و آنچه مى بايد اتفاق بيفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :


 لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .


اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگيزد  كه همنام من باشد.


 سلمان&l t;SPAN dir=ltr> برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا(ص) از كدام فرزند شما خواهد  بود؟ فرمود : از اين فرزندم ، و دست روى شانه حسين (ع) گذاشت.


حديث7- قريه اى كه مهدى از آنجا قيام مى كند :


به سند خود از عبدالله بن عمر روايت نموده كه گفت :


 يخرج المهدى من قرية يقال لها كرعة


مهدى از قريه اى قيام مى كند كه آن را كرعه مى گويند .


حديث8- ويژگيهاى حضرت :


&lt ;P class=MsoNormal dir=rtl style=”MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto” align=justify>همچنين حذيفة از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود :


المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى


مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .


حديث9  :


حذيفه روايت نموده كه پيامبر (ص) فرمود :


المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائيلى على خدّه الآيمن خال كانه كوكب درى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطير فى الجوّ.  


مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائيل است،در گونه راست وى خالى است كه چون ستاره تابناكى بدرخشد زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.


حديث10:


ابو سعيد خدرى مى گويد پيامبر فرمود :


 المهدى منا اجل الجبين اقنى الانف


مهدى ما پيشانيش روشن و وسط بينيش كمى برآمده است


حديث11: 


المهدى منا اهل البيت رجل من امتى اشم الانف يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً


 مهدى ما اهل بيت مردى از امت من است كه وسط بينيش برآمده و او زمين را پر از عدل كند، چنان كه پر از ظلم باشد

حديث12:


ابوامامه باهلى از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:


 بينكم و بين الروم اربع هدن يوم الرابعةعلى يد رجل من آل هرقل يدوم سبع سنين ..


ميان شما و روميان چهار صلح است ، چهارمين آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى يابد مردى از طائفه عبدقيس به نام مستور بن&lt ;/SPAN> بجلانعرض كرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پيشواى مردم كيست؟


فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعين سنة، كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عباء تان قطريتان كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز يفتح مدائن الشرك .


پيشواى مردم مهدى است كه از فرزندان من مى باشد كه چون ظهور كند به صورت مرد چهل ساله مى نمايد.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سياهى است، دو عباى قطرى پوشيده (و از لحاظ سلامت بنيه ) گوئى ازمردان بنى اسرائيل است، ذخائر زمين را استخراج كند و شهرهاى شرك را بگشايد .


حدیث 13:


عبدالرحمن بن عوف روايت نموده كه پيغمبر فرمود


ليبعثن الله من عترتى رجلاً افرق الثنايا، اجلى الجبهه ، يملاء الارض عدلاً يفيض المال فيضاً


خداوند از عترت من مردى را برانگيزد كه ميان دندانهايش باز ، و رويش روشن باشد، زمين را پر از عدل كند و به مردم اموال فراوان بخشد.&lt ;/P>

حدیث 14:


 پيشوا صالح ابوامامه نقل مى كند كه رسول اكرم (ص) براى ما خطبه ايراد كرد و درضمن ، از دجّال نام برد و فرمود :


پس شهر مدينه از پليديها پاك شود چنان كه كوره آهنگرى از كثافات فلزات پاك گردد ، آن روز اعلام خواهند كرد كه امروز روز آزادى است .


زنى به نام ام شريك عرض كرد: اى رسول خدا (ص) عرب كجا خواهند بود؟


فرمود : در آن روز آنها اندكى بيش نيستند ، بيشتر آنان در بيت المقدس مى باشند ، اممهم المهدى ، رجل صالح پيشواى آنها مهدى است كه مردى صالح مى باشد .


حديث15: ظهور هويدا :


ابو سعيد خدرى روايت مى كند كه پيغمبر (ص) فرمود :


يخرج المهدى فى امتى يبعثه الله عياناً للناس يتنعم الامة و تعيش الماشية و تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحاً .


مهدى ميان امت من قيام خواهد كرد و خداوند او را به طور آشكار براى مردم برانگيزد ، مردم در رفاه ، و چهار پايان در آسايش باشند، و زمين روئيدنيهاى خود را بيرون دهد و او مال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم نمايد


حديث16- ابر بر سر او سايه افكند :


عبدالله بن عمر نقل كرد كه پيغمبر فرمود :


 يخرج المهدى و على رأسه عمامة فيهما مناد ينادى هذا المهدى خليفة الله فاتبعوه .


مهدى در حالى كه قطعه ابرى بر سر او سايه افكنده قيام مى نمايد ، در آن وقت گوينده اى اعلام مى دارد كه اين مهدى خليفة الله است از وى پيروى كنيد.


حديث17: بالاى سرحضرت مهدى (ع) فرشته اى است :


عبدالله بن عمر مى گويد : پيامبر (ص) فرمود:


يخرج المهدى و على رأسه ملك ينادى هذا المهدى فاتبعوه .


مهدى در حالى قيام مى كند كه فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گويد : مهدى اين است از وى پيروى نمائيد


حديث18: مژده پيامبر (ص) به ظهور مهدى (ع) :


ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود :


ابشركم بالمهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فيملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض يقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السوية بين الناس .


شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم كه به هنگام اختلاف زياد و تزلزل مردم ، قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد ساكنان آسمان و زمين از حكومت او راضى خواهند بود و اموال را ميان مردم به طور مساوى قسمت كند.


حديث19: نام آن حضرت :


عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود :


 لا يقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى ، يواطى اسمه اسمى يملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً .


پيش از قيامت مردى از اهل بيت من به سلطنت مى رسد كه همنام من باشد زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.


حديث20- كنيه او :


حذيفه از آن حضرت روايت كرده كه فرمود:


لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لبعث الله فيه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى يكنّى ابا عبدالله .


اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگيزد كه
نامش نام من وخويش چون
  خوى من و كنيه اش ابوعبدالله مى باشد .


حديث21:


 همچنين فرمود :


لا يذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلاً من اهل بيتى يواطىء اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً.


عمر دنيا به پايان نمى رسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و  نام پدرش نام پدر من است . (1) او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد .


گنجى خود احتمال داده است جمله اسم ابيه اسم ابى را راوى زائده بن ابى الرقاد باهلى براصل حديث افزوده است ، بزرگان اهل تسنن نوشته اند وى عادت داشت چيزى بر احاديث بيفزايد گنجى از سى نفر از بزرگان محدثين معتبر اهل سنت را نام برده كه همين را از عاصم از زر از عبدالله بن مسعود نقل كرده اند كه فقط پيامبر فرموده : اسمه اسمى ، بعضيها احتمال داده اند در اصل اسم ابيه، اسم ابنى بوده ، به واسط عدم توجه راوى در نقل يا كاتب هنگام نوشتن ابى ضبط شده و منشأ اين اشتباه شده است چنان كه بسيار هم اتفاق مى افتد، دليل اين موضوع  حديث ابن ابى ليلا است كه در صفحه 276 از امالى شيخ طوسى نقل شده كه پيامبر فرمود: اسمه كاسمى و اسم ابيه كاسم ابنى .


حديث22-عدل مهدى (عج):


ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.


چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند


حديث23-اخلاق آن حضرت :


عبدالله بن عمر روايت نموده كه پيغمبر فرمود :


يخرج رجل من اهل بيتى < /SPAN>يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاءها قسطاً و عدلاً.


مردى از اهل بيت من خارج مى شود كه نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد كند.


حديث24- بخشش مهدى (ع) :


ابوسعيد خدرى گفت رسول اكرم (ص) فرمود:


يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له: المهدى يكون عطاؤه هنيئاً .


در آخرالزمان و موقعى كه آشوبها پديد آيد، مردى به قدرت مى رسد كه به او مهدى گفته مى شود كه بخشش او گوارا باشد.


حديث25-علم مهدى به سنت پيغمبر (ص):


ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر فرمود :


يخرج رجل من اهل بيتى و يعمل سنتى و ينزل الله له البركة من السماء وتخرج الارض بركاتها و تملاء به الارض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يعمل على هذه الامة سبع سنين و ينزل بيت المقدس .


مردى از اهل بيت من به&l t;/SPAN> سلطنت خواهد رسيد كه به سنت من (آن طور كه بايد) عمل نمايد و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمين آنچه دارد، بيرون دهد و او زمين را پر از عدل كند چنان كه پراز ظلم و ستم باشد او به بيت المقدس درآيد و هفت سال سلطنت نمايد.


حديث26-آمدن مهدى با پرچمها :


ثوبان از پيامبر (ص) روايت نموده كه فرمود:


اذا رأيتم الرأيات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فيها خليفةالله المهدى


چون پرچمهاى سياه ببينيد كه ازسوى خراسان مى آيد به استقبال آن بشتابيد هرچند با رفتن از روى برف باشد زيرا كه همراه آن جماعت مهدى خليفة الله است .


حديث27-آمدن وى از جانب مشرق


عبدالله عمر گفت : روزى در خدمت پيامبر (ص) بوديم كه عده اى از جوانان بنى هاشم بيامدند، از مشاهده آنها ديدگاه پيامبر پر از اشك شد و رنگ مباركش تغيير كرد، اصحاب عرض كردند:
يا رسول الله سيماى
مباركتان گرفته است ما نمى توانيم شما را بدين حالت ببينيم فرمود:


انا اهل بيت اختارالله لنا الآخرة على الدنيا و ان اهل بيتى سيلقون بعدى بلاء و تشريداً و تطريداُ حتى يأتى قوم من قبل المشرق و معهم رايات سود فيسألون الحق فل
ا يعطونه فيقاتلون و
ينصرون فيعطون ماسألوا فلا يقبلون حتى يدفعوه الى رجل من اهل بيتى فيملاء ها قسطاً كما ملاءها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فليأتهم و لحبواً على الثلج .


ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده ، بعد از اين اهل بيت من مصيبتها مى بينند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه به طلب حق قيام كنند، اين حق را به آنها نمى دهند تا جنگ كنند ، و پيروزى يابند و حق را بگيرند و آن را به مردى از اهل بيت من بسپارند كه دنيا را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده باشد هر كس ، آن زمان را درك كند به
آنها بپيوندد اگر چه به رفتن
از روى برف باشد.


حديث28- تجديد عظمت اسلام با ظهور او:


حذيفه روايت نموده كه از پيغمبر (ص) شنيدم مى فرمود :


واى بر اين امت از سلطه اى كه پادشاهان ستمگر بر آنها پيدا مى كنند و آنها را كشته، و مؤمنين را به وحشت مى اندازند، مگر كسى كه فرمان آنها را گردن نهد شخص با ايمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گريزد و چون خداوند عزوجل اراده نمايد كه عزت اسلام را تجديد كند ، شوكت هر ستمگر جبارى را درهم بشكند زيرا خداى توانا قادر است امتى را كه در ميان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.


سپس فرمود: اى حذيفه ، لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يملك رجل من اهل بيتى تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب.


اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه با بى دينان جنگها كند تا اسلام را آشكار سازد.


حديث29- رفاه و آسايش مسلمانان در عصر مهدى (عج):


ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:


يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قطّ يرسل السماء عليهم مدراراً و لا تدع الارض شيئاً من بناتها الاخرجته .


امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معيشت به سر برند كه هيچگاه پيش از آن نديده باشند . آسمان پى در پى بركات خود را براى آنان فرو مى ريزد و زمين آنچه دارد بيرون مى دهد .


حديث30- مهدى يكى از سروران بهشت :


انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:


نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و 
اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى
.


ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم ، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى


حديث31- سلطنت مهدى (ع):


ابوهريره روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:


لولم يبق من الدنيا الا ليلة لملك فيها رجل من اهل بيتى .


اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، در همان شب مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد


حديث32- خلافت مهدى (ع) :


ثوبان از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند كه هر سه پسران خليفه مى باشند و پس از آن ديگر هيچ يك از آنها خليفه نمى شود تا آن كه مردمى با پرچمهاى سياه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند كه هيچ قومى را بدان وضع نكشته باشند
.


ثم يجيئى خليفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فيبايعوه فانه خليفة الله المهدى .


سپس خليفه خدا مهدى بيايد ، چون بشنويد كه ظهور نموده به سوى او رو آوريد و با او بيعت كنيد زيرا او مهدى خليفه حقيقى خداوند است .


حديث33- بيعت با حضرت: 


ثوبان از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود


مردمى با پرچمهاى سياه از جانب شرق پديد آيند كه دلهاى آهنين دارند هر كس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بيعت كند و لو با رفتن از روى برف باشد .


حديث34- پيوند دهنده دلها :


از على (ع) روايت شده كه فرمود: به پيغمبر اكرم (ص) عرض كردم :


 يا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غيرنا ؟


اى رسول خدا مهدى از ما اهل بيت است يا از غير ما؟


  پيامبر فرمود:


لا،  بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا و بنا ينقذون من الفتن كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة  اخوانا كما ألف بينهم بعد عداوة الشرك اخواناً فى دينهم .   


او از ماست خداوند دين را به وسيله او ختم كند چنان كه توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات يابند چنان كه از منجلاب شرك بيرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پيوند دهد و بعد از دشمنيها آنها را با هم برادر كند، چنان كه بعد از نجات از شرك ، آنها را با هم برادر دينى كرد.


حديث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است :


عبدالله بن مسعود مى گويد پيامبر اكرم (ص) فرمود :


 لولم يبق من الدنيا الا ليلة لطول الله تلك الليلة حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاء ها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماًً و جوراً و يقسم المال بالسوية و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فيملك سبعاً او تسعاً لاخير فى العيش بعد المهدى  .


اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد . و او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسويه ميان مردم تقسيم كند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نياز گرداند، هفت سال يا نه سال سلطنت نمايد سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.


حديث36- قسطنطنيه به دست مهدى (ع) فتح شود:


ابوهريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:


لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى يفتح القسطنطنية و جبل الديلم و لو لم يبق الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يفتحها.


پيش از آنكه < /SPAN>قيامت شود و مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و قسططنطنيه و جبال ديلم (2) را فتح كند اگر يك روز از عمر دنيا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.


حديث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:


قيس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:


 سيكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم يخرج رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .


بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بيايند آنگاه مردى&l t;/SPAN> از اهل بيت من خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.


حديث38-عيسى (ع) مأموم مهدى (ع) :


ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:


منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه .


آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .


حديث39- مهدى با عيسى بن مريم سخن مى گويد:


جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:


ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.&nb
sp; 


چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .


حديث40- مهدى (ع) حافظ امنيت :


عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:


لن تهلك امة انا فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)


امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند


 


جبال ديلم نواحى قزوين رو به طرف شمال و منطفه گيلان است .


كشف الغمه ، على بى عيسى اربلى بنقل بحار، ج 51، از صفحه 78تا 85، ابونعيم اصفهانى اين چهل حديث را با سلسله سند ذكر كرده ، اهميت اين روايات در اين است كه اغلب آنها از راويان مشهور اهل تسنن نقل شده ، مرحوم اربلى جهت اختصار سلسله سند آنها را حذف كرده است.


حدیث 41:


حضرت علي عليه السلام از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:


 


«افضل العبادة انتظارُ الفرج»


برترين عبادت انتظار فرج است (كمال الدين ج1 باب 25 ح 6)


 


حدیث 42:


پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حجة الوداع- در سرزمین غدیر خم- در برابر بیش از صد و بیست هزار نفر به حضرت مهدي عليه السلام اشاره كردند و فرمودند:


 


ای مردم! به خدا و رسول خدا و نوری كه همراه او نازل شده ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورت‌هایی را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانیم‌شان. ای مردم! نور خدای تبارك و تعالی در من قرار گرفته، سپس در وجود علی(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گیرد آگاه باشید كه او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به جهلش می شناسد. آگاه باشید كه او نهری خروشان از اقیانوسی بی كران می باشد. (بحارالانوار، ج 37)


 


حدیث 43:


پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم می افزاید:


 


خدای تبارك و تعالی از روزها جمعه را برگزید و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها،‌ ماه رمضان را و مرا میان پیامبران و علی را از من، و حسن و حسین را از علی برگزید و از حسن و حسین نُه تن را برگزید كه نهمین آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست. ( اثبات الوصیة، ص 225)


 


حدیث 44:


معروف بن خربوذ گويد از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:


 


« انما مثل اهل بيتي في هذه الامة مثل نجوم السماء كلما غاب طلع نجم »


مَثَل اهل بيت من در اين امت مثل ستارگان آسمان است هرگاه ستاره اي غايب شود ستاره اي ديگر ظاهر مي شود. (كمال الدين ج1 باب 24 ح31)


 


حدیث 45:< /o:p>


جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:


 


«المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي . اشبه الناس بي خَلقا و خُلقا . تكون به غيبة و حيرة تضل فيها الامم. ثم يقبل كالشهاب الثاقب يملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما»


 


مهدی از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است كه در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد. (كمال الدين ج1 باب 25 ح1)


 


حدیث 46:


امام باقر عليه السلام از حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم روايت كنند كه فرمود:


 

« طوبي لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو ياتم به في غيبته قبل قيامه و يتولي اولياءه و يعادي اعداءه ذلك من رفقايي و ذوي مودتي و اكرم امتي علَيَّ يوم القيامة »


 


خوشا بر احوال كسي كه قائم اهل بيت مرا ادراك كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسي در روز قيامت از رفقا و دوستان من و  گراميترين امت من خواهد بود. (كمال الدين ج 1 باب 25 ح2)


 


حدیث 47:


امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام از علي بن ابي طالب عليه السلام در ضمن حديث طولاني كه وصيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را ذكر مي كند چنين روايت كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود:


 


« يا علي و اعلم ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكون و في آخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد علي بياض »


اي علي! بدان شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين مردمي هستند كه در آخر الزمان خواهند بود ، پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند، اما به سفيدي روي سياهي رقم خورده است ايمان دارند. (كمال الدين ج1 باب 25 ح 8)


 


حدیث 48:


عن عبدالله قال قال رسول الله لاتذهب الدنیا حتی یملک العرب رجل من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی


از حضرت عبدالله منقول است که پیامبر اکرم فرمودند : تا زمانی که یکی از اهل بیت من رهبری و فرمانروایی عرب را به عهده نگیرد دنیا به پایان نمی رس
د نام او با نام من مطابقت دارد و در بر خی از روایات آمده است که نام پدرش با نام پدرم یکی خواهد بود.


حدیث 49:


عن ابو سعید الخدری قال قال رسول الله المهدی منی اجلی الجبهه اقنی الانف


ابو سعید خدری بیان داشته است که آن حضرت فرمود: مهدی از من است پیشانیش گشاده و بینی اش از بالا قدری بلند و وسط آن کمی پایین و پهن است .


حدیث 50:


عن ابن عباس قال قال رسول الله ملک الارض اربعه مومنان وکافران فالمومنان ذوالقرنین وسلیمان و الکافران نمرود وبخت النصر سیملکها خامس من اهل بیتی.


ابن عباس از رسول الله نقل کرده است که فرمودند: چهار شخص بوده اند که فرمانروا و مالک روی زمین شده اند ، که از آن چهار شخص دو مومن ودو کافر هستند : ازمومنین ذوالقرنین و سلیمان واز کافران نمرود و بخت نصر هستند پنجمین فرمانروای روی زمین یک شخص از اهل بیت من خواهد بود ؛ (یعنی حضرت مهدی)


حدیث 51: (حدیث قدسی)


 خداوند فرمود: «ای پیامبر! بوسیله تو و پی
شوایان از نسل تو
بر بندگان خویش رحمت میآورم، و به وسیله قائم از بین شما، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر و بزرگداشت مقام الوهیّت، آباد می سازم.


و به وجود او زمین را از دشمنانم پاك میكنم و آن را میراث اولیای خویش قرار میدهم،
و به وسیله او كلمه توحید را تعالی بخشیده، كلمه كافران را
به سقوط میكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمینها و دل بندگانم را حیاتی تازه میبخشم و گنجها و ذخیرههای پنهان را به مشیت خود برایش آشكار می سازم.


و با اراده خود او را بر نهانیها و مكنونات قلبی دیگران آگاه میگردانم و با فرشتگان خود او را یاری میرسانم تا در اجرای فرمان من و تبلیغ دین من مددكار او باشند. او به حقیقت ولیّ من است و به راستی هدایتگر بندگان من میباشد.»


حدیث 52: (حدیث قدسی)


 امام باقر(علیه السلام) در وجه نامگذاری حضرت «مهدی (علیه السلام)» به «قائم آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)» حدیثی قدسی روایت فرمود: «زمانی كه جدم حسین كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید، فرشتگان با گریه و زاری به درگاه خداوند عزوجلّ نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا از آنان كه برگزیده و فرزند برگزیده تو را، و امام انتخاب شده از بین خلق را كشتند، در میگذری؟!


خداوند به آنان وحی فرمود كه: «فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام میگیرم اگرچه بعد از گذشت زمانی طولانی باشد.» سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام) را كه پس از او به امامت میرسند به ملائكه نشان&l t;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=”FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'”> داد و آنان شاد شدند.


در بین این پیشوایان، یك نفرشان به نماز ایستاده بود «فإذا احدهم قائم یصلّی فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسیله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسین(علیه السلام)انتقام میگیرم».


حدیث 53:


 رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) :


«لاتقوم الساعهٔ حتی یقوم القائم الحق منّا و ذلك حین یأذن&l t;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=”FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'”> اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو علی الثلج فانّه خلیفهٔ اللّه عزّوجلّ و خلیفتی.»


«روز قیامت فرا نمیرسد مگر آنكه از بین ما «قائم حقیقی» قیام < SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'">نماید. و آن قیام، زمانی خواهد بود كه خدای عزّوجلّ او را اجازه فرماید. هركس پیرو او باشد نجات مییابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك میشود. ای بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آیید اگرچه بر روی یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خدای عزّوجلّ و جانشین من است.»& lt;/SPAN>


حدیث 54:


 امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) :


قال للحسین(علیه السلام) : «التاسع من ولدك یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل»، قال الحسین (علیه السلام)فقلت: یا امیرالمؤمنین و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (علیه السلام): «ای و الذی بعث محمداً بالنبوهٔ و اصطفاه علی جمیع البریّه و لكن بعد غیبهٔ و حیرهٔ لاتثبت فیها علی دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و كتب فی قلوبهم
الایمان و ایّدهم بروح منه».( [۲۸] )


«به حسین (علیه السلام) فرمود: نهمین فرزند تو ای حسین! قیام كننده به حق و آشكار سازنده دین و گستراننده عدالت است.


امام حسین (علیه السلام) گوید: پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟


فرمود: آری! قسم به كسی كه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)را به پیامبری بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتی كه در آن كسی ثابت قدم بر دین نمیماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان كه خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دلشان
نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است


حدیث 55:


 حضرت زهرا (علیها السلام):


«قال لی رسول اللّه
(صلی الله علیه وآله وسلم) أبشری یا فاطمهٔ،
المهدیّ منك».( [۲۹] )


«رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: ای فاطمه! ترا بشارت باد به اینكه حضرت «مهدی (علیه السلام) » از نسل توست.»


حدیث 56:


 امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:


«ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فی عنقه بیعهٔ لطاغیهٔ زمانه اِلاّ القائم الّذی یصلّی روح اللّه عیسی بن مریم خلفه فان اللّه عزّوجلّ یخفی ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یكون لأحد فی عنقه بیعهٔ».( [۳۰] )


«هیچ یك از ما اهلبیت نیست مگر آنكه بیعتی از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت «قائم» كه عیسی بن مریم، روحاللّه پشت سر او نماز میگذارد.


خداوند ولادت او را مخفی میدارد و شخص او را از دیدگان، غایب میگرداند، تا بیعت هیچ كس را بر گردن نداشته باشد.»


حدیث 57:


 امام حسین (علیه السلام):


«منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق. یحیی اللّه به الأرض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین كلّه و لو كره المشركون».( [۳۱] )


«دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما هستند، اولین آنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و آخرین آنان، نهمین فرزند من است كه پیشوای قیام كننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را پس از موات شدنش زنده میكند و به دست او دین حق را بر تمامی ادیان پیروز میسازد، اگرچه مشركان را ناخوشایند باشد.»


ح
دیث 58:


 امام زین العابدین (علیه السلام):


«إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول من الأخری… فیطول أمرها حتی یرجع عن هذا الامر اكثر من یقول به، فلایثبت علیه اِلاّ من قوی یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فی نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا اهل البیت.»( [۳۲] )


«برای قائم ما دو غیبت هست. یكی از آن دو طولانیتر از دیگری است… و آن قدر طول خواهد كشید كه اكثر معتقدین به ولایت، از او دست خواهند كشید. در آن زمان كسی بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمیماند مگر آن كه ایمانش قوی، و شناختش درست باشد و در نفس خویش نسبت به حكم و قضاوت ما هیچ گرفتگی و كراهتی احساس نكند و تسلیم ما اهلبیت باشد.»


حدیث 59:


 امام باقر (علیه السلام) :


راوی گوید از امام (علیه السلام) در باره آیه شریفه «فلا أقسم بالخنّس الجوار الكنّس تكویر: ۱۵ و ۱۶» سئوال كردم. فرمود: «هذا مولود فی آخر الزمان. هو المهدی من هذه العترهٔ.
تكون له حیرهٔ و غیبهٔ، یضلّ فیها اقوام و یهتدی
فیها أقوام. فیاطوبی لك إن أدركته و یا طوبی لمن أدركه.»( [۳۳] )


«مراد این آیه، مولودی در آخر الزمان است كه همان مهدی از این خاندان است. او را حیرت و غیبتی هست كه در آن گروههایی گمراه شوند و گروههایی دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درك كنی و خوشا به حال هركسی كه او را درك كند.»


حدیث 60:


 امام صادق (علیه السلام) :


«إنّ لصاحب هذا الامر غیبهٔ، فلیتّق اللّه عبد و لیتمسّك بدینه».


«همانا برای صاحب این امر غیبتی هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقوای الهی پیشه كند و به دینش چنگ زند.»


حدیث 61:


 امام كاظم (علیه السلام) :


«صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه».


«صاحب این امر ـ حضرت مهدی (علیه السلام) ـ رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش می باشد.»


حدیث 62:


 امام رضا (علیه السلام) :


«و بعد الحسن ابنه الحجّهٔ القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلك الیوم حتی یخرج فیملأها عدلا كما ملئت جوراً».


«و بعد از امام حسن عسكری(علیه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن كس كه در دوران غیبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنیا جز یك روز باقی نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانی كند كه قیام فرماید و زمین را از عدالت پر كند چنانكه از ستم پر شده باشد.»


حدیث 63:


 امام جواد (علیه السلام) :


در باره اینكه چرا حضرت مهدی (علیه السلام)«منتظَر» نامیده میشود فرمود:


«إن له غیبهٔ یكثر ایامها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینكره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یكذَّب فیها الوقاتون و یهلك فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون».( [۳۷] )


«او را غیبتی هست كه زمانش زیاد است و پایانش به طول میانجامد. پس مخلصین چشم انتظار قیام او میمانند و شك كنندگان به انكار او بر میخیزند و منكرین به استهزای او میپردازند و تعیین كنندگان وقت ظهور مورد تكذیب قرار میگیرند و عجله كنندگان در آن هلاك میشوند و تسلیم شدگان نجات مییابند


حدیث 64:


 امام علی النقی (علیه السلام) :


«اذا غاب صاحبكم عن دار الظالمین، فتوقّعوا الفرج».( [۳۸] )

&# x0D;

«زمانی كه صاحب و امام شما از دیار ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.»


حدیث 65:


 امام حسن عسكری (علیه السلام) :


«المنكر لولدی كمن اقرّ بجمیع أنبیاء اللّه و رسله ثم انكر نبوّهٔ محمد رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) و المنكر لرسول اللّه (صلی الله &l t;/SPAN>علیه وآله وسلم) كمن انكر جمیع الانبیاء لأن طاعهٔ آخرنا كطاعهٔ اوّلنا و المنكر لآخرنا كالمنكر لأوّلنا».( [۳۹] )


«كسی كه فرزندم ـ مهدی (علیه السلام) ـ را انكار كند مانند كسی است كه تمام پیامبران و رسولان الهی را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلی الله علیه وآله وسلم)را انكار كند. و انكار كننده رسول اللّه مانند كسی است كه همه انبیاء را انكار نماید. چون اطاعت آخرین امام ما به منزله اطاعت اولین امام است و منكر آخرین امام ما به منزله منكر اولین امام است»

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید