ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

وهابیت و هویت شیعی در عربستان2/بخش دوم

وهابیت و هویت شیعی در عربستان2/بخش دوم

انسجام اجتماعي
علاوه بر مذهب مشترك، وابستگي هاي خانوادگي، منافع، ارزشها، سنن، آداب و مشكلات مشترك در پيدايش انسجام اجتما
عي موثرند. در حوزه اجتماعي، مشاركت افراد در مناسك و آئين هاي جمعي نظير نمازجماعت، مناسبت هاي مذهبي (مانند جشن ولادت پيامبر(ص) وائمه (ع)، عاشورا و تشيع جنازه) نمايانگر انسجام و همبستگي اجتماعي شيعيان است. در واقع اين مناسك، تظاهرات نمادين وحدت گروه مي باشند و افراد با شركت در آئين هاي مذهبي نيروي تعالي بخش جامعه را تجربه مي كنند
.

هنگامي كه اين آئين ها در محافل عمومي به منصه ظهور مي رسند، ويژگي هاي مشترك شيعيان را به نمايش مي گذارند و در واقع شيعيان بواسطه اين ويژگي ها از ديگران متمايز مي گردند. مفهوم گروه درمواردي نظير ازدواج نمود مي يابد و تقريبا در اين مورد خروج عضو از گروه غير ممكن است، زيرا اكثر خانواده هاي شيعه معتقدند فرزندانشان بايد باهمكيشان خود ازدواج كنند. تقريبا همه شيعيان موارد بسيار نادر ازدواج شيعيان با اهل سنت و به ويژه وهابيون را كه در دهه هاي اخير رخ داده ملامت كرده اند و عليه اين پديده كه آنرا ظلم نابخشودني مي دانند بسيج شده اند. بعلاوه تهديدات مداوم طيف مذهبي حاكم عليه شيعيان موجب شده آنان حتي اصول و مباني عقيدتي خود را بررسي نكنند، چه رسد به اينكه آنها را نقد كنند، زيرا آنان اين اقدام را گامي به سوي متزلزل نمودن هويت و اتحاد خود مي دانند.

پيروان هر فرقه اي در صورت مواجه شدن با تهديدهاي داخلي ياخارجي انسجام اجتماعي خود را حفظ مي كنند. بر حسب عادت، پيروان فرقه هاي مختلف در عين اينكه بر مرزها و محدوده هاي مشخص عقيدتي خود تاكيد مي كنند، همه توان خود را براي حفظ وفاق داخلي بكار مي گيرند. تحليل و بررسي قوميت مي تواند ما را در فهم بهتر اين پديده ها ياري كند. خاص گرايي ديني شيعيان به مفهوم آگاهي ازبحران هاي بالقوه و يا بالفعل است. در اينجا، بح
ران به معناي نگراني از تبعيد و ترس از جدايي، انزوا و اضمحلال است
.

در مورد شيعيان عربستان سعودي، منشا اصلي بحران و انگيزه جدايي شيعيان از اكثريت غالب اين است كه آنان خود را خارج از حيطه اجتماع بزرگتر و غالب مي پندارند و عملكرد حكومت سعودي اين ديدگاه شيعيان را تقويت كرده است. در واقع اين واكنش شيعيان به وضعيت كنوني جامعه عربستان به مبحث تقيه و انتظار در دوران غيبت امام عصر (عج) مربوط مي شود. شيعيان مجبورند از حكام نامشروع كه نه امامند و نه از سوي امام تعيين شده اند فاصله بگيرند. اگر چه اين رويكرد پس از احياي تشيع در عراق، ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس كمرنگ شد ولي همچنان در عرصه هاي ديني استمرار يافته است.

در مجموع، شيعيان استان شرقي عربستان نوعي از خاص گرايي ديني را به نمايش گذاشته اند. مي توان اين خاص گرايي را به شبكه اي قومي تشبيه نمود كه اعضاي آن عضويت خود را از طريق مشاركت مداوم درفعاليت هاي اجتماعي ابراز مي كنند. در واقع در شبكه مذكور موضع گيري هاي سياسي شيعيان نمود مشاركت جمعي قومي است و تمايز وجدايي مناطق شيعه نشين از مناطق ديگر نمود خاص گرايي منطقه اي است.

بنابراين شيعيان در عربستان سعودي به جامعه اي بديل و آلترنايتوتبديل شده اند كه اعضاي آن علايق، ديدگاهها و عقايد خاص خود رادارا مي باشند. در اين جزيره مجزا، اجتماع شيعيان انسجام خود را حفظ نم
وده و ديدگاهها و مطالبات سياسي جمعي خود را مطرح مي كنند
.

شيعيان و هويت ملي
حكومت كنوني سعودي در منطقه اي تاسيس شد كه در طول تاريخ هرگز قدرت سياسي در آن متمركز نشده بود. حكومت هاي منطقه اي،ديني و قبيله اي متعددي در شبهه جزيره عربستان حكومت كرده اند، از اينرو كشور عربستان مجموعه اي از طوايف و گروه هاي مختلف قومي وديني را در بر مي گيرد كه در طول ربع نخست قرن و در نتيجه استيلاي (عبدالعزيز ابن سعود) با يكديگر متحد شدند. اين اتحاد سياسي سنت هاي ريشه دار و عميق آنها و احساس وابستگي به اين سنت ها را تحت الشعاع قرار نداده است. جامعه چند گونه كنوني عربستان ازگروه هاي اجتماعي مختلف تشكيل شده و خواستگاه و ارزش هاي اجتماعي، رويكردهاي ديني، نمادهاي تاريخي، لهجه، سنت ها و آداب گروه هاي مذكور مشترك نيست و در واقع آنان فاقد حافظه جمعي و وفاق فرهنگي اند.

(ژاكوب گلدبرگ) معتقد است جمعيت بومي عربستان از نظر قومي وديني همگون تر و منسجم تر از جمعيت هر كشور ديگر عربي است وجمعيت شيعيان تنها استثناي عمده از اين همگوني است، همچنين ازنظر (جيمز پيسكاتوري) در عربستان تفاوت هاي قومي و مذهبي اهميت زيادي نداشته و چالشي براي وحدت ملي ايجاد نكرده اند و جمعيت اين كشور به استثناء جمعيت ش
يعيان، اجتماع همگوني از اعراب اهل تسنن است و در اين مورد نيز شيعيان استثناي اصلي اين اجتماع همگون محسوب مي شوند. برخي معتقدند جمعيت عربستان سعودي به دو بخش تقسيم شده است ؛ قبايل سني كه اكثريت جمعيت را تشكيل مي دهند و اقليت شيعه. به نقل از (جوزف كاستينر)، اكثريت جمعيت مناطق نجد، القسيم و احساء بدوي و چادر نشين بوده اند، البته اين فقطيك فرض است. در اين رابطه دو نكته قابل توجه است.

اولا مناطق مذكور به عنوان مناطق مركزي و اصلي كشور تلقي نمي شدند. تا دهه 1950 مكه تنها شهر پر جمعيت عربستان بود كه جمعيت آن به يكصد هزار نفر مي رسيد و اكثريت جمعيت آن يكجانشين و ثابت بودند، همچنين جمعيت هر يك از شهرهاي رياض و جده به هشتاد هزار نفر مي رسيد و بيشترين تراكم جمعيت در استان جنوبي عربستان ديده مي شد.

ثانيا برخلاف ادعاي (كاستينر) اكثريت جمعيت احساء در اوايل قرن بيستم چادر نشين نبوده اند. به نقل از (جي. گ. لوريمر) جمعيت ثابت و غير كوچ نشين احساء در سال 1915 صد و يك هزار نفر بوده است، درحالي كه كل جمعيت چادر نشينان 57/000 نفر بوده كه اكثر آنان از منطقه نجد به اين ناحيه مهاجرت كرده بودند. اگر چه در اين رابطه آمار رسمي در دست نيست، در اين مورد اتفاق نظر وجود دارد كه شيعيان 50درصد از كل جمعيت منطقه احساء را تشكيل مي دهند.

بررسي همگوني ديني در عربستان سعودي مستلزم توجه به
تفاوت هاي عميق و پيچيده اجتماعي، فرهنگي و مذهبي اين كشور است. مي توان همگوني مذهبي در عربستان سعودي را به همگوني جامعه مسلمين در تاريخ اسلام تشبيه نمود. از آنجا كه مذهب شاخص ترين و متمايزترين ويژگي گروههاي مختلف است، تفاوت ها و تمايزهاي مذهبي بيش از ديگر تفاوت ها نمود مي يابد، از اينرو فرض مي كنيم طبقه بندي اقليت اكثريت در مورد عربستان قابل اعمال باشد.اگر چه اين طبقه بندي تا حد بسيار زيادي به درك و شناخت هر گروه ازخود وابسته است، جامعه شناسان عربستان واژه (اقليت) را براي گروهي بكار مي برند كه در موسم حج از آفريقا به عربستان آمدند و احتمالا در دوشهر مقدس مكه و مدينه سكني گزيدند. به عنوان مثال در مدينه برخي اقليت ها در (منشيه) و (باب الكوسه) استقرار يافتند. اگر چه اكثراقليت ها تابعيت كشور عربستان سعودي را كسب نمودند،محدوديت هاي فرهنگي قومي مانع از آن شد تا در جامعه سعودي ادغام شوند. اين اقليت ها در گتو يا محدوده خاص خود سنت هاي اجتماعي، زبان، سنن، رسوم، آداب، عادات و سابقه فرهنگي خود را حفظ نموده اند. وهابيون ستيزه جو شيعيان را اقليت مي نامند تا بدين طريق شأن ومنزلت جامعه و منطقه آنان را پائين تر از اكثريت سني مذهب نشان دهند. البته اين بدان معنا نيست كه گروههاي ديگر اجتماعي همگون و منسجم اند. با توجه به وجود تباين و عدم تجانس در جوامع شيعه وسني، طبقه بندي مذهبي شيعه سني مناسب به نظر نمي رسد. به نقل از (سلمه) با اينكه اهل سنت اكثريت جمعيت را تشكيل مي دهند، اتحادو انسجام در ميان آنان وجود ندارد.

عليرغم فشار مداوم وهابيون، چهار مذهب سني همچنان در كشور بقايافته اند. وضعيت شيعيان نيز به همين منوال است و جامعه آنان همگون نيست. شيعيان اماميه در استان شرقي و مدينه و اسماعيليان و زيديه در جنوب و در منطقه نجران و كيسانيات ينبوع سكني گزيده اند. از اينرو تعبير اكثريت همگون ديني افسانه اي بيش نيست، چرا كه فرقه هاي مختلف لزوما موجوديتي واحد را تشكيل نمي دهند، بلكه هر فرقه ويژگي هاي منطقه اي، اجتماعي و مذهبي خاص خود را داراست. در واقع مي توان عربستان سعودي را مانند لبنان كشو
ر اقليت هاي ديني تلقي نمود كه وهابيون معرف اقليت غالب مي باشند. جوامع قبيله اي و بدوي درمنطقه نجد متمركز شده اند در حالي كه جوامع شهري و ثابت در حجاز واحساء استقرار يافته اند. با اينكه اين مناطق در جغرافياي سياسي كشورادغام شده اند، از نظر فرهنگي، روانشناختي و جامعه شناختي واگرا و متفاوتند.

شيعيان استان شرقي با مردم نجد، حجاز، عصير و مردم مناطق ديگر بيگانه اند و عكس اين حالت نيز صادق است. هنگامي كه يك شيعه به جده يا عصير مي رود نسبت به فضاي اجتماعي، فرهنگي و بومي اين منطقه احساس بيگانگي مي كند. هنگامي كه يك حجازي به استان شرقي مي رود نيز دچار همين حالت مي شود. بديهي است كاركنان سعودي شركت نفتي آرامكو كه از مناطق ديگر به اين ناحيه آمده اند ترجيح مي دهند با شيعيان استان شرقي ارتباط برقرار نكنند. آن دسته از كاركنان شركت كه براي ساخت مسكن خود در مناطق شيعه نشين وام دريافت كرده اند معمولا با زيردستان خود و به ويژه شيعيان توافق مالي مي كنند تا از مزاياي شركت به طور مشترك بهره ببرند. با اينكه شركت نفتي آرامكو در سال 3 ـ 1982 نيروهاي سعودي بسياري را استخدام نمود، تغيير جمعيتي چشمگيري در مناطق شيعه نشين پديد نيامد. درواقع كاركنان اهل حجاز، نجد، عصير و ديگر شهرها وام دريافتي از شركت را جهت ساخت خانه در مناطق خود هزينه كردند و بسياري از آنان اقامت خود را در استان شرقي، كوتاه مدت و يك استثناء تلقي مي كردند. از نظر تاريخي شكاف بين مردم اين مناطق بسيار عميق است و سابقه آن به مدتها قبل از تشكيل حكومت سعودي باز مي گردد.

به عنوان مثال منطقه گرايي مردم حجاز داراي ريشه تاريخي است. پس از اينكه حجاز به تصرف سپاهيان ابن سعود درآمد، شكاف منطقه اي نمودار شد، زيرا مناطق نجد و حجاز از نظر فرهنگي، اجتماعي اقتصادي و سياسي كاملا از يكديگر متمايز و متفاوت بودند.

به نقل از يكي از دانشمندان حجاز، هنگامي كه نجد هنوز يك جامعه قبيله اي بود حجاز شهر و جامعه اي نسبتا متجدد بشمار مي رفت. زماني كه ابن سعود به حجاز حمله كرد با سرزميني دو گانه مواجه شد. از يك سوبيابان هاي خالي از سكنه و شهرهاي عقب مانده و سزاوار حكومتي تئوكراتيك و از سوي ديگر سرزميني مقدس كه درهاي آن به سوي جهان گشوده شده بود و حكومت بر آن زيركي خاصي را مي طلبيد.

(جي.بي.كيلي) در سال 1980 همين تحليل را با عباراتي مشابه ارائه نمود. در اين شرايط آلترناتيو مناسب، دنبال كردن سياست هاي زيركانه و بلند مدت براي سازش دادن دو قطب و جلب حمايت كوچ نشينان يا بدويان و شهرنشينان بود. ولي گروه اخوان كساني را كه تسليم عقايدشان نمي شدند مشرك مي پنداشتند، از اين رو آلترناتيو سازشكارانه را رد كردند و آن را ضعف معصيت آميز ناميدند. حكومت سعودي از الحاق كامل حجاز به كشور خودداري نمود، بنابراين مردم آنرا حكومتي خارجي مانند عثمانيان مي پنداشتند. در واقع جامعه حجاز چالشي جدي براي حكومت به شمار مي آمد، از اينرو در پي شكست سياست اشرف در سال 26 1925، ابن سعود مصمم شد حجاز را به قلمرو خود منظم نمايد تا بدين طريق روحيه تمايز يافتگي و احساس جدايي مردم از بين برود. از نظر ابن سعود انضمام حجاز به كشو
ر در تغييرمركز قدرت از مناطق ساحلي به مناطق بياباني و مركزي اهميت ويژه اي داشت و از طرف ديگر هدف اصلي وي تشكيل حكومتي بود كه عموم مردم به حكام آن يعني خاندان آل سعود و اسلام وهابي وفادار باشند

ملي گرايي سعودي وهابي

پديده نو ظهور ملي گرايي در عربستان همچنان مبحثي دشوار وپيچيده است. در كشور عربستان فرهنگ و سنت سياسي واحد ومنسجمي كه بتوان در مباحث مربوط به جنبه هاي نظري و عملي ملي گرايي به آن رجوع كرد وجود ندارد، از اينرو تفاسير ارائه شده در اين حوزه متاثر از قضاوتهاي فردي يا گروهي است. از نظر علماي وهابي ملي گرايي معادل واژه عربي (قوميه) است. واژه عربي مزبور به مفهوم (العصبيه الجاهليه) مربوط مي شود. اين اصطلاح به معناي نوعي مرز ومحدوده است كه در دوره جاهليت رايج بوده و اين مرز بر اساس وابستگي هاي خويشاوندي، قبيله اي، خانوادگي و موارد مشابه ديگر تعيين مي شده است.
بنابراين بر اساس نگرش مذكور ملي گرايي در نقطه مقابل مفهوم امت اسلامي قرار مي گيرد، ولي اگر ملي گرايي را به معناي (وطنيه) يا وطن پرستي تعبير كنيم، اين مفهوم در نقطه مقابل مفهوم دولت يا حكومت قرا
ر مي گيرد و نه امت.

در هر حال ملي گرايي به معناي متعارف آن در ادبيات علوم اجتماعي، در جامعه كنوني عربستان وجود ندارد. خاندان سلطنتي آل سعود نوع خاصي از ملي گرايي را به مردم تحميل كرده اند و آن وفاداري مردم به پادشاه و خاندان سلطنتي است. بر اساس اين تفسير پادشاه حاكم و امام است و نامش در دعاها ذكر مي گردد. چالش اصلي فراروي شيعيان درمبحث ملي گرايي اينست كه آنان به عنوان عامل انشقاق و تفرقه امت اسلامي و حركتي مخالف جريان كنوني جهان اسلام تلقي مي گردند. پس از انقلاب ايران اين ذهنيت بيش از پيش تقويت شد، زيرا آنان اقمار شيعيان ايران در عربستان نفت خيز و تهديدي براي انسجام ملي تلقي مي شوند. البته نحوه عملكرد و رفتار شيعيان در دوره معاصر عامل ايجاد اين ذهنيت نيست بلكه ريشه آنرا بايد در تاريخ جستجو كرد، چراكه شيعيان همواره در مورد جانشيني پيامبر(ص) با اهل تسنن اختلاف داشته و حكومت آنان را غير مشروع دانسته اند. تاكيد وهابيون بر بكاربردن واژه رافضي (كساني كه خلافت سه خليفه نخست يعني ابوبكر،عثمان و عمر را مشروع نمي دانند) در مورد شيعيان جايگاه تاريخي حكام سني و شيعيان مخالف آنان را بر مي تاباند. اين بدان معناست كه وفاداري شيعيان به حكومت اهل تسنن همواره مورد ترديد است. به علاوه چون شيعيان مي توانند دين خود را مخفي كنند (تقيه) جامعه آنان به عنوان آشيانه گروههاي مخالف تلقي مي شود، بنابراين وهابيون نيزدر شكل گيري هويت مستقل شيعيان سهيم بوده اند، در عين حال شيعيان بواسطه برخورداري از هويت مستقل از سوي وهابيون طرد شده اند.
در عين حال در مفهوم متعارف ملي گرايي و هويت ملي بر رابطه نزديك ملي گرايي و حكومت تاكيد شده است. فهم اين مبحث مستلزم كالبد شناسي رابطه ديالكتيك ناسيوناليسم و مواضع و اصول حكومت سعودي است< SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt” dir=ltr>.

 

www.13rajab.ir

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2. وهابیت و هویت شیعی در عربستان2.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید