ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان

نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان

نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان

 

محمد مهدي عليقلي

 

 

 

الف : نهجالبلاغه از ديدگاه دانشمندان شيعه

 

 1- نهجالبلاغه در كلام امام خميني «رضواناللّه تعالي عليه»:

 

&nbs
p;

 

*و امّا كتاب نهجالبلاغه، كه نازلة روح اوست، براي تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيّت و در حجاب خود و خودخواهي خود معجوني است براي شفا و؛مرهمي است براي دردهاي فردي و اجتماعي و مجموعهاي است داراي ابعادي به اندازة ابعاد يك انسان و يك جامعة بزرگ انساني از زمان صدور آن تاهر چه تاريخ به پيش رود.

 

 

 

*و اين كتاب (نهجالبلاغه) را به جوامع بشري معرّفي نموده و عرضه داريد كه اين متاعي است كه مشتري آن انسانها و مغزهاي نوراني است1

 

 

 

*ما مفتخريم كه كتاب نهجالبلاغه، كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادّي ومعنوي و بالاترين كتاب رهاييبخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي«آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ما است.2

 

 

 

2- نهجالبلاغه در رهنمودهاي مقام معظّم رهبري، حضرت آيتا… خامنهاي.

 

دربارة توجّهي كه بايد به نهجالبلاغه پيدا كنيم</SPA N>‎، ميخواهم هشدار بدهم: ما اين‎ ‎توجّه را امروزه كم داريم؛ مثل اينكه نميدانيم چه گنجينة معرفت بيپاياني در اينپكتاب وجود دارد، يا هنوز براي مردم ما ـ حتّي محقّقين ـ اهمّيّت دستيابي به منبع«عظيم اين كتاب بينظير به طور كامل كشف نشده است.3

 

* * *

 

          نهجالبلاغه يك اثر فوقالعاده هنري است و از لحاظ زيبايي كلمات و شيوايي معتبر است و ما هيچ گويندة فارسي و هيچ نويسنده و هنرمند و شاعري را در زمانخود و در هيچ زماني سراغ نداريم كه بتواند با زبان شيواي علي(ع) حرف بزند؛ امّادر عين حال ميشود جملاتي را انتخاب كرد كه اجمالاً معاني را بفهماند. هر چه ما پيش رويم، و هر چه با متن نهجالبلاغه آشناتر شويم، ظرافتها و زيباييهايش را بيشتر حس ميكنيم.4

 

* * *

 

          امروز شرايطي مشابه شرايط حكومت دوران اميرالمؤمنين(ع) است. پسروزگار، روزگار نهجالبلاغه است. امروز ميشود از ديدگاه دقيق و نافذاميرالمؤمنين(ع) به واقعيتهاي جهان و جامعه نگاه كرد و بسياري از حقايق را ديدو شناخت و علاج دردها را پيدا كرد. همين است كه به نظر ما امروز از هميشه به…نهجالبلاغه محتاجتريم.5

 

* * *

 

          همة مسلمانها به عنوان احياي يك ميراث بينظير اسلامي بايد نهجالبلاغه را زنده كنند و اين احيا نه فقط به معناي كثرت چاپ ـ كه زياد هم چاپ شده ـ بلكه بهبمعناي كار كردن و تحقيق كردن در زمينة آن است؛ همچنان كه در زمينة قرآن كريمبكار شده، تفسيرهاي زيادي نوشته شده است، دربارة
نهج
البلاغه هم بايد اين كارها انجام گيرد.

 

          همان طور كه قرآن خوانده ميشود، نهجالبلاغه هم بايد خوانده شود. چون تالياو دنبالة قرآن است. همان طور كه مسلمانها خودشان را موظّف ميدانند با قرآن</SP AN>‎بانس پيدا كنند و ندانستن قرآن را براي خود نقص ميشمارند، ندانستن نهجالبلاغههم بايد نقص به حساب بيايد.6

 

 

 

3- نهجالبلاغه در كلام علاّه طباطبايي، رضواناللّه تعالي عليه:

 

آنچه براي دانشمندان چشمگير است ادب علمي است كه انسان در زندگي صاحب نهجالبلاغه مشاهده ميكند؛ يعني با آنكه در دل، درياي بيكراني از علوم مختلف را انباشته داشته، چگونه در دوران زندگي پيامبر اسلام حضرت ختمي مرتبت</SPA N>‎ ‎حضرت محمّد بن عبداللّههيچ گونه سخني در هيچ زمينه به زبان نياوردند و تنها در برابر پيامبر اسلام گوش بودند كه فقط ميشنيدند. و اين براي يك فيلسوف، بزرگترين درس است كه بايد در هر زمينه ادب علمي خود را حفظ نمايد و اگر بهيك ابتكار علمي دست يافت در برابر استاد اظهار وجود ننمايد، و اين خود بزرگترين روش اخلاق فلسفي است كه در برابر يك كشف علمي خود را نبازد و اين
‎ ‎بزرگترين درسي است كه از نهجالبلاغه يك فيلسوف ميتواند استفاده نمايد.7

 

 

 

4- گفتار علاّه شيخ آقابزرگ تهراني دربارة نهجالبلاغه:

 

علاّه متتبّع و كتابشناس نامي، شيخ آقابزرگ تهراني، در جلد چهارم كتاب=گرانقدرش «الذرّيعه» تحت عنوان «ترجمة نهجالبلاغه» مينويسد:

 

   &nb
sp;      «بعد از انقطاع وحي الهي كتابي از نظر اعتماد مانند نهج
البلاغه تدوين نشده است. كتابي كه راه صحيح علم و عمل را به انسان نشان ميدهد و پرتوي از علم الهي بر آن تابيده و بوي عطر سخنان پيغمبر اكرم از آن ميتراود.

 

          نهجالبلاغه صدف مرواريدهاي حكمت و گنجينة ياقوتهاي سخن است.

 

          مواعظي كه طي خطبههاي آن ديده ميشود، و نامههاي حضرت، تار و پود دلها را به سوي خود ميكشد. كلمات قصار آن نيز ضامن سعادت دنيا و آخرت است. طالبان حقايق را به ديدن گمشدة خود ارشاد ميكند، و فرزانگان را به راه…سياست و سيادتشان رهبري مينمايد.

 

          كتابي كه داراي چنين ارزشي است، جا دارد كه انديشمندان در پيشگاهش زانوزنند و كاوُشگران آن را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند. و شايسته است كه پيرامونبآن كتابها و رسالهها نوشته شود، تا همه يا بعضي از مطالب آن روشن گردد، و به‎ ‎زبانهاي ديگر هم ترجمه شود، تا اهل هر زباني كَفِي از آن دريا بردارند.»

 

          همچنين در جلد چهاردهم كتاب «الذّريعه» زير عنوان نهجالبلاغه مينويسد:

 

          «نهجالبلاغه از لحاظ اشتهار و مقام والا و ارزش و جايگاه بلندي كه دارد همچون آفتاب نيمروز است. چقدر زشت است كه خردمند بينا سئوال كند آفتاب تابان چيست؟ با اين كه ميبيند پرتو آن سرتاسر جهان را فرا گرفته است. نهجالبلاغه نيز چنين است؛ زيرا شهرت آن شرق و غرب عالم را پر كرده، و نام آن به گوش جهانيان رسيده است.

 

          از تعليمات نهجالبلاغه كلية افراد بشر استفاده ميبرند، چون مطالب اين كتاب ازامعدن وحي الهي ص
ادر شده است
. نهجالبلاغه در تبليغ و تعليم، برادر قرآن كريم است، و دواي درد هر دردمند و بيمار و دستورالعملي است ب
راي به دست آوردن
سعادت دنيا و سيادت آخرت؛ با اين فرق كه قرآن را حامل وحي الهي بر قلب پيغمبر امين&l t;SPAN dir=ltr> نازل كرده است، و نهجالبلاغه انشاء باب مدينة علم پيغمبر و حامل وحي او، يعني سيّد الموحّدين و امام المتَّقين اميرالمؤمنين علي(ع) مِن‎ْ رَب‎ِّ“الْعَالمين است.8..»

 

 

 

5- علاّه سيّد هبهالدّين شهرستاني، فقيه و اسلامشناس نامدار شيعه:

 

…دانشمندان بسياري نهجالبلاغه را ستوده و اعتراف كردهاند كه مطالب‎ِ عالية آن در حدّ اعجاز است، چنانكه عقول‎ِ ايشان از عظمت‎ِ برق‎ِ لامعي كه از خطبهها و مزاياي…جملات آن ميدرخشد به حيرت ميافتد.

 

          تعجّب اُدبا تنها به ملاحظة انسجام الفاظ نهجالبلاغه نيست و دهشت و تحيّر دانشمندان نيز به اين نيست كه معاني‎ِ بليغ آن به سر حدّ اعجاز رسيده، بلكه شگفتيپو تحيّر آنان همه و همه در تنّوع مقاص
د و منظورهاي گوناگوني است كه در خطبه
ها و كلام‎ِ آن وجود دارد؛ و امام(ع) از عهدة بيان آنها به خوبي برآمده و برتري شخصيّت خويش را بر همگان آشكار كرده است9

 

 

 

6- علاّه اميني، دانشمند مجاهد شيعه، صاحب كتاب عظيم الغدير:

 

…اسلام بدون شمشير علي بن ابيطالب(ع) بر پاي نايستاد، و لشكر شرك جز بر اثر قدرت و صولت او منهزم نگرديده است و خداي بزرگ، كعبة بيتالحرام را از آلودگي بتها جز به دست او پاك نفرموده و زنگارهاي شبهه و كفر، جز به بيانات و براهين او ـ كه در نهجالبلاغة شريفش مندرج است ـ زدوده نشده است.10

 

 

 

7- استاد شهيد مرتضي مطهّري، متفكّر، خطيب و متكلّم بزرگ اسلامي:

 

سخن علي(ع) براي او وسيله بوده، نه هدف. او نميخواسته است به اين وسيله9يك اثرِ هنري و يا يك شاهكارِ ادبي از خود باقي گذارد.

 

          بالاتر از همه اين كه سخنش كليّت دارد و محدود به زمان و مكان و افرادِ معيّناًنيست. مخاطب او انسان است و به همين جهت، نه مرز ميشناسد و نه زمان

 

          نهجالبلاغه از همة جهات متأثّر از قرآن و در حقيقت فرزند قرآن است.11

 

 

 

8- علامّه محمّدتقي جعفري(ره) شارح نهج البلاغه :

 

آن روز كه نهجالبلاغة علي بن ابيطالب(ع) بيطرفانه و با دقّت رسيدگي شود، از تمامبمكتبهاي اجتماعي و اخلاقي و اقتصادي و فلسفي بينياز خواهيم شد.12

 

 

 

9 – علامّه محمّدتقي شوشتري، شارح نهجالبلاغه:

 

    & amp;nbsp;   كتاب‎ٌ كأن‎َ اللّه رَصَّع‎َ لفظه                          بجوهر آيات الكتاب المنزَّل

 

حوي حكماً كالدّر ينطق صادقاً                        فلا فرق اِلاّ أنّه غير منزل

 

          «نهجالبلاغه»، كتابي است كه گويي خداوند الفاظش را به وسيلة آيات كتاب آسماني (قرآن) به گوهر آراسته است. (اين كتاب) حاوي حكمت6كتاب (نهجالبلاغه) فرو فرستاده نشده است.13

 

 

 

10- علامّه حسنزاده آملي:

 

كلمات اميرالمؤمنين علي نه فقط از حيث بلاغت، نهجالبلاغه است بلكه در؟جميع شؤون و امور حيات انساني
نهجي قويم و طريقي مستقيم است
.

 

          نهجالبلاغه كتابي است كه اگر در آن به ترتيب حروف تهجّي از الف تا ياء در هر يك از معارف حقّة الهي بحث و فحص گردد، اصول و امّهاتي را حائز است كه هر؛اصلي خود شجرة طيِّبة فروع و اثمار بسيار است.14

 

 

 

11- علامّه محمّدباقر محمودي، صاحب كتاب «نهجالسعاده في مستدرك نهجالبلاغه:

 

من از آغاز، علاقه بسياري به نهجالبلاغه داشتم و هرگاه كه غمگين ميشدم، مطالعة اين كتاب< /، آرامش روحي عجيبي به من ميداد، طوري كه تمام غمهايم را فراموشميكردم…15

 

 

 

12- استاد محمّدرضا حكيمي، نويسنده و محقّق

 

كلام جاودانة «نهجالبلاغه»، جوششي است از سرچشمة بيانقطاع الهي، كه به «امر رب‎ِّ» خود ميجوشد. اين كلام، تقرير دوباره>اي است از حقايق تجسم يافتة «قرآن كريم»، و از علوم «وحي محمّدي» و شناخت</ >هاي قرآن و تعاليم اسلامي.16

 

 

 

 

 

ب : نهجالبلاغه از ديدگاه دانشمندان اهل سنّت

 

 

 

1- ابن ابي الحديد معتزلي
، دانشمند، مورّخ و شارح نهجالبلاغه:

 

امام علي(ع) پيشوا و سرورِ سخنوران و بُلغاست،

 

          كلام او را به حق از سخن خداوند فروتر و از كلام مخلوق فراتر دانستهاند. ارزش سخنان او را همين نشانه بسنده است كه فنون‎ِ سخنوري و نويسندگي را همگيمردم از او آموختهاند.17

 

 

 

2- شيخ محمّد عبده، دانشمند و مُفتي اهل سنّت:

 

در ميان دانشمندان و سخنشناسان زبان و ادبيّات عرب كسي نيست كه به عظمت امام علي(ع) اعتراف نكند. كلام امام علي بن ابيطالب، پس از كلام خداي متعال و يغمبرش شريفترين و برترين سخن و سرشارترين كلام از لحاظ مواد و دارايبهترين شيوه است و بيشترين معاني و محتوا را دارد.18

 

        شيخ محمّد عبده در مقامي ديگر مينويسد:

 

          نهجالبلاغه با مطالبي كه دربردارد ميتواند هدفهاي هر نويسنده و گويندهاي را تأمين كند. در اين كتاب «ترغيب، تنفّر، سياست، جدل، اصول تمدّن، حقوق متقابل اجتماع و رهبر، قوانين عدالت، و پند و نصيحت وجود دارد و هيچ انديشه و خواستهاي بر دل انسان نميگذرد جز آنكه بهتر و كاملترش در اين كتاب يافتميشود.19

 

 

 

3- استاد ناصيف يازجي:

 

اگر بخواهي از لحاظ علم و ادب و انشاء بر رقيبانت برتري جويي
، بايد قرآن ونهجالبلاغه را حفظ كني.20

 

          مهارت من در فن&>‎ّ نويسندگي در اثر مطالعه و بررسي قرآن كريم و خطبههاي شيواي  نهجالبلاغه بود، زيرا اين دو كتاب با عظمت گنج بيپايان زبان عربي و ذخيرة جاودانه ادب جويان است و محال است كه يك نفر اديب لغت عربي بدونپاين كه شبها را تا سحر به مطالعه و غور و بررسي اين دو كتاب و انديشه در بهترين<‎ اسلوبهاي آن مشغول باشد، نيازمندي خود را برطرف نمايد.21

 

 

 

4- شهابالدين محمود آلوسي بغدادي (1217-127ه هق):

 

…نهجالبلاغه، كه حاوي خطبههاي علي بن ابيطالب است، پرتوي از نور سخن الهيادارد و خورشيدي است كه با فصاحت‎ِ منطق نبوي ميدرخشد.22

 

 

 

5- دكتر زكي نجيب:

 

هنگامي كه به همين منتخب كلمات امام علي(ع) كه شريف رضي برگزيده و بدانبنهجالبلاغه نام نهاده است به دقّت مينگريم، خود را در مقابل دنيايي از شگفتي تعبير و عمق معني، حيرتزده  مييابيم.23

 

 

 

6- استاد حسين نائل مِرْصَفي، دانشمند علوم بلاغت در دانشگاه اَلاْزْهَر مصر:

 

نهجالبلاغه كتابي است كه خداوند آن را دليل روشني قرار داد تا ثابت كند كه علي «سلاماللّه عليه» بهترين شاهد زندة نورانيّت و پرتوبخش قرآن و حكمت و دانش وهدايت و اعجاز و فصاحت آن كتاب آسماني است. آيات و نشانههاي حكمت ارزنده و قوانين صحيح سياست و پندهاي روشن و دلنشين و برهانهاي گويا و استواري كه علي(ع) در اين كتاب آورده، خود دليل فضيلت مافوق تصوّر و بهترين آثار يك پيشواي به حق است كه هيچ يك از حكماي بزرگ و فلاسفة عاليمقام و3نوابغ روزگار نظير آن را نياوردهاند.24

 

 

 

7- علي الجندي، رييس دانشكدة علوم در دانشگاه قاهره<

 

با مطالعة نهجالبلاغه نوعي خاص از آهنگ موسيقي بر اعماق احساسات انسانبپنجه ميافكند.

 

 از نظر سَجْع‎ُ و نَظم و ترتيب كلمات و جُملات، طوري مرتّب است كه ميتوان آن را شعر  مَنْثُور ناميد.25

 

 

 

8- عبّاس محمود عَقّاد، نويسنده و مورّخ معروف مصري:

 

در كتاب نهجالبلاغه، نور آيات توحيد و حكمت الهي&l t;/SPAN>‎، چنان درخشان و پرتوافكن است كه بررسي و تحقيق‎ِ همة پژوهندگان معارف الهي را شامل ميشود… . و مهر شخصيّت عَلَوي از پشت سطرها و از ميان حروف اين كتاب پديدار است و چون خوب دقّت كني و گوش فرا دهي صداي امام را از آن سوي كلمات ميشنوي نهصداي ديگر را.26

 

 

 

9- دكتر زكي مبارك:

 

من اعتقاد دارم كه مطالعة كتاب نهجالبلاغه، روح شهامت و مردانگي انسان را تقويت ميكند؛ زيرا از روح بزرگ و پُرتواني صادر شده است كه در برابر تمام-دشواريها چون شير ايستاده است.27

 

 

 

10- استاد خليل هنداوي
:

 

هيچ كتابي را مانند نهجالبلاغه پيدا نميكني كه داراي فصول مختلف و سبك واحدبباشد و از شخص واحدي صادر شده باشد. از اين رو تأكيد داريم و تكرار ميكنيم كه نهجالبلاغه از يك شخصيّت صادر شده و يك نَفْس در آن دميده است.28

 

 

 

11- استاد حنّا الفاخوري:

 

علي(ع) در نهجالبلاغه صاحب شخصيّتي يكتاست. او مرد عقيده و نيرومند وايمان زنده است.

 

          سخن علي بن ابي طالب از لحاظ معني گنجينهاي است كه در ادبيّات آن دورهاًجاي خاص و بينظيري ر
ا اشغال كرده و از نظر لفظ نيز از جمال و رونق بسياري
برخوردار است.

 

          كتاب نهجالبلاغه يك ثروت عظيم فكري و ادبي است</ ;.29

 

 

 

12- استاد «عبدالوهّاب حمورا» استاد علوماسلاميدانشگاه «فواد» قاهرهـ1951:

 

…نهجالبلاغه شامل همة آن چيزهايي است كه پژوهشگران بزرگ، اساتيد اخلاق، فلاسفه، دانشمندان، پيشوايان مذاهب، و سياستمداران پرهيزگار ميتوانند بگويند يا بنويسند. نيروي شگرف پندها، توصيهها، عمق بينش>، ژرفايي محتواي نهجالبلاغه، به خوبي نشان ميدهد كه اين اثر جاودانه، از انديشة بينظير امام علياست… .30

 

 

13- محمّد محييالدّين عبدالحميد، استاد دانشگاه الازهر مصر:

 

نهجالبلاغه كتابي است كه در آن چشمههاي بلاغت و فنون آن گرد آمده و براي كسي كه در آن مينگرد، اسباب فصاحت مهيّا و ميوة رسيده آن در دسترس است؛ چرا كه آن از سخنان فصيحترين انسانها بعد از پيامبر اكرم است</SPA N>، و آن كلمات از قدرتمندترين و برترين انسان از لحاظ منطق و استدلال، نشأت گرفته، و آن عبارات از كسي است كه صاحب اختيار لغت عرب است و هر گونه اراده كند آن را ميگرداند. حكيمي ك
ه حكمت از بيانش جاري مي
شود و خطيبي كه سحر بيانشبدل را مالامال ميكند. عالمي كه از رهگذر آميزش با رسول اللّه و نوشتن وحي الهي و با شمشير و زبان، از زمان كودكي، در راه دين دفاع كردن، او را براي چنين كاريآماده ساخت.31

 

 

 

14- محمود چخاهيچ، معاون نخستوزير بوسني و هرزگوين:

 

وي در مورد اين كه چاپ نهجالبلاغه تا چه حد براي مسلمانان اهل سنّت مفيداست گفت:

 

          نهجالبلاغه آينهاي است كه در آن ميتوان مشخّصات يك انسان كامل، يكاعتقاد تام و يك زندگي كامل را ديد.32

 

 

 

15- دكتر صبحي صالح، استاد دانشكده ادبيّات دانشگاه لبنان:

 

من به نوبة خود، به عنوان شارح و محقق و ضابط نص كتاب، معتقدم كه ضروري</SPAN& gt; است نهجالبلاغه اميرالمؤمنين امام علي(ع)، در سراسر جهان چاپ و توزيع گردد تانسل جديد مسلمان از آن بهرهمند شود.

 

          …از خداوند متعال ميخواهم كه همه ما را به راه راست هدايت كند و محبّت اهلبيت عزيز را در قلب ما جاي دهد و از ما راضي باشد.33

 

 

 

ج : نهجالبلاغه از ديدگاه دانشمندان مسيحي

 

 

 

 اًكتاب&lt ;SPAN dir=ltr>هاي زيادي از طرف دانشمندان غيرمسلمان نوشته شده كه در آنها به عظمت  نهجالبلاغه اعتراف كردهاند. حال به طور اجمال نظر چند تن از اين دانشمندان را ميخوانيم:

 

 

 

1- دانشمند مسيحي، استاد امين نخله:

 

اين دانشمند مسيحي در جواب شخصي كه از او درخواست كرده بود كه صد كلمه.از نهجالبلاغه را براي او انتخاب كند ميگويد:

 

          به خدا قسم نميدانم كه چگونه از ميان صدها كلمة گهربار تعداد صد كلمة آن را انتخاب كنم. من از انتخاب يك كلمة آن هم عاجزم، زيرا اين كار درست به اين ميماند كه دانة ياقوتي را از كنار دانههاي ديگر بردارم. به هر حال اين كار را كردم، در حالي كه دستم ياقوتهاي درخشنده را زيرورو ميكرد و چشمانم از پرتو نور آنها خيره ميشد. نمي&l t;SPAN dir=ltr>تواني باور كني كه به علّت تحيّر و سرگرداني كه در انتخاب هر يك از اين كلمهها داشتم، با چه مشكلي هر كلمهاي را از اين معدن بلاغت بيرون آوردم. اين صد كلمه را بگير و متوّجه باش كه آنها پرتوهايي از نور بلاغت و/جلوههايي از انوار فصاحت هستند.34

 

          استاد امين نخله اعتراف ميكند كه:

 

          هرگاه كسي بخواهد بيماري نفس خود را درمان كند، بايد به گفتار امام(ع) در نهجالبلاغه روي آورد و راه و روش زندگي را از پرتو اين كتاب ارزشمند بياموزد.35

 

 

 

2- جرج جرداق، نويسنده و اديب معروف مسيحي:

 

…آيا در تاريخ مشرق زمين، هيچ به سراغ «نهجالبلاغه» رفتهايد؟… نهجالبلاغهاي كه از فكر و خيال و عاطفه، آياتي به دست ميدهد كه تا انسان هست و تا خيال وبعاطفه و انديشهاي انساني وجود دارد، با ذوق بديع ادبي هنري او پيوند ناگسستنيخواهد داشت< ;.

 

          سخناني به هم پيوسته و هماهنگ، جوشان از دركي عميق و بينشي ژرف، لبريز از شور واقعيّت و گرمي حقيقت، سرشار از اشتياق تمام براي شناخت ماوراءِ اينحقيقت.

 

          سخناني زيبا و نغز، كه زيبايي موضوع و بيان، چنان در آن به هم آميخته كه تعبيرآبا مدلول، و شكل با معني، يكي شدهاند همچنان كه حرارت با آتش، نور باخورشيد، و هوا با هوا يكي هستند!.

 

          و بشر در قبال آن، چيزي جز به مثابة موجودي كه در برابر سيل خروشان و درياي پرموج و توفان سركش يا گردباد تند قرار گرفته باشد، نميتواند به شمارآيد… .

 

          نهجالبلاغهاي كه بيان آن اگر براي انتقاد به كار برده شود، گويي تندباد خروشاني است، و اگر تباهي و فساد را مورد تهديد قرار دهد، همچون آتشفشاني سهمناك زبانه ميكشد، و اگر براي تفكّر و انديشه بخواند، حس‎ّ و عقل را همراه ميسازد، وپاگر در مقام پند و اندرز باشد، مهر و عاطفه پدري را همگام با راستي و وفاي انسانيأدر آن خواهيد يافت، و اگر براي شما از ارزش هستي و زيباييهاي آفرينش و كمالات جهان هستي سخن
گويد، آن
ها را بامدادي آغشته به نور ستارگان در قلبشما مينگارد!

 

          نهجالبلاغه، بياني است رساتر از هر رسا و پارهاي است از يك تنزيل! و پيوند ناگسستني با اصول ادب انساني دارد، و تا آنجا اوج ميگيرد كه دربارة آن گفتهاند: «بياني است فروتر از كلام خداوند، و فراتر از گفتار بشري…»36

 

 

 

3- سليمان كتاني، اديب مسيحي لبناني، مؤلّف كتاب امام علي مشعلي و دژي:

 

چه مفهومي را ميتوان يافت كه در قلمرو نهجالبلاغه فرود آيد و تصوير صادقي ازآاين حقيقت نباشد؟ حقيقتي كه در وادي جسم علي فرزند ابيطالب فرود آمدهاست</SP AN>؛ مانند نور آفتاب كه در جام شفّاف فرود آيد؟

 

          …نهجالبلاغه، صيق
ل كلمات و حروفش
، خواه به دست فرزند ابيطالب انجامبگيرد، يا به دست هنرمندي چيرهدست، كتابي است كه تا ابد تعبير عميق و رسايي ازاًواقعيّت مردي خواهد بود كه علي بن ابيطالب ناميده شده
است
.37

 

 

 

4- پروفسور هانري كُربن، محقّق و شرقشناس معروف فرانسوي:

 

بعد از قرآن و احاديث پيامبر اسلام، نهجالبلاغه در درجة اوّل اهمّيّت قرار دارد. بايدبگفت به طور كلّي اين تنها به قلمرو حيات مذهبي تشيّع محدود نيست، بلكه تفكّرتفلسفي شيعه نيز به آن وابسته است و از آن مايه مي:  ‎گيرد. از اين رو بايد نهجالبلاغه را از مهمترين سرچشمههايي به شمار آورد كه متفكّران شيعه پيوسته از آن سيراب
گشتهاند… .38

 

 

 

5- مستركرنيكوي انگليسي، استاد ادبيّات در دانشگاه عليگر هندوستان:

 

در محضر استادان سخن و اُدبايي كه در مجلس او حاضر بودند، و از اعجاز قرآن از وي پرسيدند در پاسخ گفت:

 

          قرآن را برادر كوچكي است كه «نهجالبلاغه» نام دارد؛ آيا براي كسي امكان دارد كه مانند اين برادر كوچك بياورد تا ما را مجال بحث از برادر بزرگ (يعني قرآن) و امكان آوردن نظير آن باشد؟!…»39

 

 

 

6- بولس سلامه، استاد و شاعر و نويسندة معروف مسيحي لبناني:

 

كتاب مشهور نهجالبلاغه اثر جاودانهاي است كه انسان را به شناخت انديشة بزرگتعلي بن ابيطالب وادار ميسازد و هيچ كتابي جز قرآن، بر آن برتري ندارد…40

 

 

 

17- فواد افرام البستاني، استاد دانشگاه بيروت:

 

من ميخواهم كه اين اثر خود را با برگزيدههايي از «نهجالبلاغه» آغاز كنم، زيرا كه نهجالبلاغه، اثر بزرگترين انديشمند جهان، علي بن ابيطالب است.41

 

 

 

 8- يك دانشمند مسيحي آلماني:

 

مرحوم حجهالاسلام شيخ محمّد محقّقي، نماينده آيتا… العظمي بروجردي1 در6آلمان و مؤسّس مسجد عظيم مسلمين در هامبورگ، ميگفت:

 

          «به امر آيتاللّه بروجردي نهجالبلاغه را براي ترجمه به يكي از دانشمندان آلماني داديم. آن دانشمند مشغول ترجمه شد و روزي نزد من آمد و گفت: اين چه كتابي است؟ هر چه در ترجمه آن به پيش ميروم عظمتش را بيشتر درك ميكنم. به راستي كتاب عجيبي است، خود را در برابر آن كوچك ميبينم… .»42

 

 

 

9- آقاي عبدالرّحمن، مسئول جامعة اسلامي مجارستان، ميگويد:

 

در سال 1986 ميلادي، كارداري در سفارتخانة ايران، كتاب نهجالبلاغه را به منهديه داد. كنجكاو بودم كه ببينم در نهجالبلاغه به عنوان يك اثر تشيّع چه چيزي نوشته شده است. هنگامي كه آن را خواندم، ديدم يك اثر فلسفي است و در آن حكمتهايي هست كه گنجينة اسلام است. آنگاه اسلام را تا حدودي شناختم ومتقاعد شدم.

 

          اكنون هرگاه صحبتي ميشود، شديداً دفاع ميكنم كه سنّي و شيعه در كار نيست؛ همه با هم برادرند. اين گنجينة ارزشمندي است كه ما بايد آن را حفظ ونگهداري كنيم. اين اسلام است.43

 

 

 

 61ه- كنسول روس با چند جمله از نهجالبلاغه مسلمان شد.

 

كنسول روس با شنيدن چند جمله از جملات نهج‎&l t;/SPAN>البلاغه چنان منقلب شد و تكان خورد كه بي اختيار گفت: «اَشْهَدُ اَن‎ْ لاَ اِلَه اِلاَّ اَللَّه‎ُ»

 

          مرحوم شيخ جعفر شوشتري در كتاب «فوائد المشاهد، مجلس 29» داستاني راچنين شرح ميدهد:

 

          يكي از كنسولهاي روسي به يكي از علماي شيعه به عنوان اعتراض ميگويد:

 

          شما مسلمانان براي همه ادّعاي برتريّت ميكنيد و ميگوييد كه ما مسلمان بهتر هستيم، در حالي كه شما نيز مانند ما طايفة كفّار، مرتكب گناه و معصيّت ميشويد؛1پس در اين صورت مسلمانان را بر ما فخري نيست!!

 

          آن عالم ميگويد در پاسخ به او گفتم: آنان را كه تو ديدهاي معصيّتكاران ما هستند. شما پيشوايان و رهبران ما مسلمانان را نميشناسيد. آنان از لوث گناه منزّه واصلاً معصيت نميكنند.

 

اگر ميخواهي، كلامي از رييس و پيشوايمان برايتبخوانم. گفت: بخوان.

 

          راوي به خواندن نامة كريمة امام(ع) به عثمان بن حُنيف پرداخت:

 

          «آگاه باش، هر فردي بايد پيشوايي داشته باشد كه از وي پيروي كند و از نور دانش وي بهرهمند گردد.

 

      &amp ;nbsp;   متوجّه باشيد كه رهبر شما از دنياي خود به دو قطعه لباس كهنه (براي پوشاك) و به دو قرص نان براي خوراك قناعت كرده است و بدانيد كه شما قدرت و توانايي نداريد مانند من زندگي نماييد؛ ليكن از شما ميخواهم با پرهيزكاري، كوشش، عفّت و راستي مرا ياري كنيد.

 

          به خدا سوگند از دنياي شما طلا نيندوخته و از غنيمتهاي آن ثروتي نينباشتهام او نه براي تعويض لباس كهنهام لباس ديگري تهيّه كردهام و نه يك وجب از زمين دنياي شما تصرّف نمودهام و نه بيش از غذاي موجود زنده</SPA N>اي، كه در اثر فشار و سختي از خور و خواب افتاده باشد براي خود غذا برگرفتهام. به راستي اين دنيا در نظر من پستتر و بيارزشتر از مازون تلخ است.

 

          آري از تمام آنچه آسمان كبود بر آن سايه افكنده (از مال دنيا) فقط فدك44 دست ما بود، كه عدّهاي به آن طمع ورزيده و عدّهاي ديگر با مسامحه و ناچاري ازآن چشم پوشيدند؛ خداوند خودش بهترين داور است< SPAN dir=ltr>.

 

          فدك و غيرفدك به چه كار ميآيد در حالي كه جايگاه هر كسي فردا، قبر است، كه در تاريكي آن اثرهايش بريده وخبرهايش پنهان ميگردد؛ گودالي است كه اگر گوركن آن را وسيعتر حفر كند، باز سنگ و كلوخ آن را تحت فشار خود قرار ميدهد و خاكهاي متراكم سوراخهاي آن را مسدود ميكند.

 

          من نَفْس خود را با پرهيزكاري تربيت نمودهام تا روز قيامت كه ترس آن بزرگ؟است، از عذاب الهي در امان باشد و در پرتگاهها استوار بماند.

 

          اگر ميخوا
ستم
، ميتوانستم به شهد عسل و به مغز گندم و به لباس ابريشم دست يابم؛ امّا دور است كه هواي نَفْس من بر من چيره شود و حرص و آز، مرا به انتخاب خوراكهاي رنگارنگ سوق دهد؛ در صورتي كه شايد در حجاز و يمامه كسي پيدا شود كه نه دسترسي به نان داشته باشد و نه سير شدن خود را به ياد آورد. آري، محال است كه با شكم سير بخوابم و در اطراف من شكمهاي گرسنه و7جگرهاي گرم (سوخته) باشد يا مثل گويندة آن شعر باشم.

 

          اين ننگ برايت بس است كه با شكم سير بخوابي و در اطراف تو جگر سوختههايي باشند كه قدح پوستي را آرزو كنند (يا به عبارت بعضي از شارحين به؟دنبال پوست گوسفند مي;گردند كه آن را براي خوراك آماده كنند).

 

          آيا به همين قناعت كنم كه به من بگويند: اين اميرالمؤمنين است؛ امّا در سختيها با مردم همدردي نكنم يا در تنگناهاي زندگي در پيش اي
شان نباشم
. خدا مرا خلق نكرده مانند حيوان پرواري (براي چاق شدن ميبندند) كه تمام همَّش خوراكش است، و يا من، مانند حيوان آزاد و خودسر در سبزهزار نيستم كه شغل او خوردن علفهاي مقابل ديد خود باشد، تا شكم خود را پُر كند و غفلت دارد ازآنچه از او انتظار دارند.»

 

          كنسول با شنيدن كلمات گهربار و سخنان معجزه آساي اميرالمؤمنين7 نور«ايمان به آيينه قلبش تابيد، فوراً به شرف اسلام مشرّف گرديد!!

 

                 اَللّهُم‎َّ نَوِّرْ قُلُوبَنا بِنُورِ الاْيمَان‎ِ كَمَا نَوِّرْت‎َ قَلْبَه‎ُ، بِحَق‎ِّ& > مُحَمَّدٍ وَ عَلِي‎ٍّ وَ اَوْلادِه‎ِ الْمَعْصوميِن‎َ عَلَيْهِم‎ِ اَلْسَلاَم‎ُ.45

 

 

 

 

 

پي نوشت ها :

 

 1- پيام امام خميني(ره) به كنگرة هزارة نهجالبلاغه.

 

2- وصيّتنامة سياسي الهي.

 

3- سخنان مقام معظّم رهبري در كنگرة پنجم نهجالبلاغه، 1364.

 

4- سخنان مقام معظّم رهبري در جمع دانشآموزان شركت< /SPAN>كننده در مسابقات نهجالبلاغه، 1365.

 

5- سخنان مقام معظّم رهبري در كنگرة چهارم نهجالبلاغه، 1363.

 

6- سخنان مقام معظّم رهبري در كنگرة پنجم نهجالبلاغه، 1364.

 

7- قسمتي از پيام علاّه طباطبايي به كنگرة هزارة نهجالبلاغه، 27/2/60.

 

8- سيّدرضي مؤلف نهجالبلاغه، ص 227.

 

   9- پيرامون نهجالبلاغه، علاّه سيّد هبهالدين شهرستاني، ترجمة عبّاس ميرزادة اهري، چاپ سوّم.

 

10- الغدير، ج 5.

 

11- سيري در نهجالبلاغه</S PAN>‎، ص 3ه.

 

12- نگاهي به علي(ع)، ص 65.

 

13- بهجالصباغه في شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 3.

 

14- انسان كامل از ديدگاه نهجالبلاغه، ص 23.

 

15- ميراث ماندگار، ج 3، ص 93.

 

16- كلام جاودانه، ص 155.

 

17- مقدّمة شرح نهجالبلاغه، ابن ابي الحديد.

 

18- مقدّمة شرح نهجالبلاغه، عبده.

 

19- همان مدرك.

 

20- مصادر نهجالبلاغه، عبدالزهراء حسيني، ص 99.

 

21- پيرامون نهجالبلاغه، ص 73.

 

22- مصادر نهجالبلاغه، ص 97.

 

23- نهجالبلاغه از كيست؟، ص 18.

 

24- پيرامون نهجالبلاغه، علاّه شهرستاني، ص 61.

 

25- مقدّمة كتاب علي بن ابيطالب شعره و حكمه.

 

26- عبقريه الامام علي(ع)، ص 132، 135. نقل از مجموعة آشنايي با نهجالبلاغه، ج 2،

 

ص 160.

 

27- مصادر نهجالبلاغه، سيّدعبدالزهراء حسيني، نقل از مجموعة آشنايي با نهجالبلاغه، ج 2، ص 162.

 

28- مصادر نهجالبلاغه، سيّد عبدالزهراء حسيني، ص 93، نقل از پرتوي از نهجالبلاغه،ص 165

 

29- تاريخ ادبيّات عرب‎</SPAN& gt;، ص 248.

 

30- درسهايي از مكتب اسلام، سال 17، شمارة 4.

 

31- شرح نهجالبلاغه، عبده، ص 1.

 

32- روزنا
مه جهان اسلام
، شمارة 221، 12/12/7ه.

 

33- روزنامة اطلاعات، 2/9/1365.

 

34- پيرامون نهج
البلاغه، علاّه شهرستاني، ص 57.

 

35- مصادر نهجالبلاغه، سيّدعبدالزهراء حسيني، ص 1هه.

 

36- امام علي صداي عدالت انساني، جرج جرداق، ترجمة سيّدهادي خسروشاهي (نقل از درسهايي از!مكتب اسلام، سال 17، شماره 4).

 

37- چشمهسارهاي بكر حكمت در نهجالبلاغه، حسين ميرزاخاني، ص 21.

 

38- تاريخ فلسفة اسلامي، ص 80، (نقل از كتاب «نهجالبلاغه از كيست؟» ص 56).

 

39- نهجالبلاغه و گردآورندة آن، ص 273.

 

40- مقدّمه ترجمة نهجالبلاغه به زبان انگليسي، چاپ پاكستان (نقل از مكتب اسلام، سال 17 شماره 4).

 

41- مدرك قبل.

 

42- آيات قرآن در نهجالبلاغه، محمّد محمّدي اشتهاردي< /SPAN>‎، ص 8.

 

43- كيهان فرهنگي، اسفند 1371، شمارة 95، ص 65.

 

44- فدك بخشي از منطقة حاصلخيز خيبر بود كه رسول اكرم به حضرت فاطمه بخشيد.

 

45- علي(ع) آيينة حقنما، سيّدابراهيم الحسينيالسعيدي، ج 1، ص 2ه1.

 

 

 

سيماي نهج البلاغه / ص 73 -90 / انتشاارت تاريخ و فرهنگ

 

nahjnews.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان. نهج البلاغه از ديدگاه دانشمندان جهان
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید