ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

واسطه فیض و رحمت برای هر دو جهان

واسطه فیض و رحمت برای هر دو جهان


روایاتی وجود دارد که دلالت می کند بر آنکه ذات پرعظمت حضرت بقیة الله(عج) واسطه ى فیض بین خداوند تبارک و تعالى و سایر مخلوقات عالم است و وجود قدسیش، رحمت برای عالمیان بوده، فیض بخش به جمیع ماسوی الله می باشد.


گزارشگر : محسن مقدمی


 


حدیث اول:


حدیث لوح حضرت فاطمه، علیها السلام است که بسیاری از محدثین بزرگوار شیعه، من جمله، شیخ جلیل القدر، (محمد بن ابراهیم نعمانی) رحمه الله، در باب چهارم (کتاب الغیبة) ، و فقیه بلند اندیش و عالی مقام (شیخ مفید) رضوان الله تعالى علیه، در کتاب (الاختصاص)، و مرحوم (شیخ صدوق)، قدس سره، در جلد دوم (کمال الدین) ، و ثقة الاسلام (کلینی)، اعلی الله مقامه، در (اصول کافی)، نقل کرده اند.



اینک ترجمه حدیث را از روی نسخه ى کافی، نقل می کنیم:


ابی بصیر از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: پدرم به جابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه موقع برای تو آسانتر است که در خلوت، از آن موضوع سوال کنم؟



جابر عرض کرد: هر زمان شما دوست داشته باشید، بالاخره یکی از روزها، با جابر تنها نشست و به وی فرمود: ای جابر، به من گزارش بده از آن لوحی که در دست مادرم فاطمه علیهاالسلام، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدی و از آنچه مادرم به تو خبر داد از نوشته های آن لوح. سپس جابر گفت: خدا را شاهد می گیرم که من نزد مادرت فاطمه علیهاالسلام شرفیاب شدم در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و ولادت حسین علیه السلام را به او تهنیت گفتم، آنگاه در دست آن حضرت لوح سبزی دیدم که پنداشتم از زمرد است و در آن نوشته ای سفید دیدم همچون رنگ خورشید.



سپس به حضرت عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت ای دخت رسول الله، این لوح چیست؟ او فرمود: این لوحی است که خدا به رسولش اهداء نموده، در این لوح، نام پدرم و همسرم و دو پسرم و اوصیاء از فرزندانم نوشته شده، و پدرم آن را به من عطا فرموده، تا بدان بشارت و نویدم دهد. 



جابر گفت: سپس مادرت فاطمه، درود بر او، آن لوح را به من عطا فرمود، من آن را خواندم و از روی آن نوشتم، پدرم (حضرت باقر علیه السلام) به جابر فرمود: آیا می توانی آن نسخه را به من ارائه دهی؟ گفت: بله، پس پدرم برخاسته و با جابر، به منزل او رفت. جابر صحیفه ئی از ورق آورد. 



پدرم فرمود: ای جابر، تو در صحیفه ای که نوشته ای بنگر، تا من بر تو بازخوانم، جابر در نسخه اش نگاه کرد و پدرم آن را خواند، حتی یک حرفش با حرف دیگر اختلافی نداشت، سپس جابر گفت: خدا را گواه می گیرم که من دیدم در آن لوح، این گونه نوشته شده بود:



به نام خداوند بخشنده ى مهربان



این نامه از سوی خداوند عزیز حکیم است برای محمد، نبی و نور و سفیر و حجاب(۱) و راهنمای او، که جبرئیل از نزد پروردگار جهان ها، بر او فرود می آید.



ای محمد، اسماء مرا بزرگ شمار و نعمت عظیم (نبوت) را شکر کن و سایر نعمتهای مرا انکار مکن به درستی که من خدایی هستم که معبود به حقی جز من نیست، شکننده ى جباران و پیروز کننده ى ستمدیدگان وجزا دهنده ى قیامت هستم، پس هر که امیدمند باشد به غیر فضل من، یا بترسد از غیر عدالت من، او را به عذابی دچار سازم که هیچیک از جهانیان را آنگونه عذاب نکرده باشم، پس فقط مرا عبادت کن و تنها بر من توکل داشته باش، من هیچ پیامبری را مبعوث نساختم که روزگارش کامل و دورانش سپری گردد، مگر آنکه برای او، جانشینی قرار دادم.


 


من تو را برتری بخشیدم بر همه ى انبیاء و جانشینان تو را برتری دادم بر سایر اوصیاء، و به دو فرزندت حسن و حسین (علیهماالسلام) گرامیت داشتم، (حسن) (علیه السلام) را بعد از دوران پدرش، معدن دانش خویش قرار دادم و (حسین) (علیه السلام) را خزانه دار وحی خود نمودم و او را به شهادت، گرامی داشتم وکارش را سعادتمندانه به فرجام رساندم، پس او برترین شهیدان بوده و از همه ى آنها، درجه اش بالاتر است، که کلمه تامه خود را با او و برهان رسایم را نزد وی قرار دادم، به سبب عترت او (یعنی به ولایت و اقرار به امامت آنان) ثواب و کیفر می دهم که اول آنها (علی) (علیه السلام) سرور عبادت پیشه گان و زینت اولیاء پیشین من است، و پسرش که شبیه جد محمودش می باشد، (محمد) (علیه السلام) شکافنده ى دانش و معدن حکمت من است.
 
به زودی تردیدکنندگان درباره ى (جعفر) (علیه السلام) هلاک گردند، هر که او را رد کند مرا رد کرده است، سخن راستین وحکم ثابت من است که مقام جعفر (علیه السلام) را گرامی دارم و او را به شیعیان و یاوران و دوستداراتش، شادمان سازم. بعد از وی، (موسی) (علیه السلام) است که فتنه ای سخت و تاریک وگمراه کننده برپا شود، زیرا رشته ى فرض من(
۲) از هم نگسلد و حجتم پنهان نگردد و به درستی که اولیاء من با جامی سرشار، سیراب شوند. هر کس یکی از آنان را انکار کند نعمت مرا منکر شده و هر که آیه ای از کتابم را تغییر دهد، بر من افتراء بسته است. 

وای بر افتراءزنندگان و انکار کنندگان – پس از سپری شدن دوران بنده و دوست و برگزیده ام موسی – نسبت به (علی) (علیه السلام)، که دوست و یاور من بوده و کسی است که بارهای سنگین نبوت را بر دوش او نهاده و به انجام آنها امتحانش کنم، او را عفریتی گردنکش (مأمون) به قتل می رساند و در شهری (طوس) که بند
ه ى شایسته (ذوالقرنین) بنیاد نهاده، در کنار بدترین مخلوقم (هارون) دفن می شود. سخن راستین و فرمان ثابت من است که او را خشنود می سازم به (محمد) (علیه السلام) فرزندش و جانشین بعد از وی و وارث دانشش، پس او معدن دانش و جایگاه راز و حجت بر خلق من است، هیچ بنده ای به او نگرود مگر آنکه بهشت را جایگاهش قرار دهم و شفاعت او را درباره ى هفتاد نفر از اهل بیتش بپذیرم که همگی مستوجب آتش جهنم اند.

و به فرجام سعادتمندانه رسانم کار فرزندش (علی) (علیه السلام) را که ولی و یاور من و گواه در بین خلق من و امین بر وحی من است. از او به وجود آورم (حسن) (علیه السلام) را که دعوت کننده به سوی من و خزانه دار دانش من است و این سلسله را کامل گردانم به فرزندش (م ح م د) که رحمت برای جهان ها است، برای او است کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب، در زمان (امامت) او، دوستانم دچار ذلت می گردند و سرهایشان به هدیه فرستاده می شود، به مانند سرهای ترک و دیلم، پس کشته می شوند و بدنهایشان را می سوزانند و ترسان و بیمناک و هراسان می باشند، زمین به خونهایشان رنگین می شود و ناله و  وای در بین زنهایشان آشکار می گردد، به راستی که آنان دوستان واقعی من هستند، به سبب آنها هر فتنه ای سخت و تاریک و وحشتزائی را فرونشانم و به وسیله ى ایشان شبهات گمراه کننده را بزدایم و دشواریها و بلاهای چون زنجیرهای گران را بردارم(
۳)، بر آنان باد رحمتها و درودهائی از پروردگارشان، و ایشانند هدایت یافتگان.
 
بعد


ای جابر، به من گزارش بده از آن لوحی که در دست مادرم فاطمه علیهاالسلام، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدی و از آنچه مادرم به تو خبر داد از نوشته های آن لوح. سپس جابر گفت: خدا را شاهد می گیرم که من نزد مادرت فاطمه علیهاالسلام شرفیاب شدم در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و ولادت حسین علیه السلام را به او تهنیت گفتم، آنگاه در دست آن حضرت لوح سبزی دیدم که پنداشتم از زمرد است و در آن نوشته ای سفید دیدم همچون رنگ خورشید


الرحمن فرزند سالم از ابو بصیر نقل کرد که می گفت: اگر در تمام دوران زندگی ات، غیر از این حدیث نشنیده باشی، برایت کافی است، پس آن را مصون و پوشیده دار، مگر از اهلش.

حدیث دوم:
فقیه والا مقام و محقق بزرگوار، مرحوم (شیخ مفید) اعلی الله مقامه، متوفای ۴۱۳ هجری، در کتاب (الاختصاص) صفحه ى ۲۲۴، به سندش از (اصبغ بن نباته) روایت می کند که گفت:
از ابن عباس شنیدم که می گفت:

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
یاد خداوند عزوجل و یادمن، عبادت است، و یاد علی (علیه السلام) نیز عبادت است، سوگند به خدائی که مرا به نبوت برانگیخت و بهترین مردمان قرارم داد، تحقیقا وصی وجانشین من، برترین اوصیاء می باشد، او حجت خدا است بر بندگانش وجانشین او است برخلقش، و پس از من، امامان هدایتگر، از فرزندان وی می باشند. به سبب آنها است که خداوند، عذاب را از ساکنان زمین برمی گیرد و به خاطر ایشان است که آسمان را از فرو افتادن بر زمین، نگه می دارد مگر به اجازه اش، و به برکت آنان است که کوهها را از سقوط و پهن شدن نگاه می دارد و به طفیل آنها است که باران رحمتش را فرو بارانده و خلقش را سیرآب می سازد، و به واسطه ى ایشان است که گیاهان را می رویاند.

به حقیقت که ایشان (ائمه ى اطهار علیهم السلام) اولیاء الله و دوستان واقعی خدا، وجانشینان راستین و حقیقی من هستند، عدد آنان، به تعداد ماهها دوازده تا است، و به تعداد نقیبان موسی بن عمران است.


سپس پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله، این آیه ى قرآن را تلاوت نمود:
(سوگند به آسمان دارای برجها)(۴)، آنگاه فرمود: ای فرزند عباس، آیا پنداشته ای که خداوند، به آسمان دارای برجها سوگند خورده و قصد کرده از آن، آسمان و برجهایش را؟
< /SPAN>
عرض کردم: ای رسول خدا، پس مراد از آن چیست؟

فرمود: اما (منظور از) آسمان، من هستم و اما (مقصود از) برجها، امامان بعد از من هستند که نخستین آنها، علی و آخرینشان مهدی است، درودهای خدا بر همگی آنان باد. 

اینک به دقت بنگر که صاحب الزمان علیه السلام کسی است که ذات پربرکتش، (رحمة للعالمین) و برای همه ى جهانها و اهل عالمیان، رحمت است و هر فیضی که از خالق یکتا به هر ذره ای در این عالم می رسد به یمن آن حضرت و به واسطه ى آن نور مقدس است. 

همان (عالمین) که خداوند تبارک و  تعالى (رب) آن است و در آیه ى شریفه ى (الحمد لله رب العالمین) آمده، و همان (عالمین) که بعثت و رسالت وجود مقدس خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه وآله، (رحمت) برای آن می باشد و در آیه ى مبارکه ى (و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین)(۵) آمده، حضرت حجت، سلام الله علیه نیز، (رحمت) برای آن بوده و واسطه ى فیوضات و الطاف پروردگار به تمام جهان ها یعنی (عالمین) است. 

در قسمتی از (دعای عدیله) می خوانیم:
گواهی می دهم که آخرین امام وجانشین پیامبر(ص) حضرت (حجت)، (خلف)، (قائم)، (منتظر) و(مرجی) است که به بقای او، جهان باقی وپایدار ماند وبه برکت آن حضرت، به مردم روزی رسد وبه خاطر وجود آن بزرگوار، زمین وآسمان، استوار باشد وبه وسیله ى او، خداوند سبحان، زمین را سرشار از قسط وعدالت نماید، پس از آنکه پر از ستم وجور شده باشد. 

۱-مرحوم علامه ى مجلسی رضوان الله تعالى علیه در شرح کلمه ى (حجاب) می فرماید: اطلاق حجاب بر آن حضرت از این رو است که واسطه ى بین خدا وخلق است …(مرآت العقول جلد ۶ صفحه ى ۲۰۹). 
۲- علامه مجلسی، رحمه الله، در توضیح این عبارت می گوید: تشبیه شده اتصال وجود امامان ووجوب اطاعت ایشان در هر عصری، به رشته لولو وجواهرات. (مرآت العقول جلد ۶ صفحه ى ۲۱۴).
۳- یعنی به خاطر عبادتها ودعاهایشان، یا مراد زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام است ویا دوران رجعت.
 
۴- سوره ۸۵ (بروج) آیه ى ۱.
۵- یعنی و نفرستادیم تو را مگر رحمت برای جهانها (سوره ى انبیاء آیه ى ۱۰۷). &lt ;BR>
منبع: کتاب پیام امام زمان ، نویسنده: سید جمال الدین حجازی


مرجع : سايت تبیان


http://www.bfnews.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید